شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان البرز
ساعت: 11:26 منتشر شده در مورخ: 1398/03/19 شناسه خبر: 1493384
استعفا یا سکوی پرتاب ارتقا وزرا؟!
از مافیای مدارس غیر دولتی تا ترویج متدهای غربی در بنگاه اقتصادی دولت/ وقتی ضعف نظام آموزشی، وزیرش را هم مرتکب جنایت کرد!/ 2030، طلاق، اعتیاد و معیشت فرهنگیان ثمره بی توجهی به فرهنگ
امروز آموزش و پرورش دغدغه اصلی دولت نیست و در عین حال متولی وزارت آموزش و پرورشی که بزرگترین جامعه هدف را دارد به جای پرداختن به مشکلات در قامت وزیر، برای حضور در انتخابات مجلس خیز بر می دارد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تیتریک، "بطحایی استعفا داد"، خبر کوتاه بود اما سناریویی از واکنشها را به دنبال داشت، وزیری که نتوانست در کابینه حسن روحانی  کارنامه ای مثبت و درخور نام وزارت آموزش و پرورش داشته باشد، درصدد پا گذاشتن به عرصه سیاست است. 

آنچه در ذهن غالب کارشناسان سیاسی و فرهنگی متبادر می شود این است که بطحایی در زمان تصاحب کرسی آموزش و پرورش با چالش های زیادی مواجه بود، از مطالبات فرهنگیان و تجمع های پی در پی تا نفوذ سند 2020 و موارد دیگری که در این بحث نمی گنجد.
 
سوال اینجاست شخصی که عملکرد قابل قبولی را برای جلب رضایت جامعه فرهنگیان نداشته است و تهاجم فرهنگی و بسیاری از ناهنجاری ها را در زمان صدارتش شاهد بوده ایم چگونه برای ورود به مجلس و قانون گذاری اقدام می کند؟
 
 
 
 
متاسفانه عرصه های مدیریتی سکوی پرتابی برای غالب مدیران شده است تا چند صباحی را در یک کرسی گذارنده و به هدفی که در سر می پروانند برسند. استعفای بطحایی اگر چه با تکذیبه های آموزش و پرورش همراه بود اما در نهایت سایت این وزارت خانه رسما پذیرش خبر حضور این وزیر را در انتخابات اسفندماه اعلام و در خروجی این پایگاه بارگذاری کرد. 
 
 
 
 
این استعفا واکنش های زیادی نیز در شبکه های اجتماعی به دنبال داشت، یک کاربر فضای مجازی می نویسد"مگر نه اینکه شهید رجایی نیز معلم بود، فرهیخته ای که همواره می گفت هر وقت مرا می بینید سر من فریاد بکشید که برای مستضعفان چه کرده ای؟ شما اگر می خواهید به من خدمت کنید گاه گاهی به یاد من آورید که من همان محمدعلی رجایی اهل قزوینم که قبلا دوره گردی می کردم و در نوجوانی قابلمه فروش بودم. 
 
هرگاه تغییراتی در من به وجود امد که ممکن است خودم را فراموش کرده باشم همان مشخصات را به یادم بیاورید و در کنار گوشم زمزمه و تذکر نمائید که این تذکر و یادآوری برای من از خیلی چیزها با ارزش تر است، هر وقت مرا دیدید بر سر من داد بکشید که برای مستضعفان چه کرده ای؟" 
 
بهرام پارسایی نماینده مجلس نیز در واکنش به استعفای بطحایی در توئیترش آورده است:" آقای وزیر آموزش و پرورش حتی اگر قصد شرکت در انتخابات داشتید بهتر بود در واکنش به فجایع مدارس غرب تهران، زاهدان، تاکستان و عذرخواهی از فرهنگیانی که پاسخی برای مطالباتشان نداشتید استعفا می کردید تا لااقل به عنوان فردی مسئولیت شناس، شانس رای آوردن داشته باشید."
 
