گزارشی از کودکان بی سرپرست؛
کودکانی که قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند/ موازی کاری در امور خیریه را باید کنار زد / کم کاری صدا و سیما در قبال کودکان بی سرپرست
یکی از سفارشات دین مبین اسلام دستگیری از محرومان و نیازمندان جامعه است، روزهای پایانی سال، همه در تکاپوی نو کردن وسایل منزل و خرید رخت نو برای خود هستند و چه خوب است که در این روزها که ایام احسان و نیکوکاری نام گذاری شده است هر کس به قدر وسع خود دل مستمندی را شاد و لب کودکی را خندان کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نافع، یکی از سفارشات دین مبین اسلام دستگیری از محرومان و نیازمندان جامعه است، روزهای پایانی سال، همه در تکاپوی نو کردن وسایل منزل و خرید رخت نو برای خود هستند و چه خوب است که در این روزها که ایام احسان و نیکوکاری نام گذاری شده است هر کس به قدر وسع خود دل مستمندی را شاد کند و لب کودکی را خندان.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نافع,به بهانه این ایام به سراغ بانوان خیّری رفتیم که سرپرستی 31 کودک را به عهده دارند.

در مجموع 9 موسسه خیریه در همدان تحت نظر سازمان بهزیستی و به صورت مردم نهاد مشغول فعالیت هستند یعنی به شمار انگشتان دست هم نمی رسند، اینان سرپرستی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست را به عهده دارند.
یکی از این موسسات را بانویی تاسیس کرده که از کودکی نزد پدر درس نیکی کردن به محروم را می آموخته، بانویی که از ذکر نام خود پرهیز داشت، وی پس از بازنشستگی با تاسیس موسسه خیریه به تربیت فرزندان بی سرپرست مشغول می شود که این فعالیت ها تا به امروز نیز ادامه دارد؛
او خود را به عنوان خیّر قبول ندارد چرا که معتقد است؛ ما بنده خدا هستیم و چیزی از خود نداریم، همین که می توانیم در خدمت محرومین و مستضعفین باشیم توفیقی است که خداوند عطا فرموده چرا که هر چه داریم از اوست.
واسطه خیر
این بانوی خیّر سخنش را اینگونه آغاز می کند: الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهٰذا وَما کُنّا لِنَهتَدِیَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ ما خدا را شکر می کنیم که در موقعیتی قرار گرفتیم که بتوانیم به دیگران کمکی را برسانیم و در واقع با فعالیتی که در موسسه انجام می دهیم منتی بر سر بچه ها نداریم بلکه خوشحال هستیم که لطف خدا شامل حال ما شده و زمینه ای فراهم گردیده تا توفیقی کسب کنیم.
وی ادامه می دهد: کارهای خیر در فطرت انسان نهاده شده، فالهمها فجورها و تقویها؛ در قرآن و توصیه های ائمه علیهم السلام همیشه سفارش به برّ و نیکی شده است و روحیه انسان هم اگر به سمت آن انسان دوستی خود برود گرایش به نیکی خواهد داشت مگر اینکه خدای ناکرده عوامل مختلف اثر بگذارند و آثار شرّ و بدی در انسان ظاهر شود.
این بانو از روزهایی می گوید که نزد پدر مشق عشق می کرد: در دوران کودکی شبهای یلدا که می شد پدر بشقابی را پر می کرد از شب چره هایی که تهیه کرده و به دست ما می داد تا به منزل همسایه ببریم و همیشه همسایه را در اولویت قرار می داد.
آری او معتقد است که باید بهره ای از نعمتهای الهی که خدا به ما عطا کرده را به دیگران نیز برسانیم چرا که نعمت، از آن ِخداست و ما واسطه انتقال آن به بنده اش هستیم.
وی ادامه می دهد: این خیر رساندن هم به این شکل نبود که صرفا جنبه مادی داشته باشد بلکه به جنبه های فرهنگی نیز توجه می شد؛ به عنوان مثال اگر بی سوادی در خانواده بود ما موظف می شدیم که به او خواندن و نوشتن را بیاموزیم، یا اگر در همسایه ها کسی بود که مسئله ای را نمی دانست یا مهارتی را بلد نبود، به او آموزش می دادیم.
آری اینان آموخته اند که زکات علم نشر آن است پس سعیشان بر این بوده است مهارت هایی را که می آموختند به دیگران نیز آموزش دهند و آن را در قبضه خود نگه ندارند.
آموزش دانش آموزان در منزل
بانوی خیّر از دوران دانشجویی خود می گوید: در زمان انقلاب که مدارس تعطیل شده بود بنده دانشجو بودم توفیقی نصیب من شد تا بچه های همسایه را به صورت پایه به پایه در منزل جمع کنم و به ایشان درس بدهم.
ایجاد شغل و درآمدزایی برای دانش آموزان
حال مدیر مدرسه شده است و دغدغه نیاز مالی دانش آموزانش را دارد، وی از آن دوران می گوید: در سال 72 مدیر دبیرستان فدک در حصار علی آباد بودم، در آنجا برنامه ریزی کردیم که لباس و مواد غذایی به افراد مستضعف برسانیم، در حین کار متوجه شدیم افرادی که ضعیف تر هستند معمولا برای دریافت کالاها نمی آیند. این بود که بر آن شدیم تا کار دیگری انجام دهیم.
وی ادامه می دهد: تابستان 73 تصمیم بر این شد که بچه ها برای کلاسهای تابستانی که می آیند در کنارش کار هم بکنند و در قبال کاری که انجام می دهند حقوق بگیرند، کسانی که کار می کردند علاوه بر حقوقی که می گرفتند کمک های غیر نقدی هم دریافت می کردند و دیگر به افرادی که کار نمی کردند کمکها داده نمی شد.
پس از تحقیق و بررسی فراوان برای یافتن طرحی مناسب، به جستجو در اطراف مدرسه می پردازند تا دریابند که استعدادهای منطقه در چیست، اینگونه به دنبال راه اندازی برنامه خدماتی برای دانش آموزان می گردند تا آنها بتوانند درآمدی برای خود کسب کنند.
بانوی خیّر می افزاید: اطراف مدرسه فدک مزارع سبزی بود. قرار شد سبزی بخریم بچه ها پاک کنند، بشویند و خرد شده و بسته بندی در اختیار همکاران فرهنگیمان قرار دهیم و هزینه اش را دریافت کنیم.

وی از نحوه عملکرد بچه ها در این کار می گوید: کار بچه ها به این شکل بود؛ صبح که به مدرسه می آمدند یک عده که به عنوان سرکارگر بودند سبزی ها را به صورت 5کیلو، 5کیلو و ده کیلو، ده کیلو می کشیدند، بعد از آن بچه ها می آمدند ورزش می کردند و بعد از ورزش این سبزی ها را پاک می کردند.
او ادامه می دهد: در وضوخانه مدرسه، محلی را برای شستشوی سبزی ها درست کرده بودیم که بچه ها پس از پاک کردن، سبزی ها را در آنجا می شستند، راهرو مدرسه را نیز شسته و پارچه پهن کرده بودیم و سبزی ها را آنجا خشک می کردیم، و برای خرد کردن سبزی ها را بیرون می دادیم و در پایان به صورت بسته بندی در اختیار همکاران قرار می گرفت، هفته ای دو روز را به این کار اختصاص داده بودیم.
در حین کار متوجه کوهه هایی از ساقه نعنا و شوید می گردند، تصمیم می گیرند دستگاه عرق گیری تهیه نموده و درآمدی هم از این راه کسب کنند، به دنبال این کار، دستگاه آبگیری لیمو و غوره هم خریداری و تهیه آبلیمو و آب غوره نیز به برنامه اضافه می گردد.
بانوی خیّر ادامه می دهد: از این طریق به بچه ها حقوق می دادیم طوری که دستشان در جیب خودشان بود و برای تامین هزینه کلاسهای فوق برنامه و نیز خرید لباسهای مدرسه و مایحتاج خود، از آن حقوق استفاده می کردند و به این طریق باری از دوش خانواده بردارند، علاوه بر آن ما نیز کلیه هزینه های مدرسه را از این طریق تامین کردیم.
و اینگونه یک بازی هدفمند را با بچه ها آغاز می کند، تا بیاموزند برای آنچه به دست می آورند باید هزینه کنند و زحمت بکشند.
خوداتکایی در رفع نیازهای مدرسه
وی از دورانی که مدیریت هنرستان تهذیب را به عهده داشت می گوید: در مدرسه تهذیب برنامه ریزی ما به این شکل بود که هر کس در هر حیطه ای که تخصص داشت به بقیه اعضای مدرسه خدمات دهی می کرد.
مدیر مدرسه تهذیب ادامه می دهد: بچه های رشته طراحی دوخت را ملزم کرده بودیم که لباس تمام بچه های مدرسه را بدوزند تا دیگر نیازی به تهیه لباسها از بازار نباشد، دیوارنویسی های مدرسه توسط خود بچه ها انجام می شد، نقاشی داخل ساختمان مدرسه توسط بچه ها انجام می شد، و تمام این برنامه ها را تحت عنوان بسیج سازندگی و در قالب طرح هجرت انجام می دادیم.

وی می افزاید: هدف از این کارها هم علاوه بر بحث خودکفایی بچه ها، پروش استعدادهای آن ها نیز بود تا در رشته ای که تحصیل می کنند مهارت کافی را کسب کنند و در آینده بتوانند به اشتغال بپردازند و نیازمند دست دراز کردن در مقابل دیگران نباشند.
او بعد از بازنشستگی نیز دست از خدمت رسانی به جامعه نمی کشد و می توان گفت شروع دوباره ای می شود برای خدمت به خلق خدا، واحد خوداشتغالی زنان را با همکاری عده ای از محصلینش افتتاح می کند و در آنجا به فعالیت می پردازد.
نگهداری از فرزندان بی سرپرست
روزی که به اداره بهزیستی می رود متوجه می شود که بهزیستی مراکزش را به بخش خصوصی واگذار می کند، پس اقدام به گرفتن یکی از مراکز می کند تا از آن مکان برای بحث اشتغال بانوان استفاده نماید.
بانوی خیّر که از ذکر نامش معذوریم می گوید: وقتی که برای تحویل یکی از مراکز به بهزیستی مراجعه کردم، بخش بزرگسال واگذار شده بود، پس بخش کودکان 6 تا 12 سال را به ما واگذار کردند و اینگونه در خدمت بهزیستی قرار گرفتیم.

در ابتدا به صورت شخصیت حقیقی در آنجا به فعالیت می پردازد، در ادامه موسسه خیریه ای را با حضور دوستان و آشنایان به صورت مشارکت مردمی تاسیس کرده و به صورت هیئت امنایی موسسه را در سه گروه زیر شش سال، شش تا دوازده سال و دوازده تا هجده سال پایه ریزی می نماید و شخصیت حقوقی پیدا می کند.
هم اکنون این موسسه با نام گلهای نسیم همدان در حال فعالیت است که متولی نگهداری 31 کودک بی سرپرست می باشد.
فریبا صارمی مدیر فعلی این مرکز، در خصوص آغاز به کار موسسه می گوید: موسسه گلهای نسیم همدان از سال 88 آغاز به کار کرد و در سال 89 به ثبت رسید، مبنای کار موسسه نگهداری فرزندان بی سرپرست و بدسرپرست و جدا سازی آنها از محیط نابسامان زندگی قبلیشان و تربیت اسلامی آن ها می باشد.
وی در ادامه می افزاید: هدف موسسه این است که بچه ها بعد از سپری کردن دوران نوجوانی و جوانی درست بتوانند زندگی کنند و نیازهای خود را تامین نموده و محتاج کسی نباشند.
آینده کودکان بی سرپرست پس از 18 سالگی
موسس این مرکز ادامه می دهد: در کنار آن هم سعی شده دست کسی را که به موسسه روی می آورد نا امید برنگردانیم، خصوصا کسانی را که فرزند دارند.
وی ادامه می دهد: تقریبا پنجاه، شصت خانواده به این شکل هستند که ماهانه کمکهای غیر نقدی از موسسه دریافت می کنند.
در گذشته بچه ها از رده ای به رده سنی دیگر که وارد می شدند از موسسه ای به موسسه دیگر منتقل می گشتند، خوب این مسئله، مشکلات عاطفی را برای آنها به همراه داشت اما امروزه معمولا به موسسات، مجوز هر سه رده سنی داده می شود تا بچه ها را از مرحله ای به مرحله دیگر خارج نکنند و اینگونه از بروز مشکلات عاطفی و روانی در بین بچه ها جلوگیری شود.
وی در ادامه در خصوص حمایت های بعد از هجده سالگی از این افراد افزود: ما ترتیبی را اتخاذ کرده ایم که اگر بعد از 18 سالگی این بچه ها موفق به ازدواج نشدند و تنها ماندند باز هم در خدمتشان باشیم و همانند یک خانواده با ما زندگی کنند، چرا که بچه ها در 18 سالگی نیاز به مراقبت و پشتیبانی بیشتری دارند تا بتوانند در سطح اجتماع خود را نشان دهند و استعدادهای خود را شکوفا کنند.
نبود پدر و مادر تنها فقدانی است که قادر به جبرانش نیستیم
در موسسه نیازهایی را که در هر خانه ای برای فرزندان خانواده تامین می شود از جمله خوراک، پوشاک و البسه، وسایل مدرسه، دارو و درمان، عمل جراحی و... فراهم می شود و تنها فقدانی را که قادر به جبران آن نیستیم، می شود گفت نبود پدر و مادر است.
از لحاظ نحوه برخورد نیز توجه کامل شده که هیچگونه برخورد احساسی و یا برخورد تهدیدآمیز با بچه ها صورت نگیرد بلکه کاملا منطقی و تربیتی و برنامه ریزی شده با آنها برخورد می گردد.

