شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان سمنان
ساعت: 16:19 منتشر شده در مورخ: 1395/11/17 شناسه خبر: 1028801
پیشکسوت مطبوعات سمنان:
سانسور خبری در رژیم شاه بیداد می کرد/ می خواستند مرا بخرند
پیشکسوت مطبوعات سمنان با بیان اینکه خبرنگاران نباید وامدار هیچ گروهی باشد گفت: اگر خبرنگاران منافع عمومی را درنظر بگیرند همواره سربلند خواهند بود.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به گزارش خبرنگار مرآت، شاید کتابفروشی هاشمی  که سالها است در خیابان امام شهر سمنان قرار دارد از معدود مغازه های کتاب و روزنامه فروشی باشد که با گذشت چند دهه از فعالیت همچنان پابرجا مانده و تغییر کاربری نداده است. مالک این مغازه سید اسماعیل هاشمی است که نه تنها روزنامه های پرتیراژ کشور را در اختیار مردم قرار می دهد بلکه خود وی نیز سالها به کار خبر اشتغال داشته و در مطبوعات مختلف کشور قلم زده است. البته خودش دلیل این موضوع را علاقه وافرش به مطبوعات می داند و می گوید اگر عشق و علاقه اش به این حوزه نبود شاید تاکنون بارها کاربری مغازه اش را تغییر داده بود. سراغ آقای هاشمی رفتم و از او جهت حضور در دفتر مرآت و انجام گفتگو دعوت کردم. وی نیز به گرمی از من استقبال کرد و در یکی از روزهای سرد بهمن برای انجام مصاحبه به دفتر مرات آمد.

متن گفتگوی خبرنگار مرآت را با سید اسماعیل هاشمی در ادامه می خوانید:

مرآت- ابتدا خودتان را بیشتر معرفی کنید و در مورد سوابق کاری و مطبوعاتی خود توضیح دهید.

هاشمی- سید اسماعیل هاشمی هستم و در سال 1315 در محله هفتم تیر یا منوچهری سمنان متولد شدم. قریب به 60 سال است در حوزه مطبوعات و کتاب فعالیت می کنم و در حال حاضر هم مدیریت موسسه مطبوعاتی هاشمی را برعهده دارم. پدرم پلیس بود و همسرم نیز فرهنگی است. خودم نیز دیپلم نظام قدیم دارم.

مرآت- چه شد که به کار مطبوعاتی علاقه مند شدید؟

هاشمی- در حدود سال 1335 بود که احساس کردم وضعیت فرهنگی و مطبوعاتی شهر و محل زندگی من مناسب نیست و در فقر فرهنگی به سر می بریم و مطبوعات در دسترس عموم مردم قرار ندارد لذا تشخیص دادم که در سنگر مطبوعات کار کنم. بنابراین تصمیم گرفتم یک کتاب فروشی راه اندازی کنم که در کنار آن بتوانم روزنامه ها را نیز بفروشم. اولین کار مطبوعاتی که انجام دادم همکاری با روزنامه کیهان به عنوان سرپرست این روزنامه در استان سمنان بود. این ماجرا به سال 40 مربوط می شود. در واقع من اولین سرپرست روزنامه کیهان در استان سمنان بودم. کلیه کارها شامل تهیه خبر، گرفتن آگهی و توزیع روزنامه برعهده من بود. در آن سال روزانه حدود 50 نسخه کیهان برای کل استان از دفتر مرکزی ارسال می شد که معمولا حدود ساعت 16 یا 17 به سمنان می رسید و اگر تاخیر داشت با سرویس های روز بعد می آمد. در مجموع حدود 4 یا پنج نفر در توزیع کیهان فعالیت می کردیم که این تعداد را در زمان انقلاب به 11 هزار نسخه فقط  در شهر سمنان رساندیم. یعنی در سال 57 روزانه 11 هزار نسخه کیهان می فروختیم که با استقبال خوب مردم روبرو می شد. پس از مدتی از توزیع کیهان روزنامه های اطلاعات، آتش، آیندگان و چندین روزنامه و نشریه دیگر را نیز توزیع می کردیم.

مرآت- ساواک شما را تحت تعقیب قرار نمی داد؟

هاشمی- تا اندازه ای ما را تحت نظر داشتند و حتی به ما توصیه می کردند اخبار را قبل از ارسال به تهران در اختیار ما قرار دهید که البته ما این کار را نمی کردیم و به انها می گفتیم ما کارمند شما نیستیم. من خودم کارت خبری صادره از وزارت فرهنگ داشتم و به همراه تعدادی دیگر از خبرنگاران فعالیت می کردیم. بسیاری از اخبار را هم به عنوان خبرنگار سیار منتشر می کردیم تا از پاسخگویی بعدی فرار کنیم. 

