شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استانها
ساعت: 10:53 منتشر شده در مورخ: 1392/09/04 شناسه خبر: 30644
طولانی ترین بمباران تاریخ ایران در زمان جنگ+تصاویر
27 سال گذشت از حماسه 4 آذر اندیمشک. گویی همین دیروز بود که بیش از 50 هواپیمای بعثی بیش از 100 دقیقه در آسمان شهر جولان داده و مردمان بی‌گناه را به خاک و خون کشیدند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از رهیاب نیوز،در سال 1365 ارتش بعث عراق که توان مقابله با حملات بی وقفه رزمندگان اسلام را نداشت و به انتقام شکست خویش در حمله افتخار آفرین والفجر هشت که به تصرف مناطقی از عراق از جمله بندر مهم فاو انجامید، به جنگ شهری شدت بیشتری داد و با بهره برداری از کمک های استکبار جهانی به بسیاری از نقاط کشور حمله هوایی کرد.


یکی از بزرگترین حملات هوایی که در طی این سال روی داد بمباران شهرستان اندیمشک در چهارم آذرماه بود که از حوادث ماندگار در هشت سال دفاع مقدس است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای که در آن زمان عهده دار ریاست جمهوری اسلامی بودند، طی سخنانی در اولین نماز جمعه پس از بمباران اندیمشک این چنین صحنه را ترسیم نمودند که: "صدام در اندیمشک قصابی کرد".

به مناسبت 4 آذرماه 1365 ، امید زمانی سردبیر نشریه امیدجنوب در اقدامی قابل تحسین در ویژه نامه ای  طولانی ترین بمباران تاریخ ایران در زمان جنگ تحمیلی  و مظلومیت اندیمشک را به تصویر کشیده که در ذیل می آید:


در حسرت این می‌سوزیم

امید زمانی : 27 سال گذشت از حماسه 4 آذر اندیمشک. گویی همین دیروز بود که بیش از 50 هواپیمای بعثی بیش از 100 دقیقه در آسمان شهر جولان داده و مردمان بی‌گناه را به خاک و خون کشیدند.

حمله‌ای کم نظیر در طول جنگ‌های تاریخ بشری. خانه‌ها ویران شده،در شهرجوی خون به راه افتاد مادران داغدار و کودکان یتیم شدند. در گوشه گوشه جهان هرکه شنید متحیر شد از این جنایت بشری. صدام دنیا را حیرت زده کرد از این وقاحت.

فردای آن روز اما نوبت اندیمشکی‌ها شد تا دنیا را بهت‌زده کنند البته نه با سلاح جنگی که با سلاح غیرت، ایثار و فداکاری که در شعارهایشان متجلی شد در آیین تشییع عزیزان. آنجایی که فریاد زدند جنگ جنگ تا پیروزی. پیر جماران که جز این انتظار نداشت از مردمان دیار اندیمشک، ستود غیرت و پایداری‌شان را.

مردمان اندیمشک اوج وفاداری خود به انقلاب را به اثبات رساندند. از آن روز 27 سال گذشت.

مدت زمان کمی نیست، هست؟ از آن پس تاکنون همه ماندند که این فرهنگ مقاومت این درس ایثار را چگونه و چه نهادی باید ثبت کند. چگونه باید به نسل‌های بعدی انتقال دهیم؟ آیا کسی آن همه ایثار و رشادت را پاس می‌دارد؟

در این میان مردم شهر اما نه انتظاری داشته و نه مطالبه‌ای برای پاسداشت و گرامیداشت خون عزیزانشان برای این همه ایثار. ما مانده‌ایم و وجدانی خواب آلود.

در حسرت این می‌سوزیم که در 4 آذر یکی از این سال‌ها شاید کسی برخیزد و کاری کند ماندگارشاید. به گونه‌ای شایسته و در خور این حماسه را جاودانه کند. موزه‌ای افتتاح و فیلمی ساخته شود. کنگره‌ای عظیم و جشنواره‌ای شایسته در حوزه‌های ادبی و هنری،‌ فرهنگی برگزار شود.