در موسسه سعی بر این بوده که در کنار مهارت های زندگی، مهارت های اشتغالزا نیز به بچه ها آموزش داده شود، از جمله آموزشهای فنی و حرفه ای؛ بچه های مرکز دوره های قالیبافی، سفالگری و آشپزی و... را گذرانده اند. برای بچه ها، یک مرکزِ تهیه غذا زده شده تا در آنجا به فعالیت و درآمدزایی بپردازند، یک دبستان غیر انتفاعی تاسیس شده تا هم بچه ها بیشتر تحت حمایت باشند و بهتر درس بخوانند و هم درآمدزایی برای موسسه باشد.
حضور فعال کودکان بی سرپرست در مراسمات ملی و مذهبی
بچه های این مرکز مانند تمام افراد جامعه در مراسمات ملی و مذهبی شرکت داده می شوند؛ از جمله راهپیمایی 22 بهمن و نیز حضور بچه ها در مجالسی که برای اهل بیت(ع) برگزار می گردد، جهت آشنایی و انس گرفتن با ائمه اطهار علیهم السلام.

در مراسمات و اعیاد هم طوری برنامه ریزی شده که اعضای هیئت مدیره و دوستان و آشنایانی که در ارتباط با موسسه هستند در کنار بچه ها باشند تا نیازهای عاطفی آن ها تامین شود و شب خوشی را سپری کنند، بعد هم برنامه دید و بازدیدهای عید را داریم که بچه ها به منزل دوستان و آشنایان مراجعه می کنند و عیدی دریافت می کنند و علاوه بر آن بچه ها به مسافرت های سیاحتی و زیارتی نیز برده می شوند.
صدا و سیما در جهت معرفی موسسات خیریه ضعیف عمل کرده است
صارمی در خصوص مشکلات موجود در اداره موسسات خیریه می گوید: از جمله مشکلاتی که در زمینه فعالیت های این موسسات وجود دارد عدم شناخت مردم از این نهادها در سطح استان است.
وی در این زمینه تصریح می کند: زمانی که در بین مردم صحبتی از موسسه می شود با تعجب می پرسند که مگر همدان هم چنین جایی دارد؟!
صارمی با گلایه از رسانه های استان بیان می دارد: تبلیغات صدا و سیما و رسانه ها در زمینه اینگونه موسسات خیریه بسیار ضعیف است و همین امر سبب شده که مشارکت های مردمی بسیار محدود باشد.
وی می افزاید: در حال حاضر بزرگترین مشکل موسسه ما نداشتن محل اسکان دائمی است، هر دو ساختمان ما استیجاری است، سر ماه مشکل پرداخت اجاره بهای ساختمانها را داریم، از طرفی هم در حال حاضر به ما گفته شده ساختمان را خالی کنیم و این مشکل را داریم که در پایان سال بچه ها را به کجا انتقال دهیم.
کودکان بی سرپرست قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند
یکی از شهروندان همدانی نیز در رابطه با کودکان بد سرپرست با خبرنگار ما اینگونه سخن می گوید: یکی از آسیب های جدی که جامعه را تهدید می کند گسترش کودکانی است که به دلایل متفاوتی تمام وقت خود را در خیابان می گذرانند و از طریق شغل های کاذب امرار معاش می کنند که این معضل ها پیامدهای ناگواری را برای جامعه به همراه دارد.

عظیمی ادامه میدهد: به نظرم این موسسات خیریه علاوه بر اینکه به این کودکان معصوم کمک کرده و راهی برای شکوفایی این افراد باز میکنند در حفظ سلامت جامعه نیز تأثیر گذار هستند.
یکی دیگر از شهروندان ما در این رابطه میگوید: این کودکان قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند، باید تلاش شود حداقل برخی نیاز های این کودکان با کمک مردم عزیزمان برطرف گردد نیازهایی همچون خوراک، پوشاک و مسکن که لااقل از این لحاظ در زندگی کمتر تحت فشار باشند.
ایرانپور در ادامه صحبت هایش بیان میدارد: اگر این کودکان در موسسات نیز با مشکلاتی چون مسکن روبه رو باشند که مجبور به نقل مکان شوند این بی ثباتی در کودکان تأثیرات منفی میگذارد.
وی در رابطه با کمک مردم به این کودکان تصریح میدارد: اگر در زمینه معرفی این موسسات خیریه در استان معرفی بهتری صورت بگیرد قطعا مردم در گره گشایی از بسیاری از مشکلات این کودکان قدم برمیدارند.
ایرانپور می گوید: نباید این کودکان را از خود جدا بدانیم این کودکان را از جامعه نباید تفکیک کرد چرا که این افراد جزئی از جامعه ما هستند و در این جامعه اثر گذارند.
موازی کاری در امور خیریه را باید کنار زد
در ادامه موسس مرکز گلهای نسیم می گوید: درخواست بنده از مردم عزیزمان این هست که به شکرانه سلامتی و توانمندی که دارند و این که بالای سر فرزندانشان هستند اگر هر خانواده ای ماهیانه ده هزار تومان به حساب موسسات خیریه استان که شمارشان به عدد انگشتان دست نمی رسد، واریز کنند این موسسات دیگر مشکل مالی نخواهند داشت. البته یارانه کمی از سوی بهزیستی برای بچه ها ماهیانه واریز می شود که کفاف نیازهای آن ها را نمی دهد.
یعنی از 30 میلیون هزینه ای که ماهیانه خرج موسسه می شود 7 الی 8 میلیون را بهزیستی تامین می کند و 22 میلیون باقیمانده از محل کمکهای مردمی تامین می شود که واقعا جای تشکر دارد که همیشه ما را یاری کرده اند و به یاد فرزندان یتیم بوده اند.
خواهش من از مسئولین نیز ایجاد یکپارچگی در NGOها و موسسات خیریه است، چه از لحاظ مالی و چه از نظر فرهنگی، تا از موازی کاری جلوگیری شود و در واقع تقسیم کار بکنند تا ما در شهرمان دیگر شاهد افراد فقیر نباشیم.

در پایان از مسئولین موسسه خواستیم شماره حسابی را در اختیار ما بگذارند تا چنانچه عزیزی قصد کمک به این فرزندان بی سرپرست را دارد از آن استفاده نماید.
شماره حساب موسسه گلهای نسیم همدان: بانک ملت- 6104337960233714
شماره تماس موسسه: 34223174- 081
به بهانه این ایام به سراغ بانوان خیّری رفتیم که سرپرستی 31 کودک را به عهده دارند.

در مجموع 9 موسسه خیریه در همدان تحت نظر سازمان بهزیستی و به صورت مردم نهاد مشغول فعالیت هستند یعنی به شمار انگشتان دست هم نمی رسند، اینان سرپرستی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست را به عهده دارند.
یکی از این موسسات را بانویی تاسیس کرده که از کودکی نزد پدر درس نیکی کردن به محروم را می آموخته، بانویی که از ذکر نام خود پرهیز داشت، وی پس از بازنشستگی با تاسیس موسسه خیریه به تربیت فرزندان بی سرپرست مشغول می شود که این فعالیت ها تا به امروز نیز ادامه دارد؛
او خود را به عنوان خیّر قبول ندارد چرا که معتقد است؛ ما بنده خدا هستیم و چیزی از خود نداریم، همین که می توانیم در خدمت محرومین و مستضعفین باشیم توفیقی است که خداوند عطا فرموده چرا که هر چه داریم از اوست.
واسطه خیر
این بانوی خیّر سخنش را اینگونه آغاز می کند: الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهٰذا وَما کُنّا لِنَهتَدِیَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ ما خدا را شکر می کنیم که در موقعیتی قرار گرفتیم که بتوانیم به دیگران کمکی را برسانیم و در واقع با فعالیتی که در موسسه انجام می دهیم منتی بر سر بچه ها نداریم بلکه خوشحال هستیم که لطف خدا شامل حال ما شده و زمینه ای فراهم گردیده تا توفیقی کسب کنیم.
وی ادامه می دهد: کارهای خیر در فطرت انسان نهاده شده، فالهمها فجورها و تقویها؛ در قرآن و توصیه های ائمه علیهم السلام همیشه سفارش به برّ و نیکی شده است و روحیه انسان هم اگر به سمت آن انسان دوستی خود برود گرایش به نیکی خواهد داشت مگر اینکه خدای ناکرده عوامل مختلف اثر بگذارند و آثار شرّ و بدی در انسان ظاهر شود.
این بانو از روزهایی می گوید که نزد پدر مشق عشق می کرد: در دوران کودکی شبهای یلدا که می شد پدر بشقابی را پر می کرد از شب چره هایی که تهیه کرده و به دست ما می داد تا به منزل همسایه ببریم و همیشه همسایه را در اولویت قرار می داد.
آری او معتقد است که باید بهره ای از نعمتهای الهی که خدا به ما عطا کرده را به دیگران نیز برسانیم چرا که نعمت، از آن ِخداست و ما واسطه انتقال آن به بنده اش هستیم.
وی ادامه می دهد: این خیر رساندن هم به این شکل نبود که صرفا جنبه مادی داشته باشد بلکه به جنبه های فرهنگی نیز توجه می شد؛ به عنوان مثال اگر بی سوادی در خانواده بود ما موظف می شدیم که به او خواندن و نوشتن را بیاموزیم، یا اگر در همسایه ها کسی بود که مسئله ای را نمی دانست یا مهارتی را بلد نبود، به او آموزش می دادیم.
آری اینان آموخته اند که زکات علم نشر آن است پس سعیشان بر این بوده است مهارت هایی را که می آموختند به دیگران نیز آموزش دهند و آن را در قبضه خود نگه ندارند.
آموزش دانش آموزان در منزل
بانوی خیّر از دوران دانشجویی خود می گوید: در زمان انقلاب که مدارس تعطیل شده بود بنده دانشجو بودم توفیقی نصیب من شد تا بچه های همسایه را به صورت پایه به پایه در منزل جمع کنم و به ایشان درس بدهم.
ایجاد شغل و درآمدزایی برای دانش آموزان
حال مدیر مدرسه شده است و دغدغه نیاز مالی دانش آموزانش را دارد، وی از آن دوران می گوید: در سال 72 مدیر دبیرستان فدک در حصار علی آباد بودم، در آنجا برنامه ریزی کردیم که لباس و مواد غذایی به افراد مستضعف برسانیم، در حین کار متوجه شدیم افرادی که ضعیف تر هستند معمولا برای دریافت کالاها نمی آیند. این بود که بر آن شدیم تا کار دیگری انجام دهیم.
وی ادامه می دهد: تابستان 73 تصمیم بر این شد که بچه ها برای کلاسهای تابستانی که می آیند در کنارش کار هم بکنند و در قبال کاری که انجام می دهند حقوق بگیرند، کسانی که کار می کردند علاوه بر حقوقی که می گرفتند کمک های غیر نقدی هم دریافت می کردند و دیگر به افرادی که کار نمی کردند کمکها داده نمی شد.
پس از تحقیق و بررسی فراوان برای یافتن طرحی مناسب، به جستجو در اطراف مدرسه می پردازند تا دریابند که استعدادهای منطقه در چیست، اینگونه به دنبال راه اندازی برنامه خدماتی برای دانش آموزان می گردند تا آنها بتوانند درآمدی برای خود کسب کنند.
بانوی خیّر می افزاید: اطراف مدرسه فدک مزارع سبزی بود. قرار شد سبزی بخریم بچه ها پاک کنند، بشویند و خرد شده و بسته بندی در اختیار همکاران فرهنگیمان قرار دهیم و هزینه اش را دریافت کنیم.

