شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: سیاسی
ساعت: 10:04 منتشر شده در مورخ: 1398/04/26 شناسه خبر: 1504446
علی رغم مطرح کردن ۱۲ سوال و ۲۲ ادعا و ده ها شائبه در نامه قبلی بنده به "وطن امروز"، محکوم علیه ضمن طفره رفتن از پاسخگویی به انها، با ارسال بخش هایی از لایحه تجدید نظر مردود خود به عنوان جوابیه که مملو از مطالب ضد و نقیض و چیزی جز کلی گویی و اظهارات واهی نبوده و سراسر متضمن افترا و بهتان است سعی در تطهیر و موجه جلوه دادن خود کرده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ علی رغم مطرح کردن ۱۲ سوال و ۲۲ ادعا و ده ها شائبه در نامه قبلی بنده به "وطن امروز"، محکوم علیه ضمن طفره رفتن از پاسخگویی به انها، با ارسال بخش هایی از لایحه تجدید نظر مردود خود به عنوان جوابیه که مملو از مطالب ضد و نقیض و چیزی جز کلی گویی و اظهارات واهی نبوده و سراسر متضمن افترا و بهتان است سعی در تطهیر و موجه جلوه دادن خود کرده است. کاش برای شفافیت بیشتر، محکوم علیه دعوت بنده برای برگزاری مناظره زنده با حضور اصحاب رسانه را لبیک می گفت. اکنون بعد از گذشت ۱۴ ماه از قطعی شدن رای دیوان عدالت، به عنوان عالیترین مرجع قضایی کشور، مبنی بر "استخدام اینجانب در دانشگاه تربیت دبیر شهیدرجایی (ره) به عنوان عضو هیات علمی و صدور حکم استخدام پیمانی از تاریخ ۹۵/۶/۲۵"، زمان اجرای حکم و تمکین از قانون است نه زمان توجیه و فرافکنی؛ با این حال، جهت احترام به مخاطبین حقیقت جو "وطن امروز" و ادای دین به مسولین زحمتکش این روزنامه، وظیفه خود می دانم جهت تنویر افکار عمومی نکاتی را عرض نمایم. انچه باعث شده است محکوم علیه در مقام پاسخ و ارسال جوابیه بر اید به احتمال قریب به یقین عدم وضوح مستندات چاپ شده در نامه قبلی بنده است وگرنه رای متقن دیوان در کنار عقل سلیم و سواد رسانه ای بالای مخاطبین به راحتی امکان درک حقایق و تشخیص سره از ناسره را داشته و نیازی به داستان تعریف کردن و تحمیل عقاید و نظرات شخصی از سوی طرفین دعوا ندارد؛ انتظار می رفت محکوم علیه بابت ادعای ۳۶ مورد جعل باطل و تحریف حق، تدلیس، تقطیع و تناقض اشتی ناپذیر (که با این جوابیه تعداد انها به ۴۲ مورد رسید)، به افکار عمومی پاسخ میداد یا حداقل از محکوم له درخواست ارائه سند و مدرک می کرد، انتظار داشتیم محکوم علیه در جوابیه خود رسما بابت توهین صورت گرفته به قضات زحمتکش دیوان عدالت معذرت خواهی کرده و با اجرای کامل رای و ضمیمه کردن ان به جوابیه خود اثبات می کرد به اشتباه خود واقف بوده و در مقابل قوانین هرگز قصد گردنشی ندارد، کاش محکوم علیه پاسخ می داد نیت و هدف وی از ارسال اجرائیه مجعول به دیوان چه بوده است؟ چه خوب بود اگر محکوم علیه به جای کلی گویی، به بند بند ادعاهای مطرح شده پاسخ می داد، پاسخ میداد که حکم مجعول ارسالی به دیوان شوخی با قضات دیوان بوده و بند مربوط به تاریخ شروع و پایان قراداد سهوا حذف شده، تاریخ اجرا ۹۷/۱۲/۱۸ برای دست گرمی بوده و درخواست مختومه کردن پرونده متعاقب ارسال حکم کذایی صرفا جهت مزاح بوده،  و...

