شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: اجتماعی
ساعت: 15:47 منتشر شده در مورخ: 1397/04/20 شناسه خبر: 1385100
دانا گزارش می‌دهد:
پشت پرده کاهش ساعات درسی مدارس متوسطه/ وقتی بندهای مهم سند تحول بنیادین به بهانه کنکور نادیده گرفته می‌شود
یکی از مهم‌ترین آسیب‌های اجرای طرح کاهش ساعات درسی در پایه دوازدهم، به حاشیه رفتن علوم انسانی- به عنوان مادر همه علوم- است که این خود مخالف صریح سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و برنامه درسی ملی است.

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ طی هفته های گذشته بطحایی وزیر آموزش و پرورش در تاریخ نهم تیرماه در همایش کانون فرهنگی سلمان فارسی خبر از کاهش ساعات پایه دوازدهم از 35 ساعت به 24 ساعت از مهر امسال، به دلیل فرصت دادن به دانش آموزان برای آمادگی جهت کنکور داد؛ خبری که در لابه لای مشکلات اقتصادی جامعه و  اخبار مربوط به نرخ دلار و سکه و... گم شد.

پس از آن علی زرافشان معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، در مصاحبه ای به شرح بیشتر این خبر پرداخت و از امضای بخشنامه‌ای از سوی وزیر خبر داد که بر مبنای آن، 24 ساعت از دروس پایه دوازدهم به صورت حضوری و 11 ساعت به صورت غیر حضوری برگزار خواهد شد.

 

پشت پرده کاهش ساعات پایه دوازدهم چیست؟

اگر چه وزیر آموزش و پرورش و معاون ایشان سعی کرد این کاهش ساعت را به نوعی به بحث کنکور ربط داده و از فضایی که امروزه در جامعه علیه کنکور وجود دارد، جهت سرپوش گذاشتن بر علت اصلی این کاهش ساعات استفاده کنند، اما حقیقت امر این است که این کاهش نه به دلیل کنکور بلکه  تنها به دلیل کمبود 34 هزار دبیر برای پایه دوازدهم است.

مساله کمبود معلم، مساله ای است که از سال ها پیش بر اساس روند بازنشستگی دبیران از یک سو و جذب اندک نیرو در دانشگاه های فرهنگیان (در دوران  مدیریت محمود مهر محمدی)از سوی دیگر،کاملا قابل پیش بینی بود اما به دلیل غفلت مسئولان مربوطه و سرگرم شدن آنان به مسائل روزمره، هیچ اقدامی برای حل زودهنگام این مشکل صورت نگرفت تا اینکه این مشکل در سال تحصیلی جدید به چالش اول این وزارتخانه تبدیل شد.

مسئولانی که باید از همان سال های پیش چاره‌ای برای این مشکل می اندیشیدند و جذب و آموزش نیروهای جدید را  بر اساس برنامه ای دقیق با هدف جبران کسری معلم به پیش می بردند، اکنون به ابتدایی ترین کار ممکن و در عین حال خطرناک ترین راه روی آورده و به راحتی یازده واحد از دروس را برای جبران کمبود نیرو به صورت مجازی برگزار و یا به تعبیر دقیق تر اقدام به حذف این دروس می کنند! چرا که هر کس کوچک ترین آشنایی با نظام آموزشی کشور داشته باشد و از وضعیت مدارس کشور با خبر باشد به خوبی می داند که به دلیل آماده نبودن زیرساخت های لازم در کشور برای آموزش مجازی دروس،این اقدام عملا به معنای کنار رفتن این دروس از چرخه آموزش است.

اما مسئله جدی‌تری که باید به آن پرداخت، آسیب‌های مختلفی است که با اجرای این طرح، در برابر نظام آموزش و پرورش کشور به وجود می‌آید. در ادامه به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود:

الف- این 11 واحد بر چه مبنایی انتخاب می‌شوند؟ آیا دروس تخصصی تجربی و ریاضی بدون نیاز به معلم و با آموزش‌های مجازی به دانش آموزان منتقل می‌شوند؟ یا دروس عمومی با این طرح به حاشیه خواهند رفت؟

بر اساس اخبار به دست آمده، متاسفانه این یازده واحد تماما از دروس عمومی دانش آموزان انتخاب شده است. همان دروسی که قرار بود بنابر سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش، سال به سال تقویت شوند،یعنی همان دروس حوزه علوم انسانی.

