شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استانها
ساعت: 11:54 منتشر شده در مورخ: 1393/04/21 شناسه خبر: 111770
16 سال بعد:
بازخوانی غائله 20تیر 78 دانشگاه تبریز
شانزده سال از حوادث تلخ و خونین تیر 1378 دانشگاه تبریز می گذرد. حوادثی که با حمله نیروهای موسوم به لباس شخصی و انتظامی به خوابگاه دانشگاه تهران آغاز شد و در ادامه وارد فاز مقابله و براندازی نظام شد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل ازتبریز بیدار  این حادثه دست های پنهان آشکاری! نیز داشت. کسانی که احساسات دانشجویی را بهانه کردند برای بروز کینه و عداوت خود از نظام جمهوری اسلامی.

مقام معظم رهبری در سخنرانی تاریخی خود در همان ایام، با دلجویی از دانشجویان با اشاره به حمله به کوی دانشگاه تهران فرمودند: «این حادثه تلخ - حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان-  قلب مرا جریحه‌دار کرد؛ حادثه غیرقابل قبولی در جمهوری اسلامی بود.»

دو روز بعد از غائله 18تیر در تهران، تبریز نیز شاهد ناآرامی هایی بود.

 

پس از گذشت شانزده سال از این واقعه، بازخوانی آن و اشاره به زوایای ناگفته ای از آن، می تواند روشنگر سوالاتی باشد که هنوز به طور واضح پاسخی به آن ها داده نشده است.

 

در طول این سال ها هیچ گاه گزارشی رسمی از سوی مراجع قضایی و امنیتی در خصوص این غائله منتشر نشد؛ اما افرادی معدود خاطرات و دیده های خود را از این حادثه روایت کرده اند؛ عده ای از بسیجیان شاهد درگیری ها، تعدادی از دانشجویان و عده ای از افرادی که در این حادثه دستگیر و در دادگاه محکوم شدند که اکنون در خارج از کشور به سر می برند. اما روایتی جامع از این غائله هنوز منتشر نشده است.

 

جلسه ای که تصمیم تجمع گرفته شد

نوزدهم تیرماه یک روز پس از حوادث کوی دانشگاه تهران، شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز تصمیم به واکنش به آنچه ضرب و شتم و ورود غیرقانونی به خوابگاه می خوانند می گیرد. همان شب انجمن اسلامی بیانیه ای در محکومیت این اقدامات صادر و یکی از اعضا مامور می شود آن را از طریق پیج خوابگاه قرائت کند.

صدای لرزان متن را که با "انا لله و انا الیه راجعون" آغاز می شود، می خواند و در پایان از دانشجویان می خواهد تا فردا ساعت 11صبح در تجمعی که در محوطه ساختمان ریاست دانشگاه برگزار خواهد شد، شرکت کنند.

در نمازخانه خوابگاه هم جلسه ای برای ساماندهی این تجمع برگزار می شود. یکی از اعضای انجمن اسلامی عنوان می کند که تشکل درحال تلاش برای کسب مجوز راهپیمایی از فرمانداری است و شخص فرماندار در جریان تصمیم دانشجویان قرار گرفته است.

 هسته اصلی برگزار کننده تجمع در مقابل این اظهار نظر که ممکن است به هر دلیل کنترل تجمع از دست تشکل خارج شود، عنوان می کند دانشجویان فقط به شعارهایی که از تریبون انجمن داده خواهد شدجواب بدهند و تابع باشند.

 

10قبل از ظهر؛ آغاز تجمع

تجمع آغاز می شود. جمعیت دانشجویی حاضر فراتر از پیش بینی های اولیه و حدود دو هزار نفر تخمین زده می شود که رفته رفته بر تعدادشان افزوده می شود.

 

شعارهای انحرافی نشانه خارج شدن کنترل تجمع

از همان آغاز تجمع، نشانه خارج شدن کنترل از دست انجمن اسلامی کاملا مشهود است. تنها جمعی از دانشجویان دختر به شعارهای اعلامی از بلندگوی نصب شده بر روی وانت انجمن اسلامی پاسخ می دهند و هسته ای در بین دانشجویان پسر شکل گرفته که شعارهایی دیگر سر می دهد: "خاتمی خاتمی حمایتت میکنیم" و "وای اگر خاتمی حکم جهادم دهد" "نیروی انتظامی ننگت باد".

دانشجویی پشت تریبون انجمن رفته و شروع به قرائت قرآن می کند که هسته فعالی که سعی در اداره تجمع سوای برنامه ریزی قبلی را دارد، بدون توجه به احترام قرآن حاضرین را ترغیب به شعاردادن و کوبیدن برسر می کنند.

در همین حین بیانیه دفتر نهاد رهبری در دانشگاه که توسط حجت الاسلام نظری مسئول وقت نهاد نوشته شده بود با موضوع محکومیت هتک حرمت ها در خوابگاه دانشگاه تهران و نیز ضرورت هوشیاری در بین دانشجویان توزیع می شود که هسته ای که عملا تجمع را در اختیار گرفته ترغیب به پاره کردن نشریه می نماید.

