شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان مرکزی
ساعت: 14:38 منتشر شده در مورخ: 1398/06/11 شناسه خبر: 1517915
مردی با بیش از نیم قرن سابقه مداحی/2؛
عقلانیت، شجاعت، منطق و احساس ۴ گانه لازم برای هیئت
مداح پیشکسوت استان مرکزی گفت: رهبری تاکید دارند که برای یک هیئت جریان‎ساز باید ۴ عنصر داشته باشید. اول عقلانیت است، دوم شجاعت، سوم منطق و چهارم احساس.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیار آفتاب؛ در نوشتار قبل با عنوان «مردی با بیش از نیم قرن سابقه روضه خوانی» با چهره یکی از پیر غلامان و پیشکسوتان مکتب حسین (ع) آشنا شدیم و مطالبی پیرامون تولدش تا ۵۶ سالگی اش و همچنین خلاصه ای از دغدغه ها و نوع نگاهش به هیئت های امروزی را بررسی کردیم. حال قصد داریم دو بخش دیگر از گفتگویمان با علیرضا مرادی مداح اهل بیت (ع) را با هم بخوانیم. (در این نوشتار مطالب مطرح شده از طرف علیرضا مرادی به صورت پاراگراف بندی شده ارائه می شود و تمام نوشتار زیر بیانات ایشان است.)

جریان سازی هیئات در انقلاب-جریان سازی انقلاب در هیئات

* قبل از انقلاب با دستگیری های ساواک و محدودیت هایی که برای هیئت ها داشتند مواجه بودیم. مخصوصا اگر هیئتی مقداری به سمت کار اجتماعی مثل کمک به مستمندان و پرس و جو در مورد اتفاقات اجتماعی مانند اینکه روحانیت در چه وضعیتی است، می رفت. باید اشعار عادی که به شکلی مقام امام حسین(ع) را زیر سوال می برند و دائما غریب و مظلوم خوانی است، خوانده می شد چرا که اگر به جای این ها، شعرهایی با محوریت کشته راه آزادی و آگاهی خوانده می شد، هیئت نیز مورد توجه ساواک قرار می گرفت.

حرکت های انقلاب اسلامی شکل جدیدی از مداحی و روضه را به ما القا کرد و بعد هم که انقلاب پیروز شد وارد ماجرای دفاع مقدس شدیم و دوباره مداحی شکل جدیدتری به خودش گرفت. در واقع از اشعار همیشه مظلوم وارد به نوحه های حرکت دهنده به سمت جلو شدیم و یک رشد و جریان سازی ایجاد شد. بعد از چند سال که مسیر هیئت این طور پیش رفت. دشمن برای اینکه هیئت ها را به انزوا بکشاند شروع به برنامه ریزی کرد. دشمن کار را طوری پیش برد که همه همتِ هیئت بشود، سینه زنی. همه همت هیئت بشود بنر زدن و دغدغه ها روی ظواهر مرتبط با مداح و سخنران بماند. با این برنامه ریزی تقریبا هیئت را از آن هدف اصلی دورش کردند و امروز گرفتارمان کردند.

دوستان بی بخار، آفت حرکت درستِ خدایی

* حاج علیرضا معتقد است که اصولا یکی از دشمنان حرکت های سازنده داشتن دوستان بی بخار است، او می گوید: این یک اصل کلی است. یعنی اگر چند میلیارد آدم دور امیر المومنین جمع شوند و بگویند که دوستت داریم ولی حاضر نباشند که مانند مالک حرکت کنند، همه آن دوست داشتن ها تحقیقا ارزشی ندارد چرا که به اسم گفتن و به واژه سرودن از علی (ع) مشکلی را از جامعه حل نمی کند و کسی مانند عمار است که می تواند جامعه را از مشکلات عبور دهد. عَلم را دست بگیرد و اندیشه های علی را در جامعه ببرد. پس یکی از آفت های یک حرکت درستِ روبه جلوی خدایی، داشتن دوستان بی بخار است. فلذا برای دشمن این حرکت خیلی مهم است.