 
 
 
از مافیای مدارس غیر دولتی تا ترویج متدهای غربی/ دکترین آموزشی در این وزارتخانه وجود ندارد/ اموزش و پرورش دغدغه اصلی دولت آقای روحانی نیست
 
حسن محبتی دکترای علوم سیاسی در رابطه با استعفای این وزیر و کارنامه بطحایی به خبرنگار تیتریک، می گوید: متاسفانه مدارس دولتی با وجود مافیای مدارس غیر دولتی نمی توانند فعالیت کنند، فاصله طبقاتی در مدارس غیر انتفاعی به گونه ای است که آقا زاده ها شهریه 40 تا 50 میلیونی پرداخت می کنند. 
 
آموزش رایگان در مقطع متوسطه و ابتدایی معنای خود را از دست داده است، بودجه اختصاص داده شده به آموزش و پرورش صرف زیر ساخت شد یا صرفا صرف حقوق معلمان شد؟ در حالی که نارضایتی فرهنگیان نیز همچنان ادامه دارد.
 
کشورهای توسعه یافته هم و غم خود را بر توسعه آموزش و پرورش می گذارند تا نسل خوبی به جامعه تحویل دهند اما آقایان با توسعه مدارس غیر دولتی در بالاشهرها و مناطق مرفه نشین، عملا آموزش و پرورش را به یک بنگاه اقتصادی تبدیل کردند. 
 
نظام اموزش عالی با رویکردی اقتصادی در تمامی شهرها دانشگاه دایر کرد و این رویه نشان می دهد که رشد مدارس غیر انتفاعی موجب شده است خانواده ها انتظار اخذ مدرک کارشناسی توسط فرزندشان را به هر قیمتی داشته باشند.
 
انتخابات بهترین آسانسور یا سکوی پرتابی برای ارتقای مدیران است، زیرا با توجه به استفاده از منابع دولتی سطح وسیعی از دیدارها را با مردم داشته و پیش از کاندید شدن در راستای معرفی خود بیشترین بهره را از بیت المال برده اند. 
 
رئیس جمهور در سوابق خود هیچگونه دیدگاه فرهنگی نداشته است، از مذاکراتش می توان نتیجه گرفت غریبه برای وی ارجح تر از آشناست و متدهای غربی را بهتر از متدهای داخلی موفق تر می داند، از تجربیات ثابت شده داخلی دوری می کنند و مدرن گرا است.
 
باید دید آقای روحانی در 6 سال در حوزه آموزش و پرورش چه اقداماتی داشته است، گزینه های ایشان در آموزش و فرهنگ افرادی بودند که عملا از همان روزهای نخست حاشیه داشتند در حالی که روند معمول دولت ها در ابتدای فعالیت انتخاب افراد بدون حاشیه برای ایجاد آرامش است. 
 
صندوق ذخیره فرهنگیان بسیاری از معلمان را با چالش های جدی مواجه کرد، امروز وضع معیشتی معلمان به گونه ای است که همه چند شغله هستند، برنامه های کلان و دکترین آموزشی در این وزارتخانه وجود ندارد و وزیر اموزش و پرورش جز ضعیف ترین افراد کابینه است در حالی که بیشترین جامعه هدف را در اختیار دارد. 
 
 
 
 
روند کنونی نشان می دهد اموزش و پرورش دغدغه اصلی دولت آقای روحانی نیست و انتخاب افراد توسط ایشان غالبا سمبلیک است، وزارت آموزش و پرورش و بهداشت بزرگترین جامعه های هدف را دارند در حالی که تلاش های قاضی زاده هاشمی سرکوب شد و در مقابل وزیر آموزش و پرورش برای حضور در انتخابات خیز بر می دارد. 
 
طی سال های اخیر سکوت معناداری بر آموزش و پرورش حاکم بود، معیشت فرهنگیان توان بحث درباره دیگر موارد را از هر تحلیلگری خواهد گرفت زیرا بزرگترین ظلم در این ایام به فرهنگیان شد. متاسفانه وزرا بعد از فرصتی علاقه مند به حضور در پارلمان دارند و عقب گرد می کنند. 
 
کسی که از مجلس برای خدمت به مردم رای اعتماد می گیرد با از دست دادن قدرت، مجددا به دنبال طی کردن پله ها از پائین به بالاست! در حالی در قالب یک اتاق فکر می توانند تجربیات، تهدیدها و فرصت های حوزه خود را تبادل کنند. 
 
