شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان اصفهان
ساعت: 18:18 منتشر شده در مورخ: 1398/08/13 شناسه خبر: 1544962
مروری بر جایگاه اقتصادی جمهوری اسلامی در جهان
برخی معتقدند کشورهای آسیای جنوب شرقی در اجرای سیاست های اقتصاد وابسته و وصل شدن به اقتصادهای بزرگ دنیا موفق بوده و درآمد سرانه کشورهای خود را به خوبی افزایش داده اند؛ اگر ایران نیز این سیاست را پیگیری می کرد، امروز سطح رفاه عمومی بالاتری داشت. این نظر تا چه اندازه صحیح است؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از صاحب نیوز؛ توسعه اقتصاد و رشد اقتصادی یکی از مهم ترین معیارهای بررسی موفقیت و یا عدم موفقیت دولت ها در سراسر دنیا به شمار می رود و رابطه مستقیم با سطح رفاه عمومی دارد.

انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام سیاسی همانند تمام سیستم های اداری جهان، در حوزه اقتصادی دارای نظر و بنیان هایی است که توسط رهبران انقلاب و تئوریسین های انقلاب اسلامی در برهه های مختلف بیان و تبیین شده است.

با این وجود مشکلات اقتصادی به وجود آمده برای کشور در سال های گذشته برخی را به سمت این نظر هدایت کرده است که سیستم اقتصادی جمهوری اسلامی موفق نبوده است و باید اقتصاد کشور را به سمت شیپوه های گذشته برگرداند. اما به راستی جایگاه اصلی اقتصادی ایران در منطقه و جهان چیست و سیستم اقتصادی ایران تا چه اندازه مطابق با نظریه های جمهوری اسلامی حرکت کرده است؛ برای پاسخ به این سوال باید ابتدا سیستم اقتصادی پیش از انقلاب را بررسی کرد.

اقتصاد ایران در زمان پهلوی دوم

اقتصاد ایران در سال های ابتدایی حکومت پهلوی دوم با هرج و مرج بسیار همراه بود و کشور در سال های پایانی دهه 20 شمسی با قحطی شدیدی مواجه شد به نحوی که در آذربایجان مردم با قحطی شدید و نبود گندم مواجه شدند.

در دهه 30 نیز با وجود اینکه ملی شدن نفت به یکباره درآمد نفتی ایران را افزایش داد اما همچنان سیستم اقتصادی فشل مدیریت منابع را با مشکلات فراوان مواجه می کرد.

گرچه که بعد از سقوط مصدق، بهره‌برداری از نفت ایران را کنسرسیومی متشکل از کمپانی‌های غربی به عهده گرفت و درآمد ایران هم از بابت فروش نفت، به مراتب بیشتر از گذشته شد؛ ولی به خاطر فساد گسترده و عدم کارایی در امور کشور، تمام درآمد نفتی به هدر می‌رفت.

این ها صحبت های فریدون هویدا پیرامون وضعیت اسف بار اقتصادی کشور در این دهه است.

با شروع دهه 40 اما ورق برای ایران برگشت، در طول سال های اولیه دهه 40 ایران با گرفتن جایگاه برخی کشورهای منطقه به عنوان بزرگ ترین صادرکننده نفت در جهان حاضر شد؛ حضوری که همراه با افزایش سرسام آور قیمت نفت بود.

پول بادآورده چگونه در ایران هزینه شد؟

اقتصاد ایران در این دهه شاهد دو اتفاق بود؛ اتفاقاتی که به توصیه مستشاران آمریکایی و با دستور شاه در کشور اجرا شد.اولین اقدام شاه در این دهه، انقلاب سفید بود؛ انقلاب سفید یا طرح اصلاحات ارضی با حذف زمین داران بزرگ در کشور، زمین های کشاورزی را به دهقانان خرد واگذار می کرد؛ این طرح اگرچه در ظاهر مبتنی بر نوعی عدالت اقتصادی بود اما در همان سال های اولیه زمینه ساز مشکلات فراوان در حوزه کشاورزی شد. ایران که تا پیش از این طرح تولیدکننده غلات و گندم به شمار می رفت؛ با طرح انقلاب سفید با کاهش تولید مواجه شد و خرد کردن زمین های بزرگ کشاورزی، تولید گندم در کشور را تا مرز وابستگی کامل به واردات پیش برد.

از طرف دیگر بخشی از سود فروش نفت و جریمه های پرداخت شده به مالکان زمین های کشاورزی وارد بخشی از صنعت شد که به اعتقاد مشاوزان شاه زمینه توسعه ایران را فراهم می کند.

تمرکز اصلی اقتصادی در زمان شاهنشاهی مبتنی بر توسعه اقتصاد صادرات کلان گذاشته شد و به دنبال آن تکنولوژی صنایعی مانند پتروشیمی و فولاد وارد کشور شد و ایران تبدیل به مونتاژکار بزرگ صنایع و تکنولوژی های کشورهای غربی شد.

شروع اقتصاد وابسته در ایران از مین دهه کلید خورد و ایران به یکی از قطب های اقتصاد مونتاژی در جهان تبدیل شد، اقتصادی که در کنار ایران در برخی از کشورهای آسیای جنوب شرقی دنبال شد.