به همین دلیل است که وقتی انگلیسی ها حدود ۲۲۰ سال قبل وارد کشور های اسلامی مانند ایران و عراق شدند، نماز خواندن مسلمانان را تا جایی که به آنها ضرر نبود و آسیبی به آنها نمی رساند، می پذیرند و تاکید داشتند که اگر نمازشان ضرری به ما نمی رساند اجازه دهند مردم نمازشان را بخوانند. حتی حضرت امام (ره) نیز چندین بار به این مسئله اشاره کردند. این نکته می خواهد این را بگوید که وقتی یک جریانی سازنده باشد، دشمن برای او برنامه ریزی می کند و اگر یک جریانی جامعه را خمار کند و به بی هوشی ببرد و به درویش بازی برساند، بودنش خیلی به نفع دشمن است و دشمن برای از بین بردنش کاری نمی کند چون در حال انجام کار دشمن است.

 یعنی در واقع ما وقتی نمازمان «ان الصلاه تنهی عنی الفحشا و منکر» نباشد، ظلم ستیزی و فرعون ستیزی در آن نباشد. هر چه نماز بخوانیم فقط خوانده ایم. هیچ گرهی از کار جامعه را باز نمی کنیم و هیچ خطری هم برای دشمن روبه رو ندارد. یعنی دشمن راحت است که جامعه سرگرم ظواهر باشد.

دکان های چند نبشی که بر آنها نام هیئت می گذارند!

* بنظر می رسد که هیئت امروز به آن کارکرد درستش نپرداخته است. اصولا این جمله خیلی جای تامل دارد که امام حسین (ع) برای هیئت و روضه حرکت نکرده است و این را باید به جامعه بفهمانیم. امام حسین (ع) نرفتند که خانواده شان اسیر گرفتاری عظیم شوند و زن و بچه بین یک مشت اراذل و اوباش گیر بیفتد و بعد ما برای آن روضه بخوانیم. این را باید برای مردم بیان کنیم. یعنی حرف این است که اگر امام حسین (ع)  به کربلا نرفته بودند و به شهادت نرسیده بود سرنوشت هیئت چه می شد؟ پس امام حسین (ع) حرکت برای هیئت داری و روضه خوانی نکرده است، بلکه هیئت داری و روضه خوانی و داشتن این تجمعات یک وسیله ای است برای معرفی شخصیت امام حسین (ع) به جامعه، که یک آدمی روزی پیدا شد و تمام هستی اش را صرف خدا کرد. برای اینکه راه خدا بماند. ولی امروز می بینیم که هیئت شده است یک دکان؛ آن هم چند نبش. گرفتار شده ایم و طوری جوان را بار آوردند که فکر می کند امام حسین (ع) به کربلا رفتند و همه هستی  شان را دادند تا ما هیئت داری کنیم.

به تعبیر شهید مطهری در هیئت ها و روضه می خواهیم جامعه را با روح شهامت، شجاعت، آزادگی و خدایی بودن اهل بیت (ع) آشنا کنیم. آیا این امر محقق شده است؟ در تعبیر رهبری نیز بیش از ۲۰ باید و نباید برای هیئت ها تعریف شده که با توجه به آن نیز به نظر می رسد که کارکرد هیئت ها در مسیر درستش نیست.

یک هیئت حججی را می سازد، دیگری حتی همسایه گرسنه اش را هم نمی بیند

* نتیجه کار مبلغ (مداح و گوینده) باید باز کردن یک دریچه به سمت خدا برای مستمعش باشد. نام یک اندیشه سازنده ی رو به جلو و خدمتگذار به جامعه را می گذاریم اندیشه ای خدایی و هیئت و مبلغ نتیجه کارش باید باز کردن این دریچه باشد. در حال حاضر ببینیم که کدام هیئت ها این دریچه را باز می کنند. امروز نتیجه کار یک هیئت می شود شهید محسن حججی و دنیا را با یک حرکتش به هم می ریزد و این مسئله این معنی را می رساند که مبلغ در آن هیئت درست کار کرده و جریان سازی کرده است که بالعکس آن هم هست. هیئتی، دوساعت سینه می زند اما گرسنگی همسایه اش برایش سخت تمام نمی شود. این معنی اش این است که دریچه باز نشده است و نتیجه خوانندگی و روضه خوانی و گویندگی و سخنرانی این نشده که به عنوان مثال مستمع برای اصلاح معتادی در جامعه قدمی بردارد و دائما یک حجابی روی حجاب ها آمده است. کار به رو کم کنی و چشم و هم چشمی کشیده شده است. نجاسات اخلاقی بعضی جاها خودش را به اسم هیئت داری جا می اندازد.