۱.در پاسخ به قسمت اول جوابیه، اولا به عنوان بورسیه وزارت علوم با محکم ترین رای قطعی ممکن دیوان عدالت اداری در بین تمامی ۷۲ بورسیه محق شناخته شده توسط این مرجع، قویا معتقدم موضوع بورسیه ها و عدم تمکین دانشگاهها بحث سیاسی است که بعد از گذشت ۵ ماه از تاریخ صدور رای دیوان محاسبات کشور مبنی بر احراز حقانیت و بی گناهی بورسیه ها (به غیر از ۳۶ مورد) و اثبات اینکه الفاظ ناصواب "سه هزار بورسیه" "بورسیه های جنجالی" که لغلغه زبان عده ای شد، بافته تراوشات ذهن مشوش برخی از دولتی ها بوده، هنوز شما از این الفاظ استفاده می کنید که احتمال میدهیم ناشی از "فقر اطلاعات" شما در این خصوص باشد. سیاسی است چون به اذعان و اقرار خود شما در جوابیه تان، فراخوان بورسیه سال ۹۰ هستیم و ۹۳ حکم بورس صادر شده است. سیاسی است چون مشکل از نگاه و ایدولوژی ریس جمهور محترم و برخی اعضای کابینه ایشان نشات گرفته و تبدیل به معضل شد؛ نگاه و ایدولوژی ای که در ان جوان و جوانان نقش موثر و درخور در اداره مملکت نداشته و عرصه مجددا برای جولان پیران و خسته گانی مهیا شد که تمام هنر داشته و نداشته خود را در طول سالهای متمادی پیاده کرده بودند.

 ۲.قبل از اینکه وارد بحث اصلی شوم ابتدا از محکوم علیه سوال میپرسم که ایا دیوان عدالت اداری شما را محکوم به استخدام بنده و صدور حکم استخدام پیمانی از شهریور ۹۵ کرده یا خیر؟ اگر جواب منفی است که بفرمایید تا اطاله کلام نکرده و بی خودی به شما تهمت نزده باشیم چون با شناخت حاصله از شما در این چند سال ازگار، این احتمال را باید قائل بود که ممکن است ما اشتباه کنیم و دانشگاه دیگری محکوم شده باشد یا اصلا شما محکوم له باشید و من محکوم علیه؛ چرا که اصولا هیچ گاه اشتباه نمی کنید و همیشه بی گناه هستید!

۳. چیزی که باید به محکوم علیه ها در خصوص بورسیه ها تفهیم شود این است که انچه به چشم شما اصلا نمی اید و بی ارزش است و لزومی به و برنامه ای برای اجرای ان نمی بینید (رای قطعی دیوان عدالت) ، برای بورسیه ها به قیمت به هدر رفتن چهار سال عمر و جوانی و مخدوش شدن غرور و منزلت، شان و شخصیت، چهار سال عقب ماندن از کوران زندگی و حداقل صد میلیون تومان ناقابلی ایست که به پای این رای توسط بورسیه ها هزینه شده است‌.

۴. تنها اقدام عملی محکوم علیه بعد از رای قطعی دیوان مبنی بر استخدام، رد علی الرس صلاحیت عمومی محکوم له و نیز رد مجدد در هیات اجرایی جذب دانشگاه و ارسال پرونده ان هم به صورت فیزیکی (نه از طریق سامانه نور رضوی؛ خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!) به مرکز جذب وزارت علوم و فشار همه روزه به این مرکز به امید دستاویزی بوده است. این در حالی است که اساس شکایت ما به دیوان بخاطر همین استفاده ابزاری محکوم علیه از نام هیات اجرایی بوده است.

 

۵. خوشبختانه بسیاری از ادعاهای و اظهارات محکوم علیه، با ارائه ارا متقن دیوان که بر خلاف نامه قبلی از وضوح بالایی برخوردارند (پیوست ۱ و ۲) و نیز مستندات تکمیلی پاسخ درخور پیدا می کنند. بدیهی است که محکوم علیه مورد بحث، همانند سایر دانشگاههای محکوم شده در خصوص بورسیه ها، بایستی بهانه ای را (صلاحیت علمی، صلاحیت عمومی، بورسیه شدن با رانت، کبر سن، "عدم صلاح دانشگاه"، کمبود دانشجو و عدم نیاز به تخصص بورسیه و...) جهت توجیه رفتار سرکش و مقاومت بیهوده خود از اجرای قانون علم کند که خوشبختانه دست روی موضوعی گذاشته است که نه فقط همانطور که در بندهای ۲ و ۳ و ۴ رای دیوان امده است مورد تایید قرار گرفته است بلکه اتفاقا موضوعی است که در تخصص دیوان عدالت اداری بوده و بحث صلاحیت علمی نیست که دانشگاهها مصوبه ۶۳۰ را مسمتسک خود قرار دهند.