در دنیا بویژه در غرب اسطوره‌سازی می‌کنند برای وحدت بیشتر تا از این رهگذر فرهنگ خود را غنی سازند.  افسانه جومونگ که تا مدت‌ها شب‌ها میهمان خانه‌های ایرانی بود در تاریخ ثبت شده کشورش یک خط بیشتر نیست.

در امریکا سازمان سیا بخش اعظمی از بودجه‌اش را صرف ساخت فیلم‌های فاخر هنری در راستای اسطوره‌سازی می‌کند که نجات سرباز رایان از آن جمله است.

در همین راستا روسیه یکی از بزرگترین موزه‌های جنگ را در پاسداشت سربازانش احداث کرده است. دریغ اما، در شهر ما آنان که دست‌شان می‌رسد سرگرم بازی‌های بی‌مزه و تکراری سیاسی‌اند، چنان درگیر مسائل و کشمکش‌های پیش پا افتاده‌اند که از نگارش آن هم حوصله‌مان سر می‌رود. با این همه اما بیایید در سال یک روز هم که شده فارغ از همه اختلافات به دور از مرام و گرایشی که داریم در صفوفی به هم پیوسته سرود وحدت بخوانیم در رثای حماسه آفرینان 4 آذر اندیمشک.

می‌گویند جنگ نعمت بود چرا؟ جنگ هنوز هم نعمت است حماسه مقاومت مردم اندیمشک این یادگار ماندگار می‌تواند بهانه‌ای برای وحدت باشد. فرصتی برای ادای دین. دیر نیست هنوز اراده‌ای می‌خواهد و عزمی راسخ موافقید بسم الله.

 

خاطره ای از 4 آذر65 اندیمشک

عزت ا... میرزاوند: اول صبح که از خواب بیدار شدم احساس خوبی نداشتم و پیوسته تصور می کردم دارد بند دلم پاره می شود و بر خلاف هر روز که خیلی زود لباس های کارم را می پوشیم و آماده رفتن سر کار می شدم این دست و آن دست کردنم مادرم رو نگران می کرد بطوریکه چند بار با نگرانی گفت: پسر،بگیر بخواب اگه اذیتی امروز نمی خواد بری ، اما من مصرانه می گفتم: نه،چیز مهمی نیست. بالاخره همراه برادرم که خیلی زودتر از من آماده شده بود خودمان را به ماشین وانت حمل کارگرها رساندیم و سوار شدیم. آن روزها به خاطر وضعیت جنگی و جنگ زدگی و حال و روز بسیار بد اقتصادی و بویژه اقشار ضعیف و خانواده هایی که از روستا به شهر آمده بودند آنها را مجبور کرده بود که پیر و جوان زن و کودک همگی در تلاش برای کسب درآمدی هرچند اندک برای تسکین زخمهایشان باشند و لقمه نانی برای بخور و نمیر بدست بیاورند.

ما هم که دو برادر ده و دوازده ساله بودیم از این قائده مستثنی نبودیم اما آنقدر دوران کودکی و نوجوانی ما را مشغول بازیهای کودکانه می کرد که کار کردن دوشادوش زنها و مردان بزرگسال را نیز جزئی از بازی قرار داده بودیم.

حتی وقتی با قد کوتاهمان میان بوته های بلند چغندر گم و شبنم های سرد زمستانیش قرار می گرفتیم سردی و لرزیدنهایش را نیز سوژه ای برای خندیدن قرار داده بودیم اما آن روز انگار تمام آسمان و تلخی های روزگار را روی شانه هایم گذاشته بودند.

لحظه به لحظه کسی در گوشم نجوا می کرد که قرار است برایم اتفاقی بیافتد،در حالی که غرق در خیالات خودم بودم و به دنبال این همه تشویش ذهنم می گشتم بچه های هم سن و سالم از ماشین پایین پریدند و پسر همسایه که رفیقم بود محکم پشت کمرم زد و گفت عمو یادگار کجایی رسیدیم...

