شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان آذربایجان شرقی
ساعت: 13:01 منتشر شده در مورخ: 1398/06/10 شناسه خبر: 1517569
رویای صادقه‎ای که در کربلا تعبیر شد؛
اول محرم؛ قصر بنی‌مقاتل و صحنه بصیرت صحابی کهنسال
کاروان امام حسین (ع) در روز اول محرم به منزلگاه بیست و چهارم خود رسید و حدود نیمروز در این منزلگاه درنگ کرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تبریز بیدار، کاروان امام حسین (ع) در روز اول محرم به منزلگاه بیست و چهارم خود رسید و حدود نیمروز در این منزلگاه درنگ کرد.

منزلگاه بیست و چهارم کاروان امام حسین (ع) با عنوان قصر بنی‌مقاتل (قصر مقاتل) شناخته شده است. این منزلگاه میان عین‌التمر و قُطقطانیه بوده و تا کربلا فاصله اندکی داشته است. قصری در منزلگاه قصر بنی‌مقاتل وجود داشته که هنوز بقایای آن دیده می‌شده است.

برخی منابع روایی نوشته‌اند انس‌بن‌حارث در منزلگاه قصر بنی‌مقاتل به امام حسین(ع) رسید و با او همراه شد.

انس بن حارث از صحابی والامقام وارجمندی است که پیغمبر اکرم(ص) را درک کرده و از آن حضرت حدیث شنیده و نقل کرده است و گروه زیادی از خاصه و عامه از او روایت کرده اند.

او با پیغمبر در جنگ اولین و آخرین ایشان در بدر وحنین حاضر بود. انس همچنین از یاران حضرت علی(ع) بود. انس و پدرش حارث بن نبیه، هر دو از شیعیان صدر اسلام و از اصحاب صُفه بودند. 

روز عاشورا، انس  بعد از خواندن نماز ظهر با امام حسین(ع)، از آن حضرت اجازه گرفت به میدان برود تا با دشمن بجنگد. امام(ع) به او اجازه میدان داد و فرمود: «ای شیخ، خدا را شکر می‌کنم که از یاری تو برخوردارم». 

چون برای مبارزه آماده شد به علت کهنسالی ابروان خود را با دستمالی که به پیشانی بسته بود از جلوی دیدگان بالا زد و شالی بر کمر بست. امام حسین (ع) نگاهی به او کرد و گریست و با دیده گریان فرمود: «خدای از تو و سعی و کوششت تشکر کند ای پیر بزرگ». 

انس به میدان رفت و اینگونه رجز می‌خواند: قبائل عرب همگی آگاهند و می‌دانند که مردان قبیله من در هنگام نبرد، آفت حریفان و سران سوارانند. آل علی(ع) حزب خدا و آل حرب (ابوسفیان) حزب شیطان است.

این شیر دلاور هیجده تن و به قولی شصت تن از پیاده نظام دشمن را به خاک افکند، آن گاه به فیض شهادت نائل شد. 

بر اساس روایت برخی منابع، خواب دیدن امام حسین (ع) و گفت‌وگو با فرزندشان حضرت علی اکبر(ع) نیز در این منزلگاه بوده است.

ماجرا از این قرار بود که در این منزلگاه امام حسین (ع) به جوانان خاندان خود دستور دادند تا آب بردارند و سپس در آخر شب به کاروان دستور حرکت داد. اندک خوابی امام(ع) را فرا گرفته و پس از اینکه بیدار شدند چند بار گفتند: انالله و انا الیه راجعون و الحمدلله رب العالمین .

فرزندشان حضرت علی اکبر(ع) پیش آمده و گفتند: ای پدر، چرا حمد خدا به جا آوردی و انا لله و انا الیه راجعون گفتی؟

فرمودند: پسرم، لحظه‌ای به خواب رفتم و در خواب، اسب سواری را دیدم که می‌گفت:این گروه می‌روند و مرگ نیز به سوی آنها می رود. دانستم که این خبر مرگ ما است.

علی اکبر(ع) گفتند: پدر جان! خداوند برای ما بدی پیش نیاورد. مگر ما بر حق نیستیم؟

فرمود:ند چرا، سوگند به آن خدایی که بازگشت بندگان به سوی اوست، ما بر حق هستیم.

علی اکبر(ع) گفت: پس باکی نداریم از این که بر حق بمیریم.

امام حسین (ع) به ایشان فرمودند: خدایت بهترین پاداشی که فرزند از پدر خود می برد به تو عنایت کند.

 

منابع:
۱. مقتل‌الحسین بحرالعلوم
۲. جمل من انساب‌الاشراف
۳. الامام‌الحسین و اصحابه
۴. مقتل‌الحسین مقرم
۵. الفتوح
۶. اخبار‌الطوال
۷. آینه در کربلاست (محمدرضا سنگری)

۸. عنصر شهادت

۹. رسم وفا

انتهای پیام/ 

http://dana.ir/1517569
ارسال نظر
نظرات