شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان سمنان
ساعت: 11:40 منتشر شده در مورخ: 1398/07/29 شناسه خبر: 1541250
گفت‌وگو با یک استاد دانشگاه پیرامون مافیای کنکور؛
بی‌رونقی علوم انسانی در کشور نگران‌کننده است/از پرداختن به برخی واقعیت‌ها می‌ترسیم
یک استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه باید تحولی در فرهنگ و نگرش‌هایمان ایجاد کنیم، گفت: بی‌رونقی علوم انسانی در کشور نگران‌کننده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، مرسوم است که رسانه‌ها، اندکی پیش از فرارسیدن موعد انتخاب رشته دانشگاه، به این موضوع مهم می‌پردازند اما گمان ما بر آن است که پرداختن به مسأله مهم مافیای کنکور و سیستم انتخاب رشته، امری زمان‌مند نیست و هرچه زودتر از ابعاد فاجعه کنکور آگاه‌تر شویم، به صلاح ملک و مملکت است! گفتگویی که از نظر می‌گذرانید در همین راستا تدوین شده است. محمدرضا جهان از اساتید دانشگاه، مشاور انتخاب رشته و البته مدیرکل سابق آموزش و پرورش استان سمنان در این رابطه پاسخگوی پرسش‌های مرآت بوده است.

مرآت: تحصیلات دانشگاهی در کشور ما افزون بر مزایای احتمالی، مضاری دارد که در چند سال اخیر رسانه‌ها بیشتر بر آن متمرکز شده‌اند. به تعبیری، بسیاری از ما مردم در وادی بی‌سرانجام تحصیلات عالیه سرگردان شده‌ایم. در آغاز سخن، اگر نکته‌ای در این باب دارید می‌شنویم.

در ابتدا بابت گشودن باب گفتگو در این‌باره تشکر می‌کنم. ما در جامعه، عملا مشاهده می‌کنیم که گروه عظیمی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های ما بیکار هستند؛ چه فارغ‌التحصیلان رشته‌های فنی و ریاضی، چه فارغ‌التحصیلان رشته انسانی و حتی فارغ‌التحصیلان گروه تجربی. بنابراین، هدایت تحصیلی افرادی که می‌خواهند پس از کنکور انتخاب رشته انجام دهند، امر بسیار مهمی است که در عین حال منجر به اتلاف هزینه‌های فراوانی می‌شود.

نیروی انسانی ما، چهار سال برای اخذ مدرک لیسانس از دانشگاه وقت می‌گذارد و سپس شغل کاملا غیرمرتبطی می‌یابد. بسیاری از فارغ‌التحصیلان ما اساسا در مشاغل دولتی بکارگیری نمی‌شوند و چنان‌که گفتم حتی در بخش خصوصی نیز در مشاغل کاملا غیرمرتبط با رشته دانشگاهی‌شان مشغول به کار می‌شوند. با این وجود، افراد، فوق‌لیسانس رشته‌ای که در آن با لیسانس کاری نیافته را هم می‌گیرد!

چه ضرورتی دارد که افراد لیسانس بگیرند؟

ضرورت این که افراد لیسانس و فوق‌لیسانس یا حتی دکترا بگیرند چیست؟ استان سمنان، دارای بیشترین آمار نسبت فرد به دانشگاه است. بسیاری از افراد، مدرک دکترا اخذ می‌کنند اما عملا بیکارند. افراد برای اخذ مدرک دکترای تخصصی حدود 12 سال تحصیل می‌کنند؛ چه ضرورتی دارد؟ مگر هرجا نردبانی دیدیم باید از آن نردبان بالا برویم؟ بحث من اساسا این است که آیا تحصیلات عالیه برای همه ضرورت دارد؟

سوال کنیم؛ آیا بسیاری کسانی که مدارک عالی گرفته‌اند، عمر و اموالشان از دست نرفته است؟ بله! فارغ‌التحصیلان یک‌سری از رشته‌ها در مشاغل بکارگیری می‌شوند؛ مثل رشته‌های روان‌شناسی، حقوق، حسابداری، علوم تربیتی و برخی از انواع مدیریت نظیر مدیریت امور بانکی. در گروه تجربی نیز برای رشته‌های پزشکی، دندان‌پزشکی، دامپزشکی و پیراپزشکی کار وجود دارد.

