شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان بوشهر
ساعت: 12:53 منتشر شده در مورخ: 1398/04/20 شناسه خبر: 1502565
برخورد سلیقه ای رسانه های غربگرا با مسئله "زن"
نعل وارونه غرب بر شعار "دفاع از حقوق زنان"/ تفاوت "مروه شربینی" با "ندا آقاسلطان" چه بود؟
بررسی سه اتفاق برای سه زن در یک بازه زمانی و میزان پرداختن رسانه‌ها و جریان ها در کشور و خارج از کشور به این سه حادثه نشان می دهد که زنان و موضوعات مربوط به آنها بازیچه افراد و جریان های غربگرا برای پیشبرد مطامع این احزاب شده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از سپاس؛ ایجاد جریان های فکری و حمایت و هدایت از ایدئولوژی ها توسط رسانه ها بالاخص ابر رسانه های استعمارگر نظیر امریکا و انگلستان امری مرسوم و رواج یافته است. زیرا که از یک طرف قدرت تغییر محاسبه افکار عمومی و یا تسلط و سلطه افکار را در دست می گیرند و از سوی دیگر سیاست ها و اندیشه های دیکته شده را راحتر می توانند در فضای جوامع گسترش دهند.

در این باره می توان به اقدام رسانه های غربی بالاخص غولهای رسانه ای دنیا اشاره داشت که با هزینه معادل کل بودجه برخی کشورهای جهان سوم( که مورد هجوم انهاست) مدیریت می شوند.

 

گستره و شعاع فعالیتی آنها در انعکاس، انتشار و مدیریت افکار عمومی با یک نگاه تبعیض آمیز و تحقیر نگر صورت می پذیرد زیرا که می بایست آن رویداد متناسب با طراز فکری و رفتاری آنها اعمال شود در غیر اینصورت با تکنیک سانسور یا در خوش بینانه ترین حالت با نگاهی گذرا و سطحی از آن عبور می کنند که مصداق آن را می توان به سه رویدادی که درتابستان سال۸۸ برای سه زن اتفاق افتاد اشاره کرد.

آنها با طراحی شعار ” زنان ابزار براندازی جوامع مسلمان” از یک سو و دادن شعار تساوی حقوق زنان و مردان، حفظ جایگاه زن در اجتماع و از این قبیل شعار ها از سوی دیگر سعی بر براندازی نرم حکومت های اسلامی بالاخص ایران دارند.

تاریخ ۲۰ ژوئن ۲۰۰۹ یعنی ۳۰ خرداد ماه۱۳۸۸  روز قتل هدفمند "ندا آقا سلطان" توسط معاندین جمهوری اسلامی است؛ ۱ ژوئیه ۲۰۰۹  معادل ۱۰ تیرماه ۱۳۸۸ شمسی روز قتل شهات گونه "مروه شربینی" بانوی محجبه مصری ساکن در آلمان و  ۲۵ ژوئیه ۲۰۰۹ مصادف با ۳ مردادماه ۱۳۸۸ روز آغاز پروژه چهره سازی روزنامه نگار فراری ایرانی معروف به "مسیح علی نژاد" توسط سازمان های جاسوسی و رسانه ای آمریکا، انگلستان و رژیم صهیونیستی است.

با اندکی تامل در این سه رویداد براحتی می توان اهداف و دست های پشت پرده این رسانه ها که منادی آزادی و تساوی حقوق زنان و مردان و حقوق بشری و انسانی هستند اشاره کرد؛ چگونه با نگاه ابزاری از زن بدنبال تحقق  سیاست های سلطه گرایانه و تجاوزگرایانه خود هستند.

اولین ماجرا ۳۰ خرداد ۸۸ اتفاق افتاد پروژه قتل ندا آقا سلطان است که در حوادث بعد از انتخابات و در یکی از خیابان های فرعی و به دور از محل راهپیمایی به طرز مشکوکی به قتل می رسد. سناریوی "قاتل چه کسی است؟" که از پیش نوشته شده است را برای موج خبری و رسانه ای خود انتخاب می کنند، تا با طراحی عملیات کشته سازی فضای ملتهب آن ایام را ملتهب تر سازند.