رشد هیئت در گرو رشد مداح و سخنران است

* وقتی می گوییم هیئت یعنی مجموعه ای از گویندگی و مداحی و رفتارهای عده ای بنام مستمع. اینها یک خوراک می خواهند برای آن که جریان بر مسیر احساس و یا عقلانیت حرکت کند و باید مواد خامی داشته باشند. آن مواد خام را گوینده و مداح باید بیاورند. پس ضرورت دارد که گوینده و مداح آدم های باسواد و مسیر شناسی باشند. آدمهای فهیمی باشند و درک درستی از جامعه داشته باشند. در هر صورت چون وقت هیئت ها در اختیار گوینده و خواننده است، یعنی بقیه عوامل دست به دست هم می دهند تا این اتفاق رقم بخورد. حالا پس رشد دو گروه گوینده و خواننده یک وظیفه ایست که باید روی آن کار شود.

فاصله بین حسین(ع) امروز با حسین(ع) عاشورا چه قدر است؟

* به نظر می رسد از ۲۲۰ سال پیش که نمایندگان انگلیس وارد ایران شدند آنجا بعد از تحقیقاتی که انجام می دهند، می گویند که اگر می خواهید جامعه ایران را از این سلحشوری و غیرت مذهبی جدا کنید، باید امام حسین (ع) را از آنها بگیرید. اگر بگوییم امام حسین (ع) نیست، اشتباه می کنیم چرا که حسین(ع) هست و نمی توانیم این باور را از مردم بگیریم. اما می توانیم بین حسین (ع) واقعی و حسینی که ما می خواهیم، حسین خودمان را معرفی کنیم. یعنی به تعبیری بین حسینی که ۵۷ سال زندگی کرد و عاشورا را ایجاد کرد و حسینی که ما امروز برای او سینه زنی می کنیم یک امام حسین (ع) فاصله است و این خیلی حرف بزرگی است. یعنی آن حسین کس دیگری بوده است و ما یک حسین دیگر درست کردیم و این خواسته روباه پیر، انگلستان بود، تا مواد زیر ساختی و نفتی و فسیلی ما را تاراج کند و بر کشور ما تسلط پیدا کنند. آنها می گفتند باید این روحیه مذهبی و این غیرت سلحشوری را تبدیل به احساس محض کنیم و این اتفاق افتاد.

عقلانیت، شجاعت، منطق و احساس ۴ گانه لازم برای هیئت

* رهبری تاکید دارند که برای یک هیئت جریان ساز باید ۴ عنصر داشته باشید. اول عقلانیت است و دوم شجاعت و سوم منطق و چهارم احساس. هیئتی، ابتدا باید عاقلانه حرکت کند. بعد در پیمودن مسیر شجاعت خاص را داشته و حرکتش منطقی باشد. به عنوان مثال فرد دو ساعت سینه می زند، و یا دو ساعت گریه می کند، منطق آن چیست؟ بالا و پایین پریدن ها و ... چه؟ رهبری برای حرکت، عقلانیت و شجاعت و منطق و احساس را مطرح می کنند و به احساس هم می پردازند چرا که احساس و اشک نیاز تداوم این راه است.

در بخشی از کشور اینها رعایت می شود. در مداحی های ترکی اگر یک ساعت برنامه دارند حجمی از زمان را به مدح خوانی اختصاص می دهند. یعنی عنصر معرفی آن شخصیت برای آنها یک اصل است. شخصیتی که اطاعت و عبادت و سجده های طولانی اش مطرح است. این مهم در روحیه مستمع تاثیر مثبت می گذارد و منِ شیعه به خودم می گویم که عجب مولایانی داشتم. این خیلی فرق می کند با هیئتی که این را رعایت نمی کند.

عقلانیت و شجاعت و احساس نباید جابه جا شوند ولی امروز هیئت ها فقط به احساس پرداخته اند. این احساس هم اگر درست هدایت می شد باز خطرش کم بود اما روضه ها را، اشعار را به شکلی بیان می کنیم که گویا امام هم مانند ماست در صورتی که ایشان امام است و نگاهش به اطرافیانش ابتدا به عنوان بنده خداست و بعد به عنوان برادر یا کس دیگری است ولی ما همه چیز را در حد روابط خودمان با اطرافیانمان می بینیم. امام وقتی نزدیکانش را در مسیر خدا می دهد ماجرا فرق می کند.