پایین آمدم و با برنامه ریزی سرکارگر خیلی زود شلوارهای پلاستیکی دست دوزم را روی شلوار و چکمه هایم کشیدم و سعی کردم با مشغول شدن به کار و فعالیت دلهره را از خودم دور کنم. هر چه از صبح می گذشت و به ظهر نزدیک می شدیم امیدوارتر می شدم که نگرانیم بیهوده باشد اما باز هیولای استرس به سراغم می آمد ...

ساعت یازده و نیم یا کمی بیشتر بود که صدای غرش هواپیما و شلیک های پیوسته چهار لول ضد هوایی پادگان ارتش که در فاصله پانصد متری ما که درست در سه راهی اندیمشک و دهلران قرار گرفته است تمامی کارگران را که بیشتر از هفتصد نفر بودند را متوجه آسمان کرد و صدای جیغ زنها و دخترهای کارگر آدم را از یاد آمبولانس های بیمارستان می انداخت لحظاتی بعد که همه به خود آمدند با مشاهده چندین هواپیمای عراقی که واضح خودشان و خلبانهایشان قابل رویت بود همه کارگرها را مجبور به فرار به طرف نیزارهای کانال آب کرد.

،در چشم به هم زدنی ما پسرها خودمان را به کنار جاده عبوری رساندیم و بجز تعدادی که مثل من شیطنت مور مورشان می کرد در کنار نیزار کنار کانال و پشت تپه ها قایم شدند و ما که معمولاً از هر چیزی به دنبال سوژه بازی می گشتیم با صدای اولین بمبی که اندیمشک را نشانه گرفت اشک هایمان ناخودآگاه جاری شد و هاج و واج به هم نگاه می کردیم و هر کسی ابتدای امر خانواده خودش را به یاد آورد.

از ترس وحشت اینطرف و آنطرف می رفتیم و فرود بمب ها و یورش هواپیماها را نظاره می کردیم، لحظات آنقدر سنگین ،دلهره آور و تلخ گذشت که من احساس می کردم چندین ساعت زیر بمباران بوده ایم بالاخره پرنده های آهنین آسمان را ترک کردند و جای آنها را دودهای سیاه و گوشهای شهر را صذای آژیر آمبولانس ها پر کرد و ما در میان گریه و وحشت و نگرانی فقط منتظر بودیم که وسیله ای ما را به شهر برگرداند تا بدانیم چه بلایی سرمان آمده است اما واقعاٌ بعد از سوار شدن به وانت حتی یک در صد دوست نداشتم وانتمان هیچ وقت برسد چون احساس می کردم با یک فاجعه تلخ مواجه خواهیم شد.

وانت اما سریع و بیرحمانه جاده را قورت می داد و پس از دقایقی به پل بالارود رسید و در میان همهمه ما یکی از بچه ها داد زد هواپیمای عراقی افتاده همه بلند شده و به دنبال هواپیما جهت دستش را کنجکاوانه مشاهده کردیم هواپیما روی زمینی که امروز مقبره شهدای گمنام اندیمشک است سقوط کرده بود.

مردم زیادی دور و برش جمع شده بودند،به محض اینکه وانت ترمز کرد مثل ترقه پایین پریدم و همراه بچه های دیگر بطرف جمعیت دویدیم بچه های سپاه ، بسیج و ارتش دور هواپیما حلقه زده بودند اما زورشان به جمعیت نرسید و عده ای وارد حریم شدند و من هم خودم را به آنجا رساندم و به چراغ شکسته هواپیما دست زدم و برگشتم و برای دقایقی احساس غرور و پیروزی مرا از تفکرات وحشتناکم دور کرد اما با حرکت وانت دوباره استرس سراغم آمد به هر شکل رسیدیم....