بدنبال آن عملیات انتشار فیلمی با کیفیت که برای اولین بار از CNN پخش شد و با  فرضیه قوی صحنه‌سازی پیگیری آن به بی‌بی‌سی فارسی سپرده می شود، با بازتاب‌های فراوانی در رسانه‌های خود منتشر می کنند تا جائی که به نوشته هفته نامه تایم، لحظه جان سپردن وی پربیننده‌ترین مرگ یک انسان در تاریخ بشریت ثبت شده است.

پس از آن او را در داخل و خارج کشور ، به‌عنوان سنبل آزادی خواهی و دموکراسی خواهی معرفی می کنند و تعبیر«فرشته آزادی» برایش انتخاب می کنند و در ادامه چنان فضای رسانه ای دنیا را راهبری می کنند که خبر نخست، ویژه و مهم رسانه ها، ماجرا و معمای خود ساخته قتل این زن قرار می گیرد و با مصاحبه با برخی مقامات رسمی کشورهای هم سو و برخی عناصر خود فروخته داخلی شروع به موج سازی و جریان سازی در این باره می کنند.

مسیح علی نژاد طعمه سرویس های جاسوسی

دومین زنی که طعمه و ابزار سازمان های جاسوسی سیا و موساد است، فردی معروف به مسیح علی نژاد است که در ایران پس از خبرنگاری در روزنامه‌های شرق، بهار، هم‌میهن و اعتماد ملی در تابستان ۱۳۸۸، به انگلستان و آمریکا سفر می کند و با ویزاهای خصوصی صادر شده خود را در کسوت خبرنگار و مجری برای شبکه های معاند جمهوری اسلامی ایران، در راستای برهم زدن نظم اجتماعی و فرهنگی آماده می کند تا با حمله به سه واژه مقدس ایرانیان یعنی خانواده ، مادر و حجاب براندازی نرم را رقم زند.

وی در روز ۲۵ ژوئیه۲۰۰۹ در امریکا سخنرانی می کند و خطاب به ملت خود وقیحانه می گوید«سی سال ما لرزیدیم، اینک شما بلرزید».

بعد از این سخنرانی مصاحبه‌ و گفتگو ها با شبکه معاند هماهنگ می شود تا چهره سازی وی آغاز شود. پس از آن نیز به او جوایز و افتخارهای رنگارنگ می دهند،از جمله جایزه حقوق زنان از سوی «اجلاس ژنو برای دموکراسی و حقوق بشر» آنهم برای منعکس کردن صدای زنان ایرانی تصاحب می کند تا در آمریکا و دلارهای آمریکایی حافظ منافع زنان ایرانی باشد.

نخستین اقدام آزادی طلبانه وی از بانوان ایرانی می شود راه اندازی کمپین «‌آزادی‌های یواشکی» در فیس بوک؛او که خود را فعال حقوق زنان معرفی میکند تلاش می کند از طریق تعدادی تصویر زنان و دختران کشف حجاب کرده  آنهم با هک و سرقت تصاویر آن ها از صفحات شخصی شان القا کند که به نشانه اعتراض این اقدام را انجام داده اند.و موج اعتراضی علیه حاکمیت و نظام ایجاد کند. اما این حرکت بی رمق و فسیل شده در نطفه خفه شده تا جایی که دیگر امروز هیچ خبری و فعالیتی از این کمپین دیده نمی شود.

دومین اقدام حمایتی بانوی فراری ایران، چهارشنبه‌های سفید برای مقابله با عفاف و حجاب زن ایرانی بود.

در این کمپین سعی می کند با انتشار پویش های مختلف در شبکه‌های اجتماعی از زنان دعوت میکند تا چهارشنبه‌ها سفید و بدون حجاب حاضر شوند و از خودشان عکس و فیلم تهیه و در فضای مجازی منتشر کنند. و نه به حجاب اجباری بگویند. یقینا عاقبت اینهم سرنوشتی جز ماجرای  آزادی یواشک ینخواهد داشت .

