شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان تهران
ساعت: 14:11 منتشر شده در مورخ: 1397/12/18 شناسه خبر: 1466185
به بهانه دعوت تل آویو از پوتین برای سفر به اسرائیل؛
انتخاب روسیه کدام است: ایران یا اسرائیل؟
روابط روسیه با رژیم صهیومیستی و از سویی داشتن روابط استراتژیک مسکو با تهران این سئوال را مطرح می‌کند که دولت فدرال روسیه بین ایران و اسرائیل کدام را انتخاب می‌کند؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شبکه خبری تهران نیوز ؛ در دو سه سال اخیر، یکی از اخبار مهم حوزه خاورمیانه ، سفرهای پی‌درپی نتانیاهو به مسکو برای بحران سوریه است.

حضور ایران در دمشق و همین‌طور پیوستن مسکو به ایران، از سوی دیگر تلاش عربستان و اسرائیل برای مقابله با نفوذ جمهوری اسلامی در بیخ گوش رژیم صهیونیستی، سبب شده تا دمشق به‌عنوان محلی برای قدرت نمایی کشورهای اثر منطقه باشد.

اما سفرهای پی‌درپی نتانیاهو به مسکو از یک سو، و داشتن روابط استراتژیک روسیه با ایران از سویی دیگر و دشمنی آشکار بین ایران ورژیم صهیونیستی این سئوال را در ذهن ایجاد می‌کند که انتخاب روسیه برای داشتن یک دوست استراتژیک در منطقه خاورمیانه کدام است؟

در گزارش زیر سعی بر آن داریم تا نیم نگاهی به روابط روسیه و رژیم صهیونیستی بیندازیم.

بیشتر بخوانید:

تاریخچه روابط رژیم صهیونیستی و شوروی

وقتی در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ میلادی، سازمان ملل متحد، طرح تقسیم فلسطین به بخش اسرائیل و فلسطین و اداره شهر اورشلیم، به‌صورت بین‌المللی را تصویب کرد. دولت اتحاد جماهیر شوروی یکی از حامیان اصلی در تصویب آن بود.

شوروی تبدیل به اولین کشوری شد که اسرائیل را بعد از تاسیس در ماه مه ۱۹۴۸ به رسمیت شناخت.

استالین آن روزها از تشکیل دولت اسرائیل خوشحال بود زیرا حدس می‌زد با توجه به تعداد زیاد یهودیان روسی و تشکیل این کشور جدید بتواند در منطقه خاورمیانه برای خود هم‌پیمان مناسبی پیدا کند، هر چند استالین مایل به مهاجرت یهودیان روسیه به اسرائیل نبود بلکه وی سعی داشت با نزدیک شدن به رژیم صهیونیستی، قدرت نفوذ انگلستان را در خاورمیانه کاهش دهد زیرا اکثر کشورهای عربی در آن زمان از هم‌پیمانان انگلستان بودند.

از سوی دیگر یهودیان اسرائیلی از انگلستان رضایت نداشتند و در جریان بمب گذاری هتل کیگنگ دیوید اورشیلم توسط گروه آرگون یک نوع انتقام از دولت بریتانیا گرفتند.

همین امر سبب شد تا رژیم صهیونیستی و اتحاد جماهیر شوروی ولی با انگیزه‌های مختلف به یکدیگر نزدیک‌تر شوند.

ارتباط رژیم صهیونیستی با شوروی کم‌کم وارد مرحله نظامی شد، در همان ایام آمریکا فروش هر نوع سلاح در خاورمیانه ممنوع کرد اما شوروی از طریق واسطه‌هایی که در کشور چک اسلواکی داشت، به فروش تسلیحات نظامی به رژیم صهیونیستی روی خوش نشان داد و در واقع بیشترین حمایت‌های نظامی را از اسرائیل کرد و همین حمایت‌های لجستیکی باعث شد تا رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۹۴۹ بر اعراب پیروز شود.

اما این رابطه دوستانه تا زمانی ادامه داشت که «گلدا مایر» فرستاده دولت اسرائیل به شوروی از استالین درخواست کرد که به یهودیان روسی برای مهاجرت به رژیم صهیونیستی اجازه دهد. که همین سبب عصبانیت دولت اتحاد جماهیر شوروی شد و روابط بین آن دو کشور به تیرگی شتافت و از آن پس شوروی جانب کشورهای عربی را گرفت و به‌عنوان شرکای تجاری آنان جایگاه خود را در خاورمیانه تقویت کرد.


پس از سال‌ها تیریگی ، در اکتبر ۱۹۹۱ میخائیل گورباچف، رهبر وقت شوروی مجدداً روابط دیپلماتیک مسکو را با اسرائیل برقرار می‌کند ولی دو ماه بعد از این اتفاق، سقوط اتحاد شوروی رقم می‌خورد.

