شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان گلستان
ساعت: 11:26 منتشر شده در مورخ: 1398/03/22 شناسه خبر: 1494387
اسلام بدون مقاومت خیری ندارد
نتیجه‌ی اعتماد و تعامل با دشمن چیزی جز تحقیر و ذلت برای مردم ایران نبوده.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نیلکوه؛ محسن زمانی فعال سیاسی شهرستان گالیکش در یادداشتی نوشت: درواقع ایمان بدون مقاومت جایگاهی ندارد. در دستورات دینی مقاومت از جایگاه خاصی برخوردار بوده و بر مقاومت تأکید بسیار شده، درواقع مقاومت در ایمان و اسلام به‌منزله‌ سر است به بدن و همان‌طور که در بدن بی‌سر خیری نیست، اسلام بدون مقاومت هم خیری ندارد.

بهترین نمونه‌های مقاومت را باید در همین انقلاب خودمان جست‌وجو کنیم از ایستادگی در مقابل رژیم پهلوی، جنگ ۸ ساله دفاع مقدس و پیروزی‌های مکرر در سوریه عراق لبنان و فلسطین این‌ها نتیجه‌ی مقاومت و ایستادگی بر یک آرمان اسلامی است.
در کشوری مثل هند نمونه‌ی مقاومت و ایستادگی در مقابل استعمار و استثمار انگلیس را داریم که در ظاهر پیروز شدند ولی به نظر مقاومت آن‌ها منجر به پیروزی کامل نشد و ابتر ماند.

در بعضی شهرهای هند مجسمه‌ی فلان افسر انگلیسی را ساخته‌اند و در وسط شهر نصب‌کرده‌اند که همین افسر هزاران جنایت و خیانت در حق مردم هند انجام داده بودند. چرا؟ چون ایدئولوژی آن‌ها بر اساس تفکرات دینی و اسلامی نبود.

تا به امروز می‌توان گفت در مذاکرات و معاملات ما با طرف غربی ۳ نتیجه‌ی بد گرفتیم اولین معامله‌ی ما قطع‌نامه‌ی ۵۹۸ بود که امام با جدیت با تصویب این قطع‌نامه مخالفت می‌کردند و بعد از تصویب قطع‌نامه از آن تعبیر به جام زهر هم کردند اما برخلاف نظر امام بعضی از افراد که الآن هم در مسند کار هستند این قطع‌نامه را به امام تحمیل کردند و بعد از مدت کوتاه از قطع‌نامه ۵۹۸ دوباره رژیم بعث به ایران حمله کرد و خلاف قطع‌نامه عمل کرد. این اولین تجربه‌ی ما بود.

نتیجه‌ی اعتماد و تعامل با دشمن چیزی جز تحقیر و ذلت برای مردم ایران نبوده.

دومین تجربه‌ی ما در دولت اصلاحات اتفاق افتاد. پس از انجام مذاکرات و امضای توافق پاریس، که طی آن ایران پذیرفت همه فعالیت‌های غنی‌سازی را تعلیق کند.

متأسفانه اوج تحقیر ملت ایران در این توافق‌نامه دیده شد. در این توافق‌نامه طرف غربی به هیچ‌یک از تعهدات خود پایبند نبود و نوع ادبیات طرف غربی بعد از امضای توافق به‌شدت تحقیرآمیز بود.

جک استراو (وزیر خارجه انگلیس) در کتاب خاطرات خودش در خصوص مذاکرات می‌نویسد: پس بازگشت به انگلستان، برای گذراندن تعطیلات آخر هفته با قطار عازم شهر محل زندگی خود بودم. بینِ راه تلفن همراهم زنگ زد. آن‌سوی خط دکتر کمال خرازی، وزیر خارجه ایران بود. او گفت: ما می‌خواهیم 20 سانتریفیوژ را برای تحقیقات علمی فعال نگه‌داریم. من دیدم در حضور همراهانم در قطار نمی‌توانم صحبت کنم لذا به مستراح قطار رفتم. آنجا به خرازی گفتم: شما توافقنامه را امضا کرده‌اید و دیگر نمی‌شود زیرش بزنید. اما او باز اصرار کرد. من گفتم: باید در این خصوص با دیگران صحبت کنم... در همان حال کسی هم به در مستراح می‌زد و ظاهراً عجله داشت تا از آن برای کاری مهم‌تر از مذاکره‌ اتمی استفاده کند...»

این برخورد طرف غربی با مذاکره‌کنندگان ایرانی پس از تعامل بود.