نیروی انسانی مملکت این‌گونه تلف می‌شود!

اما در گروه تجربی، چند نفر جذب رشته‌های پزشکی می‌شوند؟ درباره گروه ریاضی نیز خود وزارت علوم می‌گوید عملا برای رشته‌های برق، مکانیک و عمران کار هست اما امروز «واقعا» برای رشته‌های برق و مکانیک نیز کار نیست. این‌گونه است که نیروی انسانی و پول مملکت تلف می‌شود. عمر افراد به هدر می‌رود، بیکار می‌مانند و فشار عصبی بر فرد و خانواده‌اش افزایش می‌یابد. انتظار و توقعات فرد از جامعه نیز بالا می‌رود و همه این‌ها برای جامعه ما ضایعه است. با این وجود جامعه ما به سوی گسترش آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در حرکت است.

امروز حدود 50 درصد از دانش‌آموزان استان، در مقطع متوسطه دوم، در حال تحصیل در رشته‌های فنی و کار و دانش هستند. این یک گام مبارک است. مردم عاقل و آگاه، فرزندان خود را به رشته‌های ریاضی و تجربی نمی‌فرستند؛ بلکه رشته‌هایی مثل ساخت و تولید، نقشه‌کشی، مکانیک خودرو و برق‌کشی ساختمان را به آن‌ها پیشنهاد می‌کنند. این دانش‌آموزان پس از سه سال تحصیل و اخذ دیپلم، با همین مدرک می‌تواند شاغل شود.

مرآت: سخنان شما درست است اما سیستم رسمی کشور همچنان مدرک را طلب می‌کند. افراد این امکان را ندارند که با مهارت‌های خود وارد سیستم رسمی مشاغل شوند. نقطه آغاز اصلاح در این زمینه کجاست؟

امروز برای فارغ‌التحصیلان رشته‌های فنی و کار و دانش، که واقعا کاربلد هستند، امکان ادامه تحصیل تا مقطع دکترا هم وجود دارد. فرق این دسته از فارغ‌التحصیلان با بسیاری دیگر، این است که این دسته واقعا کاری را آموخته‌اند. سخن شما از این جهت که شرکت در آزمون‌های استخدامی حتی آزمون استخدامی آموزش و پرورش، نیازمند حداقل لیسانس است، سخن درستی است.

اما به چه میزان از این طریق جذب صورت می‌گیرد؟ شما آمار فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های استان را طی سه سال گذشته با آمار افرادی که مشغول بکار شده‌اند، مقایسه کنید. اگر بگوییم یک‌پنجاهم فارغ‌التحصیلان جذب دستگاه‌های دولتی و حتی بازار خصوصی شده‌اند، زیاد گفته‌ایم!

یقین بدانید که بیکار خواهید ماند اگر...

مرآت: نقش کنکور را در این میانه چقدر پررنگ می‌دانید؟ به دیگر سخن، رفع کنکور به عنوان سد موهومی که در پسِ آن چیز خاصی نفهته نیست را چقدر در رفع تلقی‌های خطا از تحصیلات عالیه موثر می‌دانید؟

خوشبختانه از یکی دو سال قبل، 85 درصد از رشته‌ها به واسطه سوابق تحصیلی در دسترس هستند. یعنی فرد بدون این که در کنکور شرکت کند، می‌تواند با انتخاب رشته بر اساس سوابق تحصیلی، به این رشته‌ها گام بگذارد. اگر کسی بخواهد در 15 درصدِ باقی‌مانده از رشته‌ها درس بخواند، یقین بداند که بیکار خواهد ماند. صنعت کنکور البته سودآوری ویژه‌ای برای موسساتی دارد که اگر نام آن را مافیای کنکور بگذاریم، خطا نگفته‌ایم.

