شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان سمنان
ساعت: 10:43 منتشر شده در مورخ: 1395/10/20 شناسه خبر: 1002116
یادداشت/
امیرکبیر، طلایه دار اصلاحات
محمد تقی که بعدها میرزا تقی خان امیرکبیر نام گرفت، مردی است که نامش برای همیشه در پیشینه این دیار جاودان خواهد ماند و درخشش نامش هیچگاه از صفحات تاریخ محو نخواهد شد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از قومس، هزاوه، جایی است که اولین فریادهای امیر کبیر را در سال 1223 هـ ق به جان خرید، روستایی نسبتا بزرگ در فراهان که زادگاه بزرگ مردان ایران زمین می‌نامند.

با ورق زدن برگ های تاریخ در می یابیم؛یکصد و شصت و پنج سال پیش در چنین روزی حمام باغ تاریخی فین کاشان شاهد یکی از غم انگیزترین وقایعی بود که تاکنون در تاریخ آن اتفاق افتاده است.

بیستم دی ماه، سالروز شهادت امیر کبیر است،  ستاره بی نظیر تاریخ ایران زمین؛ صدراعظمی مقتدر، مستقل، بی ریا که به حق طلایه دار اصلاحات در این سرزمین کهن بود.

مردی که همزمان با اروپا، کمر به اصلاح ایران و ترقی آن بسته بود.

اما؛در کمتر از سه سال و دو ماه بعد از شروع صدارتش خاموش شد.

آشپززاده ای که سراسر عمر گرانبهایش را در راه اعتلای این مرز و بوم سپری کرد و در این مسیر مقدس، هدف حسد و کینه دشمنان قرار گرفت و به شهادت رسید.

محمد تقی که بعدها میرزا تقی خان امیرکبیر نام گرفت، مردی است که نامش برای همیشه در پیشینه این دیار جاودان خواهد ماند و درخشش نامش هیچگاه از صفحات تاریخ محو نخواهد شد.

میرزا محمدتقی خان امیرکبیر،  پسر مشهدی قربان هزاوه‌یی فراهانی نوه تهماسب بیک است، وی همسر عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین‌شاه قاجار، پدر تاج‌الملوک همسر مظفرالدین‌شاه قاجار و پدربزرگ محمدعلی‌شاه، ششمین پادشاه از دودمان قاجار می باشد.

حشر و نشر میرزا تقی خان با فرزندان خانواده قائم مقام از سویی و استعداد و دقت نظر امیرکبیر از سوی دیگر از او شخصیتی ساخت که نظیر آن در عصر قاجار دیده نشد.

 

آنچه همواره نام امیر کبیر را در نهضت علم و دانش ماندگار خواهد کرد، همانا تأسیس مدرسه دارالفنون به سبک جدید و استخدام معلمین و استادان خارجی است که در کنار آنها اساتید برجسته ایران هم بودند و تدریس می‌کردند.

امیرکبیر از سال ها پیش از صدارت خود، در تلاش بود تا مدرسه اى تأسیس کند. او قصد داشت دانش آموزانى را در علوم گوناگون تربیت کند و ایران را در مسیر شکوفایى قرار دهد. سرانجام در سال 1266 هـ . ق ساخت مدرسه اى را آغاز کرد و آن را «دارالفنون» نامید.


 این اصلاح گر بزرگ، کتاب خانه اى در کنار مدرسه دارالفنون تأسیس کرد تا دانش آموزان با علوم مورد علاقه خود آشنا شوند.

یکى از اساسى ترین اقدامات او براى افزایش اطلاعات و آگاهى جامعه، انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه بود، چگونگى ترقى دولت هاى اروپایى، رشد صنعت در آنها و اکتشافات جدید، مهم ترین مطالبى بود که در این روزنامه به صورت دنباله دار چاپ مى شد.
یکى از نمایندگان انگلیس در ایران مى نویسد: «تأسیس این روزنامه، نشانه اى است از عزم راسخ امیر بر ترقى ایران و روشن گردانیدن افکار هم وطنانش».