مرآت- کدام قشر بیشتر مشتری روزنامه های شما بودند؟

مرآت- تقریبا همه اقشار از روزنامه های ما استقبال می کردند چون در روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب سانسور خبری کامل در کشور حاکم بود لذا مردم از روزنامه ها استقبال می کردند هرچند در همان روزها برخی روزنامه ها هم تعطیل شدند. در آن سالها حدود 20 کیوسک روزنامه فروشی وجود داشت که متاسفانه بعدها تغییر کاربری پیدا کردند. یکبار در روز 17 دی 57 که با عنوان آزادی زنان نامگذاری شده بود وقتی روزنامه ها را از ترمینال تحویل گرفتم تا با ماشین توزیع کنم دیدم جمعیت انبوهی شاید حدود 2 هزار نفر به سمت من می آیند و به زبان سمنانی می گویند هاشمی بیما (هاشمی آمد)، شیشه ماشین را بالا و دربها را قفل کردم. روزنامه ها را بیرون ریختم تا به من صدمه ای نرسد. می خواهم این را بگویم که انقدر سانسور خبری بود که مردم تشنه خبر و روزنامه بودند.

بعدها در جریان انقلاب با همکاری نیروهای انقلابی و ایجاد صف اقدام به توزیع روزنامه ها می کردیم. پس از پیروزی انقلاب هم عده ای از بازاریان به ما پول دادند تا دفتر روزنامه که در روزهای انقلاب مدتی تعطیل شده بود مجددا فعال شود.

مرآت- روز فرار شاه را به خاطر دارید؟

هاشمی- بله من آن روز تهران بودم. دیدم در جایی عده ای موتورسوار سگی را جلو انداخته اند و عکس شاه را به او نصب کرده اند و تعقیبش می کنند و شعار می دهند شاه رفت و پیروز شدیم. مردم واقعا شاد بودند و سر از پا نمی شناختند.

مرآت- در روز ورود امام به میهن و نیز 22 بهمن شما کجا بودید؟

هاشمی- شب قبل از آن به تهران رفته بودم تا کارهای روزنامه را انجام دهم. تهران گلوله باران بودف به هر سختی که بود روزنامه ها را تحویل گرفتم و با 3 محافظ خودم را به سمنان رساندم و در کمتر از دو ساعت به فروش رساندم. حتی فروش آنقدر بالا رفته بود که سهمیه سمنان را به استانهایی که حوادث بیشتری در آنها رخ می داد اختصاص می دادند. توجه کنید که قدرت ساواک از دو ماه مانده به پیروزی انقلاب از دست رفته بود و لذا نمی توانست علیه ما اقدامی کند.

22 بهمن هم سمنان بودم و کشیک تامین امنیت شهر را برعهده داشتم چرا که همه جا تعطیل شده بود.

مرآت-  خبرهای جنجالی که باعث می شد به شما فشار وارد کنند هم مخابره می کردید؟

هاشمی- بله، اوایل انقلاب یکبار شخصی به من گفت مقدار زیادی پیاز در حد صدها تن در قدرت آباد دامغان در جایی دپو شده است و پوسیده و به لجن تبدیل شده بود. وقتی خبر آن را منتشر کردیم از فرمانداری و نهادهای دیگر به من فشار آوردند که تو این خبر را از کجا آورده ای؟ وقتی مستندات آن را ارائه دادم بالاخره مجبور شدند از من بپذیرند. بابت این خبر از طرف دفتر مرکزی مبلغی به عنوان هدیه به همراه لوح سپاس به من پرداخت شد.

یکبار دیگر هم در زمان رژیم شاه یک روز یکی از دوستانم به من گفت در جنوب سمنان یک هواپیمای کوچک آمریکایی سقوط کرده است. تصمیم گرفتیم به همراه یکی از خبرنگاران به انجا برویم اما چون وسیله نداشتیم در یکی از بلوارهای جنوبی سمنان ایستاده بودیم تا ببنیم می توانیم با کسی به آنجا برویم یا نه. یک دفعه دیدیم تعدادی خودروی دولتی از جلوی ما عبور کردند که یکی از آنها ایستاد و به ما گفت چه کار دارید؟ گفتیم می خواهیم برویم آنجا را ببینیم. آنها هم خیلی راحت ما را سوار خودروی دولتی کردند و با خودشان به منطقه حادثه بردند. در آنجا خلبانان سوخته شده آمریکایی را دیدیم که فقط درجات لباسشان تا اندازه ای سالم مانده بود. خبر و عکس را تهیه کردیم و بازگشتیم و برای چاپ به تهران ارسال کردیم. خبر منعکس شد و بازتاب های بسیار زیادی داشت. بعد از انتشار فرمانداری و ساواک مرا خواستند و گفتند این خبر را از کجا آوردی؟ که بازهم مستندات خود را ارائه دادم و آنها چاره ای نداشتند.

مرآت- تاکنون مورد تجلیل و تقدیر مسئولان قرار گرفته اید؟

هاشمی- بله، ده ها لوح سپاس و یادبود از مسئولان و انجمن های مختلف دارم. حتی یکبار از طرف آقای دکتر حسینی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم برای برنامه ای دعوت شدم و مورد تقدیر قرار گرفتم.

از طرفی دیگر به علت فعالیت های انتشاراتی که در راستای ترویج فرهنگ و زبان سمنانی انجام دادیم نیز مورد تدیر شخصیتها قرار گرفتیم.