تردیدی نیست که کنکور برای برخی سودآوری دارد. وزارت علوم باید به سمتی حرکت کند که هرچه زودتر، تکلیف آن 15 درصد را هم روشن کند. افراد در شرایط کنونی، دروس سال‌های دهم، یازدهم و دوازدهم را می‌خوانند و با فشار روانی فراوان خود را آماده می‌کنند تا طی 4 ساعت، از 8 صبح تا 12 ظهر، تکلیف آینده تحصیلی خود را روشن کنند! اگر فرد در این 4 ساعت دچار استرس، بیماری یا اختلال ذهنی شود یا مشکلی برایش ایجاد شود چه باید کرد؟

 مرآت: از این منظر، کنکور ابدا سیستم عادلانه‌ای برای ارزیابی آموخته‌ها نیست.

ابدا. ما ناگزیریم که کنکور را از وضعیت کنونی خارج کنیم.

آموزش و پرورش پس از دیپلم تعهدی نسبت به دانش‌آموزان ندارد

مرآت: شما به مافیای کنکور اشاره کردید. در کنار این مافیا، یک مافیای مشاوره نیز وجود دارد که ارقام عجیبی به عنوان گردش مالی این مافیا اعلام می‌شود. چرا سیستم رسمی آموزش و پرورش در یاری دانش‌آموزان تا آن حد ناتوان است که افراد ناچار می‌شوند به سیستم‌های مشاوره این‌چنینی مراجعه کنند؟

خانواده‌ها به درستی اهمیت انتخاب رشته را دریافته‌اند؛ بنابراین اگر خانواده‌ها به دنبال مشاوران متخصص و متبحر بگردند تا انتخاب رشته فرزندانشان به خوبی انجام شود، حق دارند. نکته دیگر آن که فرد تا 12 سال دانش‌آموز است و وقتی فارغ‌التحصیل می‌شود، دیگر تعهدی نسبت به او ندارد تا بتوانیم بگوییم کمک به انتخاب رشته جزو وظایف آموزش و پرورش محسوب می‌شود.

و نکته دیگر این که با وجود این که آموزش و پرورش وظیفه‌ای در این باب ندارد، اقدامات خوبی را در این راستا سامان داده است. امروز در سراسر کشور، مراکز مشاوره دانش‌آموزی و نیز مراکز مشاوره خانواده در ایام مردادماه برای کمک به انتخاب رشته دانش‌آموزان ساماندهی می‌شوند.

مرآت: با توجه به گردش مالی چشمگیر حوزه مشاوره برای انتخاب رشته، آیا نمی‌توان گفت که خانواده‌ها حداقل نسبت به این مراکز بی‌اعتمادند و بلکه بیشتر، آن‌ها را ناکارآمد می‌دانند؟

متأسفانه تبلیغات ما در این زمینه مطلوب نبوده است. بالاخره کاستی‌های وجود دارد که موجب شده، رونق کار مراکز خصوصی مشاوره بیشتر باشد. مبالغی که در مراکز خصوصی از مردم اخذ می‌شود هم طبعا چرب‌تر است! اما من معتقدم اگر مراکز بخش دولتی خود را به طور مطلوب به مردم معرفی کنند و کار خود را درست انجام بدهند، به سادگی جلوی کار بخش خصوصی گرفته می‌شود.

آگاهی دانش‌آموزان از رشته‌های تجربی اندک است

مرآت: جناب جهان! از نگاه شما چه باید کرد که فرزندان ما از این که در رشته‌هایی مثل دندان‌پزشکی و پزشکی پذیرفته نشده‌اند، احساس غبن و ضرر نکنند؟

از حدود 800 هزار شرکت‌کننده در کنکور، حدود دوسوم، یعنی 500 هزار نفر در کنکور تجربی شرکت می‌کنند. آرمان همه آن‌ها هم پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی است. متأسفانه آگاهی دانش‌آموزان ما نسبت به رشته‌های تجربی بسیار اندک است. بچه‌های ما نمی‌دانند که می‌توانند در رشته‌های پیراپزشکی، چنان رشد کنند که به عضویت هیأت علمی دانشگاه‌های علوم پزشکی درآیند.

