شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان آذربایجان شرقی
ساعت: 14:36 منتشر شده در مورخ: 1397/07/18 شناسه خبر: 1417293
نشست بررسی کتاب "نگاهی نو به تاریخ‌نگاری جمهوری آذربایجان"؛
کفاش: وارونه نویسی در تاریخ جمهوری آذربایجان مشهود است/ صدرمحمدی: ما تقریبا هیچ آشنایی با فضای آکادمیک جمهوری آذربایجان نداریم
صدر محمدی گفت: الان در جمهوری آذربایجان می‌گویند نام اصلی اینجا آلبانیای قفقاز است، بیایید دفترهای جدید را باز کنیم، ما جرات گشودن دفاتر جدید را نداریم.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج: نشست بررسی کتاب " نگاهی نو به تاریخ نگاری جمهوری آذربایجان " نوشته محرم ذوالفقارلی (نویسنده اهل جمهوری آذربایجان) در 17 مهر ماه 97 با حضور مسعود صدر محمدی، پژوهشگر مسائل جمهوری آذربایجان و مترجم کتاب در محل حسینیه هنر تبریز برگزار شد.

در این نشست حامد خسروشاهی، مجری برنامه با اشاره به مقدمه صدر محمدی در آغاز کتاب ترجمه شده، خاطرنشان کرد که هر چند به گفته مقامات جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان نقطه مشترک ما تاریخ و فرهنگ ماست در واقع آغاز نقطه اختلاف ما نیز همین تک جمله است.

وی با ارائه روایتی کوتاه از تاریخ قفقاز از پیش از اسلام تا امروز، مهم ترین برهه تاریخی قفقاز را دوره قاجار دانست که قرار دادهای گلستان و ترکمن چای به امضا رسیده و 17 شهر قفقاز از ایران جدا شده اند. وی تاکید کرد که ما در بررسی تاریخنگاری موجود در جمهوری آذربایجان تاخیر کرده ایم و اکنون پس از گذشت نزدیک به 30 سال از آغاز تاریخنگاری پس از استقلال جمهوری آذربایجان باید با دلایل مستدل تاریخی به ادعاهای مطرح شده پاسخ دهیم.

 رشته تاریخ با دولت سازی و ملت سازی به ویژه در میان کشورهای جدیدالتاسیس مرتبط است

در بخش بعدی نشست، محمدرضا کفاش مدیر مسئول موسسه آران، از اهمیت مضاعف رشته تاریخ و تاریخنگاری در میان دیگر علوم انسانی سخن گفته و تاکید کرد این رشته با دولت سازی و ملت سازی به ویژه در میان کشورهای جدیدالتاسیس مرتبط است.وی تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران همواره با یک چالش و یا تهدید دامنه داری در مرزهای شمالی روبرو بوده است و آن هم حضور همسایه قدرتمندی به نام شوروی در مرزهای شمالی بوده است.

کفاش یادآور شد: بحث تاریخی و تاریخنگاری همواره در شوروی در جریان بوده است ولی در برهه های مختلف مثلا دوره لنین و استالین این تاریخنگاری بسیار متفاوت و بعضا حتی متضاد بوده است. با فروپاشی شوروی ما شاهد استقلال جمهوری آذربایجان بوده ایم. در این دوره نیز تاریخنگاری جمهوری آذربایجان تداوم یافته است. ولی ما شاهد وارونه نویسی در تاریخ هستیم و حتی مطالب غیرعلمی و غیرمستدل بوده و با فرمان حکومتی نوشته شده است.



محتوای کتاب های چاپ شده بیشتر ضد ایرانی و به تعبیری ضد فارس هستند

مدیر مسئول موسسه آران خاطرنشان کرد: ویزگی دیگری که در این دوره وجود دارد، هزینه کردِ بسیار زیاد در دوره جدید است. و حاکمیت با تزریق پول در صدد متمایز کردن کتاب های تاریخی از دیگر کتاب هاست. مثلا خانم غنیره پاشایف به عنوان خواهر زن رئیس جمهور آذربایجان به عنوان رئیس مرکز نظامی شناسی با همراهی و هماهنگی مراکز معتبر بین المللی به دنبال چاپ کتاب های نفیسی در خصوص تاریخ هستند.

وی در ادامه سخنان خود ابراز داشت: محتوای کتاب های چاپ شده بیشتر ضد ایرانی و به تعبیری ضد فارس هستند. و در اکثر این کتاب ها فارس مساوی ایران در نظر گرفته می شود. و در واقع این ادبیات نقاط اشتراک موجود میان ایران و جمهوری آذربایجان را به نقاط افتراق تبدیل می کند. البته تاریخنگاران منصفی همچون اقرار علی اف و محرم ذوالفقارلی و امثالهم هم در جمهوری آذربایجان وجود دارند که نقدهای منصفانه ای به نحوه تاریخنگاری در جمهوری آذربایجان داشته اند.

در بخش پایانی نشست، مسعود صدر محمدی پژوهشگر و مترجم کتاب با اشاره به این نکته که از زمان حضور خود در تهران و فضای آکادمیک آنجا تصورش بر این بوده که همه در حال اندیشیدن و تفکر در باب مسائل مختلف هستند و یک چنین فضای ایده آلی را برای خود ترسیم کرده بود که متاسفانه در واقعیت امر چنین فضایی وجود ندارد. وی تمامی فعالیت های خود در این زمینه را ادای دین اسلامی خود به این مساله دانست و گفت: من از صمیم قلب به ایده امت اسلامی اعتقاد دارم. مساله موجود الان این است که اسلام در شرایط بخار شدگی است. یعنی کشورهای اسلامی وجود دارند ولی تاثیر اسلام و اسلام گرایی در مناسبات میان این کشورها کم است.