در عصرى که نهضت صنعتى در اروپا به اوج خود نزدیک مى شد، عقب ماندگى کشورهایى مانند ایران، آشکارتر از گذشته رخ مى نمود، سیاست کلى امیر بر پایه توسعه صنعت و پیشرفت کشاورزى استوار بود.

این چهره ماندگار  که سعى در افزایش تولید ایرانى و کاهش واردات داشت کارخانه هاى شکر، پارچه بافى، کاغذسازى، فلزکارى، بلور، چینى سازى و... را در شهرهاى ایران راه اندازى کرد.

او دستور داد دستگاه هاى جدید را به ایران آورند و از مهندسان و صنعت کاران اروپایى بخواهند تا صنایع گوناگون را در ایران آموزش دهند.

امیرکبیر اعتقاد داشت که یک کشور مستقل، باید همه چیز را در داخل سرزمین خود تأمین کند، وی براى رونق کشاورزى، گام هاى زیادى برداشت.

 برخى از مهم ترین اقدامات وى براى بهبود وضعیت کشاورزى عبارتند از: ایجاد امنیت براى کشاورزان، تشویق آنان به صنعتى کردن مسیر تولید، کم کردن مالیات، ساخت سدّ ناصرى بر رودخانه کرخه و دو سد دیگر در گرگان و قم.

بدون شک اجتماعى که دچار بیمارى هاى جسمى و روحى است، طعم آرامش را نخواهد چشید، بى توجهى به سلامت و بهداشت، گسترش بیمارى ها را در پى دارد.

امیرکبیر که خود از میان مردم برخاسته بود و با رنجشان آشنایى دیرین داشت، ابتکار زیادى براى بالا بردن سطح بهداشت عمومى به خرج داد.

وى آبله کوبى را در ایران عمومى ساخت و به دستور او کتاب هاى لازم در این زمینه به فارسى ترجمه و چاپ شد.

مبارزه با بیمارى وبا، ساخت نخستین مریض خانه هاى دولتى، تعلیم پزشکان، نظافت شهر و گردآورى بیماران از سطح شهرها، از اقدامات دیگر امیر در این راستا هستند.

شواهد نشان می دهد، مفت خورى، عیش و نوش، شهوت رانى و ثروت اندوزى از مهم ترین ویژگى شاهزادگان قاجارى بود، شاهزادگانى که براى خوش گذرانى هاى خود، به سرمایه هاى ملت چوب حراج زده و بر فقر و گرسنگى مردم، چشم بسته بودند.

تردیدی نیست فساد مالى و خرج هاى سنگین دربار قاجار، مهم ترین دلیل نفرت مردم از سلطنت آنان بود.
میرزا تقى خان امیرکبیر، مردى نبود که بى عدالتى را تاب بیاورد، گرچه صدارت کوتاه او فرصتى نبود که بتواند فساد مالى را ریشه کن کند، ولى با شجاعت تمام، حقوق و مزایاى درباریان، شاهزادگان و حتى ناصرالدین شاه را کم کرد.

عده ای، بنیان گذار ارتش نوین را در ایران، رضاخان پهلوی می دانند، ولی در واقع، امیر کبیر بنیان گذار ارتش ملی نوین در ایران است. پیش از امیر، ارتش به صورت غیرسازمانی و موقّت بود که درمواقع اضطراری، از قبایل و ایلات گردآوری می شد، امیرکبیر سیاست مداری روشن بین بود که وجود ارتش، لشکر و سپاه قوی را در عرصه نظامی ضروری می دانست و دراین مسیر، با تعلیم و تربیت لشکریان و یاد دادن فنون نظامی جدید و ایجاد ساز و برگ و لباس یکسان و گزینش نام ها و درجات نظامی و حقوق و مزایا، قشون منظمی را پایه نهاد.

