شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان گلستان
ساعت: 17:31 منتشر شده در مورخ: 1397/10/15 شناسه خبر: 1445726
به قلم آیت‌الله سیدحبیب‌الله قدمی؛
تبیین پیش‌بینی فتنه در کلام حضرت علی (ع) / چطور سیاسیون به لطف پدر و خواهر به قدرت رسیده خطر فتنه 98 را نمی‌فهمند
وقتی دشمنان اسلام در زیرکی و هوشیاری رهبر انقلاب، متحیِّر و سرگردان مانده‌اند، در مورد خطر فتنه در سال 98 - که پیش بیبنی آن برای انسان‌های معمولی نیز بسیار سهل است – هشدار می‌دهند، چطور می‌شود که برخی سیاسیون که به لطف پدر و خواهر خود به قدرت رسیده‌اند، آن را نفهمند؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گلستان ما؛ آیت‌الله سید حبیب‌الله قدمی حافظ قران و مدرس حوزه و دانشگاه نوشت: بدون شک، امام علی‌ علیه‌السلام، اُسوه‌ای متمایز از همه مؤمنین؛ بلکه بین همه معصومین علیهم‌السلام است و شاید برای همین باشد که پیامبر اسلام (ص) می‌فرماید: «وَ لِلْأُمَّةِ فِی ابْنَتِی وَ أَخِی‏ أُسْوَةٌ» (مستدرک الوسائل/ج‏15، ص65.)

یکی از وجه‌های تمایز امیرالمؤمنین علیه‌السلام این است که او: تنها شخصیتی بود که در پنج زمان متفاوت زندگی ‌کرده است:

الف: قبل اسلام

ب: بعد از طلوع اسلام و قبل از حاکمیّت رسول خدا (ص)؛

ج: زمان حاکمیّت رسول خدا (ص) (و انتصاب به امامت مسلمین بعد رسول الله، در غدیرخم به نص قرآن و روایات متواتر)؛

د: زمان سه خلیفه بعد رسول خدا (ص) با همه انحراف‌های که از دین می‌دید و نقدهای اساسی که به آنها داشت؛

هـ: زمانی که خودش حاکم بود و گستره خسته زمین از ناعدالتی‌ها، فقط در حکومت او رنگ عدالت را به خود دید.

مطلب دوم

مسلمین هم، در زمینه اُسوه قراردادن آن حضرت بر سه دسته‌اند:

1- دسته‌ای از مسلمانان که نَه می‌خواهند آن حضرت را، سرمشق خود قرار دهند و نَه ادِّعای آن را دارند؛

2- دسته‌ای دیگر از مسلمانان که می‌خواهند با تمام وجود، آن حضرت را سرمشق خود قرار دهند؛

3-دسته‌ای دیگر از مسلمانان، مخصوصاً شیعیانی که می‌خواهند وانمود کنند آن حضرت را، سرمشق خود قرار داده‌اند؛ امَّا متأسفانه این گروه، به گروه‌های متعدد تقسیم می‌شوند تا جایی که بعضی از آنها؛ حتَّی روش عبادتشان با دیگران متفاوت است و بعضی دیگر سیاست را از دین جدا می‌دانند و عده‌ای دیگر ورود به سیاست را پذیرفته‌اند؛ امَّا هرگز در مشی سیاسی، سنخیَّتی با آن حضرت ندارند و ...

مطلب سوم

آن چه که سبب شده است تا عده‌ای نادانسته، رفتار خودشان را مطابق شیوه امام اول مسلمین، نشان بدهند و عده‌ای به دروغ رفتار خود را مطابق رفتار آن حضرت معرّفی کنند و در این راه، باعث گول زدن عده‌ای از مسلمانان بشوند و موجب تحریف در مبانی حکومت اسلامی امیرالمؤمنین گردند و عامه مردم را، پیرو یا مُقلِّد خود قرار بدهند، تفاوت سیره امام علیه‌السلام، در پنج زمان متفاوت بود که آن حضرت، حضور داشته‌اند.

ما در این مقاله کوتاه، کاری با دسته اول نداریم؛ چون فقط می‌خواهیم گوشه‌هایی از سیره امیرالمؤمنین، علی علیه‌السلام را بیان کنیم تا حُجَّتی باشند برای راستگویان و حجَّتی علیه دروغگویان که خود را پیرو امام علیه‌السلام می‌دانند...

