• ۱۳۹۳ جمعه ۲ آبان
  • اِجُّمعَة ٢٨ ذو الحجه ١٤٣٥
  • Friday, October 24, 2014
شناسه خبر: 39815 منتشر شده در مورخ: 1392/9/27 ساعت: 15:20 گروه: فرهنگ و هنر  
 

«شاهگوش» و سمبل‌های تابلودارش/آیا ناجا واقعا "خفته" است؟

«شاهگوش» و سمبل‌های تابلودارش/آیا ناجا واقعا "خفته" است؟

چیزی که در شاهگوش بسیار به چشم می خورد پلیسی است لوده، دست و پا چلفتی و کودن که مایه مضحکه است تنها پلیس غیر کودن فیلم "اسد خفته" است،‌نامی که به سادگی کنایه آن را می توان متوجه شد، "شیر خفته"!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از سیمرغ، نیروی انتظامی در همه جای دنیا به عنوان نمادی از قدرت و حاکمیت ملی در عرصه شهروندی شناخته شده و همه تلاش می کنند تا این نماد هر چه قوی تر و پر شکوه تر در عرصه های مختلف ظاهر شود که مانورها، فیلم های پلیسی، تصاویر یگان های قدرتمند ویژه و .... همگی در این راستا است به دلیل همین نماد اقتدار بودن پلیس است که اگر از بسیاری کودکان سوال کنید که در آینده چه کاره می خواهید بشوید؟ بی تردید یکی از پاسخ هایشان "پلیس" است. در بازی های دنیای کودکانه نیز یکی از محبوبترین تفریحات "دزد و پلیس" است که اغلب علاقه دارند به جای "پلیس" قهرمان و شجاع و تیز هوش باشند.

 

حال تصور کنید در کشوری درست بر عکس این جریان عمل شود و عده ای بخواهند نماد اقتدار ملی را ضعیف و مضحک نشان دهند قطعا باید منتظر تبعات ویرانگر آن بود. متاسفانه دقیقا همین روند در کشور ما در حال صورت پذیرفتن است. پلیس در فیلم هایی که توسط بخش خصوصی (یا شبه خصوصی) ساخته می شود در موارد فراوانی به صورتی کاریکاتوری یا سیاه نمایش داده می شود که بیننده ناخودآگاه حسی ناخوشایند نسبت به کلیت حافظین نظم و امنیت جامعه پیدا می کند. در این یادداشت کوتاه بنا بر این نیست که به جریان شناسی مواضع فیلم های ایرانی در قبال نیروی انتظامی بپردازیم بلکه قصد داریم به نقد رفتار نیروی انتظامی در قبال این پدیده به بهانه توزیع آخرین نمونه از این دست، یعنی سریال "شاهگوش" بپردازیم.

 

شاهگوش اثری است از داوود میرباقری که می توان آن را کاری مملو از نماد و سمبل دانست که این سمبل ها نیز به شکل تابلوداری مطرح شده اند.

 

داستان از عشق آتشین پسر آژانسی محل، "امیرعلی"، به دختر کله پز محل، "گندم" در دانشگاه شروع می شود.

 

رحمانِ "شجاعت" با بازی اکبر عبدی، صاحب مغازه کله پزیِ "عدالت" و آقا یونس، پدر امیرعلی، با عینکی ته استکانی، اما چشمانی تیزبین، صاحب تاکسی سرویس "صداقت" است. جالب توجه آنکه آقا شجاعت استقلالی و امیرعلی پرسپولیسی است!

 

داستان سریال در قسمت اول حول درگیری امیرعلی با آقا شجاعت است٬ تا آنکه آقا شجاعت یک کیف پر از پول را کف خیابان پیدا می کند و سحرگاه روز بعد، با ماشینی شبیه به ماشینی که زیر پای امیرعلی است، به قتل می رسد.

 

شاید کارکتر جالب توجه قسمت اول، محسن تنابنده است که در نقش "شب نما"، ابی خواننده لس آنجلسی را به سبک خودش٬ مورد تمسخر قرار داده و بازار گرم کن فیلم شده است.

 

اما در قسمت دوم، میرباقری  از رو دربایستی بیرون آمده است. لوکشین اصلی، کلانتری 100 "ملت" است، کلانتری که جلوی درب ورودی به ارباب رجوع آب نبات تعارف میکنند٬ بیانیه خدمت می‌خوانند و پیگیر مطالبات مراجعان هستند!