این اصلاح گر بزرگ، دستگاه وزارت امور خارجه را توسعه داد،  تأسیس سفارتخانه‌های دائمی در لندن و سن‌پترزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز؛ تربیت کادر برای وزارت امور خارجه و تنظیم دفتر اسناد سیاسی از کارهای اوست.
 
امیر به همان اندازه که یا خرافه پرستی مخالف بود نسبت به ایجاد فرقه‌های گمراه کننده از اصل دین و اسلام مخالف بود.

این سردار ملی،  با وجود حمایت‌های بیگانگان به خصوص انگلیس از فرقه باب که همان بهائیت امروز است فرمان قتل علی محمد باب را داد و به دستور او، باب که در قلعه چهریق آذربایجان زندانی بود، در تبریز تیرباران شد.

 از دیگر اقدامات مهم  این راد مرد  برزگ تاریخ ایران،  تأسیس اداره آگاهی همچنین ایجاد چاپارخانه برای مرسولات پستی بود.

پیرامون شخصیت و صفات والای امیر،  سخن بسیار گفته شده است از جمله  مرحوم دکتر فریدون آدمیت، مؤلف کتاب امیرکبیر و ایران، در خصوص وی می گوید:  «اهمیت مقام تاریخی امیر به سه چیز است: نوآوری در راه نشر فرهنگ و صنعت جدید، پاسداری هویت ملی و استقلال سیاسی ایران در مقابله با تعرض غربی، اصلاحات سیاسی مملکتی و مبارزه با فساد اخلاقی مدنی ».

همچنین رابرت گرانت واتسون، وقایع نگار دولت انگلیس، که مدتی در ایران حضور داشت، در رابطه با امیرکبیر معتقد است: فوق العاده ترین و حتی شگفت انگیزترین جنبه اخلاقی امیرکبیر، همان فساد ناپذیری مطلق وی بود.

 زمانى که کشورهاى استعمارگر، فردى را مانع رسیدن به اهداف خود بدانند، از هر وسیله اى براى کنار زدن او استفاده مى کنند؛ سرانجام نیز دسیسه هاى انگلیس ، رادمردی  را به کام مرگ فرستاد که شهادتش، مُهر ننگى بر پیشانى دشمنان زد و زندگى اش، سند افتخارى شد در دستان ملت.

از طرفی دشمنی آقاخان نوری و مهدعلیا و... و نادانی ناصرالدین شاه باعث شد تا در 20 محرم 1268 هجری قمری، امیرکبیر از صدارت معزول شود و در 25 محرم از امارت نظام و از تمام مشاغل دولتی برکنار گردد و چند روز بعد به کاشان تبعید شود.

 سرانجام امیرکبیر به فرمان نامرد روزگار ناصرالدین شاه و به دست نالایقی چون حاج علیخان مراغه‌یی معروف به حاجب‌الدوله به طرز فجیعی در حمام فین کاشان به لقاء حق رسید.

برابر روایات تاریخی، پس از شهادت امیر، ابتدا او را در کاشان بخاک سپردند اما برابر خواست همسرش عزت الدوله  که نقش بزرگی کنار مجاهدت و پایداری امیر داشت و می‌دانست جسم بی‌جان او نیز نباید نزد شاهان قاجار باشد، کالبد امیر را به کربلا حمل کرد و در مکان اشاره شده دفن نمود.

بعد از امیرکبیر، روند اصلاحات که با زحمت زیاد پایه گذاری شده بود، مختل گردید، دوره کوتاه صدارت امیرکبیر را که «دوره طلایی ایران نو » گفته اند، پس از وی آشفته و نابسامان شد.

این مقاله یادکردى است از آن مرد بزرگ؛ کسى که همواره مى کوشید و از این همه تلاش، چشم داشتى جز نیک بختى ملت خویش نداشت.

 

سمانه کاشی

 

انتهای پیام/

http://dana.ir/1002116
ارسال نظر
نظرات
کلینیک ایران نوین_داخلی کانال_دانا_داخلی نیشگون نیوز سلام_صفحات_داخلی
Page Generated in 0/0556 sec