اینهمه هزینه که طبق اسناد افشا شده از آژانش BBG که ماموریت خود را حمایت از آزادی و اطلاع دهی و دموکراسی در سراسر جهان اعلام می کند، در طی سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ بیش از ۴۳۱ هزار دلار برای او پرداخت می کنند تابتواند به چند ده نفر القا کند که بی حجاب در خیابان های ایران راه بروند و فیلم بگیرند و برای او ارسال کنند و او نیز آن ها را برای نشان دادن آزادی زنان در ایران در شبکه های اجتماعی گسترش دهد و القا کند که بانوان نجیب و پاک این دیار تمدن ساز و هویت دار از این قماش هستند.

با این وصف کوتاه باید تامل کرد و پرسید که چه کسانی ‌شده اند منادی آزادی زنان برای جمهوری اسلامی ایران که با برداشتن حجاب و ترک عفت بشوند عاملین براندازی فرهنگی ترین نظام و حاکمیت سیاسی در جهان. البته پاسخ آن را میلیونها بانوی ایرانی پیش از این داده اند و در حال و آینده هم می دهند و خواهند داد؛ که اولا هیچ زن باعفت و غیرت ایرانی ابزار و طعمه شوم شیاطین نخواهد شد و ثالثا که سر می رود اما روی سر (چادر) نخواهد رفت.

مروه شربینی بانوی محجبه مصری ساکن آلمان

"مروه شربینی" بانوی محجبه مصری ساکن آلمان در یک پارک در دردسن آلمان مورد جسارت و ناسزایی یک نژاد پرست مقیم آلمان قرار می گیرد،اما ۱۰ تیرماه ۱۳۸۸ (ده روز بعد از قتل ندا آقاسلطان) در دادگاهی که برای رسیدگی به این امر تشکیل شده بود توسط فرد مجرم و در برابر دیدگان فرزند و همسرش با ۱۸ ضربه چاقو شهید می شود.

 پوشش خبری این رویداد تکان‌دهنده توسط رسانه‌های این جریان ابتدا با سیاست سانسور، سپس با فشار افکار عمومی با سیاست تخفیف و نحیف کردن خبر در رسانه هایشان مواجهه می شود؛ تا جایی که صدای نویسنده روزنامه گاردین انگلستان از این اجحاف رسانه ای آمد و در مقاله ای که به این منظور نوشت، چنین گفت: "پس از اعتراضات شدید هزاران مصری در قاهره بود که دولت فدرال آلمان که تقریبا به مدت یک هفته سکوت کرده بود، در بیانیه‌ای تأسف خود را از این حادثه اعلام کرد."

یا به گفته برادر شهید "مروه شربینی" اگر چنین حادثه‌ای برای یک اروپایی یا به تعبیر خودمان یک غیرمسلمان و یهودی رخ می‌داد، دولت آلمان و کشورهای اروپایی چه جنجالی در سراسر دنیا به راه می‌انداختند. حال باید این را در برابر کشته سازی ندا اقا سلطان قرار داد و دید که چه هجمی از ظرفیت رسانه ای آنها در انعکاس آن سازماندهی شد.

اسلام هراسی و مسلمان ستیزی در این حادثه چنان لخت و عیان بود که موج عظیمی از واکنش های مردمی در این کشورها و در دیگر ملت ها را در پی داشت؛ بانویی که به خاطر حجاب یعنی ابتدایی ترین آزادی، کشته می شود تا جائیکه رهبر معظم انقلاب اسلامی، در بخشی از بیانات‌شان که در مشهد مقدس بیان داشتند، فرمودند: "در خیابان های پایتخت های اروپایی الان نفری که اندکی حجابش را مراعات کرده مورد تهاجم قرار میگیرد و مجروح می‌کنند و می‌کشندش و کسی جرات نمی‌کند بگوید چرا".

این 10 روز و این دو ماجرا گوشه ای عیان شده در کوتاه ترین زمان ممکن از سیاست های رسانه ای غرب جهت مقابله با ایدئولوژی اسلامی است که منشا و محور آن جمهوری اسلامی ایران است.

انتهای پیام/

 

http://dana.ir/1502565
ارسال نظر
نظرات