شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان آذربایجان شرقی
ساعت: 19:53 منتشر شده در مورخ: 1398/06/20 شناسه خبر: 1520441
به مناسبت سالروز شهادت دومین شهید محراب در تبریز؛
جدّیت در بیت المال به اندازه خرید یک کباب!/ روحانیِ ناطق، لقب رهبری به آیت الله مدنی(ره)
بیستم شهریور ماه سالروز شهادت دومین امام جمعه تبریز بعد از انقلاب اسلامی است که مقام معظم رهبری به ایشان لقب روحانی ناطق داده‌اند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج: نام شهدای محراب که به میان می‌آید بی‌شک نام دوتن از علمای عالی قدر تبریز بیش از همه به چشم می‌آید. آیت الله قاضی طباطبائی و آیت الله مدنی اولین ائمه جمعه تبریز بعد از انقلاب اسلامی بودند که با شهادتشان نام شهدای محراب را به دوش کشیدند. بیستم شهریور ماه سالروز شهادت آیت الله سید اسدالله مدنی، امام جمعه‌ای است که بعد از گذشت نزدیک به 40 سال همچنان یاد و خاطره‌اش در میان مردم تبریز زنده است.

جوان‌های انقلاب و پا به سن گذاشته‌های امروز شهید آیت الله مدنی را عالمی فاضل و امام جمعه‌ای به واقع مردمی می‌خوانند و هنوز هم خاطرات حضور این عالم گرانقدر در تبریز و خاموش کردن فتنه منافقان را از یاد نبرده‌اند.

تبعید به همدان و انصراف ارتش از عزیمت به تهران

فعالیت‌های سیاسی پیش از انقلاب آیت الله مدنی باعث شده بود تا ایشان از تبریز به همدان تبعید شود. در همدان نیز این عالم فاضل با اخلاق و گفتار خوش مردم را همراه خود ساخته بود و مردم همدان مطیع صحبت‌های ایشان بودند به طوریکه وقتی خبر رسید که یگان‌های ارتش به سوی از نزدیکی همدان رد شده و عازم تهران برای سرکوب مردم انقلابی هستند آیت الله مدنی به همراه مردم به خارج از شهر رفتند.

 

ایشان عنوان کرده بودند که اگر درجه‌داران ارتش با صحبت‌هایش قانع نشوند مردم با شعار "ارتش برادر ماست/خمینی رهبر ماست" به آنان حمله کنند و اجازه ندهند که مسیر را ادامه دهند. همین اتفاق نیز رخ داد و مردم به ارتشیان حمله‌ور شدند و تانک‌ها و تمامی وسایل نقلیه را در اختیار گرفتند. بعد از این اتفاق، هیاهو در تمامی پادگان‌های ارتش پیچیده شد و کم کم ارتش با مردم همراه گشت.

اهتمام به بیت المال به اندازه پول یک کباب

شهید آیت الله مدنی اهتمام ویژه‌ای به بیت المال داشتند و حتی به اندازه پول یک سیخ کباب نیز اجازه نمی‌دادند که مبلغی از بیت المال خرج شود. حمید منبع جود، ملازم آیت الله مدنی در خاطره‌ای درباره توجه ایشان به بیت المال تعریف می‌کند:" آقای مدنی قول داده بودند که یک روز بنده را به دیدار امام خمینی (ره) ببرند، یک روز بنده را صدا کرد و گفت: حمید مقداری نان و پنیر و سبزی آماده کن و در داخل ماشین بنشین، من بعد از مهیاکردن دستورات آقا، در داخل ماشین نشستم و آیت‌الله مدنی نیز در کنار بنده نشستند و دو پاسدار در جلو نشستند و راهی شدیم. در بین راه، ایشان برای نماز و ناهار دستور دادند که توقف کنیم. آن دو پاسدار برای وضو کنار رودخانه رفتند. آیت‌الله مدنی به من گفت شاید آنها پنیر و سبزی را دوست نداشته باشند و از من خواست تا در نزدیک‌ترین راه برای آنها کباب بخرم. 

در کنار بنده دو نوع پول جداگانه بود که یکی مخصوص روحانیون بود و یکی مخصوص احسان و فقرا. کمی که حرکت کرده بودم، ایشان بنده را با صدای بلند صدا کرد و با این لفظ به من گفت: احمق! از کدام پول می‌خواهی برای آنها کباب بخری؟ بنده که متعجب شده بودم، گفتم از پول احسان. ایشان گفت برگرد. از زیر عبای خود کیسه سیاهی درآورد و گفت: این پولی است که ماهیانه از مغازه پدرم از آذرشهر به بنده می رسد. خرجی من از این راه است و من تا به امروز دست به بیت‌المال نزدم! ایشان توجه زیادی به مسئله بیت‌المال داشتند."

 

محاصره سوسنگرد و نقش آیت الله مدنی در ارسال تجهیزات نظامی

در سالهای جنگ و روزهای محاصره سوسنگرد وضعیت بدی ایجاد شده بود. از یک سو دشمن بدون ابایی وارد شهرها می‌شد و از سوی دیگر نبود تجهیزات باعث شده بود نیروهای خودی با دست خالی و جانشان به مصاف دشمن تا دندان مسلح بروند. در همین حال به آیت الله مدنی که نماینده‌ی امام در آذربایجان و امام جمعه‌ی تبریز بود، خبر دادند؛ سوسنگرد محاصره شده و نیروهای اعزامی از تبریز در محاصره قرار گرفته‌اند.