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مهاجرت‌های یهودیان و به‌دنبال آن فراهم شدن عرصه‌ها برای برقراری و گسترش روابط روسیه و رژیم صهیونیستی، آتش تخاصم مسکو و تل‌آویو سرد شد.

این مهاجرت‌ها تا حدی بود که بعد از آن حدود ۳۰ درصد یهودیان اسرائیل را روس‌ تبارها تشکیل می‌دادند. به‌دنبال این ماجرا انتقال فرهنگی و اجتماعی از روسیه به رژیم صهیونیستی نیز گسترش یافت و در ادامه، فعالیت‌های متخصصان اسرائیلی برای توسعه صنایع الکترونیک و کشاورزی در روسیه بیشتر شد. همچنین، راه دستیابی بازرگانان و صنعتگران روسی به تکنولوژی‌های پیشرفته غربی باز شد. قراردادهای همکاری، مبادله پژوهشگر و همکاری آکادمی علوم روسیه و آکادمی علوم طبیعی و انسانی اسرائیل، تنها نمودهایی از توسعه روابط آن‌ها در این دوره است.

اسحاق رابین نخست وزیر سابق اسرائیل

با تجزیه اتحاد جماهیر شوروی، سیاست روس‌ها به رژیم صهیونیستی تغییر کرد و آنان به جای ملاحظات ایدئولوژیکی به مصلحت جویی یا پراگماتیسم سیاسی روی آوردند.

بعد از این امر ، دولت روسیه اجازه مهاجرت روسهای یهودی را به اسرائیل صادر می‌کند و قریب به یک میلیون نفر در طی ۱۰ سال به اسرائیل مهاجرت کردنداین مهاجرت باعث شد تا امروزه زبان روسی بعد از زبان عبری و عربی سومین زبان رسمی و گسترده در رژیم صهیونیستی محسوب شود.

در آوریل ۱۹۹۴ اولین سفر رسمی یک نخست وزیر رژیم صهیونیستی به روسیه رخ می‌دهد ؛ اسحاق رابین نخست وزیر وقت اسرائیل نتیجه این سفر را عادی سازی کامل روابط دو جانبه آن‌ بیان می‌کند.

هفت سال بعد یعنی در سپتامبر ۲۰۰۱ آریل شارون، دومین سفر را به مسکو انجام داد. اما در سال ۲۰۰۵ پوتین سفری تاریخی به رژیم صهیونیستی البته با پیش‌زمینه اختلاف دو طرف بر سر فروش موشک‌های ضد هوایی به سوریه انجام می‌دهد.

در اکتبر ۲۰۰۶ برنامه هسته‌ای ایران به عنوان بزرگترین تهدید علیه رژیم صهیونیستی محور اولین سفر ایهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل به مسکو می‌شود.

اولمرت در سفر به مسکو

در ژوئن ۲۰۰۸ شرکت بزرگ گازپروم روسیه اعلام می‌کند که در حال بررسی صادرات گاز به اسرائیل است.

در سپتامبر ۲۰۱۰ وزیر دفاع روسیه و وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در مسکو یک توافق همکاری نظامی امضا کردند. این همکاری پیش از آن نیز در سال ۲۰۰۹ و در فروش پهپادهای اسرائیل به روسیه نمود یافته بود.

رژیم صهیونیستی مرتباً نسبت به فروش تسلیحات روسیه به‌ویژه به ایران و سوریه اظهار نگرانی می‌کند.

از آن زمان به بعد ارتباطات میان آن‌ها افزایش یافته و از ابتدای ۲۰۱۸ تاکنون پوتین و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل چندین بار با یکدیگر دیدار کرده‌اند.

در حال حاضر روسیه به رژیم صهیونیستی همچنان به‌عنوان پلی برای دستیابی به صنایع پیشرفته غربی می‌نگرد، علاوه بر آن، راضی نگه داشتن اسرائیل به معنای کنترل آمریکا به وسیله یک اهرم هدایت کننده در منطقه خاورمیانه است. در مقابل، یهودیان روسی حاضر در اسرائیل به عنوان اهرم فشاری برای هدایت روسیه محسوب می‌شوند و این عامل در کنار آسیب‌های اقتصادی، بیشترین نگرانی مسکو در صورت اختلاف با اسرائیل را تشکیل می‌دهد.

بیشتر بخوانید:

در قبال تحولات منطقه قفقاز نیز اسرائیل سیاست محتاطانه‌ و دوگانه‌ای را پیگیری می‌کند. تل‌آویو با تمسک به شرایط «نه صلح و نه جنگ» در این مناطق به‌دنبال کسب بیشترین امتیاز از گسل‌های موجود در منطقه است.