برخی از دروسی که تصمیم به حذف آنها از چرخه آموزش حضوری گرفته شده است، عبارتند از:

1- مدیریت خانواده (حذف کامل دو واحد درسی)

2-بهداشت و سلامت روان (حذف کامل دو واحد درسی)

3-زبان فارسی (حذف یک واحد)

4-مطالعات اجتماعی (حذف کامل دو واحد درسی)

5-جامعه شناسی (حذف یک واحد درسی)

6.عربی زبان قرآن (حذف یک واحد درسی)

جالب این جاست که درس مدیریت خانواده جزء دروسی است که سند تحول بنیادین بر اضافه شدن آن به نظام رسمی آموزش کشور تاکید کرده است؛ تا جایی که راهکار 5-4 سند تحول بنیادین بر «اضافه نمودن درس مدیریت و سلوک خانواده به جدول برنامه درسی در تمامی رشته ها و برای تمامی دانش آموزان» تأکید می کند.

این درس که قرار بود بعد از سال ها خالی بودن جای آن در نظام آموزشی، مأموریت تقویت بنیان خانواده و کمک به افزایش سطح توانایی ها و مهارت های دانش آموزان در عرصه مسائل خانواده را داشته باشد و با کمک دبیران توانمند به حل چالش ها و مشکلات دانش آموزان در عرصه مسائل خانواده بپردازد، نیامده به حاشیه رفت.

با این حساب، باتوجه به راهکار شماره 15-2 سند مبنی بر «لزوم تدوین برنامه ای به منظور فرهنگ سازی در جهت تبیین و تقویت منزلت علوم انسانی و پرهیز از غلبه رویکرد تجربی و فنی در دوره های آموزش رسمی عمومی» یکی از مهم‌ترین آسیب‌های اجرای طرح، به حاشیه رفتن علوم انسانی- به عنوان مادر همه علوم- است که این خود مخالف صریح سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و برنامه درسی ملی است.

ب- اجرای غیر حضوری تعدادی از دروس در نظام رسمی آموزش و پرورش کشور، گفتمان امکان انتقال کامل محتوای مورد نیاز دانش آموز در یک موضوع درسی از طریق فضای مجازی را مطرح می‌نماید که اولین نتیجه آن، حذف ارتباط معلم و دانش آموز در این دروس و عدم نیاز به معلم برای تدریس این دروس است. اصلاً آیا متولیان امر از محتوای دروس جدیدالتألیفی چون مدیریت خانواده یا بهداشت سلامت و روان مطلع هستند که نسبت به برگزاری غیر حضوری آن امر می‌کنند؟ با برگزاری مجازی این دروس، چه کسی پاسخ‌گوی بدفهمی‌های دانش آموزان نسبت به محتوای مجازی خواهد بود؟ یا دانش آموز چگونه باید پاسخ پرسش‌هایی که حین تدریس مجازی برایش پیش می‌آید را بیاید؟ یا مسائل شخصی خود را در این خصوص با چه کسی باید مطرح کند؟

این گفتمان زمانی خطرناک می‌شود که به مرور زمان توسعه یافته و به دیگر دروس حوزه علوم انسانی سرایت کند. بنابراین دیری نخواهد پایید و باید منتظر آن باشیم که واحدهای دیگری از جمله دروس دین و زندگی یا ادبیات فارسی که متولی انتقال دین و فرهنگ به دانش اموزان هستند نیز در آینده نزدیک با این ترفند به کلی به حاشیه بروند.