وی از نحوه عملکرد بچه ها در این کار می گوید: کار بچه ها به این شکل بود؛ صبح که به مدرسه می آمدند یک عده که به عنوان سرکارگر بودند سبزی ها را به صورت 5کیلو، 5کیلو و ده کیلو، ده کیلو می کشیدند، بعد از آن بچه ها می آمدند ورزش می کردند و بعد از ورزش این سبزی ها را پاک می کردند.
او ادامه می دهد: در وضوخانه مدرسه، محلی را برای شستشوی سبزی ها درست کرده بودیم که بچه ها پس از پاک کردن، سبزی ها را در آنجا می شستند، راهرو مدرسه را نیز شسته و پارچه پهن کرده بودیم و سبزی ها را آنجا خشک می کردیم، و برای خرد کردن سبزی ها را بیرون می دادیم و در پایان به صورت بسته بندی در اختیار همکاران قرار می گرفت، هفته ای دو روز را به این کار اختصاص داده بودیم.
در حین کار متوجه کوهه هایی از ساقه نعنا و شوید می گردند، تصمیم می گیرند دستگاه عرق گیری تهیه نموده و درآمدی هم از این راه کسب کنند، به دنبال این کار، دستگاه آبگیری لیمو و غوره هم خریداری و تهیه آبلیمو و آب غوره نیز به برنامه اضافه می گردد.
بانوی خیّر ادامه می دهد: از این طریق به بچه ها حقوق می دادیم طوری که دستشان در جیب خودشان بود و برای تامین هزینه کلاسهای فوق برنامه و نیز خرید لباسهای مدرسه و مایحتاج خود، از آن حقوق استفاده می کردند و به این طریق باری از دوش خانواده بردارند، علاوه بر آن ما نیز کلیه هزینه های مدرسه را از این طریق تامین کردیم.
و اینگونه یک بازی هدفمند را با بچه ها آغاز می کند، تا بیاموزند برای آنچه به دست می آورند باید هزینه کنند و زحمت بکشند.
خوداتکایی در رفع نیازهای مدرسه
وی از دورانی که مدیریت هنرستان تهذیب را به عهده داشت می گوید: در مدرسه تهذیب برنامه ریزی ما به این شکل بود که هر کس در هر حیطه ای که تخصص داشت به بقیه اعضای مدرسه خدمات دهی می کرد.
مدیر مدرسه تهذیب ادامه می دهد: بچه های رشته طراحی دوخت را ملزم کرده بودیم که لباس تمام بچه های مدرسه را بدوزند تا دیگر نیازی به تهیه لباسها از بازار نباشد، دیوارنویسی های مدرسه توسط خود بچه ها انجام می شد، نقاشی داخل ساختمان مدرسه توسط بچه ها انجام می شد، و تمام این برنامه ها را تحت عنوان بسیج سازندگی و در قالب طرح هجرت انجام می دادیم.

وی می افزاید: هدف از این کارها هم علاوه بر بحث خودکفایی بچه ها، پروش استعدادهای آن ها نیز بود تا در رشته ای که تحصیل می کنند مهارت کافی را کسب کنند و در آینده بتوانند به اشتغال بپردازند و نیازمند دست دراز کردن در مقابل دیگران نباشند.
او بعد از بازنشستگی نیز دست از خدمت رسانی به جامعه نمی کشد و می توان گفت شروع دوباره ای می شود برای خدمت به خلق خدا، واحد خوداشتغالی زنان را با همکاری عده ای از محصلینش افتتاح می کند و در آنجا به فعالیت می پردازد.
نگهداری از فرزندان بی سرپرست
روزی که به اداره بهزیستی می رود متوجه می شود که بهزیستی مراکزش را به بخش خصوصی واگذار می کند، پس اقدام به گرفتن یکی از مراکز می کند تا از آن مکان برای بحث اشتغال بانوان استفاده نماید.
بانوی خیّر که از ذکر نامش معذوریم می گوید: وقتی که برای تحویل یکی از مراکز به بهزیستی مراجعه کردم، بخش بزرگسال واگذار شده بود، پس بخش کودکان 6 تا 12 سال را به ما واگذار کردند و اینگونه در خدمت بهزیستی قرار گرفتیم.

در ابتدا به صورت شخصیت حقیقی در آنجا به فعالیت می پردازد، در ادامه موسسه خیریه ای را با حضور دوستان و آشنایان به صورت مشارکت مردمی تاسیس کرده و به صورت هیئت امنایی موسسه را در سه گروه زیر شش سال، شش تا دوازده سال و دوازده تا هجده سال پایه ریزی می نماید و شخصیت حقوقی پیدا می کند.
هم اکنون این موسسه با نام گلهای نسیم همدان در حال فعالیت است که متولی نگهداری 31 کودک بی سرپرست می باشد.
فریبا صارمی مدیر فعلی این مرکز، در خصوص آغاز به کار موسسه می گوید: موسسه گلهای نسیم همدان از سال 88 آغاز به کار کرد و در سال 89 به ثبت رسید، مبنای کار موسسه نگهداری فرزندان بی سرپرست و بدسرپرست و جدا سازی آنها از محیط نابسامان زندگی قبلیشان و تربیت اسلامی آن ها می باشد.
وی در ادامه می افزاید: هدف موسسه این است که بچه ها بعد از سپری کردن دوران نوجوانی و جوانی درست بتوانند زندگی کنند و نیازهای خود را تامین نموده و محتاج کسی نباشند.
آینده کودکان بی سرپرست پس از 18 سالگی
موسس این مرکز ادامه می دهد: در کنار آن هم سعی شده دست کسی را که به موسسه روی می آورد نا امید برنگردانیم، خصوصا کسانی را که فرزند دارند.
وی ادامه می دهد: تقریبا پنجاه، شصت خانواده به این شکل هستند که ماهانه کمکهای غیر نقدی از موسسه دریافت می کنند.
در گذشته بچه ها از رده ای به رده سنی دیگر که وارد می شدند از موسسه ای به موسسه دیگر منتقل می گشتند، خوب این مسئله، مشکلات عاطفی را برای آنها به همراه داشت اما امروزه معمولا به موسسات، مجوز هر سه رده سنی داده می شود تا بچه ها را از مرحله ای به مرحله دیگر خارج نکنند و اینگونه از بروز مشکلات عاطفی و روانی در بین بچه ها جلوگیری شود.
وی در ادامه در خصوص حمایت های بعد از هجده سالگی از این افراد افزود: ما ترتیبی را اتخاذ کرده ایم که اگر بعد از 18 سالگی این بچه ها موفق به ازدواج نشدند و تنها ماندند باز هم در خدمتشان باشیم و همانند یک خانواده با ما زندگی کنند، چرا که بچه ها در 18 سالگی نیاز به مراقبت و پشتیبانی بیشتری دارند تا بتوانند در سطح اجتماع خود را نشان دهند و استعدادهای خود را شکوفا کنند.
نبود پدر و مادر تنها فقدانی است که قادر به جبرانش نیستیم
در موسسه نیازهایی را که در هر خانه ای برای فرزندان خانواده تامین می شود از جمله خوراک، پوشاک و البسه، وسایل مدرسه، دارو و درمان، عمل جراحی و... فراهم می شود و تنها فقدانی را که قادر به جبران آن نیستیم، می شود گفت نبود پدر و مادر است.
از لحاظ نحوه برخورد نیز توجه کامل شده که هیچگونه برخورد احساسی و یا برخورد تهدیدآمیز با بچه ها صورت نگیرد بلکه کاملا منطقی و تربیتی و برنامه ریزی شده با آنها برخورد می گردد.

در موسسه سعی بر این بوده که در کنار مهارت های زندگی، مهارت های اشتغالزا نیز به بچه ها آموزش داده شود، از جمله آموزشهای فنی و حرفه ای؛ بچه های مرکز دوره های قالیبافی، سفالگری و آشپزی و... را گذرانده اند. برای بچه ها، یک مرکزِ تهیه غذا زده شده تا در آنجا به فعالیت و درآمدزایی بپردازند، یک دبستان غیر انتفاعی تاسیس شده تا هم بچه ها بیشتر تحت حمایت باشند و بهتر درس بخوانند و هم درآمدزایی برای موسسه باشد.
حضور فعال کودکان بی سرپرست در مراسمات ملی و مذهبی
بچه های این مرکز مانند تمام افراد جامعه در مراسمات ملی و مذهبی شرکت داده می شوند؛ از جمله راهپیمایی 22 بهمن و نیز حضور بچه ها در مجالسی که برای اهل بیت(ع) برگزار می گردد، جهت آشنایی و انس گرفتن با ائمه اطهار علیهم السلام.

در مراسمات و اعیاد هم طوری برنامه ریزی شده که اعضای هیئت مدیره و دوستان و آشنایانی که در ارتباط با موسسه هستند در کنار بچه ها باشند تا نیازهای عاطفی آن ها تامین شود و شب خوشی را سپری کنند، بعد هم برنامه دید و بازدیدهای عید را داریم که بچه ها به منزل دوستان و آشنایان مراجعه می کنند و عیدی دریافت می کنند و علاوه بر آن بچه ها به مسافرت های سیاحتی و زیارتی نیز برده می شوند.
صدا و سیما در جهت معرفی موسسات خیریه ضعیف عمل کرده است
صارمی در خصوص مشکلات موجود در اداره موسسات خیریه می گوید: از جمله مشکلاتی که در زمینه فعالیت های این موسسات وجود دارد عدم شناخت مردم از این نهادها در سطح استان است.
وی در این زمینه تصریح می کند: زمانی که در بین مردم صحبتی از موسسه می شود با تعجب می پرسند که مگر همدان هم چنین جایی دارد؟!
صارمی با گلایه از رسانه های استان بیان می دارد: تبلیغات صدا و سیما و رسانه ها در زمینه اینگونه موسسات خیریه بسیار ضعیف است و همین امر سبب شده که مشارکت های مردمی بسیار محدود باشد.
وی می افزاید: در حال حاضر بزرگترین مشکل موسسه ما نداشتن محل اسکان دائمی است، هر دو ساختمان ما استیجاری است، سر ماه مشکل پرداخت اجاره بهای ساختمانها را داریم، از طرفی هم در حال حاضر به ما گفته شده ساختمان را خالی کنیم و این مشکل را داریم که در پایان سال بچه ها را به کجا انتقال دهیم.
کودکان بی سرپرست قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند
یکی از شهروندان همدانی نیز در رابطه با کودکان بد سرپرست با خبرنگار ما اینگونه سخن می گوید: یکی از آسیب های جدی که جامعه را تهدید می کند گسترش کودکانی است که به دلایل متفاوتی تمام وقت خود را در خیابان می گذرانند و از طریق شغل های کاذب امرار معاش می کنند که این معضل ها پیامدهای ناگواری را برای جامعه به همراه دارد.

