شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان کهکیلویه و بویراحمد
ساعت: 20:22 منتشر شده در مورخ: 1398/06/03 شناسه خبر: 1515721
غدیر؛ نقطه مرکزی در گفتمان وحدت تشیع و تسنن
تشیع و تسنن می‌توانند بر این اشتراک داشته باشند که؛ «من کنت مولاه فعلی مولاه» یعنی حکومت بر مسلمانان، امتدادی از ویژگی های پیامبری است. در اینجا «غدیر» مایه اختلاف در مبانی نخواهد بود، بلکه هرکس می‌کوشد تا مصداقی بیاید تا برای تحقق «مدینه فاضله» از دیگری «با فضیلت تر» باشد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آفتاب جنوب،عبداله مرادی_جهان اسلام، به جهت غلظت نگرش فرقه ای پیروان در یکسره حق دانستن و باطل قلمداد کردن یکدیگر، دچار آسیب «تفرقه، تکفیر و انتحار» گشته است. موضوعی که بخش عمده اش ریشه در نزاع تاریخی امت پس از رحلت رسول اکرم(ص) دارد و هم اکنون نیز به واسطه مداخله استعمار، وجه خشونت آمیز آن، پررنگ تر از هر زمان دیگری است. اما مساله جانشینی رسول اکرم(ص)، نه مایه اختلاف، بلکه از قضا نقطه مرکزی«وحدت» شیعه/سنی در تاسیس فلسفه سیاسی اسلامی است.

«غدیر» به واسطه درک معنوی ولایت از سوی تشیع، رنگی درون مذهبی گرفته و موضوع جشن و شادی در اجتماعات، که در این‌باره امام خمینی(ره) می‌فرمایند؛ «زنده نگه داشتن این عید نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده خوانی بشود‌‎ ‌‏و مداحی بشود، اینها خوب است، اما مسئله این نیست.» در نگرش سنتی تشیع، «غدیر» انتخاب امام علی(ع) و در واقع انحصار مفهوم جانشینی به مصداق اتم آن در افتراق از جهان اهل سنت بود. این نگرش هرچند به درستی، اما نتیجه اش فروگرفتن امر سیاسی ولایت، به امری تاریخی و باوری صرفا مذهبی بود، که نمی توانست برای کلیت جهان اسلام، راهگشا باشد.

مساله در اینجا عدم قرار دادن «غدیر» در متن فلسفه سیاسی بود. موضوعی که به گونه ای دیگر اهل سنت نیز در بی توجهی به «غدیر» مرتکب آن شده و مسأله جانشینی رسول اکرم(ص) را تعلیق به شیوه های عمل متفاوت صحابه کردند که در نتیجه «خلافت» عملا تبدیل به دستگاه «سلطنت» گردید.

فهم از «غدیر» به مثابه نقطه آغاز فلسفه سیاسی اسلامی در عصر پسا وحی، مساله ای است که امام خمینی(ره) بر آن اصرار دارند و همین جاست که می‌توان نقطه اتصال میان شیعه و سنی را ایجاد کرد؛ «ولایتی که در‌‎ ‌‏حدیث غدیر است به معنای حکومت است، نه به معنای مقام معنوی» آنهم حکومتی که «اقامۀ عدل را به‌‎ ‌‏آن طوری که خدای تبارک و تعالی رضا دارد انجام بدهد.»

این درک از «غدیر» گویای آن است که؛ ولایت سیاسی در امت محمد(ص) متعهد با ارزش‌هایی چون عدالت بوده و نمی تواند و نباید دستخوش شهوت و غضب زورمداران باشد؛ «(بی توجهی به غدیر) اسباب این گرفتاری‌هایی شده است که الآن در سرتاسر کشورهای‌‎ ‌‏اسلامی داریم می بینیم، در همه جا این مسائل هست. باور کردند علمای اهل سنت به‌‎ ‌‏اینکه اطاعت از هر قلدری باید کرد» در حالیکه در فلسفه سیاسی غدیر، جانشین رسول(ص) باید نشانی از او داشته باشد؛ «آن اولوالامری که در قرآن وارد شده است،‌‎ ‌‏واضح است که کسی است که تِلو‌‎(دنباله) رسول خداست. ‌‎ ‌‏اولوالامرِ او باید یک همچو صفاتی داشته باشد»

لذا آنچه امروز برای مسلمانان از هر مذهبی، آموزنده و راهگشاست و جملگی می توانند بر این قاعده عقلانی اجماع کنند، بی آنکه اختلاف در مورد مصادیق آنان را از یکدیگر دور نماید، این است که؛ «غدیر» یعنی؛ چنین نیست که هر زورمندی به قاعده «الحق لمن غلب» بر قدرت بنشیند و علمای درباری نیز از نقد و مخالفت با این اولی الامر را حرام شرعی بشمرند، بلکه «امام» باید «شرایطی» را احراز نماید که تلوی رسول(ص) باشد و این فراتر از باوری دینی، اساساً استنتاجی عقلی است.

تشیع و تسنن می‌توانند بر این اشتراک داشته باشند که؛ «من کنت مولاه فعلی مولاه» یعنی حکومت بر مسلمانان، امتدادی از ویژگی های پیامبری است. در اینجا «غدیر» مایه اختلاف در مبانی نخواهد بود، بلکه هرکس می‌کوشد تا مصداقی بیاید تا برای تحقق «مدینه فاضله» از دیگری «با فضیلت تر» باشد.

جملات در گیومه متن سخنان امام خمینی(ره) در سخنرانی عید غدیر سال ۱۳۶۵ ایشان مندرج در صحیفه نور، جلد ۲۰ و صفحه ۱۱۱ است.

انتهای پیام

http://dana.ir/1515721
ارسال نظر
نظرات