ولع قدرت آنچنان در برخی آقایان تنیده شده است که حاضر هستند از عرش به فرش افتاده و مجددا این راه را طی کنند، کسی که 4 دوره نماینده است مشاور یک مدیر عامل، رئیس جمهور یا وزیر می شود. 
 
متاسفانه روسای جمهور مرز کارکرد افراد را مشخص نکرده اند و موازنه قدرت را بد تعریف می کنند، ساعت زمان مدیریت آقایان در حال اتمام است اما افکار آنها به روز اول بازگشته است، معتقد هستند چون در دولت بعد حضور ندارند باید بتازند. 
 
 
 
 
و اما آنچه به عنوان سوال در ذهن عموم می گذرد این است که آیا دستگاههای نظارتی منابع ایشان را مورد بررسی قرار داده اند یا با گزینه و انتخاب سرپرست پرونده وزرا بسته می شود؟ آقای روحانی در این حوزه حرفه ای بوده و بنظر می رسد بر اساس شنیده ها معاون توسعه منابع انسانی گزینه جایگزین آقای بطحایی برای سرپرستی باشد. 
 
امروز محصول آموزش و پرورش طی چند دهه افزایش طلاق و اعتیاد در جامعه است، باید دید تغذیه روحی و معنوی فرزندان در سیستم های آموزشی و دانشگاهی چه بوده است که امروز توانایی ادامه زندگی مشترک را ندارند؟ 
 
آیا معلمی که به واسطه ناکارآمدی برخی مدیران، مخارج زندگی خود را با رانندگی تاکسی یا اسنپ تامین می کند می تواند الگویی برای دانش آموزان باشد؟ با نگاهی به سیاست های کلان آموزش و پرورش می توان دید رشد طلاق، بزهکاری و اعتیاد محصول روش های غلط در این سیستم است.
 
دانش آموزان بجای آرمان گرایی، رویا گرا شده اند/ سیستم غلط آموزشی الگوی دانش آموزان را تغییر داد/  ضعف نظام آموزشی، وزیرش را هم مرتکب جنایت کرد!
 
رضا جلالی کارشناس حوزه فرهنگی و آسیب های اجتماعی با اشاره به اینکه فرزندان بهترین زمان خود را در بجای خانواده در سیستم های آموزشی سپری می کنند به خبرنگار تیتریک می گوید: فضای مجازی عامل طلاق نیست، استفاده نابهنجار از فرهنگ های غلط در آموزش و پرورش و اینکه این سیستم حرفی برای گفتن ندارد موجب گرایش دانش آموزان به فضای مجازی شده است. 
 
کیفیت آموزشی به قدری پائین است که گوشی های موبایل از دست دانش آموزان نمی افتد، تهدیدهایی که امروز جامعه را نگران کرده است محصول آموزش و پرورش، تصمیمات لحظه ای و غلط سیاستمداران خواهد بود. 
 
امروز دانش آموزان بجای آرمان گرایی، رویا گرا شده اند و به دنبال لباس ها و امکانات مارک دار می روند، اگر نظام آموزشی به درستی سیاست گذاری داشته باشد به مشکل بر نخواهیم خورد، نمی گوئیم ورزش و اوقات فراغت مناسب نوجوانان نیست اما اگر هزینه های میلیاردی برای لیگ ها و انواع رشته های ورزشی در اموزش و پرورش سرمایه گذاری می شود شاهد بازخورد بهتری بودیم و بهترین سیاستمداران را در راس امور داشتیم، نه اینکه محصول سیستم آموزشی فرار مغزها شود. 
 
دانش اموز یک مدرسه کپری با مشاهده دانش آموزی که در بهترین مدرسه غیرانتفاعی تهران تحصیل می کند، به تجمل گرایی روی خواهد آورد، امروز ازدواج های سفید از دبیرستان و دانشگاه رشد می کند در حالی که در تذکرات مکرر رهبر معظم انقلاب فرمودند دشمن برای ضربه زدن به کشور دو حوزه فرهنگ و اقتصاد را نشانه رفته است. 
 