1- امام علیه‌السلام در زمان حضور رسول خدا (ص)، فقط یک سرباز بود و بس! در اطاعت، پشتیبانی، جان‌فشانی، کسب رضایت رسول الله (ص) و خلوص در دفاع از مکتب رسول الله (ص)، هیچ کسی نتوانست از او سبقت بگیرد؛ تا جایی که جبریل بین زمین و آسمان ندا می‌داد:‌«لافتی الاَّ علی، لا سیف الاَّ ذوالفقار»؛ اما بودند همراهان پیامبر که نه تنها آن حضرت را کمک نمی‌کردند؛ بلکه در آزار و اذیَّت «خُلق عظیم خِلقت» هم، دریغ نمی‌کردند.

2- روی سخن من در این قسمت، در زمان غیبت آخرین حجَّت خدا، با کسانی است که پیرو مکتب امام علی‌ علیه‌السلام هستند و خوب هم می‌دانند که الفبای مکتب حضرت علیه‌السلام پیروی از ولی فقیه است و می‌دانند که تمام اختیارات رسول خدا (ص) به ولی فقیه منتقل می‌شود. چطور می‌شود کسی خود را پیرو حضرت علی (ع) بداند؛ ولی به شیوه دیگران عمل کند؟! آیا در این تناقض آشکار، به مردم فریبی مشغول نیست؟

3- سیره حضرت علی علیه‌السلام در زمان خلافت (ابوبکر، عمر و عثمان)، علی رغم اینکه حضرت نقدهای اساسی نسبت به شیوه مدیریت آنان و انحراف دین داشت و سند گویا و غیرقابل انکار آن در نهج‌‌البلاغه موجود است؛ حضرت نه تنها قائل  به فروپاشی حکومت خُلفا قبل از خودش نبود؛ بلکه بعد از عثمان وقتی به حضرت پیشنهاد خلافت دادند، فرمود: «من برای شما وزیر باشم، بهتر است تا امیر(باشم)!»

4- خطبه‌های امام علیه‌السلام  در نهج‌البلاغه، که به اعتراف دوست و دشمن کلماتی فوق بشری است، نَه تنها در زمان رسول خدا (ص) انشاء نشد؛ بلکه در زمان خُلفای بعد از پیامبر (ص) نیز، انشاء نشده است! به این معنا که حضرت سعی نکرد با فرمایشات خودش، خلافت آنان را متزلزل، مردم را متوجِّه فضل و برتری خود در حکومت داری نماید و باعث تضعیف حکومت نوپای اسلامی بشود تا اسلام عزیز، مورد طمع دشمنان اسلام واقع نشود.

5- امام علیه‌السلام در زمان خلافت خلفای بعد از پیامبر (ص) نَه تنها برای خلافت آنها یک نیروی ضد امنیتی نبود؛ بلکه بارها به کمک و یاری آنها شتافت تا جایی که خلفیۀ دوم، بارها و بارها گفت: «لولا علیٌ لِهَلَکَ عمر»، «اگر علی نبود؛ عمر هلاک می‌شد» و نیز بارها گفت: «لاَ عَاشَ عُمَرُ لِمُعْضَلَةٍ لَیْسَ‏ لَهَا أَبُو الْحَسَنِ»؛ «زندگی نکند عمر برای مشکل پیچیده‌ای، (مگر اینکه) که برای حل آن، ابوالحسن نباشد.»

6- حضرت علی (ع) در زمان خلافت خلفای قبل از خودش اگرچه محوریَّت آنها را حق نمی‌دانست؛ ولی هرگز سعی نکرد در جامعه محور دومی را ایجاد کند تا همه مسلمین بدانند که در دنیای سیاست، همچنان که همه انبیاء بر محور یک نبی بوده‌اند، باید در زمان خلافتِ خلیفه‌ای که بر مردم حاکم است، برای مصلحت اسلام و مسلمین، باید از احداث محور دوم خودداری کرد. (هم چنان که در زمان خلافت امام علی علیه‌السلام امام حسن و امام حسین علیهماالسلام حول محور آن حضرت بودندَ)؛ مگر این که خلیفه‌ای مثل یزید شارب خمر با ارتکابِ فسق و فجور حاکم شود و بخواهد اسلام را نابود کند، در آن زمان؛ چون موضوع متفاوت شد، حکم خدا در حفظ اساس دین اسلام فرق خواهد کرد و وظیفه‌ امام علیه‌السلام حفظ دین است.

7- خداوند مُتعال که همه ذرات عالم به اذن او حیات گرفته‌اند، قبل از آنکه قوم لوط را عذاب کند، فرشتگانش را می‌فرستد تا با امام وقت، یعنی حضرت ابراهیم (ع)، هماهنگ کنند تا آن کسی که فرق «آیت الله شتر» و «آیت الله امام» را نمی‌فهمد، بفهمد که او پیشنیانش؛ نَه تنها شیعه علی نیستند، بلکه اشعث‌های منافقی هستند که خود را پیرو محمّد (ص) معرفی می‌کردند.