دقیقا همین نقاط اشتراک میان ما و جمهوری آذربایجان مایه اختلاف شده است.

صدر محمدی در ادامه سخنان خود اظهار داشت: ما می گوییم که نقاط اشتراک تاریخی و فرهنگی میان ما و جمهوری آذربایجان زیاد است ولی دقیقا همین نقاط اشتراک مایه اختلاف شده است. متاسفانه گاهی در ایران یک چیزی مد می شود و همه دنبال یک موضوع راه می افتند. یکی از موضوعاتی که در برهه ای در ایران مد شد تاریخنگاری آذربایجان بود. هرکسی که صبح زود از خواب بیدار می شد از تاریخنگاری آذربایجان سخن می گفت. ما تعصبی در بحث تاریخنگاری نداریم.



ما گزاره ای را به نیابت از آن ها مطرح می کنیم و با حمله به آن گزاره در فضایی انتزاعی خرسند می شویم.

اولا: نزدیک سی سال است که طرف مقابل این کار را انجام داده است و ما تازه این بحث را شروع می کنیم. خوب مسلما طرف مقابل خواهد گفت این سی سال کجا بوده اید؟ ثانیا: ما ادعای تسلط و اشراف بر تاریخنگاری آذربایجان داریم ولی این گزاره ای اشتباه است. ما تقریبا هیچ آشنایی حداقل با فضای آکادمیک جمهوری آذربایجان نداریم. نقد ما از تاریخنگاری آذربایجان شبیه نقد ما از وهابیت و یا نقد وهابیت از شیعه است. مثلا ما گزاره ای را به نیابت از آن ها مطرح می کنیم. و بعد به این گزاره حمله کرده و در فضایی انتزاعی خرسند می شویم. نقد ما دقیقا اینگونه است. طرف مقابل سی سال پیش دفتری بازکرده است ولی الان چیز دیگری می گوید.

وی ادامه داد: تاریخنگاری جمهوری آذربایجان قبلا مبتنی بر جغرافیا بوده است و مثلا از همدان تا دربند را جز جغرافیای آذربایجان تعریف می کردند. این موضوع را 30 سال پیش مطرح کرده اند و ما یقه آن ها را گرفته ایم که شمال رود ارس نه تنها آذربایجان نیست بلکه آران است. آن ها نیز می گویند خوب اصلا نام اصلی اینجا آلبانیای قفقاز است. بیایید دفترهای جدید را باز کنیم. و ما در واقع جرات گشودن دفاتر جدید را نداریم. الان گفتمان تاریخنگاری آذربایجان متفاوت از 30 سال قبل بوده و روشنفکرانه و انسان محور است. و ما هم باید انصافا قبول کنیم که خوب پیشرفت کرده است.

سومین موضوع اینکه فعالیت های ما نتوانسته و نمی تواند نتیجه بخش باشد. چون حال و هوای گفت و شنود میان ما و آن ها متفاوت است. آن ها بحث های خود را با برخی پیش فرض های معرفت شناسی شروع می کنند که ما آن ها را در نظر نگرفته ایم. و با این اوصاف به جایی نمی رسیم.

تا ما نتوانیم تحولات تاریخی موجود در گرجستان و ارمنستان را درک کنیم، شناخت ما از آذربایجان ناقص خواهد بود

موضوع چهارمی که صدر محمدی در ارتباط با تاریخنگاری جمهوری آذربایجان مطرح کرد این نکته بود که؛ ما در قفقاز فقط جمهوری آذربایجان را گرفته ایم و رها نمی کنیم. تا ما نتوانیم تحولات تاریخی موجود در گرجستان و ارمنستان را درک کنیم، شناخت ما از آذربایجان ناقص خواهد بود و در واقع ناقص هست. متاسفانه محافل علمی ما از مرض ساده انگاری و ساده فهمی تبعیت می کند. و این نیز باعث می شود فعالیت های علمی ما در یک نقطه به بن بست برسد. و ما نتوانیم بر مخاطب تاثیر بگذاریم و مخاطب نیز متوجه منظور ما نمی شود.



پژوهشگر حوزه آذربایجان در بخش پایانی از سخنان خود تاکید کرد: ما به عنوان یک امت ارتباطی با هم نداریم. ما مشکل نطق ومنطق داریم. این بدان معنا نیست که ما عربی، ترکی و یا مالزیایی نمی دانیم. بلکه ما نمی توانیم همدیگر را متوجه شویم. و در واقع انسان ها با جهالت نسبت به همدیگر دشمن هم می شوند. در روزهای اخیر به شدت در شبکه های اجتماعی به من حمله می شود. و این گزاره مطرح می شود که تو وطن فروشی. من دقت می کنم که استدلال اینها بر وطن فروشی من چیست؟ خیلی جالب است یکی از آن ها نوشته بود خوب اگر خود فروخته و وطن فروش نبودی چرا باید موضوعات مربوط به آذربایجان را با این دقت و ظرافت بدانی!!

وی به عنوان نکته پایانی به عملکرد گراهام فولر مامور اطلاعاتی آمریکا در ترکیه که یکی از پروژه هایش راه اندازی شبکه فتح الله گولن در ترکیه بود اشاره کرد و گفت: این شخص برای شناخت ترکیه به قدری در حال و هوای ترکیه غرق شده بود که نام دخترش را آنکارا گذاشته بود. من به این هایی که اتهام وطن فروشی به من می زنند می گویم اگر من نام پسرم را نه آنکارا بلکه تبریز می گذاشتم اینها دست از سر من بر نمی داشتند.

انتهای پیام/

http://dana.ir/1417293
ارسال نظر
نظرات