printlogo


کد خبر: 1465870تاریخ: 1397/12/16 17:07
مکتب امام باقر(ع) از شکاف طبقاتی متنفر است/ اگر امام باقر(ع) در میان ما بود، اخذ سود بانکی را ممنوع می‌کرد/ سلبریتی‌ها و ژن‌های خوب اعتقادات مردم را از بین می‌برند
گفت و شنودی صریح به بهانه میلاد امام باقر(ع)؛
مکتب امام باقر(ع) از شکاف طبقاتی متنفر است/ اگر امام باقر(ع) در میان ما بود، اخذ سود بانکی را ممنوع می‌کرد/ سلبریتی‌ها و ژن‌های خوب اعتقادات مردم را از بین می‌برند
یک کارشناس دینی با تأکید بر این که مکتب امام باقر(ع) از شکاف طبقاتی متنفر است گفت: اگر امام باقر(ع) در میان ما بود، اخذ سود بانکی را ممنوع می‌کرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرنگار مرآت، مدت‌هاست که به این سوال فکر می‌کنم که اگر جامعه را یک انسان فرض کنیم و تصور کنیم که این انسان به میهمانی یک امام معصوم(ع) می‌رود، آیا آن امام معصوم(ع) آن انسان را به جا خواهد آورد؟ به دیگر سخن آیا ما و جامعه ما شبیه کسانی هستیم که به مکتب الهی ائمه(ع) منسوبند؟ برای یافتن پاسخ، باید میان خود و آن مکتب، نسبت‌سنجی کنیم. در آستانه سالروز ولادت امام باقر(ع) بر آن شدیم که گامی در این راستا برداریم و ببینیم ما چه می‌کنیم و ائمه(ع) چه می‌گویند؟ گفتگوی مرآت با حجت‌الاسلام شمس‌الدین، رئیس ستاد اقامه نماز استان را در ادامه می‌خوانید:

مرآت- جناب آقای شمس‌الدین! از نگاه شما برجسته‌ترین شاخصه‌های حیات سیاسی و اجتماعی امام باقر(ع) در چه محورهایی قابل احصاء است؟

اگر بخواهیم شاخصه‌های زندگی امام باقر(ع) را به زبان امروز بیان کنیم و درس‌هایی را از زندگی ایشان برگیریم که به کار زندگی امروزمان بیاید، باید به چند مطلب اساسی اشاره کنیم. نخست آن که امام باقر(ع) در دوره‌ای می‌زیستند که پرانتزی در دوران سیاسی آن زمان باز شده بود. شرایط با زمان دیگر ائمه(ع) متفاوت بود. امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) در خفقان مطلق زندگی می‌کردند اما در حدفاصل انقراض بنی‌امیه تا روی کار آمدن بنی‌عباس، فراخی و مجالی پدید آمد. دوران امامت امام باقر(ع) در ابتدای این دوره واقع شده بود.

درس نخستی که می‌توان از زندگی امام باقر(ع) گرفت، استفاده از فرصت‌هاست. گاهی از اوقات، مومن از حداقل فرصت‌ها برای بروز حداکثر توانمندی‌های خود بهره می‌گیرد. با توجه به گرفتاری‌هایی که شیعیان در زمان امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) بدان دچار شده بودند، اگر امام باقر(ع) دست روی دست می‌گذاشت، اوضاع شیعه بد و بدتر می‌شد. امام(ع) می‌توانست از این مجال، راحتی و آسایش بجوید اما این کار را نکرد؛ بنابراین درس دوم، دوری از هرگونه راحت‌طلبی است.

اسم تحریم بیشتر از اصل تحریم به ما آسیب زده است

امام باقر(ع) و امام صادق(ع) راحت‌طلبی را کنار گذاشتند و در عصر خود دانشگاهی برای مشتاقان علم تأسیس کردند. امروز هم اگر راحت‌طلبی را کنار بگذاریم، اتفاقات بسیار مطلوبی رخ می‌دهد. در زمان ما، بیش از آن که تحریم ما را در تنگنا قرار دهد، واژه تحریم ما را در تنگنا قرار داده است. گویی این واژه لرزه بر اندام ما انداخته است!

ترس از تحریم بود که باعث شد ما گاف‌هایی بدهیم که نباید می‌دادیم! حرف من این است که حتی اگر یک روز فرصت داشتیم که به جای فکر کردن به «ترس از تحریم» به آبادانی فکر کنیم، خیانت کرده‌ایم اگر به آبادانی فکر نکرده باشیم. مومن کَیس و فِتن است. از یک‌سو می‌داند که باید «چو فردا شود فکر فردا کنیم» و از یک‌سو می‌داند که «عاقل آن است که اندیشه کند فردا را» اما افراط و تفریط نمی‌کند.