 

حرکت به سمت در غربی

عضو انجمن اسلامی در حال قرائت بیانیه پایانی است اما جمعیت توسط چند لیدر به سمت درب غربی دانشگاه و خروج به خیابان های شهر فراخوانده می شود.

در مقابل در اصلی نیروهای ضد شوروش نیروی انتظامی برای ممانعت از خروج صفوف چند لایه تشکیل داده اند. چند نفر با سنگ، نیروهای انتظامی را نشانه می گیرند. پلیس نجابت به خرج می دهد و ماموریت خود را فقط ممانعت از خروج می داند.

وانت انجمن اسلامی برای بازگرداند کنترل از دست رفته جمعیت دوباره میان آنان حاضر می شود و دعوت به نماز جماعت در خیابان اصلی دانشگاه می نماید.

 

مقصد: در اصلی

جمعیت به طرف خیابان و در اصلی دانشگاه تغییر مسیر می دهد و در این بین تنها عده معدودی در صفوف نماز جا می گیرند و سیل جمعیت توسط عده ای خاص به شکستن در اصلی دانشگاه و حرکت به سمت بلوار 29بهمن راهنمایی می شود.

تجمع و تحصن اعتراض آمیزی که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تبریز برگزار شد و میداندار آن، نقابدارانی شدند که سودایی دیگر در سر داشتند.

 

فرماندار هو می شود

در این میان تلاش مسئولین برگزاری تجمع برای ممانعت از خروج دانشجویان از محوطه دانشگاه و دعوت به شنیدن سخنان خورشیدی فرماندارتبریز که به سهو یا عمد استاندار خوانده می شود، موثر نمی افتد. فرماندار به علت هو کشیدن دانشجویان، از ادامه دادن به سخنرانی ناتوان می شود و دانشگاه را برای تشکیل فوری شورای تامین ترک می کند.

 

ورود جمعیت به بلوار 29 بهمن

ساعت14. جمعیت حدود پنج هزار نفر تخمین زده می شود. در اصلی دانشگاه تبریز شکسته شده و دانشجویان به سمت بلوار راه می افتند. عده ای غیر دانشجو در مقابل دانشگاه منتظر دانشجو ها هستند. عده ای در حال تماشا هستند و عده ای برای پیوستن به مردم برنامه دارند. چند نفر با صدای بلند در بین دانشجوها اعلام می کنند مردم تبریز برای حمایت از دانشجویان در چای کنار دانشگاه تجمع کرده و با بسیج و نیروهای امنیتی درگیر شده اند.

صدای عده ای که در مقابل دانشگاه به این تجمع پیوسته اند بلند می شود: «دانشجوی مسلمان حمایتت میکنیم»

 

نقشه شوم تصرف حوزه2 بسیج

تجمع آرام با یک نقشه از پیش طراحی شده به سمت حوزه ۲ بسیج شهری تبریز که در نزدیکی دانشگاه قرار دارد، هدایت می شود. بسیج تبریز با این استدلال که اگر سلاح های موجود در این ساختمان به دست آشوبگران بیافتد خدا می داند که چه خون ها در تبریز ریخته خواهد شد، بسیجیان پایگاه های تبریز را فورا فرا می خواند.

با نزدیک شدن به ساختمان حوزه 2بسیج و دیدن بسیجیان معدودی که قصد دفاع از حوزه را دارند آشوبگران فریاد می‌زنند «این ها انصار حزب الله هستند، بزنیدشان!»

شخصی به نام «جواد قنبری» مورد ضرب و جرح خود قرار می گیرد و از ناحیه شکم به شدت مجروح می شود. قنبری پس از چند روز به جهت خونریزی داخلی درگذشت.

حوزه 2 بسیج شهری با نیروهای بسیار محدودش مورد حمله ناجوانمردانه قرار می گیرد و آشوبگران با پرتاب سنگها و تکه آجرهایی که توسط دانشجویان دختر از محوطه مسجد نیمه ساز دانشگاه تامین می شد، ناحیه را به منظور تصرف و به دست گرفتن اسلحه های موجود در ناحیه محاصره می کنند.

 

آجر پرانی آغاز می شود

آجرهایی که برای تکمیل ساختمان نیمه کاره مسجد دانشگاه در مقابل در اصلی ریخته شده، توسط دانشجویان دختر دست به دست به جلو صفوف می رسد و درگیری اصلی با آجرپراکنی به سمت نیروهای انتظامی و بسیج آغاز می شود. آجرها و تکه های سنگی ساختمان نیمه کاره شهرداری معروف به پل دانشگاه هم دست به دست می شوند.

با رشادت و جانفشانی بسیجیان حاضر که تعدادشان به کمتر از 20 نفر می رسید ساختمان بسیج از یک تهدید و سقوط حتمی خلاص می شود.