 

ماجرای قسمت دوم سریال از جایی شروع می شود که همسر و دختر مقتول – آقا شجاعت – برای پیگری ماجرای قتل او به کلانتری "ملت" می روند و در اولین گام سیروس گرجستانی را که در نقش مرد مال باخته - صاحب همان کیف کذایی- بازی می کند٬ را می بینند!

 

 در ادامه شهرام حقیقت دوست در نقش یک ستوان وظیفه ی وظیفه شناس – هومن آب پرور- و البته فلسفه باف، نطق بلند بالایی برای حاضران در کلانتری انجام میدهد. اول و آخر حرف او، تملق رئیس کلانتری است و رئیس کلانتری کسی نیست جز فرهاد اصلانی که در نقش "سرگرد اسد خفته" ایفای نقش کرده است٬ مردی افسانه ای که در ادامه فیلم مشخص می شود٬ او مرد خدمت و عدالت است. اسد خفته٬ دارای یک قوه خاص و ویژه است! او گوش هایی بسیار تیز دارد که می تواند از آنسوی دیوارها٬ صدای افراد و اشخاص را "شنود" کند!

 

 شخصیت جالب توجه دیگر فیلم که در این قسمت رو نمایی می شود٬ سرباز وظیفه ای است که به اسد خفته نزدیکی خاصی دارد. احمد مهران فر٬ در نقش صولت خنجری٬ در مورد همه چیز "نظریه" دارد و جالب اینکه هرگاه او شروع به نطق و سخنرانی می کند٬ دختر مقتول٬ - دختر آقا شجاعت مرحوم- مات و مبهوت نظریات بدیع و عجیب و غریب او می شود!

 

اما شخصیت جالب توجه دیگر٬ سرگرد سرخی است. سرگردِ کچلی که هوویِ اسد خفته و نفر دوم کلانتری ملت است. او روی اسم و عنوانش (سرگرد!) حساس است! درست برعکس اسد خفته که در بند این نام و نشان ها نیست!

 

سرتاسر لوکیشن دفتر اسد خفته٬ پر است از نمادهایی که هزار حرف را به بیننده منتقل می کنند . چیزی که در شاهگوش بسیار به چشم می خورد پلیسی است لوده، دست و پا چلفتی و کودن که مایه مضحکه است تنها پلیس غیر کودن فیلم "اسد خفته" است،‌نامی که به سادگی کنایه آن را می توان متوجه شد، "شیری خفته"!

 

 حال سوال اینجاست که چرا و به چه دلیل نیروی انتظامی در برابر این توهین‌های آشکار سکوت پیشه کرده است و حتی معاون اجتماعی خود را برای دست مریزاد گفتن به پشت صحنه آن می فرستد! آیا رفتارهای دو گانه ناجا قرار نیست به پایان برسد و از ما بهتران طبق معمول هر کار که بکنند عیبی ندارد و خوب است.

 

انتهای پیام/خ

کلید واژه
 
شما می‌توانید برای دریافت لحظه‌ای اخبار روی مرورگر خود، بدون مراجعه به سایت، از طریق نصب نوار ابزار شبکه اطلاع رسانی دانا اقدام نمایید.
  twitter linkedin google-buzz facebook digg afsaran
  نظرات بینندگان  
مرتضی 1392/11/17 - 18:13
rateup11
ratedown11
پاسخ
comment برو گمشو آدم حجری
ناشناس 1393/1/19 - 11:21
rateup3
ratedown6
comment خود تو آدم حجری هستی که تحمل یه نقد ساده هم نداری این سریال دیگه گنشو درآورده هم بی مزس هم کاری جز تخریب نداره
علی خ 1392/12/1 - 01:07
rateup6
ratedown9
پاسخ
comment بعضی جاهاش رو قبول دارم ولی بعض از جاهای متنتون خیلی غرض دارانه است در کل سریال مزخرفیه
  نظر شما  
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با دانا، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.

3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.

4.حداکثر کاراکتر مجاز جهت ارسال نظر 1000 کاراکتر می باشد.
نام:
ایمیل:
نظر:
 
Page Generated in 0.0904 sec