۶. اینجانب بورسیه وزارت علوم در دانشگاه بهبهان بوده (بند ۱ رای دیوان) که به درخواست دانشگاه شهیدرجایی مبنی بر انتقال (پیوست۳) از دانشگاه محل بورس عدم نیاز گرفته (پیوست ۴، در این نامه صراحتا قید شده است عدم نیاز به درخواست بنده بوده) و بعد از شرکت در فراخوان جذب هیات علمی بهمن ۹۴ و انجام مصاحبه صلاحیت علمی و عمومی، هیات اجرایی جذب محکوم علیه با جذب بنده موافقت نمود (بند ۳ رای دیوان) که علی رغم شروع بکار، نامه ای مبنی بر عدم نیاز به وزارتخوانه ارسال شده که محکوم علیه عنوان داشته بود با بررسی مجدد و عدم رضایت دانشگاه از عملکرد بنده، عدم صلاحیت بنده محرز و هیات اجرایی رای بر قطع همکاری با بنده صادر کرده است (گردش کار رای دیوان) که دیوان عدالت به چهار دلیل (بند یک تا چهار رای) و به استناد ماده ۱۱ ایین تشکیلات دیوان عدالت، حکم به نقض رای هیات اجرایی جذب و بازگشت به کار صادر کرده است (پیوست ۱ و ۲). شایان ذکر است که گذشته از رای دیوان، مطابق مصوبه شماره  ۵۴۷۸/۹۳/دش مورخ ۲۵/۴/۹۳ شورای عالی انقلاب فرهنگی، بنده به عنوان بورسیه وزارت علوم نه تنها نیازی به شرکت در فراخوان نداشته ام بلکه ارجاع پرونده اینجانب به هیات اجرایی جذب جهت تایید صلاحیت علمی و عمومی توسط محکوم علیه فاقد وجاهت قانونی و خلاف این مصوبه بوده است‌. همچنین، مطابق مصوبه شماره ۲۹۰۴۹۷ مورخ ۹۷/۱۱/۱۴ مرکز جذب اعضای هیات علمی، حداکثر زمان استعلام ۲۰ روز و حداکثر زمان تحقیق  ۳۰ روز می باشد و در صورت عدم وصول نتیجه در این مدت، دانشگاه ها بایستی وارد مرحله بعد شوند.

 

۷. بعد از گذشت دو سال و نیم از تاریخ اخراج و یک سال و نیم از تاریخ قطعی شدن رای دیوان، محکوم علیه دنبال سند و مدرک جهت تبرئه خود است؟! ایا این اعتراف و اقرار محکوم علیه به قصاص قبل جنایت نیست؟!

 

۸. به سه دلیل شما عجیب ترین و گستاخ ترین محکوم علیه در خصوص پرونده های بورسیه ها هستید؛

اولا شما تنها محکوم علیه ای هستید که در مقابل محکم ترین رای قطعی ممکن دیوان، مبنی بر "استخدام به عنوان عضو هیات علمی و صدور حکم استخدام پیمانی از ۹۵/۶/۲۵" تمرد کرده اید چرا که در خصوص سایر بورسیه ها، دانشگاهها ملزم به "ادامه فرایند استخدام" شده اند (گرچه بعدا شفاف سازی شد که مراد استخدام است) و بهانه واهی دانشگاه های محکوم شده درخصوص بورسیه ها این است که اگر قاضی اشاره به صدور حکم کرده بود ما بلافاصله حکم میزدیم. به عبارت دیگر، برای بسیاری جای سوال و ابهام است که اگر محکوم علیه مورد بحث ما فقط محکوم به طی کردن "ادامه فرایند استخدام" شده بود، انگاه به چه شیطنت ها، حربه ها و بهانه هایی متوسل می شد!؟ دوما تنها محکوم علیه ای هستید که حکم مجعول پیش نویس بدون مدت اعتبار برای اغفال قاضی به دیوان ارسال نمودید چرا که درخواست مختومه کردن متعاقب ارسال این حکم به دیوان،جای هیچ گونه شک، ابهام و توجیحی در نگاه و تصورتان از عالیتری مرجع قضایی کشور باقی نگذاشت! و سوما شما تنها محکوم علیه ای هستید که متاسفانه به خود اجازه دادید قضات دیوان رو بی سواد خطاب کنید!

۹. انچه که محکوم علیه باید بداند این است که کسی که رای قطعی عالیترین مرجع قضایی کشور را دارد نه نیازی به انتساب به جایی یا کسی دارد و نه موج لازم دارد چرا که خود موج ایجاد میکند و تلنگر میزند تا شاید وجدان های خفته بیدار شده و همه باهم به مهر میهن خویش را کنیم اباد!

