شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان همدان
ساعت: 16:57 منتشر شده در مورخ: 1396/06/22 شناسه خبر: 1192367
سینما رسانه سبک زندگی است
سینمای ایران در ادای دین به سبک زندگی دینی و ملی چه کرده است
گمان نمیکنم امروز کسی شک داشته باشد که سینما مهمترین ابزار انتقال پیام های جامع شناختی و روش زندگی (Life style) در دنیای مدرن است .

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از  نافع، سینما که خود به باور اندیشمندان مولود زمانه ای است که بشر اریکه خرد خود بنیاد و دور از خدا وانانیت تکیه زده و خداوند را از تمامی مناصب اجرایش در ذهن خود مرخص کرده اکنون جزء مهمترین و شاید مهمترین ابزار برای انتقال پیام­ها از نوع سبک زندگی انسان مدارانه ( سوبژکتیو) دور از خدا است.

 

کیست که نداند هالیوود معبر اصلی پیام­هایی است که فرستندگان پیام کارتل های بزرگ سرمایه دار چند ملیتی شرکت های بزرگ اسلحه سازی و از همه مهمتر باند مخوف صهیونیسم در جهان است.

 

 

جویل استاین که از منتقدین برجسته سینمایی و خود یک یهودی است می گوید از هر شش نفری که صاحب هالیوود هستندپنج نفر یهودی اند آن یک نفر هم که من یهودی بودنش را نمی دانستم تحقیق کردم و متوجه شدم که یهودی است .

 

حسن بلخاری استاد برجسته سینما و هنر و از تئوریسین های هنر دینی می گوید که هفتاد درصد مالکان هالیوود صهیونیست هستند .

 

این ها همه مسائل اثبات شده ای است که نشان می دهد سینما یک ابزار قدرتمند و کار آمد در ارائه هر اندیشه و تفکری است.

 

 

در کشور مانیز هر چند ورود سینماتوگراف به ایران در دوران قاجار بود اما آغاز به کار رسمی سینما در زمان حکومت مطلقه و خود کامه  رضاخان میرپنج و در واقع پایه گذاری سینمای ایران به دست ایرانیانی نظیر عبدالحسین سپنتا که خود یک ماسون بود اتفاق افتاد .

 

 

بحث اصلی بنده در این متن اصلا تاریخ سینما در ایران و جهان نیست بلکه بیشتر قصد تبیین جایگاه سینما در جهان امروز و موشکافی مختصر وضعیت سینمای ایران است .

 

 

سینما در دوران پهلوی حامل اندیشه های فرهنگی و هنری حکومت و نظریه پردازان پهلوی بود . بعد از کودتای 28 مرداد و با تثبیت قدرت محمد رضاپهلوی سینمای ایران رفته رفته به سمت سینمایی به نام سینمای فیلم فارسی یا برداشت های سطحی و ظاهری از مدرنیته و غرب  در جهت سوق دادن کشور به سمت دوری از فرهنگ مبارزه و نفی برداشت صحیح  ازدین  رفت فیلم­هایی که در بهترین حالت دین را در عکسی از حضرت علی  یا برداشتی ناقص از جوانمردی نشان می داد.

 

 

در این میان فرح پهلوی سکان دار اصلی عرصه هنر و فرهنگ کشور بود . فرح که در جوانی گرایشات کمونیستی داشت،دفتر خود ر ا در اختیار چپ گرایان نظیر رضا قطبی و دیگران گذاشت.

 

 

فرح ارتباط باطیفی از  سینما گران جدید را در دستور کار گذاشت که بعد ها به سینمای موج نو معروف شدند . این طیف که به روشنفکران سینما معروف گشتند افرادی نظیر مسعود کیمیایی ،فرمان آرا، مهرجویی، حاتمی و ... بودند.. و در آثار خود نوعی مبارزه فردی و خنثی  بر علیه فساد را ترویج می کردندکه کاری با حکومت نداشت.

 

 

یا در آثارشان نوعی بازگشت به خویشتن ودوری از مدرنیته باز هم خنثی را نمایش میدادند. برخی بر این باورند که فرح و رژیم با حمایت از آن ها قصد داشت تا بخشی از جامعه مخالف رژیم را ارضا کند در واقع فریب دهد.

 

پس از انقلاب نیز علاوه بر این طیف نسلی از نیرو های انقلاب در عرصه سینما ظهور کردند که منشا آن ها اغلب حوز هنری بود افرادی نظیر مجید مجیدی مخملباف،مجتبی راعی،ملاقلی پور، ابراهیم حاتمی کیاو... از این دست بودند که طیف سینما گران انقلاب اسلامی را تشکیل دادند.

