شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان کرمان
ساعت: 14:16 منتشر شده در مورخ: 1398/06/16 شناسه خبر: 1519354
شهرک سعیدی یا شهرک حاشیه نشین‌ها؛
زندگی کابوس‌وار حاشیه‌نشین‌ها/ بیش از 10 هزار خانوار در انتظار سعادت هستند + تصاویر
در شهرک سعیدی بلواری وجود دارد که شهرک را به دو نیم تقسیم کرده است نیمی ازخانوارها دارای امکانات و نیم دیگر حاشیه نشین و بدون هیچ گونه امکانات و خدمات است و گفته می شود این منطقه بیش از 10 هزار نفر جمعیت دارد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از راه آرمان؛ در کوچه و پس کوچه های شهر و شاید هم کمی آن طرف تر در شهرک های کوچک آدم هایی پاک سرشت و دریا دل زندگی می کنند که زیاد به چشم نمی آیند، تنها گناهشان این است که طبق کمیسیون 100 شهرداری در حاشیه قرار گرفته اند.

سال گذشته یکی از شهروندان شهرک سعیدی با ما تماس گرفت و از مشکلات و معضلات این محله و شهرک برایمان گفت و اینکه شهرداری به قول خودش یک بلوار درست کرده و خیابان را تا نیمه آسفالت نموده و مابقی آن را همانند یک کانال به حال خود رها کرده است، و چون یک طرف این خیابان در طرح حاشیه نشینی قرار گرفته به ما امکانات داده نمی شود و اینکه این منطقه از لحاظ بهداشتی صفر است و با تردد وسایط نقلیه گرد و غبار زیادی ایجاد می شود که باعث بیماری مردم منطقه شده است.

خوشبختانه با پی گیری های زیاد و منتشر کردن درد دل های مردم این شهرک شهرداری اقدام به آسفالت این منطقه نمود ولی باید گفت تنها یک سال از آسفالت خیابان می گذرد ولی انگار که چندین سال از عمر آن می گذرد.

چند روز پیش دوباره به این محله سرکی کشیدم در یکی از کوچه ها چند پسر بچه قد و نیم قد با هم بازی می کردند و سیله بازی آنان دو چوب بزرگ و کوچک و یک تخته بود که روی دو سنگ ثابت گذاشته بودند در ابتدا کمی به بازیشان نگاه کردم سپس جلو آمدم و اسم بازی اشان را سوال کردم محمد گفت: "النگ و دولنگ" به این صورت که قطعه چوب کوچک را روی زمین می گذاشت و با چوب بزرگی که در دست داشت محکم روی آن می زد و چوب کوچک به هوا پرتاب می شد و به سمت حریف می رفت و طرف مقابل نیز چنین می کرد. آنها با این امکانات کم ، لبخند بر لب داشتند و ذوق کنان به بازی خود ادامه می دادند، آنان از این بازی بسیار خرسند بودند، فاطمه خواهر کوچکشان نیز یواشکی از لابه لای در به آنها نگاه می کرد، فرصت را غنیمت شمردم و چند تا عکس گرفتم، خیلی جالب است بدانید محمد در ابتدا از گرفتن عکس گلایه داشت و خود را پنهان می کرد.

با کمی صحبت او نیز راضی شد تا عکسی بیندازد، سپس با لحن کودکانه گفت سال های زیادی است که در این منطقه زندگی می کنیم ولی متاسفانه خانه های ما گاز ندارد و زمستان باید با چراغ های نفتی اتاق مان را گرم نگه داریم که گاهی اوقات از بوی نفت سردرد می شویم و لباس هایمان بوی نفت میگیرد، کسی هم به دادمان نمی رسد. چرا خانه هایی که آن طرف خیابان هستند باید آب، برق و گاز داشته باشند، بچه هایشان امکانات بهداشتی داشته باشند ولی ما ... دیگر چیزی نگفت و به بازی اش ادامه داد.

لحظه ای سکوت کردم و تنها به شادی اشان که بسیار محقرانه بود نگاه کردم، در همین حین حسنیه و زهرا با چادرهای مشکی که سرشان بود و بسیار مرتب و منظم از راه رسیدند، گفتند از کلاس زبان که آن طرف خیابان است می آیند، در رابطه با امکانات محله اشان برایم گفتند اینکه حدود 10 سال است در این شهرک زندگی می کنند و از 3 سال پیش به آنان گفته شده که باید خانه هایتان را ترک کنید شما در حاشیه قرار گرفتید، بدین جهت به شما هیچ امکاناتی داده نخواهد شد.

حسنیه با ناراحتی بیان کرد: من شاهد لحظه های سخت زندگی پدر و مادرم بوده ام آنها گاهی اوقات از نان شبمان می زدند تا بتوانند این خانه را بسازند حال بعد از چندین سال سختی کسی پیدا می شود و می گوید باید از اینجا بروید به شما امکانات داده نمی شود شما بگویید آیا حق ما این است؟؟؟!!! هر دو با ناراحتی از کنارم دور شدند.

وقتی که سرگرم صحبت با حسنیه و زهرا شدم بچه ها هم به خانه هایشان رفته بودند و با دور شدن حسنیه و زهرا تنها صدای شاخه های درختانی که باد آنها را نوازش می داد به گوش می رسید، وقتی به بالا نگاه کردم سیم های برقی را دیدم که همانند تار عنکبوت در هم تنیده شده بودند، جلوتر که رفتم لوله های پولیکایی که از زیر زمین بیرون زده بودو با نشتی که داشتند گودالهایی از آب را تشکیل داده بودند، این لوله ها از خانه های دیگر همسایگان به این قسمت کشیده شده بود.

کوچه های خاکی، زمین های مسطح و پر از خار و زباله ذهن و چشم را به سوی خود می برند، آنها نمای زشتی برای این محله درست کرده اند اما به گفته مردم این منطقه کسی به آنها سر نمی زند.

گفته می شود این منطقه نه تنها گاز ندارد که از لحاظ امکانات بهداشتی هم صفر است، زباله ها در اکثر نقاط محله پخش هستند و شهرداری اقدام به پاکسازی نمی کند و در تاریکی شب و گاهی اوقات در طول روز سگ های ولگرد زیادی در این منطقه جولان می دهند، به گفته صاحبان این منازل که برخی 10 سال به بالا ساخته شده اند آیا نباید از حقوق شهروندی برخوردار شوند.

کودکان معصومی که هرگز به چشم نمی آیند، آنها به واسطه چه گناهی باید چنین تنبیه شوند.

باید متذکر شوم که در شهرک سعیدی بلواری وجود دارد که شهرک را به دو نیم تقسیم کرده است نیمی ازخانوارها دارای امکانات و نیم دیگر حاشیه نشین و بدون هیچ گونه امکانات و خدمات است و گفته می شود این منطقه بیش از 10 هزار نفر جمعیت دارد.

مسئولان خوب می دانند که ساکنان این محلات انسانهایی دریادل و پاک هستند، متاسفانه به جهت گناه حاشیه نشینی هر گز دیده نمی شوند و انسانهایی بدسرشت همچون دزدان و معتادان دراین محله ها خود را پنهان می کنند و از معصومیت دیگران سو استفاده می نمایند.

آیا مسئولان نباید چاره ای بیندیشند، کسانی که 10 سال سرمایه خود را صرف ساخت و ساز کرده اند تا سرپناهی برای فرزندان خود داشته باشند حال پس از چندین سال قانونی وضع می شود که باید ترک خانه کنند؟!

انتهای پیام/

http://dana.ir/1519354
ارسال نظر
نظرات