عظیمی ادامه میدهد: به نظرم این موسسات خیریه علاوه بر اینکه به این کودکان معصوم کمک کرده و راهی برای شکوفایی این افراد باز میکنند در حفظ سلامت جامعه نیز تأثیر گذار هستند.
یکی دیگر از شهروندان ما در این رابطه میگوید: این کودکان قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند، باید تلاش شود حداقل برخی نیاز های این کودکان با کمک مردم عزیزمان برطرف گردد نیازهایی همچون خوراک، پوشاک و مسکن که لااقل از این لحاظ در زندگی کمتر تحت فشار باشند.
ایرانپور در ادامه صحبت هایش بیان میدارد: اگر این کودکان در موسسات نیز با مشکلاتی چون مسکن روبه رو باشند که مجبور به نقل مکان شوند این بی ثباتی در کودکان تأثیرات منفی میگذارد.
وی در رابطه با کمک مردم به این کودکان تصریح میدارد: اگر در زمینه معرفی این موسسات خیریه در استان معرفی بهتری صورت بگیرد قطعا مردم در گره گشایی از بسیاری از مشکلات این کودکان قدم برمیدارند.
ایرانپور می گوید: نباید این کودکان را از خود جدا بدانیم این کودکان را از جامعه نباید تفکیک کرد چرا که این افراد جزئی از جامعه ما هستند و در این جامعه اثر گذارند.
موازی کاری در امور خیریه را باید کنار زد
در ادامه موسس مرکز گلهای نسیم می گوید: درخواست بنده از مردم عزیزمان این هست که به شکرانه سلامتی و توانمندی که دارند و این که بالای سر فرزندانشان هستند اگر هر خانواده ای ماهیانه ده هزار تومان به حساب موسسات خیریه استان که شمارشان به عدد انگشتان دست نمی رسد، واریز کنند این موسسات دیگر مشکل مالی نخواهند داشت. البته یارانه کمی از سوی بهزیستی برای بچه ها ماهیانه واریز می شود که کفاف نیازهای آن ها را نمی دهد.
یعنی از 30 میلیون هزینه ای که ماهیانه خرج موسسه می شود 7 الی 8 میلیون را بهزیستی تامین می کند و 22 میلیون باقیمانده از محل کمکهای مردمی تامین می شود که واقعا جای تشکر دارد که همیشه ما را یاری کرده اند و به یاد فرزندان یتیم بوده اند.
خواهش من از مسئولین نیز ایجاد یکپارچگی در NGOها و موسسات خیریه است، چه از لحاظ مالی و چه از نظر فرهنگی، تا از موازی کاری جلوگیری شود و در واقع تقسیم کار بکنند تا ما در شهرمان دیگر شاهد افراد فقیر نباشیم.

در پایان از مسئولین موسسه خواستیم شماره حسابی را در اختیار ما بگذارند تا چنانچه عزیزی قصد کمک به این فرزندان بی سرپرست را دارد از آن استفاده نماید.
شماره حساب موسسه گلهای نسیم همدان: بانک ملت- 6104337960233714
شماره تماس موسسه: 34223174- 081
به بهانه این ایام به سراغ بانوان خیّری رفتیم که سرپرستی 31 کودک را به عهده دارند.

در مجموع 9 موسسه خیریه در همدان تحت نظر سازمان بهزیستی و به صورت مردم نهاد مشغول فعالیت هستند یعنی به شمار انگشتان دست هم نمی رسند، اینان سرپرستی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست را به عهده دارند.
یکی از این موسسات را بانویی تاسیس کرده که از کودکی نزد پدر درس نیکی کردن به محروم را می آموخته، بانویی که از ذکر نام خود پرهیز داشت، وی پس از بازنشستگی با تاسیس موسسه خیریه به تربیت فرزندان بی سرپرست مشغول می شود که این فعالیت ها تا به امروز نیز ادامه دارد؛
او خود را به عنوان خیّر قبول ندارد چرا که معتقد است؛ ما بنده خدا هستیم و چیزی از خود نداریم، همین که می توانیم در خدمت محرومین و مستضعفین باشیم توفیقی است که خداوند عطا فرموده چرا که هر چه داریم از اوست.
واسطه خیر
این بانوی خیّر سخنش را اینگونه آغاز می کند: الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهٰذا وَما کُنّا لِنَهتَدِیَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ ما خدا را شکر می کنیم که در موقعیتی قرار گرفتیم که بتوانیم به دیگران کمکی را برسانیم و در واقع با فعالیتی که در موسسه انجام می دهیم منتی بر سر بچه ها نداریم بلکه خوشحال هستیم که لطف خدا شامل حال ما شده و زمینه ای فراهم گردیده تا توفیقی کسب کنیم.
وی ادامه می دهد: کارهای خیر در فطرت انسان نهاده شده، فالهمها فجورها و تقویها؛ در قرآن و توصیه های ائمه علیهم السلام همیشه سفارش به برّ و نیکی شده است و روحیه انسان هم اگر به سمت آن انسان دوستی خود برود گرایش به نیکی خواهد داشت مگر اینکه خدای ناکرده عوامل مختلف اثر بگذارند و آثار شرّ و بدی در انسان ظاهر شود.
این بانو از روزهایی می گوید که نزد پدر مشق عشق می کرد: در دوران کودکی شبهای یلدا که می شد پدر بشقابی را پر می کرد از شب چره هایی که تهیه کرده و به دست ما می داد تا به منزل همسایه ببریم و همیشه همسایه را در اولویت قرار می داد.
آری او معتقد است که باید بهره ای از نعمتهای الهی که خدا به ما عطا کرده را به دیگران نیز برسانیم چرا که نعمت، از آن ِخداست و ما واسطه انتقال آن به بنده اش هستیم.
وی ادامه می دهد: این خیر رساندن هم به این شکل نبود که صرفا جنبه مادی داشته باشد بلکه به جنبه های فرهنگی نیز توجه می شد؛ به عنوان مثال اگر بی سوادی در خانواده بود ما موظف می شدیم که به او خواندن و نوشتن را بیاموزیم، یا اگر در همسایه ها کسی بود که مسئله ای را نمی دانست یا مهارتی را بلد نبود، به او آموزش می دادیم.
آری اینان آموخته اند که زکات علم نشر آن است پس سعیشان بر این بوده است مهارت هایی را که می آموختند به دیگران نیز آموزش دهند و آن را در قبضه خود نگه ندارند.
آموزش دانش آموزان در منزل
بانوی خیّر از دوران دانشجویی خود می گوید: در زمان انقلاب که مدارس تعطیل شده بود بنده دانشجو بودم توفیقی نصیب من شد تا بچه های همسایه را به صورت پایه به پایه در منزل جمع کنم و به ایشان درس بدهم.
ایجاد شغل و درآمدزایی برای دانش آموزان
حال مدیر مدرسه شده است و دغدغه نیاز مالی دانش آموزانش را دارد، وی از آن دوران می گوید: در سال 72 مدیر دبیرستان فدک در حصار علی آباد بودم، در آنجا برنامه ریزی کردیم که لباس و مواد غذایی به افراد مستضعف برسانیم، در حین کار متوجه شدیم افرادی که ضعیف تر هستند معمولا برای دریافت کالاها نمی آیند. این بود که بر آن شدیم تا کار دیگری انجام دهیم.
وی ادامه می دهد: تابستان 73 تصمیم بر این شد که بچه ها برای کلاسهای تابستانی که می آیند در کنارش کار هم بکنند و در قبال کاری که انجام می دهند حقوق بگیرند، کسانی که کار می کردند علاوه بر حقوقی که می گرفتند کمک های غیر نقدی هم دریافت می کردند و دیگر به افرادی که کار نمی کردند کمکها داده نمی شد.
پس از تحقیق و بررسی فراوان برای یافتن طرحی مناسب، به جستجو در اطراف مدرسه می پردازند تا دریابند که استعدادهای منطقه در چیست، اینگونه به دنبال راه اندازی برنامه خدماتی برای دانش آموزان می گردند تا آنها بتوانند درآمدی برای خود کسب کنند.
بانوی خیّر می افزاید: اطراف مدرسه فدک مزارع سبزی بود. قرار شد سبزی بخریم بچه ها پاک کنند، بشویند و خرد شده و بسته بندی در اختیار همکاران فرهنگیمان قرار دهیم و هزینه اش را دریافت کنیم.

وی از نحوه عملکرد بچه ها در این کار می گوید: کار بچه ها به این شکل بود؛ صبح که به مدرسه می آمدند یک عده که به عنوان سرکارگر بودند سبزی ها را به صورت 5کیلو، 5کیلو و ده کیلو، ده کیلو می کشیدند، بعد از آن بچه ها می آمدند ورزش می کردند و بعد از ورزش این سبزی ها را پاک می کردند.
او ادامه می دهد: در وضوخانه مدرسه، محلی را برای شستشوی سبزی ها درست کرده بودیم که بچه ها پس از پاک کردن، سبزی ها را در آنجا می شستند، راهرو مدرسه را نیز شسته و پارچه پهن کرده بودیم و سبزی ها را آنجا خشک می کردیم، و برای خرد کردن سبزی ها را بیرون می دادیم و در پایان به صورت بسته بندی در اختیار همکاران قرار می گرفت، هفته ای دو روز را به این کار اختصاص داده بودیم.
در حین کار متوجه کوهه هایی از ساقه نعنا و شوید می گردند، تصمیم می گیرند دستگاه عرق گیری تهیه نموده و درآمدی هم از این راه کسب کنند، به دنبال این کار، دستگاه آبگیری لیمو و غوره هم خریداری و تهیه آبلیمو و آب غوره نیز به برنامه اضافه می گردد.
بانوی خیّر ادامه می دهد: از این طریق به بچه ها حقوق می دادیم طوری که دستشان در جیب خودشان بود و برای تامین هزینه کلاسهای فوق برنامه و نیز خرید لباسهای مدرسه و مایحتاج خود، از آن حقوق استفاده می کردند و به این طریق باری از دوش خانواده بردارند، علاوه بر آن ما نیز کلیه هزینه های مدرسه را از این طریق تامین کردیم.
و اینگونه یک بازی هدفمند را با بچه ها آغاز می کند، تا بیاموزند برای آنچه به دست می آورند باید هزینه کنند و زحمت بکشند.
خوداتکایی در رفع نیازهای مدرسه
وی از دورانی که مدیریت هنرستان تهذیب را به عهده داشت می گوید: در مدرسه تهذیب برنامه ریزی ما به این شکل بود که هر کس در هر حیطه ای که تخصص داشت به بقیه اعضای مدرسه خدمات دهی می کرد.
مدیر مدرسه تهذیب ادامه می دهد: بچه های رشته طراحی دوخت را ملزم کرده بودیم که لباس تمام بچه های مدرسه را بدوزند تا دیگر نیازی به تهیه لباسها از بازار نباشد، دیوارنویسی های مدرسه توسط خود بچه ها انجام می شد، نقاشی داخل ساختمان مدرسه توسط بچه ها انجام می شد، و تمام این برنامه ها را تحت عنوان بسیج سازندگی و در قالب طرح هجرت انجام می دادیم.

وی می افزاید: هدف از این کارها هم علاوه بر بحث خودکفایی بچه ها، پروش استعدادهای آن ها نیز بود تا در رشته ای که تحصیل می کنند مهارت کافی را کسب کنند و در آینده بتوانند به اشتغال بپردازند و نیازمند دست دراز کردن در مقابل دیگران نباشند.
او بعد از بازنشستگی نیز دست از خدمت رسانی به جامعه نمی کشد و می توان گفت شروع دوباره ای می شود برای خدمت به خلق خدا، واحد خوداشتغالی زنان را با همکاری عده ای از محصلینش افتتاح می کند و در آنجا به فعالیت می پردازد.
نگهداری از فرزندان بی سرپرست
روزی که به اداره بهزیستی می رود متوجه می شود که بهزیستی مراکزش را به بخش خصوصی واگذار می کند، پس اقدام به گرفتن یکی از مراکز می کند تا از آن مکان برای بحث اشتغال بانوان استفاده نماید.
بانوی خیّر که از ذکر نامش معذوریم می گوید: وقتی که برای تحویل یکی از مراکز به بهزیستی مراجعه کردم، بخش بزرگسال واگذار شده بود، پس بخش کودکان 6 تا 12 سال را به ما واگذار کردند و اینگونه در خدمت بهزیستی قرار گرفتیم.