 

که برخی از آن ها نیز در سال های آینده از عقاید انقلابی خود دست کشیدند اما امروز با گذشت بیش از سه دهه از انقلاب بهمن 57 در ایران و حکمرانی گرایش های متفاوت فکری، سیاسی،فرهنگی در سه دهه انقلاب امروز آن چه که پس از سه دهه در عرصه سینمای ایران بر جای مانده است و در واقع آن چیزی که امروز بنام سینمای ایران شناخته می شود هر چند هم چنان نام نجیب ترین سینمای جهان را یدک می کشد اما به هیچ وجه حتی در مقایسه با سینمای دو دهه اول انقلاب نقطه ی مطلوبی را نمایان نمی کند.سینمای ایران امروز از حال و  روز خوبی برخوردار نیست.

 

 

در دوران دولت اول احمدی نژاد و طیف موسوم به اصول گرایان که از سال 84 آغاز شد نیز هرچند نقاط روشنتری نسبت به سینمای سیاست زده  ودختر و پسری دوران اصلاحات دیده می شود اما هم چون سایر عرصه های فرهنگی احمدی نژاد  راهبرد و آینده نگری مشخصی ندارد.

 

وحید جلیلی کارشناس فرهنگی و رسانه و سردبیر راه معتقد است رانت های اقتصادی در دوران صفار هرندی بیش از هر زمان دیگر به طیف اپوزوسیون (مخالف نظام)پرداخت شده .

 

 

سینمای امروز ایران دارای مشکلات ساختاری و سخت افزاری از یک سو و نرم افزاری از سوی دیگر است. به لحاظ سخت افزاری هنوز لوازم و تکنیک های یرتر فیلم برداری و موسیقی و جلوه های رایانه ای در اختیار سینماگران نیست . اما از لحاظ نظری، محتوایی و نظریه پردازی که بحث مهمتری است سینمای ایران از سویی دچار فیلم های هجو گیشه پرستی است که بیش از انقلاب به فیلم فارسی مشهور بود.که به جراءت می توان گفت اغلب این فیلم ها که  کپی برداری از نسخه های بیش از انقلاب یا هالیوود هستند ،از نسخه های اصلی خود بدترند.برخی از منتقدین و کارشناسان نبود فیلم نامه و خط داستانی را بزرگترین مشکل سینمای ایران می دانند.

 

اما شاید مبدا و مادر اصلی مشکلات و ریزش شدید مخاطب در سینمای ایران نسبت به دهه نخست انقلاب را جدایی سینماگران از مردم و رفتن در برج های عاجی است که هیچ نور روشنی بر آن ها نخواهد تابید.

 

 

اغلب فیلم های سینمای ایرانی به جای آنکه انعکاس دهنده واقعیت های جامعه و سپس نشان  دهنده آرمان های جامعه ی ایرانی باشند نشان دهنده مشکلات و یا خوشی و به طور کلی زندگی یک قشر خاص اغلب مرفه و یا متوسط به بالای جامعه ایرانی با اخلاق اجتماعی شبه مدرن هستند.

  سینمای ایران از میدان ولیعصر تهران پایین تر نمی آید و اغلب هیچ ربطی به آلام ودردهای سایر ایرانیان ندارد.از سوی دیگر سینمای ایران با مشگل دیگری به نام اختلافات عمیق و دامنه دار بخشی از سینما با بخش دیگر آن است.

 

 

داخل شدن نوعی مافیا در شبکه سینماداران که هرگز عرصه را خالی نمیکند نیز از دیگر مشکلات است.البته نکته اساسی دیگر که در سینمای ایران که  عنوان به اصطلاح اخلاقی ترین سینمای جهان را یدک میکشد بی بندو باری ها و فساد اخلاقی در بین اهالی سینمای ایران است .

 

قطعا همگان تایید خواهند کرد که عکسها و پوسترهایی که در خارج از کشور و یا در داخل کشور از مهمانی ها یا جشنها بیرون می اید خبر از جدایی بیش از پیش بدنه سینمایی با ارزشهای دینی  مردم را می دهد. هرچند این موضوع عمومیت نداشته باشد.

 

 

به هر حال سوال اساسی اینجاست که آیا ما توانسته ایم سبک زندگی اسلامی -ایرانی را در جهان با ابزار قدرتمندی به نام سینما ترویج کنیم یا نه گاهی با آثار سینمایی خود بهانه ی خوبی برای نابودی سبک زندگی ایرانی و تخریب آن به دست شبکه جهانی سرمایه داری و ماسونیسم داده ایم.

 

 

نمی خواهم پیش داوری کنم اما فقط یک سوال چه منفعتی برای این شبکه وجود دارد که جدایی نادر از سیمین را در ۷۰ کشور جهان اکران می کند؟یا هر گاه اثری در سینمای ایران بر خلاف عزت و اقتدار ایران ساخته میشود و اصالت به بیان اغراق گونه مشکلات آن هم بدون ارائه راهکار و فردایی امید بخش ساخته میشود سریعا از جشنواره های جهانی کارت دعوت دریافت می کند؟

انتهای پیام/

http://dana.ir/1192367
ارسال نظر
نظرات
کانال_دانا_داخلی املاک موسوی2 نیشگون نیوز سلام_صفحات_داخلی
Page Generated in 0/0411 sec