واهمه از فردا؛ پایه اقتصاد برجامی

مرآت- پاره‌ای از مشکلات ما به همین افراط و تفریط‌ها مربوط می‌شود. ما در ایران به استقبال ترس‌ها می‌رویم و طبعا ضربه می‌خوریم.

بله. بخشی از تبعات اقتصاد برجامی ناشی از افراط در واهمه از فردا بود. ممکن است اکنون متوجه این مسأله نباشیم اما تحلیل‌های 20 تا 30 سال آینده نشان خواهد داد که ما جورچین را بد چیدیم، از فرصت‌ها استفاده نکردیم و به دنبال راحت‌طلبی بودیم. بسیاری از خسارت‌هایی که به ما وارد شد، ارتباطی با بیرون از کشور نداشت.

نکته برجسته سوم در زندگی امام باقر(ع) «کار» است. نقل شده است که محمد‌بن‌منکدر به منزل امام باقر(ع) مراجعه می‌کند اما به او می‌گویند امام(ع) در باغ مشغول زراعت هستند. محمد نزد امام(ع) می‌رود و می‌بیند که عرق از سر و روی امام(ع)-که قدری هم جسیم‌الجثه بودند- جاری است. به تعریض به امام(ع) می‌گوید اگر در این حال از دنیا بروید چه جوابی به خدا می‌دهید؟ امام(ع) می‌فرماید:« الکاد لعیاله کالمجاهد فی سبیل‌الله: کسی که برای معاش خانواده‌اش بکوشد، همچون مجاهد در راه خداست.»

مرآت- این مشی به معنای تغییر ارزش‌های دروغین در جامعه است. امامِ جامعه، شأن خود را فراتر از کار کردن نمی‌بیند!

خود این مسأله یک درس است که هرکس در هر لباس و جایگاهی، باید کار کند. می‌پرسند شغل شما چیست؟ می‌گوید مداح اهل‌بیت(ع) هستم. باید گفت مداحی که شغل نیست. این که برای یک شب مداحی فلان قیمت را تعیین کنند، بر خلاف منش اهل‌بیت(ع) است. منش و ذائقه‌ ما را تغییر داده‌اند. ما کارهایی را که باید انجام بدهیم، انجام نمی‌دهیم و بالعکس! و همین رفتار گاه خسارت‌های جبران‌ناپذیری به بار می‌آورد.

امضاکنندگان ترکمنچای و گلستان؛ منفور در تاریخ

من ابدا قصد مقایسه ندارم اما ما امروز چقدر از کسانی که «ترکمنچای» را امضا کردند بد می‌گوییم؟ کسانی که این قرارداد را امضا کردند حتما به زعم خود استدلال‌هایی عقلانی داشته‌اند! هرکس یک ورق از عهدنامه گلستان را بخواند به امضاکنندگان آن بد خواهد گفت؛ هرچند آن‌ها هم برای خود استدلال‌هایی داشتند.

نقطه رهایی از این قراردادها و عهدنامه‌ها «کار» است. اهل‌بیت(ع) بر این مسأله تأکید دارند. درون‌زاییِ مورد تأکید رهبر انقلاب دقیقا ناظر بر همین مسأله است. در همین شرایط اقتصادی هم گاه پنج محله یا پنج روستا می‌توانند نیازهای یکدیگر را پوشش دهند. آیا اندیشیده‌ایم که چرا سال‌هاست رهبر انقلاب نام سال‌ها را اقتصادی انتخاب می‌کنند؟

ایشان سال 78 را به نام «امام خمینی(ره)»، سال بعد را به نام «امام علی(ع)» و سال سوم را به نام «اقتدار ملی و اشتغال‌آفرینی» نام‌گذاری کردند؛ یعنی حدود 20 سال است که ایشان بر جدی گرفتن مسائل اقتصادی و اشتغال تأکید دارند. ایران یک جهان کوچک است و ظرفیت‌های تولید در آن بسیار بالاست؛ باید از این ظرفیت‌ها استفاده کرد.

وقتی برای دیدار با یک مدیر با از ده فیلتر رد شویم!

مرآت- یکی از مشکلات امروز ما این است که مسئولان برای خود شأن ویژه‌ای قائلند و از بودن در کنار مردم احتراز می‌کنند. موضع مکتب امام باقر(ع) نسبت به این شیوه رفتاری چیست؟

اتفاقا یکی نکاتی که از اندیشه امام باقر(ع) قابل بهره‌برداری است اختلاط و جوشش با مردم است:«خالطوا الناس مخالطه»  امروز مردم برای دیدن یک مدیر باید از ده فیلتر رد شوند! مردم زمان امام باقر(ع) هر زمان اراده می‌کردند می‌توانستند ایشان را ببینند. ابوهارون مکفوف، از نزدیکان امام باقر(ع) و فردی نابینا و روشن‌دل بود. افرادی که می‌خواستند امام(ع) را ببینند از ابوهارون می‌پرسیدند که ایشان کجا هستند و او هم نشانی امام(ع) را می‌داد.