در ابتدا به صورت شخصیت حقیقی در آنجا به فعالیت می پردازد، در ادامه موسسه خیریه ای را با حضور دوستان و آشنایان به صورت مشارکت مردمی تاسیس کرده و به صورت هیئت امنایی موسسه را در سه گروه زیر شش سال، شش تا دوازده سال و دوازده تا هجده سال پایه ریزی می نماید و شخصیت حقوقی پیدا می کند.
هم اکنون این موسسه با نام گلهای نسیم همدان در حال فعالیت است که متولی نگهداری 31 کودک بی سرپرست می باشد.
فریبا صارمی مدیر فعلی این مرکز، در خصوص آغاز به کار موسسه می گوید: موسسه گلهای نسیم همدان از سال 88 آغاز به کار کرد و در سال 89 به ثبت رسید، مبنای کار موسسه نگهداری فرزندان بی سرپرست و بدسرپرست و جدا سازی آنها از محیط نابسامان زندگی قبلیشان و تربیت اسلامی آن ها می باشد.
وی در ادامه می افزاید: هدف موسسه این است که بچه ها بعد از سپری کردن دوران نوجوانی و جوانی درست بتوانند زندگی کنند و نیازهای خود را تامین نموده و محتاج کسی نباشند.
آینده کودکان بی سرپرست پس از 18 سالگی
موسس این مرکز ادامه می دهد: در کنار آن هم سعی شده دست کسی را که به موسسه روی می آورد نا امید برنگردانیم، خصوصا کسانی را که فرزند دارند.
وی ادامه می دهد: تقریبا پنجاه، شصت خانواده به این شکل هستند که ماهانه کمکهای غیر نقدی از موسسه دریافت می کنند.
در گذشته بچه ها از رده ای به رده سنی دیگر که وارد می شدند از موسسه ای به موسسه دیگر منتقل می گشتند، خوب این مسئله، مشکلات عاطفی را برای آنها به همراه داشت اما امروزه معمولا به موسسات، مجوز هر سه رده سنی داده می شود تا بچه ها را از مرحله ای به مرحله دیگر خارج نکنند و اینگونه از بروز مشکلات عاطفی و روانی در بین بچه ها جلوگیری شود.
وی در ادامه در خصوص حمایت های بعد از هجده سالگی از این افراد افزود: ما ترتیبی را اتخاذ کرده ایم که اگر بعد از 18 سالگی این بچه ها موفق به ازدواج نشدند و تنها ماندند باز هم در خدمتشان باشیم و همانند یک خانواده با ما زندگی کنند، چرا که بچه ها در 18 سالگی نیاز به مراقبت و پشتیبانی بیشتری دارند تا بتوانند در سطح اجتماع خود را نشان دهند و استعدادهای خود را شکوفا کنند.
نبود پدر و مادر تنها فقدانی است که قادر به جبرانش نیستیم
در موسسه نیازهایی را که در هر خانه ای برای فرزندان خانواده تامین می شود از جمله خوراک، پوشاک و البسه، وسایل مدرسه، دارو و درمان، عمل جراحی و... فراهم می شود و تنها فقدانی را که قادر به جبران آن نیستیم، می شود گفت نبود پدر و مادر است.
از لحاظ نحوه برخورد نیز توجه کامل شده که هیچگونه برخورد احساسی و یا برخورد تهدیدآمیز با بچه ها صورت نگیرد بلکه کاملا منطقی و تربیتی و برنامه ریزی شده با آنها برخورد می گردد.

در موسسه سعی بر این بوده که در کنار مهارت های زندگی، مهارت های اشتغالزا نیز به بچه ها آموزش داده شود، از جمله آموزشهای فنی و حرفه ای؛ بچه های مرکز دوره های قالیبافی، سفالگری و آشپزی و... را گذرانده اند. برای بچه ها، یک مرکزِ تهیه غذا زده شده تا در آنجا به فعالیت و درآمدزایی بپردازند، یک دبستان غیر انتفاعی تاسیس شده تا هم بچه ها بیشتر تحت حمایت باشند و بهتر درس بخوانند و هم درآمدزایی برای موسسه باشد.
حضور فعال کودکان بی سرپرست در مراسمات ملی و مذهبی
بچه های این مرکز مانند تمام افراد جامعه در مراسمات ملی و مذهبی شرکت داده می شوند؛ از جمله راهپیمایی 22 بهمن و نیز حضور بچه ها در مجالسی که برای اهل بیت(ع) برگزار می گردد، جهت آشنایی و انس گرفتن با ائمه اطهار علیهم السلام.

در مراسمات و اعیاد هم طوری برنامه ریزی شده که اعضای هیئت مدیره و دوستان و آشنایانی که در ارتباط با موسسه هستند در کنار بچه ها باشند تا نیازهای عاطفی آن ها تامین شود و شب خوشی را سپری کنند، بعد هم برنامه دید و بازدیدهای عید را داریم که بچه ها به منزل دوستان و آشنایان مراجعه می کنند و عیدی دریافت می کنند و علاوه بر آن بچه ها به مسافرت های سیاحتی و زیارتی نیز برده می شوند.
صدا و سیما در جهت معرفی موسسات خیریه ضعیف عمل کرده است
صارمی در خصوص مشکلات موجود در اداره موسسات خیریه می گوید: از جمله مشکلاتی که در زمینه فعالیت های این موسسات وجود دارد عدم شناخت مردم از این نهادها در سطح استان است.
وی در این زمینه تصریح می کند: زمانی که در بین مردم صحبتی از موسسه می شود با تعجب می پرسند که مگر همدان هم چنین جایی دارد؟!
صارمی با گلایه از رسانه های استان بیان می دارد: تبلیغات صدا و سیما و رسانه ها در زمینه اینگونه موسسات خیریه بسیار ضعیف است و همین امر سبب شده که مشارکت های مردمی بسیار محدود باشد.
وی می افزاید: در حال حاضر بزرگترین مشکل موسسه ما نداشتن محل اسکان دائمی است، هر دو ساختمان ما استیجاری است، سر ماه مشکل پرداخت اجاره بهای ساختمانها را داریم، از طرفی هم در حال حاضر به ما گفته شده ساختمان را خالی کنیم و این مشکل را داریم که در پایان سال بچه ها را به کجا انتقال دهیم.
کودکان بی سرپرست قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند
یکی از شهروندان همدانی نیز در رابطه با کودکان بد سرپرست با خبرنگار ما اینگونه سخن می گوید: یکی از آسیب های جدی که جامعه را تهدید می کند گسترش کودکانی است که به دلایل متفاوتی تمام وقت خود را در خیابان می گذرانند و از طریق شغل های کاذب امرار معاش می کنند که این معضل ها پیامدهای ناگواری را برای جامعه به همراه دارد.

عظیمی ادامه میدهد: به نظرم این موسسات خیریه علاوه بر اینکه به این کودکان معصوم کمک کرده و راهی برای شکوفایی این افراد باز میکنند در حفظ سلامت جامعه نیز تأثیر گذار هستند.
یکی دیگر از شهروندان ما در این رابطه میگوید: این کودکان قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند، باید تلاش شود حداقل برخی نیاز های این کودکان با کمک مردم عزیزمان برطرف گردد نیازهایی همچون خوراک، پوشاک و مسکن که لااقل از این لحاظ در زندگی کمتر تحت فشار باشند.
ایرانپور در ادامه صحبت هایش بیان میدارد: اگر این کودکان در موسسات نیز با مشکلاتی چون مسکن روبه رو باشند که مجبور به نقل مکان شوند این بی ثباتی در کودکان تأثیرات منفی میگذارد.
وی در رابطه با کمک مردم به این کودکان تصریح میدارد: اگر در زمینه معرفی این موسسات خیریه در استان معرفی بهتری صورت بگیرد قطعا مردم در گره گشایی از بسیاری از مشکلات این کودکان قدم برمیدارند.
ایرانپور می گوید: نباید این کودکان را از خود جدا بدانیم این کودکان را از جامعه نباید تفکیک کرد چرا که این افراد جزئی از جامعه ما هستند و در این جامعه اثر گذارند.
موازی کاری در امور خیریه را باید کنار زد
در ادامه موسس مرکز گلهای نسیم می گوید: درخواست بنده از مردم عزیزمان این هست که به شکرانه سلامتی و توانمندی که دارند و این که بالای سر فرزندانشان هستند اگر هر خانواده ای ماهیانه ده هزار تومان به حساب موسسات خیریه استان که شمارشان به عدد انگشتان دست نمی رسد، واریز کنند این موسسات دیگر مشکل مالی نخواهند داشت. البته یارانه کمی از سوی بهزیستی برای بچه ها ماهیانه واریز می شود که کفاف نیازهای آن ها را نمی دهد.
یعنی از 30 میلیون هزینه ای که ماهیانه خرج موسسه می شود 7 الی 8 میلیون را بهزیستی تامین می کند و 22 میلیون باقیمانده از محل کمکهای مردمی تامین می شود که واقعا جای تشکر دارد که همیشه ما را یاری کرده اند و به یاد فرزندان یتیم بوده اند.
خواهش من از مسئولین نیز ایجاد یکپارچگی در NGOها و موسسات خیریه است، چه از لحاظ مالی و چه از نظر فرهنگی، تا از موازی کاری جلوگیری شود و در واقع تقسیم کار بکنند تا ما در شهرمان دیگر شاهد افراد فقیر نباشیم.

در پایان از مسئولین موسسه خواستیم شماره حسابی را در اختیار ما بگذارند تا چنانچه عزیزی قصد کمک به این فرزندان بی سرپرست را دارد از آن استفاده نماید.
شماره حساب موسسه گلهای نسیم همدان: بانک ملت- 6104337960233714
شماره تماس موسسه: 34223174- 081
به بهانه این ایام به سراغ بانوان خیّری رفتیم که سرپرستی 31 کودک را به عهده دارند.

در مجموع 9 موسسه خیریه در همدان تحت نظر سازمان بهزیستی و به صورت مردم نهاد مشغول فعالیت هستند یعنی به شمار انگشتان دست هم نمی رسند، اینان سرپرستی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست را به عهده دارند.
یکی از این موسسات را بانویی تاسیس کرده که از کودکی نزد پدر درس نیکی کردن به محروم را می آموخته، بانویی که از ذکر نام خود پرهیز داشت، وی پس از بازنشستگی با تاسیس موسسه خیریه به تربیت فرزندان بی سرپرست مشغول می شود که این فعالیت ها تا به امروز نیز ادامه دارد؛
او خود را به عنوان خیّر قبول ندارد چرا که معتقد است؛ ما بنده خدا هستیم و چیزی از خود نداریم، همین که می توانیم در خدمت محرومین و مستضعفین باشیم توفیقی است که خداوند عطا فرموده چرا که هر چه داریم از اوست.
واسطه خیر
این بانوی خیّر سخنش را اینگونه آغاز می کند: الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهٰذا وَما کُنّا لِنَهتَدِیَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ ما خدا را شکر می کنیم که در موقعیتی قرار گرفتیم که بتوانیم به دیگران کمکی را برسانیم و در واقع با فعالیتی که در موسسه انجام می دهیم منتی بر سر بچه ها نداریم بلکه خوشحال هستیم که لطف خدا شامل حال ما شده و زمینه ای فراهم گردیده تا توفیقی کسب کنیم.
وی ادامه می دهد: کارهای خیر در فطرت انسان نهاده شده، فالهمها فجورها و تقویها؛ در قرآن و توصیه های ائمه علیهم السلام همیشه سفارش به برّ و نیکی شده است و روحیه انسان هم اگر به سمت آن انسان دوستی خود برود گرایش به نیکی خواهد داشت مگر اینکه خدای ناکرده عوامل مختلف اثر بگذارند و آثار شرّ و بدی در انسان ظاهر شود.
این بانو از روزهایی می گوید که نزد پدر مشق عشق می کرد: در دوران کودکی شبهای یلدا که می شد پدر بشقابی را پر می کرد از شب چره هایی که تهیه کرده و به دست ما می داد تا به منزل همسایه ببریم و همیشه همسایه را در اولویت قرار می داد.
آری او معتقد است که باید بهره ای از نعمتهای الهی که خدا به ما عطا کرده را به دیگران نیز برسانیم چرا که نعمت، از آن ِخداست و ما واسطه انتقال آن به بنده اش هستیم.
وی ادامه می دهد: این خیر رساندن هم به این شکل نبود که صرفا جنبه مادی داشته باشد بلکه به جنبه های فرهنگی نیز توجه می شد؛ به عنوان مثال اگر بی سوادی در خانواده بود ما موظف می شدیم که به او خواندن و نوشتن را بیاموزیم، یا اگر در همسایه ها کسی بود که مسئله ای را نمی دانست یا مهارتی را بلد نبود، به او آموزش می دادیم.
آری اینان آموخته اند که زکات علم نشر آن است پس سعیشان بر این بوده است مهارت هایی را که می آموختند به دیگران نیز آموزش دهند و آن را در قبضه خود نگه ندارند.
آموزش دانش آموزان در منزل
بانوی خیّر از دوران دانشجویی خود می گوید: در زمان انقلاب که مدارس تعطیل شده بود بنده دانشجو بودم توفیقی نصیب من شد تا بچه های همسایه را به صورت پایه به پایه در منزل جمع کنم و به ایشان درس بدهم.
ایجاد شغل و درآمدزایی برای دانش آموزان
حال مدیر مدرسه شده است و دغدغه نیاز مالی دانش آموزانش را دارد، وی از آن دوران می گوید: در سال 72 مدیر دبیرستان فدک در حصار علی آباد بودم، در آنجا برنامه ریزی کردیم که لباس و مواد غذایی به افراد مستضعف برسانیم، در حین کار متوجه شدیم افرادی که ضعیف تر هستند معمولا برای دریافت کالاها نمی آیند. این بود که بر آن شدیم تا کار دیگری انجام دهیم.
وی ادامه می دهد: تابستان 73 تصمیم بر این شد که بچه ها برای کلاسهای تابستانی که می آیند در کنارش کار هم بکنند و در قبال کاری که انجام می دهند حقوق بگیرند، کسانی که کار می کردند علاوه بر حقوقی که می گرفتند کمک های غیر نقدی هم دریافت می کردند و دیگر به افرادی که کار نمی کردند کمکها داده نمی شد.
پس از تحقیق و بررسی فراوان برای یافتن طرحی مناسب، به جستجو در اطراف مدرسه می پردازند تا دریابند که استعدادهای منطقه در چیست، اینگونه به دنبال راه اندازی برنامه خدماتی برای دانش آموزان می گردند تا آنها بتوانند درآمدی برای خود کسب کنند.
بانوی خیّر می افزاید: اطراف مدرسه فدک مزارع سبزی بود. قرار شد سبزی بخریم بچه ها پاک کنند، بشویند و خرد شده و بسته بندی در اختیار همکاران فرهنگیمان قرار دهیم و هزینه اش را دریافت کنیم.