8- حضرت علی (ع) نه تنها امامت جامعه برای او یک وظیفه بود؛ بلکه حق او بود؛ ولی برای رسیدن به قدرت، هیچ وقت به مردم دروغ نگفت و وعده‌ای دروغ، نداد. با اصرار مردم، خلافت را پذیرفت و دروغگویان و حامیانش را در خطبۀ 41 مورد حمله قرار داد و فرمود: «ما در زمانى زندگى مى‏کنیم که بیشتر مردم فریب خلق را یک نوع زرنگى مى‏دانند و آدمهاى ساده‏لوح هم فکر مى‏کنند اینها اهل تدبیر و چاره‏ اندیشی‌اند. راستى این نیرنگ بازان از کار خود چه سودى مى‏برند؟ خدا آنها را بکشد»

9- کلام امام علیه‌السلام، همانند قرآن سندش زنده‌ و پاینده است تا همه کسانی که برای رسیدن به قدرت دروغ می‌گویند و وعده‌های دروغ به مردم می‌دهند، بدانند که آنها نَه تنها دشمن علی علیه‌السلام؛ بلکه دشمن خدا هم هستند و امام علیه‌السلام، نَه تنها آنها را دوست ندارد؛ بلکه از آنان متنفر است اگرچه اینان خود را پیرو علی بدانند و کارگزار حکومت اسلامی هم باشند.

10-حضرت علی علیه‌السلام وقتی قدرت را در دست گرفت، با اینکه در جبهه‌های جنگ و زمان دفاع از شرافت اسلام و مسلمین، شایسته‌ترین فرزندان و عزیزانش را به معرکه و در معرض کشته شدن قرار می‌داد؛ ولی برای دفع و جلوگیری از تهمت و یا توهُّم فامیل بازی، آنها را در پست‌های استانداری و فرمانداری و شهرداری و ... قرار نداد تا آنها که بعد از رسیدن به قدرت، حتَّی از به قدرت رساندن و به ثروت رساندن اقوام سببی و نسبی خود، دست بر نمی‌دارند؛ بفهمند و بدانند شیعه واقعی علی علیه‌السلام، امام خمینی و جانشین شایسته‌اش، امام خامنه‌ای است نَه دروغگویان و مفسدانی که مخالف آنها هستند.

11-حضرت علی علیه‌السلام همه کسانی را که برای رسیدن به قدرت با حاکم جامعه درگیر می‌شوند را فتنه‌گر می‌خواند؛ حتّی اگر آن شخص، خودش یا ابوبکر باشد. برای همین است وقتی بعد از به خلافت رسیدن ابوبکر،  عدِّه‌ای از صحابه؛ چون عباس و ابوسفیان به آن حضرت مراجعه می‌کنند تا با او بیعت کنند، می‌فرماید: «اى مردم! امواج فتنه را با کشتى‏هاى نجات بشکافید و افتخار به حسب و نسب را کنار بگذارید.»

12- در زمان غیبت حجّت خدا، چگونه می‌شود مدعیان پیروی از حضرت علی علیه‌السلام که خود را مُروِّجان مکتب علیه‌السلام می‌‌دانند و نسبت عالم دین به خود می‌دهند و در عین حال، از فتنه‌گرانی که برای نابودی حیثیت و شرافت اسلام و مسلمین با دشمنان اسلام همراه و همصدا شدند، حمایت می‌کنند؟!

13- یکی از ویژگی‌های حضرت علی (ع) زیرکی و هوشیاری آن حضرت بود، یعنی همان کسانی که خدای حکیم در آیۀ 75 سوره حجر می‌فرماید: «إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمینَ»؛ «در این (سرگذشت عبرت‏انگیز)، نشانه‏هایى است براى هوشیاران!» و امام علیه‌السلام در خطبه 4 نهج‌البلاغه می‌فرماید: «من همواره در انتظار عاقبت خیانتکاریهاى شما هستم و نشانه غرور و غفلت را با فراست و هوشیارى خویش در چهره شما مشاهده مى‏کنم».

14- وقتی دشمنان اسلام در زیرکی و هوشیاری رهبر انقلاب، متحیِّر و سرگردان مانده‌اند، در مورد خطر فتنه در سال 98 - که پیش بیبنی آن برای انسان‌های معمولی نیز بسیار سهل است – هشدار می‌دهند، چطور می‌شود که عقب افتاده‌های سیاسی که به لطف پدر و خواهر خود به قدرت رسیده‌اند، آن را نفهمند؟ مگر غیر از این است که خودش یا فتنه‌گر است و یا آلت فتنه...؟!

انتهای پیام/

http://dana.ir/1445726
ارسال نظر
نظرات
اپارک داخلی