شهید علی تجلایی و سهراب نادری به دفتر ایشان زنگ زده و صحبت کردند. آیت الله مدنی همان شب، ساعت یازده بود که به دفتر حضرت امام (ره) زنگ زدند. آقای اشراقی از دفتر حضرت امام به ایشان گفتند که امام فرمودند به تهران بیایید. آیت الله مدنی همان شب راه افتادند و ساعت چهار صبح روز بعد در محضر امام بودند. حدود یک ساعت صحبت کردند. سپس حضرت امام آقای اشراقی را صدا کردند و به او فرمودند که به بنی صدر زنگ بزنید و بگویید اگر محاصره سوسنگرد تا 24 ساعت دیگر شکسته نشود، خودم به اهواز خواهم آمد. آقای اشراقی هم زنگ زدند. بنی صدر از ترس امام، مهمات و نیرو به سوسنگرد گسیل کرد. در این جریان نقش شهید آیت الله مدنی بسیار مهم بود.

لقب روحانیِ ناطق به شهید مدنی از سوی رهبر انقلاب

رهبر انقلاب دوستی نزدیکی با آیت الله مدنی داشتند و به خوبی از صفات حسنه و رفتار و منش ایشان آگاهی داشتند. ایشان درباره شهید آیت الله مدنی لقب روحانی ناطق را به کار برده‌اند و درخصوص تاثیر کلام این عالم فاضل بر جوانان می‌فرمایند:" ایشان در میان جوانها میتوانست کاملاً با مخاطب جوان ارتباط برقرار کند. من در اوایل یا اواسط امامت جمعه‌ی ایشان به تبریز رفتم و دیدم ایشان آن‌چنان با جوانهای کم‌سال، بیست ساله، بیست‌ویک ساله گرم و صمیمی است که واقعاً مثل اینکه با پدرشان حرف میزنند، با برادر بزرگشان حرف میزنند! آن هیمنه‌ی علمی در رابطه‌ی ایشان با جوانها اصلاً محسوس نبود، یعنی واقعاً رابطه برقرار میکرد؛ با جوانها این‌جوری بود. با عامّه‌ی مردم و قشرهای خیلی عمومی مردم هم باز همین‌جور بود."

خاطره رهبری از حضور شهید مدنی در سوسنگرد

در ایامی که سوسنگرد آزاد شده بود -- در یکی از دفعاتی که سوسنگرد آزاد شده بود، بعد البتّه مجدّداً اشغال شد -- ما به سوسنگرد رفتیم. بنده اهواز بودم، میخواستم بروم سوسنگرد، لباس نظامی تنم بود. در این بین دیدیم آقای مدنی در اهواز پیدا شد؛ از تهران آمده بودند و [بعد] آمدند سراغ ما. گفتند: کجا میروید؟ گفتیم میرویم سوسنگرد. گفتند: من هم می‌آیم. ایشان را هم با خودمان برداشتیم و رفتیم سوسنگرد و در آنجا ظهر نماز را که خواندیم، من یک قدری با مردم صحبت کردم. خب، طبعاً من فارسی حرف میزدم و نمیتوانستم نطق عربیِ از بَر بکنم، آن هم بخصوص با لهجه‌ی عمومی و مردمی.

 

ایشان گفت من با مردم حرف میزنم؛ و منتظر نشد، چون جمعیّت مسجد بعد از اینکه من صحبت کردم، تقریباً متفرّق شد؛ رفت بین مردم، یک وقت دیدیم یک جماعت عظیمی از زن و مرد را دور خودش جمع کرده و دارد با لهجه‌ی هسچه‌ی عربی با اینها حرف میزند! یک سخنرانی حسابیِ گرم آنجا کرد که مردم را به هیجان آورد. من یک خاطره‌ای مکرّر نقل کرده‌ام: آن‌وقت آنجا در همان جماعتِ ایشان بود که مردم یک زنی را نشان دادند و گفتند او پنج یا هفت مهاجم عراقی را با چوب کشته! یعنی حرف آقای مدنی و آن شور و هیجانی که ایجاد کرده بود، همه را اصلاً به شور آورد، به هیجان آورد، میتوانست با قشر مردم ارتباط برقرار کند./بیانات مقام معظم رهبری در جمع اعضای کنگره بزرگداشت شهید مدنی - مجله شهادت یاران (بنیاد شهید) 20 /‌6‌/ 1382

شهادتی عارفانه به دست منافقین کور دل

بیستم شهریور ماه سال 1360 در حالیکه شهید آیت الله مدنی بعد از اقامه نماز با مردم صحبت می‌کرد یکی از منافقین کوردل به بهانه رساندن نامه به ایشان خود را به این شهید بزرگوار رسانه و نارنجک را منفجر کرد. در این ماجرا آیت الله مدنی و سه تن دیگر به شهادت رسیدند و نزدیک به 50 نمازگزار نیز زخمی شدند اما این شهادت پایان راه نبود و بعد از گذشت 40 سال از وقوع این حادثه یاد و خاطره این عالم گرانقدر برای مردم زنده است.

 

انتهای پیام/

 
http://dana.ir/1520441
ارسال نظر
نظرات