وی از نحوه عملکرد بچه ها در این کار می گوید: کار بچه ها به این شکل بود؛ صبح که به مدرسه می آمدند یک عده که به عنوان سرکارگر بودند سبزی ها را به صورت 5کیلو، 5کیلو و ده کیلو، ده کیلو می کشیدند، بعد از آن بچه ها می آمدند ورزش می کردند و بعد از ورزش این سبزی ها را پاک می کردند.
او ادامه می دهد: در وضوخانه مدرسه، محلی را برای شستشوی سبزی ها درست کرده بودیم که بچه ها پس از پاک کردن، سبزی ها را در آنجا می شستند، راهرو مدرسه را نیز شسته و پارچه پهن کرده بودیم و سبزی ها را آنجا خشک می کردیم، و برای خرد کردن سبزی ها را بیرون می دادیم و در پایان به صورت بسته بندی در اختیار همکاران قرار می گرفت، هفته ای دو روز را به این کار اختصاص داده بودیم.
در حین کار متوجه کوهه هایی از ساقه نعنا و شوید می گردند، تصمیم می گیرند دستگاه عرق گیری تهیه نموده و درآمدی هم از این راه کسب کنند، به دنبال این کار، دستگاه آبگیری لیمو و غوره هم خریداری و تهیه آبلیمو و آب غوره نیز به برنامه اضافه می گردد.
بانوی خیّر ادامه می دهد: از این طریق به بچه ها حقوق می دادیم طوری که دستشان در جیب خودشان بود و برای تامین هزینه کلاسهای فوق برنامه و نیز خرید لباسهای مدرسه و مایحتاج خود، از آن حقوق استفاده می کردند و به این طریق باری از دوش خانواده بردارند، علاوه بر آن ما نیز کلیه هزینه های مدرسه را از این طریق تامین کردیم.
و اینگونه یک بازی هدفمند را با بچه ها آغاز می کند، تا بیاموزند برای آنچه به دست می آورند باید هزینه کنند و زحمت بکشند.
خوداتکایی در رفع نیازهای مدرسه
وی از دورانی که مدیریت هنرستان تهذیب را به عهده داشت می گوید: در مدرسه تهذیب برنامه ریزی ما به این شکل بود که هر کس در هر حیطه ای که تخصص داشت به بقیه اعضای مدرسه خدمات دهی می کرد.
مدیر مدرسه تهذیب ادامه می دهد: بچه های رشته طراحی دوخت را ملزم کرده بودیم که لباس تمام بچه های مدرسه را بدوزند تا دیگر نیازی به تهیه لباسها از بازار نباشد، دیوارنویسی های مدرسه توسط خود بچه ها انجام می شد، نقاشی داخل ساختمان مدرسه توسط بچه ها انجام می شد، و تمام این برنامه ها را تحت عنوان بسیج سازندگی و در قالب طرح هجرت انجام می دادیم.

وی می افزاید: هدف از این کارها هم علاوه بر بحث خودکفایی بچه ها، پروش استعدادهای آن ها نیز بود تا در رشته ای که تحصیل می کنند مهارت کافی را کسب کنند و در آینده بتوانند به اشتغال بپردازند و نیازمند دست دراز کردن در مقابل دیگران نباشند.
او بعد از بازنشستگی نیز دست از خدمت رسانی به جامعه نمی کشد و می توان گفت شروع دوباره ای می شود برای خدمت به خلق خدا، واحد خوداشتغالی زنان را با همکاری عده ای از محصلینش افتتاح می کند و در آنجا به فعالیت می پردازد.
نگهداری از فرزندان بی سرپرست
روزی که به اداره بهزیستی می رود متوجه می شود که بهزیستی مراکزش را به بخش خصوصی واگذار می کند، پس اقدام به گرفتن یکی از مراکز می کند تا از آن مکان برای بحث اشتغال بانوان استفاده نماید.
بانوی خیّر که از ذکر نامش معذوریم می گوید: وقتی که برای تحویل یکی از مراکز به بهزیستی مراجعه کردم، بخش بزرگسال واگذار شده بود، پس بخش کودکان 6 تا 12 سال را به ما واگذار کردند و اینگونه در خدمت بهزیستی قرار گرفتیم.

در ابتدا به صورت شخصیت حقیقی در آنجا به فعالیت می پردازد، در ادامه موسسه خیریه ای را با حضور دوستان و آشنایان به صورت مشارکت مردمی تاسیس کرده و به صورت هیئت امنایی موسسه را در سه گروه زیر شش سال، شش تا دوازده سال و دوازده تا هجده سال پایه ریزی می نماید و شخصیت حقوقی پیدا می کند.
هم اکنون این موسسه با نام گلهای نسیم همدان در حال فعالیت است که متولی نگهداری 31 کودک بی سرپرست می باشد.
فریبا صارمی مدیر فعلی این مرکز، در خصوص آغاز به کار موسسه می گوید: موسسه گلهای نسیم همدان از سال 88 آغاز به کار کرد و در سال 89 به ثبت رسید، مبنای کار موسسه نگهداری فرزندان بی سرپرست و بدسرپرست و جدا سازی آنها از محیط نابسامان زندگی قبلیشان و تربیت اسلامی آن ها می باشد.
وی در ادامه می افزاید: هدف موسسه این است که بچه ها بعد از سپری کردن دوران نوجوانی و جوانی درست بتوانند زندگی کنند و نیازهای خود را تامین نموده و محتاج کسی نباشند.
آینده کودکان بی سرپرست پس از 18 سالگی
موسس این مرکز ادامه می دهد: در کنار آن هم سعی شده دست کسی را که به موسسه روی می آورد نا امید برنگردانیم، خصوصا کسانی را که فرزند دارند.
وی ادامه می دهد: تقریبا پنجاه، شصت خانواده به این شکل هستند که ماهانه کمکهای غیر نقدی از موسسه دریافت می کنند.
در گذشته بچه ها از رده ای به رده سنی دیگر که وارد می شدند از موسسه ای به موسسه دیگر منتقل می گشتند، خوب این مسئله، مشکلات عاطفی را برای آنها به همراه داشت اما امروزه معمولا به موسسات، مجوز هر سه رده سنی داده می شود تا بچه ها را از مرحله ای به مرحله دیگر خارج نکنند و اینگونه از بروز مشکلات عاطفی و روانی در بین بچه ها جلوگیری شود.
وی در ادامه در خصوص حمایت های بعد از هجده سالگی از این افراد افزود: ما ترتیبی را اتخاذ کرده ایم که اگر بعد از 18 سالگی این بچه ها موفق به ازدواج نشدند و تنها ماندند باز هم در خدمتشان باشیم و همانند یک خانواده با ما زندگی کنند، چرا که بچه ها در 18 سالگی نیاز به مراقبت و پشتیبانی بیشتری دارند تا بتوانند در سطح اجتماع خود را نشان دهند و استعدادهای خود را شکوفا کنند.
نبود پدر و مادر تنها فقدانی است که قادر به جبرانش نیستیم
در موسسه نیازهایی را که در هر خانه ای برای فرزندان خانواده تامین می شود از جمله خوراک، پوشاک و البسه، وسایل مدرسه، دارو و درمان، عمل جراحی و... فراهم می شود و تنها فقدانی را که قادر به جبران آن نیستیم، می شود گفت نبود پدر و مادر است.
از لحاظ نحوه برخورد نیز توجه کامل شده که هیچگونه برخورد احساسی و یا برخورد تهدیدآمیز با بچه ها صورت نگیرد بلکه کاملا منطقی و تربیتی و برنامه ریزی شده با آنها برخورد می گردد.

در موسسه سعی بر این بوده که در کنار مهارت های زندگی، مهارت های اشتغالزا نیز به بچه ها آموزش داده شود، از جمله آموزشهای فنی و حرفه ای؛ بچه های مرکز دوره های قالیبافی، سفالگری و آشپزی و... را گذرانده اند. برای بچه ها، یک مرکزِ تهیه غذا زده شده تا در آنجا به فعالیت و درآمدزایی بپردازند، یک دبستان غیر انتفاعی تاسیس شده تا هم بچه ها بیشتر تحت حمایت باشند و بهتر درس بخوانند و هم درآمدزایی برای موسسه باشد.
حضور فعال کودکان بی سرپرست در مراسمات ملی و مذهبی
بچه های این مرکز مانند تمام افراد جامعه در مراسمات ملی و مذهبی شرکت داده می شوند؛ از جمله راهپیمایی 22 بهمن و نیز حضور بچه ها در مجالسی که برای اهل بیت(ع) برگزار می گردد، جهت آشنایی و انس گرفتن با ائمه اطهار علیهم السلام.

در مراسمات و اعیاد هم طوری برنامه ریزی شده که اعضای هیئت مدیره و دوستان و آشنایانی که در ارتباط با موسسه هستند در کنار بچه ها باشند تا نیازهای عاطفی آن ها تامین شود و شب خوشی را سپری کنند، بعد هم برنامه دید و بازدیدهای عید را داریم که بچه ها به منزل دوستان و آشنایان مراجعه می کنند و عیدی دریافت می کنند و علاوه بر آن بچه ها به مسافرت های سیاحتی و زیارتی نیز برده می شوند.
صدا و سیما در جهت معرفی موسسات خیریه ضعیف عمل کرده است
صارمی در خصوص مشکلات موجود در اداره موسسات خیریه می گوید: از جمله مشکلاتی که در زمینه فعالیت های این موسسات وجود دارد عدم شناخت مردم از این نهادها در سطح استان است.
وی در این زمینه تصریح می کند: زمانی که در بین مردم صحبتی از موسسه می شود با تعجب می پرسند که مگر همدان هم چنین جایی دارد؟!
صارمی با گلایه از رسانه های استان بیان می دارد: تبلیغات صدا و سیما و رسانه ها در زمینه اینگونه موسسات خیریه بسیار ضعیف است و همین امر سبب شده که مشارکت های مردمی بسیار محدود باشد.
وی می افزاید: در حال حاضر بزرگترین مشکل موسسه ما نداشتن محل اسکان دائمی است، هر دو ساختمان ما استیجاری است، سر ماه مشکل پرداخت اجاره بهای ساختمانها را داریم، از طرفی هم در حال حاضر به ما گفته شده ساختمان را خالی کنیم و این مشکل را داریم که در پایان سال بچه ها را به کجا انتقال دهیم.
کودکان بی سرپرست قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند
یکی از شهروندان همدانی نیز در رابطه با کودکان بد سرپرست با خبرنگار ما اینگونه سخن می گوید: یکی از آسیب های جدی که جامعه را تهدید می کند گسترش کودکانی است که به دلایل متفاوتی تمام وقت خود را در خیابان می گذرانند و از طریق شغل های کاذب امرار معاش می کنند که این معضل ها پیامدهای ناگواری را برای جامعه به همراه دارد.