دشمن امروز حجاب را در جامعه کمرنگ کرده است، همه با هنجار شکنی و بی بند و باری مخالف هستیم زیرا در یک کشور اسلامی زندگی کرده و نباید قبح شکنی کنیم زیرا دشمن روی اعتقادات و دین ما سرمایه گذاری کرده است. 
 
چگونه مدیری که 4 سال مدیریت یک مجموعه آموزشی را در دست دارد میلیاردها تومان برای حضور در انتخابات سرمایه گذاری می کند؟ مگر حقوق معلمی چقدر است که امروز حتی شاهد اختلاف طبقاتی بین حقوق معلم های مناطق مرفه با حواشی شهرها نیز هستیم. 
 
وقتی به عنوان بالاترین مقام خودروهای لوکس در اختیار مدیران و وزرا قرار می گیرد چه انتظاری از دانش آموزان می توان داشت که یک هنرمند، ورزشکار و سیاست مداری را الگو قرار ندهند؟ متاسفانه دانش آموزان روحانیون، معلمین و ... را الگو نمی دانند و این معضلی است که سیستم غلط آموزشی آن را در دهن نوجوانان نهادینه میکند. 
 
متاسفانه امروز فرهنگ الگو بین نوجوانان تغییر کرده است، مایلند دختر وزیری باشند که پوشاک قاچاق کرد یا دختر وزیری باشند که از رانت پدری فلان تخصص را گرفته است. امروز قدرت و پست ایزار بهره برداری بوده و آموزش و پرورش معنای گذشته خود را از دست داده و سکویی برای پرتاب خواهد شد.
 
چند نفر از اقوام وزرا در مدارس دولتی تحصیل می کنند؟ چند مدرسه غیر انتفاعی به بستگان وزرا باز می گردد و تا کنون پای دغدغه چه تعداد معلمان نشسته اند؟ چقدر برای اموزش و پرورش وقت گذاشته شده و آقای روحانی چند شب برای دانش آموزانی که در مناطق فقیر نشین تحصیل می کنند نخوابیده اند؟ 
 
 
 
 
باید باب انتقاد باز شود، انتقاد کردن عیب نیست، تهمت نمی زنیم زیرا آموزش و پرورش رکن اساسی توسعه کشور است و اقتصاد آینده را نوجوانان کنونی باید به دست بگیرند. امروز غالب ضعف های موجود در جامعه به نظام آموزشی باز می گردد و متاسفانه شاهد ارتکاب جنایت توسط شخصی می شویم که عهده دار مدیریت این وزارتخانه بوده اند. 
 
نوجوانان زمان جنگ و دفاع مقدس که از انقلاب و اسلام دفاع کردند مگر دانش آموزان پیش از انقلاب نبودند؟ مسلما گرایش به سمت مدارس غیر انتفاعی در دهه های اخیر زمینه ساز وقوع هجمه های فرهنگی شد، نباید از واقعیت فرار کرد که نگاه های عمومی و برداشت های خصوصی وضعیت کنونی را رقم زد. 
 
مگر نه اینکه پروژه بزرگ انقلاب اسلامی در مدارس و مساجد به ثمر نشست؟ چرا امروز باید شاهد حضور نوجوانان در فضای مجازی و پارتی ها باشیم. 
 
کلام پایانی .... 
 
فارغ از صحبت های این دوکارشناس به نظر می رسد رفتن آقای وزیر نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه مشکل جدیدی را ایجاد کرده و دولت آقای روحانی با از دست دادن بطحایی به سمت مشروعیت بحرانی پیش خواهد رفت.
 
سوال اینجاست زمانی که در آستانه امتحانات دانش آموزان، کنکور سراسری و ... وزیر آموزش و پرورش به راحتی استعفا می دهد! آیا این وضعیت برای دولت اهمیت ندارد؟  
 
در خاتمه تنها می توان گفت کاش وزرا و مسئولین نگاهی به زندگی معلم شهید، محمد علی رجایی داشتند که چگونه آمد، ماند و با رفتنش ماندگار شد.
 
ستاره کردستانی
 
انتهای پیام/
 
 
http://dana.ir/1493384
ارسال نظر
نظرات