قشر خاکستری ای که با رفتارهای سبک بیاید با یک نفس هم می رود

* امیر المومنین سعی دارد با اعمال و رفتار خود مسیر حق را نشان دهد و حق نداریم برای اینکه جذبی داشته باشیم اعمال و رفتاری خارج از اصول به نمایش بگذاریم. قبل از انقلاب بحثی داشتیم و توده ای ها می گفتند هدف برای ما وسیله را توجیه می کند و ما می گفتیم هدف وسیله را توجیه نمی کند و ما مامور به تکلیف هستیم. اگر این اصل اساسی را بپذیریم، در هیئت داری ها برای جذب گروه خاکستری حق نداریم کاری کنیم که از آن مدار خارج شود. یک وقت در آن مدار نوآوری می کنیم که خیلی خوب است. مثل دعبل خزاعی، کمیت اسدی شعر خوب می خوانند و یک عده را دنبال خود برای اهل بیت رفیق می کنند. ولی کسی که حکم خدا را زیر پای می گذارد اهل بیت کاری با او ندارند. حالا حتی اگر صد قصیده هم برای اهل بیت بگوید. از مسیر حرام نمی شود رفیق برای خدا پیدا کرد. از مسیر درست باید پیدا کنیم. نمی خواهم بگویم که سبک ها و سینه زنی ها حرام است. اما می خواهم بگویم که هدف برای ما وسیله را توجیح نمی کند. اتفاقا «فاستقم کما امرت» این را به ما می گوید که در مسیر حق آن طور که خدا گفته است تو باید مقاومت کنی. مگر می شود من آهنگ غنایی که همه فقه آل محمد می گوید این حرام است را به اسم امام حسین (ع) بخوانم، به نام اینکه قرار است قشر خاکستری بیاید. آن قشر خاکستری که با این رفتارهای سخیف و سبک می آیند با یک نفس هم می روند. ولی افرادی مانند محسن حججی درست می آید و پای کار می ماند.

اگر ما از مسیر غلط آدم ها را بیاوریم به راحتی هم بر می گردند. ما نباید به این بهانه که می خواهیم قشر خاکستری را جذب کنیم خودمان را از اهداف اصلی دور کنیم. مگر امام حسین (ع) نمی توانست این کار را انجام دهد؟ حتی امام(ره) نیز فرمودند ما مامور به انجام تکلیفیم حال نتیجه هر چه شد.

قرآن معیار عملکرد ما در هیئت است

* روضه، اهل بیت و حتی پیامبر، امام زاده ها و زیارت، همه این ها فرع بر قرآن است و اصل ما قرآن است و هرکجا هر کسی به هر شکلی کاری کند که با قرآن نا سازگار شود این کار انحرافی است و پیامبر می گوید اگر از من به عنوان پیامبر حدیثی آوردند که با ذات قرآن سازگاری ندارد آن را به دیوار بزنید. ثقل اکبر قرآن است و ثقل اصغر اهل بیت(ع) هستند. ما بیاییم در هیئت ها بررسی کنیم و ببینیم که چه قدر کارهایمان با قرآن سازگار است.

قرآن می گوید که به ذره که نیکی کنی پاسخش می بینی و هر اندازه که بدی کنی نیز پاسخ می بینی و نمی توان بخشش گناهان یک ساله را به یک یا حسین شب عاشورا گره زد و گفت که همه چیز با همان یا حسین تمام می شود. مداحی می تواند این را پخته کند که امام شناسی را بلد باشد. حالا اگر یک گوینده این امام شناسی را بلد نباشد همین می شود که امروز شده است.

مداح بی سواد ضربه ای وارد می کند که جبران ناپذیر است

* وقتی مداح و یا شاعری سواد ندارد چیزی را می گوید که در دراز مدت ضربه ای وارد می کند که جبران ناپذیر است. یک چیزی را ای کاش شعرا و مداحان یاد می گرفتند که هر شعر قشنگی الزاما شعر درستی هم نیست. گاهی اوقات مداحان و شاعران در برخی از اشعارشان به پیامبران و زنان بزرگ تاریخ چون حضرت مریم (س) توهین می کنند. به همین دلیل باید گفت برخی از نقاط اساسی در حوزه مداحی یا مغفول مانده و یا که غرض ورزانه به آن می پردازند. البته غفلت را بیشتر موثر می دانم، اما برخی از هیئت ها و جریانات سیاسی که سر در آخور رژیم صهیونیستی و انگلستان دارند غرض ورزانه هم این کار را انجام می دهند. در کل بیشتر این قضایا بر آمده از غفلت است.

ادامه دارد...

انتهای پیام/

http://dana.ir/1517915
ارسال نظر
نظرات