مرآت- خودتان امتیاز مجله یا نشریه ای را دارید؟

هاشمی- بله ماهنامه ای را با عنوان کومشه که از نام ایالت کومش در آن استفاده شده است را در حدود 30 شماره منتشر کردیم که متاسفانه به دلیل مشکلات مالی اوایل سال جاری متوقف شد. در آن مجله بیشتر در مورد شخصیتهای سمنان، زبان و ضرب المثل های سمنانی، اسناد قدیمی مربوط به شهر سمنان و فرهنگ بومی مواردی را منتشر می کردیم. تیراژ آن حدود 5 هزار نسخه بود.

مرآت- وقتی وارد کار مطبوعات شدید اصطلاحا کله تان بوی قورمه سبزی می داد؟

هاشمی- تا اندازه ای بله، بالاخره خبرنگار و فعال خبر باید جسور و کنجکاو باشد و نسبت به موضوعات مختلف حساسیت داشته باشد. در آن زمان که فعالیت خبری خود را شروع کردیم در سمنان دانشگاه وجود نداشت و یا مثل شرایط فعلی سمنان با مشکلات مختلفی روبرو بود. شخصا بارها و بارها در مورد معضلات و مشکلات مختلف شهر سمنان مطالبی را نوشتم که انعکاس بسیار زیادی داشت. شاید در مورد عدم وجود دانشگاه در سمنان صدها مطلب منتشر کردم.

مرآت- کار خبری را از کجا یاد گرفتید؟

هاشمی- زمانی که روزنامه ها را دریافت و مطالعه می کردم به این فکر افتادم که چرا خودم مطلب ننویسم و منتشر نکنم. بنابراین تلاش کردم نگارش متون خبری را یاد بگیرم و اشکلات خود را برطرف کنم.

مرآت- سطح کیفی روزنامه های امروز را در مقایسه با دهه های قبل چطور ارزیابی می کنید؟

هاشمی- هرچند روزنامه ها از لحاظ کیفی و فنی ارتقا یافته اند اما معتقدم امروز فقط تیترها در روزنامه ها حرف می زنند که به علت سطحی بودن خبرها است. در آن مقطع تحلیلگران بسیار خوبی در روزنامه ها فعالیت می کردند. به عبارت دیگر روزنامه ها در آن زمان تفسیری و تحلیلی بود و امروز هیجانی است که البته شاید اقتضای دوران ما باشد. در حال حاضر اگر تیتر روزنامه ها را بخوانید خط و مشی تمام روزنامه را متوجه خواهید شد.

مرآت- آیا احساس کرده اید در دوره های مختلف برخی می خواهند شما را با دادن امتیازی خاص از آن خود کند تا از آنها انتقاد نکنید؟

هاشمی- بله، بارها و بارها این اتفاق افتاده است. حتی در دوره ای به ما یک قطعه زمین در بلوار 17 شهریور پیشنهاد دادند که من به هیچ وجه نپذیرفتم چون می دانستم قرار است بعدها از من استفاده گروهی کنند.

من هیچ وقت در گروه های سیاسی و جناحی عضویت نداشتم و شاید اگر داشتم از لحاظ مالی رشد بسیار زیادی کرده بودم. به شدت معتقدم خبرنگار باید آزادگی داشته باشد و وامدار هیچ گروهی نباشد چرا که قطعا در کارش موفق نخواهد شد. وابستگی خبرنگار جسارت و شجاعت را از وی خواهد گرفت لذا هیچ گاه موفق نخواهد شد. حتی یکی از مسئولین به من ایراد گرفت که تو چرا به فکر خودت نیستی و بعدها من متوجه شدم او می خواسته تخلفاتش را نادیده بگیریم.

معتقدم یک خبرنگار باید صداقت، امانت و مهمتر از همه خدا را درنظر داشته باشد و به نفع مردم کار کند حتی اگر مسئولین از او خوششان نیاید. اگر خبرنگار به نفع عموم مردم کار کند هیچ گاه به خاطر مطالبش خودش را سرزنش نخواهد کرد و همیشه سربلند خواهد بود.

مرآت- آینده روزنامه ها و مطبوعات را با توجه به توسعه فضای دیجیتال چطور پیش بینی می کنید؟

هاشمی- در حال حاضر وضعیت مطبوعات به هیچ وجه مساعد نیست و قطعا در آینده نیز دچار مشکلات بیشتری خواهد شد مگر آنکه از ظرفیت های جدید استفاده کنند.

مرآت- از اینکه وقتتان را در اختیار مرآت قرار دارید متشکرم.

هاشمی- من هم از شما تشکر می کنم و امیدوارم در رسالت خبری خود موفق باشد.

مصاحبه و تنظیم: مسعود تبریزی

عکاس: محمد نجم

http://dana.ir/1028801
ارسال نظر
نظرات
کانال_دانا_داخلی املاک موسوی2 نیشگون نیوز سلام_صفحات_داخلی
Page Generated in 0/0769 sec