ج- تا چه میزان زیرساخت‌های لازم جهت اجرای مجازی این دروس فراهم آمده است؟

چنانچه می‌دانیم تقریبا 2 ماه دیگر تا آغاز سال تحصیلی جدید فرصت داریم. این بخشنامه تازه تنظیم شده و به امضای وزیر رسیده است که احتمالا متعاقب آن سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی موظف به تولید محتوای آموزش مجازی آن خواهد شد. آیا تنظیم محتوای مجازی برای این دروس در این مدت کم، به صورت قابل قبول رقم خواهد خورد؟ دروسی که هنوز متن درسی آن در این سازمان نهایی نشده و در دست تألیف است.

دانش آموزان در سراسر کشور در شهرها و روستاهای مختلف تا چه میزان امکان استفاده از محتوای مجازی را دارند؟ آیا امکانات مورد نیاز همه اعم از رایانه و.... برای همگان فراهم می‌شود؟ نظام ارزشیابی این دروس چگونه تنظیم خواهد شد؟

این سؤالات و ده‌ها پرسش دیگر نشان از عدم تفکر صحیح برای آماده ساختن زیرساخت‌های لازم این طرح دارد. حال جای این سوالات از وزیر آموزش و پرورش هست که:

1- چرا به جای بیان شفاف مشکلات وزارتخانه و اندیشیدن به حل ریشه ای مسائل، در اقدامی دور از شأن و جایگاه یک مسئول در نظام اسلامی، اقدام به فریب اذهان عمومی کرده و کنکور را عامل اصلی حذف یک سری از دروس اعلام می کنید؟

2- به فرض که امسال با این ترفند  موفق به حل مشکل کمبود نیروی بیش از سی هزار دبیر شدید، اما تا پنج سال آینده که به گفته مسئولان آن وزارتخانه با کسری 340 هزار معلم مواجه هستید، چه اقدامی را انجام خواهید داد؟ ایا قرار است در سال های بعد نیز شاهد مجازی برگزار شدن دروس علوم انسانی پایه های دیگر نیز باشیم و یا این که به دلیل  حجم بالای کاهش نیرو، قرار است درب مدارس بسته شود و همه آموزش ها به صورت مجازی برگزار شود؟

حتی با اجرای آموزش مجازی در سال جاری، تنها مشکل نیروی انسانی در بخش علوم انسانی (در تدریس این دروس خاص) رفع خواهد شد. کمبود نیروی انسانی در سایر رشته‌های نظری و فنی و حرفه‌ای را چه می‌کنید؟

3- از آنجا که این سند جزو اسناد بالادستی است که به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش رسیده و رییس جمهور نیز آن را امضا کرده است، اقدام وزیر آموزش و پرورش در نقض آشکار مفاد این سند با چه مجوزی صورت گرفته است؟.

وزیری که خود متولی پیاده سازی سند تحول است، خودش آن را زیر پا می گذارد و حکم به نابودی آن می دهد. این جاست که مشخص می شود چرا با وجود تاکیدات پی در پی رهبر انقلاب، این سند بعد از گذشت سال ها هنوز بر زمین مانده است.

سوال دیگر در این رابطه اینکه آیا اجرای این طرح نیاز به تأیید ارگان‌هایی چون شورای عالی آموزش و پرورش ندارد؟

4- شما که در دیدار امسال مقام معظم رهبری با فرهنگیان خطاب ایشان قرار گرفتید و ایشان اجرای سند تحول را واجب ترین کار شما در وزارت آموزش و پرورش دانستد و شما را موظف به تحقق این سند کردند این اقدام خود را که به وضوح در تقابل با سند تحول است چگونه توجیه می کنید؟

آیا اقدام شما در پاسخ به دستور ایشان در انجام زمان بندی برای تحقق 90 درصد بر روی زمین مانده سند تحول می باشد؟

آیا بهتر نبود شما به جای سرپوش گذاشتن به این مشکل و به حاشیه راندن این دروس با پوشش کنکور، اقدام به در میان گذاشتن این معضل با شخص ایشان می کردید و مساله کاهش نیرو را که به گفته ایشان جزو مسائل اول کشور است، با روش دیگری به صورت بنیادین حل می کردید؟


انتهای پیام/ط
http://dana.ir/1385100
ارسال نظر
نظرات
بنر جام جهانی کانال_دانا_داخلی سلام_صفحات_داخلی