سومین نتیجه‌ی بد و یا به تعبیری شکست همین قضیه برجام بود. جایی که ما تمام برنامه‌ای هسته‌ای را توقف دادیم. دانشمندان هسته‌ای را اخراج کردند، نظارت بی‌سابقه بر تأسیسات هسته‌ای و استراتژیک و حساس کشور توسط آژانس ایجاد شد، سیمان کردن راکتور اراک و... نتیجه‌ی آن بعد از ۶ سال چیزی جز تحریم‌های بیشتر بعلاوه تهدید به جنگ نبود. در کنار اینکه ما تمام تأسیسات هسته‌ای خودمان را از دست دادیم.

چرا کشوری دیگری مثل ایران به‌طور علنی و شفاف مبارزه با استکبار نمی‌کند و مرگ بر آمریکا نمی‌گوید؟

چرا جمهوری اسلامی پاکستان و جمهوری اسلامی موریتانی مرگ بر آمریکا نمی‌گویند؟

ایستادگی و مقاومت ایران کاملاً عقلانی و منطقی است و نه از روی احساسات، ایران اگر مرگ بر آمریکا می‌گوید مطمئناً یک قدرت بازدارندگی دارد که خیلی از کشورهایی اسلامی در منطقه ندارند. اگر مرگ بر آمریکا می‌گوییم در کنارش حضور قدرتمند نظامی در عراق و سوریه داریم اگر مرگ بر آمریکا می‌گوییم حضور تأثیرگذار در خلیج‌فارس و آب‌های آزاد داریم اگر مرگ بر آمریکا می‌گوییم حضور مؤثر در مناقشات بین‌المللی داریم و خیلی از مواردی که اگر کشورهای دیگر داشتند عَلَم مبارزه با استکبار و آمریکای آن‌ها هم بالابود.

نباید از فشار‌های اقتصادی و سیاسی دشمن ترس داشته باشیم. اگر دشمن فشاری سیاسی هم میاورد به دلیل بیمار و مریض بودن اقتصاد کشور و بیشترین ضربه‌ای که ایران از تحریم‌ها خورده از نبود یک برنامه‌ی کارآمد برای مدیریت اقتصادی کشور است. آنچه مهم است ترمیم و تکمیل ساختار اقتصادی درون کشور است.

در حال حاضر آمریکا در بدترین شرایط اقتصادی تاریخ خودش قرار دارد. چین و روسیه دلار را از مبادلات ارزی خودشان حذف کردند سالانه بیش 107 میلیارد دلار حجم تجارت سالانه دو کشور است. شاید در حجم جهانی کم باشد ولی در آینده‌ای نزدیک این میزان از طریق رقبای اقتصادی امریکا گسترش پیدا می‌کند و ازلحاظ اقتصادی آمریکا تا فروپاشی خواهد رفت. لذا وضعیت تحریم‌ها و فشار اقتصادی به همین شکل ادامه پیدا نخواهد کرد و با فروکش کردن ارزش دلار در آینده وضعیت اقتصادی به حالت طبیعی بر خواهد گشت.

هیچ کشوری نمی‌تواند به امنیت مطلق دست یابد، ایران هم از این قاعده مستثنا نیست ولی اگر نگاهی به دورتادور مرزهای ایران نگاه کنیم کشورها یا در حال جنگ‌اند یا در ناامنی به سر می‌برند و این را مقایسه کنیم با کشور خودمان که در امنیت کامل به سر می‌برد و این امنیت رهاورد همان مقاومت است که در کنار آن باعث یک رفاه نسبی چه ازلحاظ روانی و اجتماعی و همچنین اقتصادی برای مردم شده است.

فطرت و عقل ما جدایی‌ناپذیر از دستورات دین است و اگر تکیه‌بر مقاومت می‌کنیم چون یک امر ضروری و حیاتی در مواجهه با دشمنان و کلید رمزآلود رهایی مستضعفان از چنگ ظالمان همین است. تجربه‌ی چندین‌باره‌ی ما در خصوص مذاکره و اعتماد به دشمن رهاوردش چیزی جز تحریم و تهدید بیشتر و عدم پایبندی به تعهداتش نبوده چون دشمن حد و سقفی برای فشار به مردم ایران ندارد و هرجایی که ما عقب‌نشینی کردیم و مقاومت از خودمان نشان ندادیم آن‌ها جلوتر آمدند و فشار بیشتری متحمل ما شد.

انتهای پیام/

http://dana.ir/1494387
ارسال نظر
نظرات