اگر آگاهی دانش‌آموزان ما نسبت به رشته‌های تجربی افزایش پیدا کند و مثلا بدانند که رشته‌های پیراپزشکی، آینده بسیار خوبی دارند و نیز بدانند که آمار جذب شرکت‌کنندگان در کنکور تجربی در رشته‌های پزشکی بسیار پایین است، آن‌گاه به سادگی به رشته‌هایی همچون پیراپزشکی خواهند اندیشید. نکته دیگر آن است که نبض یک جامعه با زنده بودن رشته‌های علوم انسانی می‌زند.

زنده بودن یک جامعه، وابسته به زنده بودن ادبیات آن است. متأسفانه استقبال از ادبیات روزانه دانشگاه سمنان بسیار کم است. این یک نکته نگران‌کننده است. اگر شما به سال‌های 60 تا 64 بازگردید، می‌بینید که باهوش‌ترین بچه‌های ما رشته ادبیات را انتخاب می‌کردند یا به رشته علوم سیاسی می‌رفتند. این وضعیت، نشان می‌دهد که ما باید تحولی در فرهنگ و نگرش‌هایمان ایجاد کنیم.

بی‌رونقی علوم انسانی در کشور نگران‌کننده است

من معتقدم، اگر می‌خواهیم صرفا درس بخوانیم و برای دل خودمان لیسانس و فوق‌لیسانس بگیریم، باید به رشته‌ای برویم که دست‌کم به درد زندگی‌مان بخورد و بتوانیم در زندگی از آن استفاده کنیم. اگر ادبیات و روان‌شناسی و جامعه‌شناسی بخوانیم، از آن استفاده می‌کنیم؛ حتی اگر سر کار نرویم. از این رشته‌ها می‌توان برای خود، خانواده و جامعه‌مان بهره ببریم ولو این که در بخش خصوصی شاغل باشیم.

تکرار می‌کنم، عدم رونق علوم انسانی در کشور، نگران‌کننده است.

از پرداختن به برخی واقعیت‌ها می‌ترسیم

مرآت: با توجه به این که شمار افرادی که امکان راهیابی به رشته‌های مختلف را دارند، از بالا و به طور قهری تعیین می‌شود؛ شما اساسا شمارنده ورود به رشته‌های مختلف را چقدر بر طریق عدالت و نیاز جامعه یافته‌اید؟ با این توضیح گمان می‌کنم در کشورهای پیشرفته، آدم‌ها جایگاه خود را بر اساس پژوهش‌هایی که انجام می‌دهند، تعیین می‌کنند.

متأسفانه ما از پرداختن به برخی واقعیت‌ها می‌ترسیم. در حال حاضر 85 درصد از رشته‌ها در دانشگاه‌های دولتی بدون کنکور در دسترس هستند. ورود به دانشگاه‌های آزاد و پیام‌نور بدون کنکور صورت می‌گیرد. دانشگاه‌های غیردولتی نیز که تماما بدون کنکور دانشجو می‌پذیرند. می‌دانیم که قریب به اتفاق فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها هم بیکار هستند.

ما از برخورد با واقعیت‌ها می‌ترسیم. از این که بگوییم باید تحول اساسی در این حوزه ایجاد شود، هراس داریم. دستگاه‌های ذیربط باید نشست‌هایی را در این خصوص برگزار کنند. امیدواریم که تحول در این حوزه صورت بگیرد.

مرآت: بابت وقتی که در اختیارم قرار دادید سپاسگزارم.

من هم از شما و همکارانتان تشکر می‌کنم.

انتهای پیام/

 

http://dana.ir/1541250
ارسال نظر
نظرات