علمای دین و مراجع تقلید باید در دسترس مردم باشند؛ و همینطور مدیران. مدیری که در شرایط بد اقتصادی بیل به دست نگیرد، چندان نمی‌توان به مدیریتش امیدوار بود. چرا رهبر انقلاب با وجود کهولت سن، در روز درختکاری خودشان درخت می‌کارند؟ این، یک اقدام نمادین نیست. معنی این اقدام آن است که همه باید پا به کار باشند.

امام باقر(ع) بیل به دست می‌گرفت؛ منِ مدیر جامعه اسلامی چگونه عمل می‌کنم؟ مدیران ما این کارها را دون شأن خود می‌بینند. شرایط امروز ما اقتضاء نمی‌کند که ما شأن بیخود برای خود قائل شویم. شرایط اقتضاء نمی‌کند که به مدیران به VIP بروند؛ جایی دور از دسترس مردم. اخیرا اقدام مطلوبی برای برداشتن نرده‌های حائل میان مردم و مسئولان در نماز جمعه صورت گرفت. این اقدام باید گسترش پیدا کند.

همه باید با هم بجوشند. نمی‌شود گفت این بی‌حجاب است و آن باحجاب است و این فکلی است و آن مذهبی! نمی‌شود یک عده را به دریا ریخت تا بقیه راحت باشند. باید با هم بجوشیم و اشکالات یکدیگر را برطرف کنیم. مردم البته با هم کنار می‌آیند و دعوا ندارند. مردم نداری‌ها و دارایی‌هایشان را با هم تقسیم می‌کنند اما عده‌ای از مسئولان هستند که خود را تافته جدابافته تصور و فرض می‌کنند.

دوری از تبعیض؛ اصل مشترک میان ائمه(ع)

ما امروز به شهید همت‌ِ اقتصادی و شهید باکریِ اقتصادی نیاز داریم؛ فرماندهانی که شب‌ها وقتی رزمنده‌ها خواب بودند، پوتین آن‌ها را واکس می‌زدند. مسأله‌ای که در زندگی تمامی اهل‌بیت(ع) موج می‌زند، دوری از هرگونه تبعیض است. امام باقر(ع) می‌فرماید سخنران خوب کسی است که در هنگام سخنرانی حتی نگاه‌هایش را به عدالت تقسیم می‌کند و به همه جمعیت نگاه می‌کند.

اگر گرانی و تورم برای همه باشد، کسی ناراحت نمی‌شود. اگر فشارها علی‌السویه بین همه تقسیم شود، کسی احساس تبعیض نمی‌کند. در زمان پیامبر(ص) وقتی ایشان و یارانشان در محاصره اقتصادی قرار گرفتند، پیامبر(ص) از همان غذایی می‌خوردند که یارانشان می‌خوردند. اگر می‌خواستند غذا بخورند می‌پرسیدند که آیا دیگران از این غذا خورده‌اند؟ اگر می‌گفتند این غذاها را مخصوصا برای شما تهیه کرده‌ایم، پیامبر(ص) غذا را نمی‌خوردند.

در زمان ما اما در شرایط تحریم، به عده‌ای خوش می‌گذرد! در سخت‌ترین شرایط برای مردم، برخی میهمانی‌های تجملاتی برگزار می‌کنند.

این پیامک‌های لبخندساز!

مرآت- اگر امام باقر(ع) امروز در جامعه ما حضور داشتند، چه چیزی بیش‌تر ایشان را آزرده می‌کرد و نسبت به چه مسائلی معترض می‌شدند؟

عده‌ای به علت کار کردن زیاد، فکر اقتصادی و شب‌بیداری‌های فراوان پولدار شده‌اند؛ این دسته از افراد نباید مورد نفرت جامعه قرار بگیرند؛ اما عده‌ای بدون این که کار کنند پولدار شده‌اند. گوشی تلفن همراه برخی، برایشان لبخندساز است چراکه دائما پیامک واریز پول برای آن‌ها ارسال می‌شود؛ بدون این که کاری کرده باشند. اگر امام باقر(ع) در میان ما بودند نسبت به این رویه واکنش نشان می‌دادند.