برای مثال رژیم صهیونیسیتی بر اساس سیاست‌های اعلامی خود از تمامیت ارضی گرجستان حمایت می‌کند، این در حالی است که رژیم صهیونیستی روی یهودیان ساکن در آبخازیا و اوستیای جنوبی (جدایی طلبان گرجستان) نیز حساب باز کرده و حمایت‌های زیادی از جمله کمک‌های مالی را در اختیار مردمان این منطقه قرار می‌دهد.

رژیم صهیونیستی در آذربایجان نیز اقدامات کاملاً محسوسی را انجام می‌دهد، البته بیشتر این تلاش‌ها برای ایجاد نا امنی در مرزهای ایران و به وجود آوردن نوعی توازن در برابر اقدامات روسیه مانند پایگاه نظامی این کشور در ارمنستان است و تاکنون کم‌تر جنبه عملیاتی داشته است.

پروفسور «یوروی میخائیلوویچ پچتا» رئیس گروه علوم سیاسی دانشگاه دوستی ملل روسیه در گفت‌وگو با شبکه یورونیوز بر این باور است که اگرچه روسیه و اسرائیل با یکدیگر مشارکت دارند، اما نمی‌توان رابطه روسیه و اسرائیل را استراتژیک خواند. به اعتقاد تحلیلگر مسائل خاورمیانه، روابط مسکو و تلاویو عمدتاً بر اساس پراگماتیسم و یک رویکرد سازنده بوده است.

از سوی دیگر ولادیمیر ایوانوف، دانشیار دانشگاه دولتی مسکو به تحلیل این موضوع پرداخت و تاکید کرد که تاریخ روسیه و اسرائیلو پیش از آن شوروی و اسرائیل بسیار پیچیده و پر زرق و برق بوده است؛ اما باید توجه داشت که روابط دو کشور به‌طور چشمگیری تغییر کرده و در دوره پساشوروی رو به گرمی گام برداشته است. وی در همین رابطه افزود که امروز اسرائیل نه شریک قابل اعتماد روسیه در منطقه و نه شریک تجاری قابل ملاحظه‌ای است؛ اما به رغم این واقعیت باید گفت که تلآویو با توجه به نفوذ لابی اسرائیل و همچنین تعداد زیادی از اسرائیلی‌ها (شهروندان سابق روسیه و یا افراد دو تابعیتی) نقش مهمی را در رهبری روسیه ایفا می‌کند که مهمتر از همه جنبه انسانی این موضوع است.

 

اولویت روسیه کدام است: اسرائیل یا ایران؟

پروفسور یوری میخائیلوویچ در این رابطه معتقد است که روسیه در روند فعلی سوریه نقش مهمی را ایفا می‌کند و از این رو با تمام طرفین همچون ترکیه، عربستان، ایران، رژیم صهیونیستی و مصر گفت‌وگو دارد. وی در این رابطه به آشنایی رهبران سیاسی و دیپلمات‌های روس با تاریخ، فرهنگ، مذهب و تمدن این کشورها اشاره کرد و تاکید کرد که دیدگاه روسیه این است که مردم کشورها هستند که حق انتخاب راه خود برای توسعه را دارند. از این‌رو با وجود این‌که تضاد شدیدی بین رژیم صهیونیستی و ایران وجود دارد، مسکو از هر طرف فرصتی برای همکاری سازنده در حل و فصل بحران سوریه را جستجو می‌کند و به سختی می‌توان گفت که یکی از این دو کشور برای روسیه در اولویت باشند.

از سوی دیگر ولادیمیر ایوانوف نیز با اشاره به اجلاس سران روسیه، ترکیه و ایران در سوچی بر این باور است که این یک رویداد مهم بین‌المللی در قالبی مشروع و برای حل بحران سوریه بود. از همین‌رو دستاورد مهم این اجلاس به یک مکانیزم موثر برای هماهنگ کردن موقعیت‌ها و منافع کشورها تبدیل شده است که نقش اصلی را در سرنوشت منطقه‌ای ایفا می‌کند.

به باور ولادیمیر ایوانوف این نشست نشان‌دهنده اهمیت و غیرقابل جایگزنی ایران به‌عنوان یک بازیگر منطقه‌ای می‌باشد که نمی‌توان به سادگی آن را نادیده گرفت؛ از همین رو روسیه یک موازنه صعود در روابط با ایران و اسرائیل را برای خود تعریف می کند.
حال باید دید که رشوروی که در تاریخ ورابط بین الملل سابقه خوبی در همراهی با مردم ایران ندارد ، سیاستشان در قبال جمهوری اسلامی چه خواهد بود؟

انتهای پیام/

http://dana.ir/1466185
ارسال نظر
نظرات