عظیمی ادامه میدهد: به نظرم این موسسات خیریه علاوه بر اینکه به این کودکان معصوم کمک کرده و راهی برای شکوفایی این افراد باز میکنند در حفظ سلامت جامعه نیز تأثیر گذار هستند.
یکی دیگر از شهروندان ما در این رابطه میگوید: این کودکان قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند، باید تلاش شود حداقل برخی نیاز های این کودکان با کمک مردم عزیزمان برطرف گردد نیازهایی همچون خوراک، پوشاک و مسکن که لااقل از این لحاظ در زندگی کمتر تحت فشار باشند.
ایرانپور در ادامه صحبت هایش بیان میدارد: اگر این کودکان در موسسات نیز با مشکلاتی چون مسکن روبه رو باشند که مجبور به نقل مکان شوند این بی ثباتی در کودکان تأثیرات منفی میگذارد.
وی در رابطه با کمک مردم به این کودکان تصریح میدارد: اگر در زمینه معرفی این موسسات خیریه در استان معرفی بهتری صورت بگیرد قطعا مردم در گره گشایی از بسیاری از مشکلات این کودکان قدم برمیدارند.
ایرانپور می گوید: نباید این کودکان را از خود جدا بدانیم این کودکان را از جامعه نباید تفکیک کرد چرا که این افراد جزئی از جامعه ما هستند و در این جامعه اثر گذارند.
موازی کاری در امور خیریه را باید کنار زد
در ادامه موسس مرکز گلهای نسیم می گوید: درخواست بنده از مردم عزیزمان این هست که به شکرانه سلامتی و توانمندی که دارند و این که بالای سر فرزندانشان هستند اگر هر خانواده ای ماهیانه ده هزار تومان به حساب موسسات خیریه استان که شمارشان به عدد انگشتان دست نمی رسد، واریز کنند این موسسات دیگر مشکل مالی نخواهند داشت. البته یارانه کمی از سوی بهزیستی برای بچه ها ماهیانه واریز می شود که کفاف نیازهای آن ها را نمی دهد.
یعنی از 30 میلیون هزینه ای که ماهیانه خرج موسسه می شود 7 الی 8 میلیون را بهزیستی تامین می کند و 22 میلیون باقیمانده از محل کمکهای مردمی تامین می شود که واقعا جای تشکر دارد که همیشه ما را یاری کرده اند و به یاد فرزندان یتیم بوده اند.
خواهش من از مسئولین نیز ایجاد یکپارچگی در NGOها و موسسات خیریه است، چه از لحاظ مالی و چه از نظر فرهنگی، تا از موازی کاری جلوگیری شود و در واقع تقسیم کار بکنند تا ما در شهرمان دیگر شاهد افراد فقیر نباشیم.

در پایان از مسئولین موسسه خواستیم شماره حسابی را در اختیار ما بگذارند تا چنانچه عزیزی قصد کمک به این فرزندان بی سرپرست را دارد از آن استفاده نماید.
شماره حساب موسسه گلهای نسیم همدان: بانک ملت- 6104337960233714
شماره تماس موسسه: 34223174- 081
به بهانه این ایام به سراغ بانوان خیّری رفتیم که سرپرستی 31 کودک را به عهده دارند.
,,

, ,
در مجموع 9 موسسه خیریه در همدان تحت نظر سازمان بهزیستی و به صورت مردم نهاد مشغول فعالیت هستند یعنی به شمار انگشتان دست هم نمی رسند، اینان سرپرستی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست را به عهده دارند.
,,
یکی از این موسسات را بانویی تاسیس کرده که از کودکی نزد پدر درس نیکی کردن به محروم را می آموخته، بانویی که از ذکر نام خود پرهیز داشت، وی پس از بازنشستگی با تاسیس موسسه خیریه به تربیت فرزندان بی سرپرست مشغول می شود که این فعالیت ها تا به امروز نیز ادامه دارد؛
,,
او خود را به عنوان خیّر قبول ندارد چرا که معتقد است؛ ما بنده خدا هستیم و چیزی از خود نداریم، همین که می توانیم در خدمت محرومین و مستضعفین باشیم توفیقی است که خداوند عطا فرموده چرا که هر چه داریم از اوست.
,,
,
واسطه خیر
, واسطه خیر,,
,
این بانوی خیّر سخنش را اینگونه آغاز می کند: الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهٰذا وَما کُنّا لِنَهتَدِیَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ ما خدا را شکر می کنیم که در موقعیتی قرار گرفتیم که بتوانیم به دیگران کمکی را برسانیم و در واقع با فعالیتی که در موسسه انجام می دهیم منتی بر سر بچه ها نداریم بلکه خوشحال هستیم که لطف خدا شامل حال ما شده و زمینه ای فراهم گردیده تا توفیقی کسب کنیم.
,,
وی ادامه می دهد: کارهای خیر در فطرت انسان نهاده شده، فالهمها فجورها و تقویها؛ در قرآن و توصیه های ائمه علیهم السلام همیشه سفارش به برّ و نیکی شده است و روحیه انسان هم اگر به سمت آن انسان دوستی خود برود گرایش به نیکی خواهد داشت مگر اینکه خدای ناکرده عوامل مختلف اثر بگذارند و آثار شرّ و بدی در انسان ظاهر شود.
,,
این بانو از روزهایی می گوید که نزد پدر مشق عشق می کرد: در دوران کودکی شبهای یلدا که می شد پدر بشقابی را پر می کرد از شب چره هایی که تهیه کرده و به دست ما می داد تا به منزل همسایه ببریم و همیشه همسایه را در اولویت قرار می داد.
,,
آری او معتقد است که باید بهره ای از نعمتهای الهی که خدا به ما عطا کرده را به دیگران نیز برسانیم چرا که نعمت، از آن ِخداست و ما واسطه انتقال آن به بنده اش هستیم.
,,
وی ادامه می دهد: این خیر رساندن هم به این شکل نبود که صرفا جنبه مادی داشته باشد بلکه به جنبه های فرهنگی نیز توجه می شد؛ به عنوان مثال اگر بی سوادی در خانواده بود ما موظف می شدیم که به او خواندن و نوشتن را بیاموزیم، یا اگر در همسایه ها کسی بود که مسئله ای را نمی دانست یا مهارتی را بلد نبود، به او آموزش می دادیم.
,,
آری اینان آموخته اند که زکات علم نشر آن است پس سعیشان بر این بوده است مهارت هایی را که می آموختند به دیگران نیز آموزش دهند و آن را در قبضه خود نگه ندارند.
,,
,
آموزش دانش آموزان در منزل
, آموزش دانش آموزان در منزل,,
,
بانوی خیّر از دوران دانشجویی خود می گوید: در زمان انقلاب که مدارس تعطیل شده بود بنده دانشجو بودم توفیقی نصیب من شد تا بچه های همسایه را به صورت پایه به پایه در منزل جمع کنم و به ایشان درس بدهم.
,,
,
ایجاد شغل و درآمدزایی برای دانش آموزان
, ایجاد شغل و درآمدزایی برای دانش آموزان,,
,
حال مدیر مدرسه شده است و دغدغه نیاز مالی دانش آموزانش را دارد، وی از آن دوران می گوید: در سال 72 مدیر دبیرستان فدک در حصار علی آباد بودم، در آنجا برنامه ریزی کردیم که لباس و مواد غذایی به افراد مستضعف برسانیم، در حین کار متوجه شدیم افرادی که ضعیف تر هستند معمولا برای دریافت کالاها نمی آیند. این بود که بر آن شدیم تا کار دیگری انجام دهیم.
,,
وی ادامه می دهد: تابستان 73 تصمیم بر این شد که بچه ها برای کلاسهای تابستانی که می آیند در کنارش کار هم بکنند و در قبال کاری که انجام می دهند حقوق بگیرند، کسانی که کار می کردند علاوه بر حقوقی که می گرفتند کمک های غیر نقدی هم دریافت می کردند و دیگر به افرادی که کار نمی کردند کمکها داده نمی شد.
,,
پس از تحقیق و بررسی فراوان برای یافتن طرحی مناسب، به جستجو در اطراف مدرسه می پردازند تا دریابند که استعدادهای منطقه در چیست، اینگونه به دنبال راه اندازی برنامه خدماتی برای دانش آموزان می گردند تا آنها بتوانند درآمدی برای خود کسب کنند.
,,
بانوی خیّر می افزاید: اطراف مدرسه فدک مزارع سبزی بود. قرار شد سبزی بخریم بچه ها پاک کنند، بشویند و خرد شده و بسته بندی در اختیار همکاران فرهنگیمان قرار دهیم و هزینه اش را دریافت کنیم.
,,

, ,
وی از نحوه عملکرد بچه ها در این کار می گوید: کار بچه ها به این شکل بود؛ صبح که به مدرسه می آمدند یک عده که به عنوان سرکارگر بودند سبزی ها را به صورت 5کیلو، 5کیلو و ده کیلو، ده کیلو می کشیدند، بعد از آن بچه ها می آمدند ورزش می کردند و بعد از ورزش این سبزی ها را پاک می کردند.
,,
او ادامه می دهد: در وضوخانه مدرسه، محلی را برای شستشوی سبزی ها درست کرده بودیم که بچه ها پس از پاک کردن، سبزی ها را در آنجا می شستند، راهرو مدرسه را نیز شسته و پارچه پهن کرده بودیم و سبزی ها را آنجا خشک می کردیم، و برای خرد کردن سبزی ها را بیرون می دادیم و در پایان به صورت بسته بندی در اختیار همکاران قرار می گرفت، هفته ای دو روز را به این کار اختصاص داده بودیم.
,,
در حین کار متوجه کوهه هایی از ساقه نعنا و شوید می گردند، تصمیم می گیرند دستگاه عرق گیری تهیه نموده و درآمدی هم از این راه کسب کنند، به دنبال این کار، دستگاه آبگیری لیمو و غوره هم خریداری و تهیه آبلیمو و آب غوره نیز به برنامه اضافه می گردد.
,,
بانوی خیّر ادامه می دهد: از این طریق به بچه ها حقوق می دادیم طوری که دستشان در جیب خودشان بود و برای تامین هزینه کلاسهای فوق برنامه و نیز خرید لباسهای مدرسه و مایحتاج خود، از آن حقوق استفاده می کردند و به این طریق باری از دوش خانواده بردارند، علاوه بر آن ما نیز کلیه هزینه های مدرسه را از این طریق تامین کردیم.
,,
و اینگونه یک بازی هدفمند را با بچه ها آغاز می کند، تا بیاموزند برای آنچه به دست می آورند باید هزینه کنند و زحمت بکشند.
,,
,
خوداتکایی در رفع نیازهای مدرسه
, خوداتکایی در رفع نیازهای مدرسه,,
,
وی از دورانی که مدیریت هنرستان تهذیب را به عهده داشت می گوید: در مدرسه تهذیب برنامه ریزی ما به این شکل بود که هر کس در هر حیطه ای که تخصص داشت به بقیه اعضای مدرسه خدمات دهی می کرد.
,,
مدیر مدرسه تهذیب ادامه می دهد: بچه های رشته طراحی دوخت را ملزم کرده بودیم که لباس تمام بچه های مدرسه را بدوزند تا دیگر نیازی به تهیه لباسها از بازار نباشد، دیوارنویسی های مدرسه توسط خود بچه ها انجام می شد، نقاشی داخل ساختمان مدرسه توسط بچه ها انجام می شد، و تمام این برنامه ها را تحت عنوان بسیج سازندگی و در قالب طرح هجرت انجام می دادیم.
,,

