شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: فرهنگ و هنر
ساعت: 15:14 منتشر شده در مورخ: 1397/01/31 شناسه خبر: 1344170
نقد فیلم‌های جشنواره جهانی فجر
«راه رفتن روی سیم» ادعا می‎کند دنبال مفاهمه است. مفاهمه نسل قدیم و جدید. مفاهمه موسیقی مقامی و موسیقی مدرن. مفاهمه حس و منطق. مفاهمه سنت و مدرنیته.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ فیلم سینمایی «راه رفتن روی سیم» به کارگردانی احمدرضا معتمدی، شب گذشته درسی‌وششمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش در آمد که نقد آن را در ادامه می‌خوانیم:

 

 

جوانی شهرستانی که همراه تنبور خود به تهران آمده، «راه رفتن روی سیم» را آغاز می‎کند. داوود (احمد مهرانفر) جز نواختن تنبور کار دیگری بلد نیست و از سویی نمی‎تواند با حقوق حداقلی یک کارگر ساده در تهران سر کند. او پس از جستجوی بی‎نتیجه کار در بازار، به سراغ تنها آشنای خود در تهران می‎رود. حبیب حقوقدان است و نمی‎تواند کمک زیادی به یک نوازنده تنبور بکند.

داوود از خانه حبیب دست خالی بر نمی‎گردد. او افسانه (اندیشه فولادوند) را پیدا می‎کند. دختری چادر بر سر و سر به زیر. داوودِ آرام و ساده‎دل نیمه دیگر خود را در افسانه می‎بیند.

اما افسانه زندگی دیگری نیز دارد. او مغز متفکر و به نوعی اوراکل بند موسیقی راک جیرجیرک‎ها است. شخصیت واقعی او شر و شور، بی‎قید و معترض است و ظاهری کاملاً متضاد با بافت خانوادگی خود دارد. او قرار بوده مظهر تناقضات جامعه باشد؛ جامعه‎ای درگیر میان سنت و مدرنتیه.

فیلم ادعا می‎کند دنبال مفاهمه است. مفاهمه نسل قدیم و جدید. مفاهمه موسیقی مقامی و موسیقی مدرن. مفاهمه حس و منطق. مفاهمه سنت و مدرنیته. فیلم موسیقی را وسیله این کار قلمداد می‎کند و با راه رفتن روی تارهای ساز به دنبال رسیدن به سنتز در دیالکتیک خود است.

سکانسی که داوود شروع به نواختن تنبور در جواب صدای پنکه می‎کند، این امید را در تماشاگر زنده می‎کند که قرار است فیلمی موزیکال یا حداقل درباره احوالات یک نوازنده ببیند. اما این امید دیری نمی‎پاید و در نهایت از کات غلطی که به سکانس بعدی زده می‎شود، می‎فهمد که باید منتظر یک فیلم «بد سلیقه» باشد! این بد سلیقگی نه تنها در کارگردانی، تدوین و بازی‎ها خود را نشان می‎دهد، که مهم‎تر از همه این‎ها در فیلمنامه فیلم جلوه‎گر شده است. فیلمنامه‎ای پر دیالوگ که بیشتر به یک تله‌فیلم می‎ماند تا یک اثر سینمایی.

یک تماس تلفنی که نمی‎دانیم از سوی چه کسی برقرار شده، «جیرجیرک‎ها» را به سوی سلسله حوادث عجیب و غیرمنتظره‎ای می‎کشاند که سرنوشت تک‎تک اعضای گروه را تغییر می‎دهد. حاصل همین وقایع نیم‎بند که تا انتها هم ادامه دارد، در کنار عدم شخصیت‎پردازی، یک فیلمنامه نچسب و بی‎قواره شده است که به سختی می‎توان با آن ارتباط برقرار کرد.

یادداشت از؛ محمد احمدخانلو

http://dana.ir/1344170
  • کلیدواژه:
  • 1
  • 2
  • 3
ارسال نظر
نظرات
کانال_دانا_داخلی سلام_صفحات_داخلی
Page Generated in 0/0450 sec