 

۱۰. یا شایسته است کسی از "منش معلمی" "اخلاق حرفه ای" و "تقرب به ذات حضرت باری تعالی" صحبت به زبان اورد در حالی که تصمیم سلیقه ای وی  باعث ۴ سال به تاخیر افتادن ازدواج یک جوان شده است؟!

 

۱۱. جنگ نابرابر رو باختید، به اسم اخلاق بی اخلاقی کردید؛ هم بازی رو باختید و هم اخلاق رو!

۱۲‌. حسب مفاد ماده ۱۰۸ قانون تشکیلات و ایین دادرسی دیوان عدالت اداری، محکوم علیه موظف بوده است ظرف حداکثر یک ماه از تاریخ ابلاغ رای نسبت به جلب رضایت محکوم له یا اجرای کامل حکم اقدام نمایید. محکوم علیه کدام یک را انجام داده است؟! اگر رای قطعی دیوان عدالت اداری را قبول ندارید این یک مساله دیگر است ولی ایا می شود بگوییم بخشی از رای رو قبول دارم بخش دیگرش را قبول ندارم؟

 

۱۳. به استناد تبصره ۱۲ (م) ماده ۳۷ قانون دیوان عدالت اداری چنانچه محکوم علیه در ارائه مستندات اجرای حکم حیله و تقلب بکار برده یا اسناد و مدارک مجعول ارائه دهد یا مبادرت به ارائه گزارش خلاف واقع نماید تا دادرس مجری حکم از اجرای حکم دیوان اطمینان حاصل و از تعقیب عملیات اجرائی صرف نظر نماید و بعداً ثابت شود که حکم دیوان اجراء نشده یا بطور ناقص اجراء شده است علاوه بر رسیدگی به اتهام استنکاف محکوم علیه دادرس مجری حکم موظف است مطابق ماده 29 قانون آئین دادرسی کیفری جرم یا جرائم ارتکابی را به دادستان جهت تعقیب کیفری مرتکب اعلام نماید .

 

۱۴. محکوم علیه در جوابیه خود عنوان داشته که "موضوع انتقال تعهدات بورس شاکی مورد موافقت وزیر اموزش پرورش قرار نگرفته" در حالی که در نامه شماره ۲۰۱۸۹ مورخ  ۹۵/۸/۹ به وزارت علوم در خصوص اعلام نیاز به بنده عنوان داشته؛ "با توجه به نیاز دانشکده مهندسی عمران به ادامه همکاری بدون وقفه ایشان در راستای توسعه رشته های مورد نیاز بر اساس ماموریت های ویژه طراحی شده از سوی اموزش و پرورش برای دانشگاه..." ایا این دورویی از محکوم علیه که داعیه اخلاق دارد قابل پذیرش است؟

 

۱۵. مطابق رای دیوان (بند ۴)، به عنوان فصل الخطاب در قوانین و ایین نامه های اداری، تعهدات بورسیه اینجانب به دانشگاه تربیت دبیر شهیدرجایی انتقال پیدا کرده است.

 

۱۶. بنده نه فقط به دانشگاه تربیت دبیر شهیدرجایی مکررا مراجعه داشته ام بلکه در چند وقت اخیر چندین جلسه مجزا با مسول دفتر نهاد مقام معظم رهبری در این دانشگاه، ریس دانشگاه، معاون اموزشی و اعضای گروه مربوطه و... داشته ام و نظر به عدم حصول نتیجه، مجبور به پیگیری از طریق مراجع دیگر شدم.

 

۱۷. محکوم علیه در کمال تاسف در نامه های ارسالی خود به وزارت علوم و نیز در صورت جلسه های هیات اجرایی جذب، اینجانب را "متقاضی جذب" معرفی کرده است نه "محکوم له با رای قطعی مبنی بر استخدام و صدور حکم استخدام پیمانی از ۹۵/۶/۲۵"!! ایا این بی تقوایی و فریبکاری از سوی محکوم علیه به عنوان مرکز تربیت نیروی انسانی است قابل پذیرش است؟

 

از ایمان سخن نگو، بگذار از نوری که در چهره داری ان را حس کنند؛

از عقیده نگو، بگذار با پایبندی تو ان را ببینند؛

از اخلاق مگو، بگذار از طریق مشاهده تو بپذیرند؛

بگذار با اعمال تو خوب بودن را بشناسند؛

دوره خوب حرف زدن دیگر تمام شده!

یا حق!

 

http://dana.ir/1504446
ارسال نظر
نظرات