با اوج گرفتن درگیری صدای شلیک هوایی نیروهای بسیج برای متفرق کردن جمع شنیده می شود.

با رسیدن نیروهای بسیجی، حاضرین در تجمع و هدایت کنندگان شورش به طرف دانشگاه و داخل آن عقب رانده می شوند و در این حین برخی نیروهای بسیجی وارد دانشگاه می شوند.

 

ضرب و شتم رییس دانشگاه

یکی از این نیروها به نام «بیوک آقا» وارد ساختمان ریاست دانشگاه می شود و در اعتراض به عدم توانایی دکتر پورفیض رییس دانشگاه در کنترل تجمع او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد.

بیوک آقا بعدها توسط مراجع قضایی احضار و محاکمه شد.

 

هدف: اموال عمومی

در بین دانشجویان، عده ای ورود تعداد معدود نیروهای بسیج به داخل دانشگاه را زمینه تکرار حوادث دانشگاه تهران عنوان می کنند و دانشجویان را به مقاومت هرچه تمام دعوت می کنند. دانشجویان با شدت تمام به طرف نیروهای مردمی هجوم می برند و آن ها را تا بیرون از در اصلی دانشگاه عقب می نشانند و این بار با هدایت سران آشوب، به سمت حوزه علمیه ولی عصر(عج) حمله می برند که با سد نیروهای بسیج روبرو می شوند.

آشوبگران در ادامه راه اقدام به تخریب بانک ها و مراکز دولتی و عمومی پرداخته و بیت المال مسلمین را غارت می نمایند که از آن جمله می توان به شکستن شیشه های بانک مسکن و دفتر هواپیمایی جمهوری اسلامی اشاره کرد.

کار به جایی رسیده است که حتی آمبولانس هایی را که برای انتقال مجروحین به صحنه اعزام شده بود، مورد حمله قرار گرفته و تخریب می شدند.

آشوب طلبان هر عابری را که ظاهری حزب‌اللهی داشت و پیراهن روی شلوارش می‌انداخت، مورد تاخت و تاز خود قرار می‌دادند.

 

شهادت محمد جواد فرهنگی

حوالی ساعت 30/16 و در بحبوحه ی درگیری ها ناگهان محمد جواد فرهنگی طلبه ای که به کمک در زمره نخستین گروه بسیج از حوزه علمیه خود را به ساختمان حوزه بسیج رسانده بود، نقش زمین می شود. دوستان و بسیجیان اطراف به خیال اینکه محمدجواد مورد اصابت سنگ واقع شده و حالش به هم خورده است به کمک او می شتابند، ولی وقتی بالای سر او می رسند، می بینند محمد جواد غرق خون است

پخش خبر شهادت محمدجواد تاثیر گسترده ای را در روحیه بسیجیان می گذارد و اوضاع درگیری دگرگون می شود بسیجیان متوجه این می شوند که با عده ای دانشجوی معترض و هیجان زده روبرو نیستند و مسئله مهمتر از اینهاست و اینجا دیگر بحث کشت و کشتار و سلاح گرم و توطئه ای خطرناک مطرح است.

 

هدف: پمپ بنزین

ساعت شش بعدازظهر بود که ازجمعیت دانشجویان بطور واضحی کاسته شده بود.

پیشروی آشوبگران و آتش سوزی پمپ بنزین روبروی دانشگاه با حصار شجاعانه نیروی انتظامی و یگان ویژه متوقف می شود.

 

تک تیر به زخمی ها

دانشجویانی که در درگیری با نیروهای مردمی و بسیج زخمی شده بودند، عموما به بیمارستان امام خمینی(ره) منتقل می شوند. چند زد و خورد بر روی تخت های بیمارستان بر روی تخت هایی که دانشجویان زخمی بر رویشان مشغول مداوا هستند می پیچد. ابتدا عنوان می شود که نیروهای امنیتی و بسیج برای دستگیری زخمی ها آمده اند اما بعدها مشخص می شود طراحان آشوب برای زدن تیر خلاص به زخمی ها، برنامه داشتنه اند.

 

نقش روشنگر حاج آقا نظری

در طی روزهای پس از غائله 20تیر دانشگاه تبریز، روشنگری های حجت الاسلام مجتبی نظری مسئول وقت نهاد رهبری دانشگاه تبریز در بازگو کردن دست های پشت پرده و تبیین عملکرد نیروهای بسیج که پس از نقشه تصرف حوزه 2بسیج شهری و شهادت برادر فرمانده وقت بسیج تبریز(سردار فرهنگی) به اضطرار وارد صحنه شده بودند، توانست آتش خشم مردم حزب الله تبریز علیه دانشجویان و خشم دانشجویان علیه نیروهای مردمی را کنترل نماید.

حجت الاسلام نظری در آن برهه مبادرت به انتشار نشریات روزانه روشنگرانه نمود که نسخه های آن در سطح تبریز نایاب می شد.

 

 

 

http://dana.ir/111770
ارسال نظر
نظرات
سلام_صفحات_داخلی