حق عده‌ای نیست که این پیامک‌ها را دریافت کنند. من فکر می‌کنم اگر امام باقر(ع) در میان ما بود اجازه نمی‌داد کسی بدون هیچ تلاشی، از بانک سود بگیرد و درآمد کسب کند! برخی حتی برای انباشته بانکی‌شان هم تلاشی نکرده‌اند؛ چه رسد به سودش! نکند اقتصاد به سمتی برود که هرکس دلال شود، پولدارتر باشد.

در حوزه‌های فرهنگی هم اگر امام باقر(ع) در میان ما بودند به بسیاری از مسائل از جمله مساجد ما خرده می‌گرفتند. مساجد در شرایط تحریم باید به قطب‌های اقتصادی تبدیل شوند. رهبری دو سال قبل فرمودند که درِ مساجد باید باز بماند. نفرموده‌اند درها را باز بگذارید که هوا آمد و شد کند! مساجد ما عمدتا در بهترین موقعیت مکانی شهرها قرار دارند و برخی از آن‌ها چند ده میلیارد تومان قیمت دارند؛ قطعا باید از این بناها استفاده مفید شود.

اگر امام باقر(ع) در میان ما بودند قطعا اجازه نمی‌دادند که «الاسلام یعلوا و لایعلی علیه» زمین بماند. شکم‌سیری که کمر خم کرده و دستبوس بعضی‌ها شده، نزد نفس خود هم خجالت می‌کشد. اگر امام باقر(ع) بودند این سبک زندگی را نمی‌پسندیدند. مکتب امام باقر(ع) از شکاف طبقاتی متنفر است. بدیهی است ثروت فردی که تنبلی را پیشه کرده نمی‌توان با ثروت فردی که سخت کار و تلاش می‌کند مقایسه کرد اما عده‌ای می‌دوند؛ صدبرابر تنبل‌ها هم می‌دوند اما وضعشان از تنبل‌ها بدتر است!

سلبریتی‌های نجومی‌بگیر

این وضعیت باورهای مردم را کور می‌کند و بر اعتقادات مردم تأثیر منفی می‌گذارد. من اخیرا لیست بلندبالایی از دستمزد سلبریتی‌ها را می‌خواندم که برخی از آن‌ها برای هر پروژه، 700 میلیون تومان پول دریافت می‌کنند. مگر چه می‌کنند؟ از این دستمزدهای نجومی، مالیات هم پرداخت نمی‌کنند. در مقابل عده‌ای واقعا کار می‌کنند اما بهره‌ای نمی‌برند.

«ژن خوب» ترکیب بسیار زشتی است. خدا هر حلقومی را که این واژه از آن تردد کرده، چاره کند. ژن‌های خوب کار می‌کنند؟ تخصص دارند؟ اگر ژن‌های خوب با مسئولان نسبت فامیلی نداشتند، به این‌جا می‌رسیدند؟ در دوران خلیفه سوم فاجعه‌ها و رانتخواری‌هایی بوجود آمد که به واقعه کربلا انجامید. در آن زمان، عده‌ای به دلیل نسبت داشتن با افرادی که در رأس حکومت بودند، به جایگاهی دست پیدا کردند؛ این افراد بعضا از بدترین افراد بودند؛ کما این که تکلیف یزید روشن است.

چنین کسانی بر منابع حاکم شدند و نسل آن‌ها امروز در لباس سعودی‌ها بر عربستان حکومت می‌کنند. عده‌ای با پول‌های کثیف و بادآورده به جایگاه‌هایی می‌رسند که نباید. کسی ناگهان با پول کثیف به جایی می‌رسد و می‌گوید من ژن خوبم!

مرآت- از طنزهای روزگار ماست.

گریه‌آور است. مردم این‌ها را که می‌شنوند رنج می‌برند. من پدرانی را می‌شناسم که همه جوانانش در خانه مانده‌اند. جوانان تحصیلکرده‌ای را می‌شناسم که می‌گویند هر کاری به ما بدهند انجام می‌دهیم اما کاری نیست. عده‌ای هم هستند که بدون داشتن تحصیلات در جایگاه‌های حساسی مشغول‌اند. اگر جوانی به این نقطه برسد که:«درس خواندم و متخصص شدم و باختم» اگر جوانی بگوید رفیقی داشتم که درس را رها کرد و اکنون برج‌ساز شده، جای مفاهیم خوب و بد عوض می‌شود و آن‌گاه باید گفت علی‌الاسلام السلام.

مرآت- بابت وقت ارزشمندی که در اختیارم قرار دادید سپاسگزارم.

من هم از شما و همکارانتان تشکر می‌کنم.

انتهای پیام/


لینک مطلب: http://www.dana.ir/News/1465870.html