, ,
وی می افزاید: هدف از این کارها هم علاوه بر بحث خودکفایی بچه ها، پروش استعدادهای آن ها نیز بود تا در رشته ای که تحصیل می کنند مهارت کافی را کسب کنند و در آینده بتوانند به اشتغال بپردازند و نیازمند دست دراز کردن در مقابل دیگران نباشند.
,,
او بعد از بازنشستگی نیز دست از خدمت رسانی به جامعه نمی کشد و می توان گفت شروع دوباره ای می شود برای خدمت به خلق خدا، واحد خوداشتغالی زنان را با همکاری عده ای از محصلینش افتتاح می کند و در آنجا به فعالیت می پردازد.
,,
,
نگهداری از فرزندان بی سرپرست
, نگهداری از فرزندان بی سرپرست,,
,
روزی که به اداره بهزیستی می رود متوجه می شود که بهزیستی مراکزش را به بخش خصوصی واگذار می کند، پس اقدام به گرفتن یکی از مراکز می کند تا از آن مکان برای بحث اشتغال بانوان استفاده نماید.
,,
بانوی خیّر که از ذکر نامش معذوریم می گوید: وقتی که برای تحویل یکی از مراکز به بهزیستی مراجعه کردم، بخش بزرگسال واگذار شده بود، پس بخش کودکان 6 تا 12 سال را به ما واگذار کردند و اینگونه در خدمت بهزیستی قرار گرفتیم.
,,

, ,
در ابتدا به صورت شخصیت حقیقی در آنجا به فعالیت می پردازد، در ادامه موسسه خیریه ای را با حضور دوستان و آشنایان به صورت مشارکت مردمی تاسیس کرده و به صورت هیئت امنایی موسسه را در سه گروه زیر شش سال، شش تا دوازده سال و دوازده تا هجده سال پایه ریزی می نماید و شخصیت حقوقی پیدا می کند.
,,
هم اکنون این موسسه با نام گلهای نسیم همدان در حال فعالیت است که متولی نگهداری 31 کودک بی سرپرست می باشد.
,,
فریبا صارمی مدیر فعلی این مرکز، در خصوص آغاز به کار موسسه می گوید: موسسه گلهای نسیم همدان از سال 88 آغاز به کار کرد و در سال 89 به ثبت رسید، مبنای کار موسسه نگهداری فرزندان بی سرپرست و بدسرپرست و جدا سازی آنها از محیط نابسامان زندگی قبلیشان و تربیت اسلامی آن ها می باشد.
,,
وی در ادامه می افزاید: هدف موسسه این است که بچه ها بعد از سپری کردن دوران نوجوانی و جوانی درست بتوانند زندگی کنند و نیازهای خود را تامین نموده و محتاج کسی نباشند.
,,
,
آینده کودکان بی سرپرست پس از 18 سالگی
, آینده کودکان بی سرپرست پس از 18 سالگی,,
,
موسس این مرکز ادامه می دهد: در کنار آن هم سعی شده دست کسی را که به موسسه روی می آورد نا امید برنگردانیم، خصوصا کسانی را که فرزند دارند.
,,
وی ادامه می دهد: تقریبا پنجاه، شصت خانواده به این شکل هستند که ماهانه کمکهای غیر نقدی از موسسه دریافت می کنند.
,,
در گذشته بچه ها از رده ای به رده سنی دیگر که وارد می شدند از موسسه ای به موسسه دیگر منتقل می گشتند، خوب این مسئله، مشکلات عاطفی را برای آنها به همراه داشت اما امروزه معمولا به موسسات، مجوز هر سه رده سنی داده می شود تا بچه ها را از مرحله ای به مرحله دیگر خارج نکنند و اینگونه از بروز مشکلات عاطفی و روانی در بین بچه ها جلوگیری شود.
,,
وی در ادامه در خصوص حمایت های بعد از هجده سالگی از این افراد افزود: ما ترتیبی را اتخاذ کرده ایم که اگر بعد از 18 سالگی این بچه ها موفق به ازدواج نشدند و تنها ماندند باز هم در خدمتشان باشیم و همانند یک خانواده با ما زندگی کنند، چرا که بچه ها در 18 سالگی نیاز به مراقبت و پشتیبانی بیشتری دارند تا بتوانند در سطح اجتماع خود را نشان دهند و استعدادهای خود را شکوفا کنند.
,,
,
نبود پدر و مادر تنها فقدانی است که قادر به جبرانش نیستیم
, نبود پدر و مادر تنها فقدانی است که قادر به جبرانش نیستیم,,
,
در موسسه نیازهایی را که در هر خانه ای برای فرزندان خانواده تامین می شود از جمله خوراک، پوشاک و البسه، وسایل مدرسه، دارو و درمان، عمل جراحی و... فراهم می شود و تنها فقدانی را که قادر به جبران آن نیستیم، می شود گفت نبود پدر و مادر است.
,,
از لحاظ نحوه برخورد نیز توجه کامل شده که هیچگونه برخورد احساسی و یا برخورد تهدیدآمیز با بچه ها صورت نگیرد بلکه کاملا منطقی و تربیتی و برنامه ریزی شده با آنها برخورد می گردد.
,,

, ,
در موسسه سعی بر این بوده که در کنار مهارت های زندگی، مهارت های اشتغالزا نیز به بچه ها آموزش داده شود، از جمله آموزشهای فنی و حرفه ای؛ بچه های مرکز دوره های قالیبافی، سفالگری و آشپزی و... را گذرانده اند. برای بچه ها، یک مرکزِ تهیه غذا زده شده تا در آنجا به فعالیت و درآمدزایی بپردازند، یک دبستان غیر انتفاعی تاسیس شده تا هم بچه ها بیشتر تحت حمایت باشند و بهتر درس بخوانند و هم درآمدزایی برای موسسه باشد.
,,
,
حضور فعال کودکان بی سرپرست در مراسمات ملی و مذهبی
, حضور فعال کودکان بی سرپرست در مراسمات ملی و مذهبی,,
,
بچه های این مرکز مانند تمام افراد جامعه در مراسمات ملی و مذهبی شرکت داده می شوند؛ از جمله راهپیمایی 22 بهمن و نیز حضور بچه ها در مجالسی که برای اهل بیت(ع) برگزار می گردد، جهت آشنایی و انس گرفتن با ائمه اطهار علیهم السلام.
,,

, ,
در مراسمات و اعیاد هم طوری برنامه ریزی شده که اعضای هیئت مدیره و دوستان و آشنایانی که در ارتباط با موسسه هستند در کنار بچه ها باشند تا نیازهای عاطفی آن ها تامین شود و شب خوشی را سپری کنند، بعد هم برنامه دید و بازدیدهای عید را داریم که بچه ها به منزل دوستان و آشنایان مراجعه می کنند و عیدی دریافت می کنند و علاوه بر آن بچه ها به مسافرت های سیاحتی و زیارتی نیز برده می شوند.
,,
,
صدا و سیما در جهت معرفی موسسات خیریه ضعیف عمل کرده است
, صدا و سیما در جهت معرفی موسسات خیریه ضعیف عمل کرده است,,
,
صارمی در خصوص مشکلات موجود در اداره موسسات خیریه می گوید: از جمله مشکلاتی که در زمینه فعالیت های این موسسات وجود دارد عدم شناخت مردم از این نهادها در سطح استان است.
,,
وی در این زمینه تصریح می کند: زمانی که در بین مردم صحبتی از موسسه می شود با تعجب می پرسند که مگر همدان هم چنین جایی دارد؟!
,,
صارمی با گلایه از رسانه های استان بیان می دارد: تبلیغات صدا و سیما و رسانه ها در زمینه اینگونه موسسات خیریه بسیار ضعیف است و همین امر سبب شده که مشارکت های مردمی بسیار محدود باشد.
,,
وی می افزاید: در حال حاضر بزرگترین مشکل موسسه ما نداشتن محل اسکان دائمی است، هر دو ساختمان ما استیجاری است، سر ماه مشکل پرداخت اجاره بهای ساختمانها را داریم، از طرفی هم در حال حاضر به ما گفته شده ساختمان را خالی کنیم و این مشکل را داریم که در پایان سال بچه ها را به کجا انتقال دهیم.
,,
,
کودکان بی سرپرست قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند
, کودکان بی سرپرست قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند,,
,
یکی از شهروندان همدانی نیز در رابطه با کودکان بد سرپرست با خبرنگار ما اینگونه سخن می گوید: یکی از آسیب های جدی که جامعه را تهدید می کند گسترش کودکانی است که به دلایل متفاوتی تمام وقت خود را در خیابان می گذرانند و از طریق شغل های کاذب امرار معاش می کنند که این معضل ها پیامدهای ناگواری را برای جامعه به همراه دارد.
,,

, ,
عظیمی ادامه میدهد: به نظرم این موسسات خیریه علاوه بر اینکه به این کودکان معصوم کمک کرده و راهی برای شکوفایی این افراد باز میکنند در حفظ سلامت جامعه نیز تأثیر گذار هستند.
,,
یکی دیگر از شهروندان ما در این رابطه میگوید: این کودکان قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند، باید تلاش شود حداقل برخی نیاز های این کودکان با کمک مردم عزیزمان برطرف گردد نیازهایی همچون خوراک، پوشاک و مسکن که لااقل از این لحاظ در زندگی کمتر تحت فشار باشند.
,,
ایرانپور در ادامه صحبت هایش بیان میدارد: اگر این کودکان در موسسات نیز با مشکلاتی چون مسکن روبه رو باشند که مجبور به نقل مکان شوند این بی ثباتی در کودکان تأثیرات منفی میگذارد.
,,
وی در رابطه با کمک مردم به این کودکان تصریح میدارد: اگر در زمینه معرفی این موسسات خیریه در استان معرفی بهتری صورت بگیرد قطعا مردم در گره گشایی از بسیاری از مشکلات این کودکان قدم برمیدارند.
,,
ایرانپور می گوید: نباید این کودکان را از خود جدا بدانیم این کودکان را از جامعه نباید تفکیک کرد چرا که این افراد جزئی از جامعه ما هستند و در این جامعه اثر گذارند.
,,
,
موازی کاری در امور خیریه را باید کنار زد
, موازی کاری در امور خیریه را باید کنار زد,,
,
در ادامه موسس مرکز گلهای نسیم می گوید: درخواست بنده از مردم عزیزمان این هست که به شکرانه سلامتی و توانمندی که دارند و این که بالای سر فرزندانشان هستند اگر هر خانواده ای ماهیانه ده هزار تومان به حساب موسسات خیریه استان که شمارشان به عدد انگشتان دست نمی رسد، واریز کنند این موسسات دیگر مشکل مالی نخواهند داشت. البته یارانه کمی از سوی بهزیستی برای بچه ها ماهیانه واریز می شود که کفاف نیازهای آن ها را نمی دهد.
,,
یعنی از 30 میلیون هزینه ای که ماهیانه خرج موسسه می شود 7 الی 8 میلیون را بهزیستی تامین می کند و 22 میلیون باقیمانده از محل کمکهای مردمی تامین می شود که واقعا جای تشکر دارد که همیشه ما را یاری کرده اند و به یاد فرزندان یتیم بوده اند.
,,
خواهش من از مسئولین نیز ایجاد یکپارچگی در NGOها و موسسات خیریه است، چه از لحاظ مالی و چه از نظر فرهنگی، تا از موازی کاری جلوگیری شود و در واقع تقسیم کار بکنند تا ما در شهرمان دیگر شاهد افراد فقیر نباشیم.
,,

, ,
در پایان از مسئولین موسسه خواستیم شماره حسابی را در اختیار ما بگذارند تا چنانچه عزیزی قصد کمک به این فرزندان بی سرپرست را دارد از آن استفاده نماید.
,,
شماره حساب موسسه گلهای نسیم همدان: بانک ملت- 6104337960233714
,شماره تماس موسسه: 34223174- 081
,,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه