شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان کرمان
ساعت: 13:53 منتشر شده در مورخ: 1398/03/01 شناسه خبر: 1488422
در نشست تخصصی خبر و دفاع مقدس مطرح شد؛
روایت جنگ با قلم رسانه‌ها ماندگار شد/ شهیدی که پایه‌گذار گروه جبهه و جنگ در صدا و سیما بود
اکبر شجاعی، خبرنگار پیشکسوت دفاع مقدس گفت: شهید غلامرضا آتشی گوهری از پایه گذاران گروه جبهه و جنگ در صدا و سیما بود. او با لبخندی که همیشه بر لبانش بود سعی می کرد در خطوط مقدم جبهه حضور یابد تا از رزمندگان و فرماندهان مصاحبه و فیلم بگیرد.

به نقل از  شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از راه آرمان؛ نشست تخصصی خبر و دفاع مقدس به مناسبت سوم خرداد روز آزادی خرمشهر امروز صبح با حضور پیشکسوتان عرصه دفاع مقدس، خبرنگاران و روابط عمومی ها در سالن شهید مرتضوی استانداری کرمان برگزار شد.

در ابتدای این مراسم مستند تحت عنوان “آن یک نفر” از شهید غلامرضا آتشی گوهری خبرنگار عرصه دفاع مقدس به کارگردانی سیدحمید میرحسینی پخش شد.

مستند «آن یک نفر» روایتگر زندگی شهید هنرمند غلامرضا آتشی گوهری است که در ایام دفاع مقدس در حوزه مستند سازی فعالیت می کرد. وی در سال ۱۳۳۲ در شهر کرمان بدنیا آمد، در سال ۵۹ کار در صدا و سیما را به عنوان خبرنگار و تصویربردار آغاز کرد و در دوره هشت سال دفاع مقدس به عنوان تصویربردار وقایع گوناگون جنگ را ثبت و ضبط نمود که در نهایت در عملیات کربلای ۵ در حین تصویربرداری به شهادت رسید.

در این مستند سعی شده بود مجاهدت ها و تلاش های رزمندگان و خبرنگاران عرصه دفاع مقدس را به تصویر بکشاند، علی الخصوص خبرنگارانی که با سختی های تمام با تجهیزات کم ولی با عزمی راسخ و جرأتی وصف ناپذیر با حضور در خطوط مقدم جبهه گفتگوها، سخنان و دردل های رزمندگان و فرماندهان را ثبت و ضبط کرده و برای اطلاع عموم پخش نمایند.

حال این تصاویر به جای مانده از شهدای عرصه دفاع مقدس ماندگارترین در تاریخ امنیت و سرافرازی کشور ایران شده اند.

سپس سید ابراهیم یزدی، ابوالفضل کارآمد و اکبر شجاعی از پیشکسوتان عرصه فیلم، خبر و تبلیغات به روایتی از خاطرات حضور خود در جبهه ها پرداختند.

حلقه فیلمی که شهید به من داد

ابوالفضل کارآمد مدیر مسئول نشریه نسل آفتاب: بعد از تعطیل شدن دانشگاه در شهرستان بافت به جهاد سازندگی پیوستم و مشغول فعالیت های فرهنگی و تبلیغاتی شدم و به لحاظ اینکه در دانشگاه فردی فعال بودم شهید طاعی از من خواستند تا در روابط عمومی سپاه مشغول به فعالیت شوم.

چون جوان و پرانرژی بودم یکی از کارهایی که انجام می دادم بازی در تئاتر بود این مربوط به سال های ۵۸ تا ۶۳ می باشد. من امروز خوشحال و مفتخرم که بگویم در زمان جنگ در خدمت دو سردارو شهید بزرگوار همچون شهید طاعی و شهید مغفوری بوده ام . باید بگویم که بنده جزو اولین کسانی بودم که وارد خرمشهر شدم و وقتی به آبادان رسیدیم مطلع شدیم که خرمشهر سقوط کرده است.

پس از جنگ تصمیم گرفتم تا خاطرات خود را به صورت کتاب تحت عنوان آفتابی ها منتشر نمایم که چون حمایت کننده نداشتم فقط توانستم تا تیراژ ۱۰۰۰ نسخه آن را چاپ و منتشر نمایم، در این رابطه عکس هایی نیز تحت همان عنوان عکس های آفتابی دارم که امید است با کمک و حمایت برخی دوستان بتوانم آنها را به عرصه نمایش بگذارم تا همگان استفاده نمایند.

یادم هست عملیات والفجر ۴ دانشجوبودم و از لحاظ مالی زیاد مشکل داشتم حتی توانایی تهیه یک حلقه فیلم را نداشتم به همین خاطر یک بار هم این موضوع را با بیان نکردم و هیچگاه از لشکر ثارالله هم چیزی نخواستم. به شهر پنج وین رسیدیم بالای یکی از ارتفاعات خواستم عکس بگیرم که فیلمم تمام شده بود نمی دانستم چه کنم، وقتی به پایین نگاه کردم دیدم که جوانی شهید شده و داخل جوب افتاده سریع پایین رفتم و برای اینکه وی را شناسایی کنم ابتدا دست در جیبش کردم تا کارت شناسایی بیرون بیاورم که دیدم یک حلقه فیلم سالم و نو داخل جیبش است آن را برداشته و داخل دوربین کار گذاشتم و خواستم که از او عکس بگیرم که نمی دانم پایم لغزید یا دستم که نتوانستم تصویری از آن شهید بزرگوار داشته باشم.

شهید آتشی پایه گذار جبهه و جنگ در صدا و سیما بود

اکبر شجاعی بازنشسته صدا و سیمای مرکز کرمان و فیلمبردار و خبرنگار عرصه دفاع مقدس نیز از خاطرات خود در جبهه چنین می گوید: شهید غلامرضا آتشی گوهری از پایه گذاران جبهه و جنگ در صدا و سیما بود، خاطرم هست شهید ضبط و صوتی که به همراه داشت و با لبخندی که همیشه بر لبانش بود سعی می کرد در خطوط مقدم جبهه حضور یابد تا از رزمندگان و فرماندهان مصاحبه و فیلم بگیرد وقتی از وی سوال کردم چرا همه اش در خط مقدمی آیا رزمندگان پشت خط کاری انجام نمی دهند در پاسخ چیزی گفت که سرلوحه کارم قرار گرفت، با توجه به کمبود تجهیزاتی که در صدا و سیما داریم باید ببینیم این دستگاه ها اثرپذیری اشان در جبهه در چه نقاطی است ، خطوط مقدم می تواند بهترین مکان و زمان برای یک خبرنگار باشد.

در آن زمان تلفن چندانی در دسترس رزمندگان نبود تا خانواده هایشان را در جریان احوالاتشان بگذارند و تنها پخش از طریق رادیو و تلویزیون خانواده ها در جریان اوضاع و احوال جنگ و رزمندگان قرار می گرفتند.

روزهای جمعه در کرمان از تلویزیون به مدت ۳۰ دقیقه برنامه جبهه پخش می شد و با گزارشاتی که از جبهه و جنگ تهیه می کردیم مردم را در جریان قرار می دادیم.

شوخی رزمندگان با رسانه

همچنین اکبر شجاعی از کتک خوردنش توسط رزمندگان گفت: در سنگر خواستم تا از فرمانده مصاحبه بگیرم که بچه های رزمنده ای که آنجا بودند برای شوخی و مزاح پتویی روی من انداختند و پوتین هایی که در سنگر بود نثارم کردند و من تنها کاری که کردم این بود ضبط و صوتی که با خودم آورده بودم را محکم به داخل شکمم چسباندم که آسیب نبیند، بعد از مدتی دیدم که سر و صدا خوابید سریع از زیر پتو بیرون آمدم و سنگر را خالی دیدم، پس از مدتی به کرمان برگشتم ، زمانی گذشت و از تمامی فرماندهان استان ها خواسته شد تا از طریق رادیو و تلویزیون از مردم بخواهند تا خود را برای اعزامی عظیم آماده نمایند که در همین حین حاج قاسم با من تماس گرفت و از من خواست تا از وی مصاحبه بگیرم. وقتی وارد استودیو شد با هماهنگی که از قبل با دوستان کرده بودم بعد از مستقر شدن حاج قاسم فضا را خاموش کرده و به سمت وی رفتم و دم گوشش گفتم یادت هست روزی به سنگرت آمدم تا از نزدیک مصاحبه بگیرم و بچه ها سرم ریختند و کتکم زدند حالا نوبت من است، فقط با نگاهش به من فهماند که مشکلی نیست می توانی تلافی کنی، سپس من با لبخند از دوستان خواستم تا دوباره فضا را روشن کنند.

اراده و ایمان پولادین رزمندگان در جنگ

وی همچنین از گم شدنش در جبهه و اراده و ایمان پولادین رزمندگان بیان کرد: والفجر مقدماتی می بایست چراع خاموش حرکت می کردیم چون در تیررس دشمن بودیم من یک جیپ داشتم که گم شدم مجبور شدم شبانه در یک سنگر که همان نزدیکی بود بیتوته کنم بچه های بهشتر را دیدم که مشغول برگزاری دعای توسل، راز و نیاز و گریه بودند بعد از اتمام دعا با آن همه جمعیت خواستیم در سنگر بخوابیم موقع خواب اگر می خواستی به پهلو بخوابی شانه ات به دیگری می خورد، مدت زمان خیلی کوتاهی نگذشته بودم که از فرط خستگی به سمت دیگری چرخیدم اما متوجه شدم که شانه ام به کسی برخورد نکرد سریع از جای بلند شدم دیدم سنگر خالیست ابتدا ترسیدم و چون متوجه شده بودم که بچه ها در عملیات شب قبل شکست خورده اند با خود گفتم نکند اسیر شده باشند، کم کم خودم را از سنگر بیرون کشیدم دیدم که هر کدامشان به سمت و سویی رفته و جای خلوتی را برای خود پیدا کرده و مشغول راز و نیاز و خواندن نماز شب هستند، با خود گفتم آنها کی هستند و من کی هستم، اینجا کجاست و من کجا، واقعا رزمندگان دارای اراده و ایمانی پولادین بودند.

سید ابراهیم یزدی هم که در زمان دفاع مقدس مسئولیت تبلیغات را به عهده داشت نیز روایتی از جبهه بیان کرد و عنوان کرد: بیش از ۱۳۸ شهید دفاع مقدس از بچه های تبلیغات در سنین و از مشاعل مختلف و ۱۱ شهید نیز خبرنگار بودند کسانی که کوشش بسیار نمودند تا تلاش ها، فدارکاری و مجاهدت های رزمندگان را به تصویر بکشانند.

اگر ارگانهای مربوطه حمایت نمایند فیلم‌های زیادی در عرصه جنگ خواهم ساخت

در انتها سید حمید میرحسینی کارگردان مستند “آن یک نفر” نیز به توضیحاتی در رابطه با فیلم خود پرداخت و گفت : در زمان دفاع مقدس من کودکی بیش نبودم ولی شاهد پخش تصاویر از تلویزیون بودم ، اخیرا که با شهید غلامرضا آتشی گوهری آشنا شدم سعی کردم تا از زندگی و تلاش های وی در جبهه مستندی تهیه و پخش نمایم.

دوست دارم در عرصه شهادت فیلم های دیگری را نیز تهیه و ارائه نمایم ولی در این راستا دوست دارم که ارگان های مربوطه مرا حمایت نمایند.

حضور کم رنگ مسئولین در نشست تخصصی خبر و دفاع مقدس

به گزارش راه آرمان؛ متاسفانه هیچ کدام از مسئولین شهر حتی استاندار کرمان که خود از پیشکسوتان عرصه دفاع مقدس بودند حضور نداشته و تعدادی هم که بودند بسیار اندک بودند، استانداری برای این مراسم سالن شهید مرتضوی که شامل دو طبقه و بسیار حجیم و بزرگ بود برای تعداد زیادی در نظر گرفته بود که باید گفت متاسفانه مراسم امروز با غیبت مسئولین و استقبال کنندگان روبروشد و می توان این طور نتیجه گرفت که سوم خرداد و مناسبت فتح خرمشهر برای برخی کم رنگ شده است.

انتهای پیام/

http://dana.ir/1488422
ارسال نظر
نظرات