اقتصاد وابسته خوب یا بد؟

برخی معتقدند کشورهای آسیای جنوب شرقی در اجرای سیاست های اقتصاد وابسته و وصل شدن به اقتصادهای بزرگ دنیا موفق بوده و درآمد سرانه کشورهای خود را به خوبی افزایش داده اند؛ اگر ایران نیز این سیاست را پیگیری می کرد، امروز سطح رفاه عمومی بالاتری داشت.

مهدی طغیانی در این رابطه در گفت و با خبرنگار صاحب نیوز گفت: بر اساس تجربه اقتصادی، در برابر این کشورها معیارهای دیگری به ارزیابی ما کمک می‌ کنند که مهمترین معیار، شکنندگی اقتصادی است؛ اگرچه این اقتصاد توانسته درآمد سرانه کشور خود را بالا ببرد اما آیا توان مقابله با تلاطم ها و موج های اقتصادی مختلف را نیز دارد؟

استاد گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان ادامه داد: یکی از اصطلاحاتی که در دنیای امروز برای اقتصاد ها به کار می برند واژه ضد شکنندگی است که به عبارتی می توان آن را یکی از مفاهیم نزدیک به اقتصاد مقاومتی دانست.

وی با اشاره به شکنندگی های بالای اقتصاد کشورهای جنوب شرقی آسیا که درآمد سرانه بالایی نیز داشتند، گفت: یکی از نخست وزیران همین کشورهای جنوب شرق آسیا پس از مشکلات به وجود آمده در دهه ۹۰ میلادی اعلام کرد که ما در یک شب با بیش از چندین سال عقب افتادگی مواجه شدیم.

به عبارت دیگراین اقتصاد بیش از هر اقتصادی دچار شکنندگی است و توان مقاومت در برابر ناملایمات اقتصادی را ندارد.

اقتصاد ایران و همسایگان

برای بررسی وضعیت اقتصادی ایران باید به سراغ جایگاه ایران در بین همسایگانش رفت. ایران و کشورهای منطقه تقریبا دوره های توسعه را به صورت همزمان شروع و پیگیری کردند. اقتصاد کشورهای منطقه در طول سال های گذشته مبتنی بر همین شیوه اقتصاد وابسته و صادرات محصول خام مبتنی بوده است؛ با این تفاوت که از سال 1357 با روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران تا حدودی ترمز اقتصاد وابسته در ایران کشیده شد.

همزمان با این اتفاق، ایران با تحریم های اقتصادی آمریکا از سال 1358 مواجه شد و این تحریم بالغ بر 40 سال ادامه پیدا کرد. به عبارت بهتر اقتصاد ایران که پیش از انقلاب فشل بود و از وابستگی به نفت رنج می برد، از طرف صاحب تکنولوژی نبود و مونتاژکاری را در سطوح مختلف دنبال می کرد، با تحریم هایی مواجه شد که دیگر اجازه ورود هیچ تکنولوژی را به کشور نمی داد. در مقابل کشورهای منطقه نه تنها این موانع اقتصادی را نداشته بلکه با کاهش صادرات نفت سهم ایران را نیر تا حدودی به دست آوردند.

با این وجود اقتصاد ایران در طول 40 سال پیش دو دستاورد مهم کسب کرد:

اولین دستاورد اقتصادی ایران کاهش شکنندگی اقتصادی بود که خود معیاری برای ارزیابی موفقیت یا عدم موفقیت اقتصادی ایران محسوب می شود. ایران در طول 40 سال گذشته توانسته به خوبی از برخی از قسمت های اقصاد وابسته فاصله بگیرد و در برخی از موارد حتی صادرکننده کالای تولیدی خود و تکنولوژی باشد.

معیار بعدی ارزیابی ایران جایگاه ایران در بین کشورهای همسایه است؛ ایران با وجود همه این مشکلات توانسته رشد اقتصادی خود در سال های اخیر را در معیار قابل قبولی حفظ کند، اگرچه در بخش هایی مانند وابستگی به دلار همچنان پیروی از شیوه اقتصاد وابسته ایران را دچار مشکلاتی کرده است اما در مواردی که شیوه اقتصاد درون زا در کشور پیگیری شده است، شاهد موفقیت هایی بوده ایم. نمونه هایی از این موفقیت در صنایع دفاعی، استقلال تولید بنزین و صنایع نفت و گاز و تولید گندم دیده ایم که در برخی از این موارد از واردکنندگی کامل وارد جرگه صادرکنندگان شده ایم.

در کل می توان این نتیجه را از اقتصاد ایران گرفت که تحریم ها فرصت فاصله گرفتن از اقتصاد وابسته را به ایران داده است و در مواردی که به این فرصت پرداخته شده، شاهد رشد اقتصادی نیز بوده ایم؛ اما سیستم اقتصاد وابسته همچنان در بخش هایی از اقتصاد ایران خودنمایی می کند که همین بخش ها، گلوی توان اقتصادی مردم را فشار می دهد و باید برای آن چاره ای اندیشیده شود.

انتهای پیام/

http://dana.ir/1544962
ارسال نظر
نظرات