وقتی دیدم خیابان و منزلمان آسیب ندیده نفس راحتی کشیدم.....

اما نزدیک خانه که شدیم در نگاههای عجیب و ترحم آمیز همسایه ها دوباره نگرانی ام را دو چندان کرد خیلی سریع و قبل از برادرم به درب منزل کوبیدم و اصرار داشتم که مادرم زود درب حیاط را باز کند اما با صدای زن همسایه به طرفش برگشتم که گفت پدر و مادرت رفتند منزل عمو یت ولی خواهرت پیش ماست این هم کلید منزل.

مادرت گفت : مواظب باشید تا بیام پرسیدم نگفتن برا چی میرن ،زن همسایه باحالتی غمگین گفت : نپرسیدم،خودشون وقتی بیان ....

کلید را چرخاندم و وارد حیاط شدیم اما هر دو نفرمون حیرون و سرگردون بودیم وارد آشپزخانه که شدم از اینکه مادرم هیچی درست نکرده بود متوجه شدم حتما اتفاقی افتاده است. برادرم سرگرم حمام کردن و عوض کردن لباسهایش بود که من از خستگی خوابم برد......

صدای مادرم را که شنیدم بین خواب و بیداری از گرفتگی صدایش اول فکر کردم دارم خواب می بینم ،سرم را که چرخاندم دیدم صورت مادرم خونی است و پوست صورتش کنده شده ، سلام کردم و پرسیدم : مامان، کی مرده؟ چرا صورتتو کندی؟؟ که بغض مادرم ترکید و های های گریه کرد و تو همون حالت گفت جواد و جهانشیر شهید شدن در حالی که اشکام امونمو بریده بودن پرسیدم مگه مغازه اونا رو هم بمبارون کردن ؟ مامانم بریده بریده جواب داد نه! وقتی بمبارون شد رفته بودن میدون راه آهن که کمک کنن بمب های بعدی رو ریختن رو سرشون . با اومدن پدرم خونمون شده بود عاشورا ، هر کسی یه گوشه واسه خودش گریه می کرد حتی بابام که خیلی کم اهل گریه بود داشت بلند بلند گریه می کرد بعد از مدتی بلند شدم رفتم بیرون و بقیه رو تو حال خودشون تنها گذاشتم و رفتم از بچه های محل بپرسم چی شده؟ باور نداشتم یا شایدم نمی خواستم باور کنم.......

هرکسی یه جوری داستان رو تعریف می کرد یه نفر از هواپیما ، یه نفر از ضد هوایی ، یه نفر از جنگ زده ها و .......

خلاصه هرکسی یه چیزی می گفت تا اینکه صدای بلندگوی سیار همه رو بطرف ماشین تویوتایی جذب کرد که وارد خیابان ما شد که گوینده که یک جوان بسیجی بو اعلام کرد :« اطلب العلم ما المهد الی العهد: از گهواره تا گور دانش بجوید»

قابل توجه همشهریان عزیز و شهید پرور نهضت سواد آموزی اندیمشک جهت شرکت در کلاسهای سواد آموزی مقدماتی دوره مقدماتی ثبت نام می کند:

از علاقمندان تقاضامندیم با در دست داشتن شناسنامه خود به ماشین سیار مراجعه نمایند و من انگار از خواب بیدار شده بودم همه ماجرای تلخ آنروز را برای دقایقی فراموش کردم و با سرعت به خونه برگشتم و از وضعیت آشفته افراد خونه استفاده کردم و از داخل کمد شناسنامه ام را که یک برگه ساده بود و از روی کله ای که پشت آن بود می شناختمش زیر لباسم گذاشتم و سریع بیرون زدم ، چند نفری افراد مسن دور و بر مسئول ثبت نام جمع شده بودند ،ماندم تا خلوت شد شناسنامه ام را دست مسئول ثبت نام دادم و گفتم منو هم بنویسید ، مسئول ثبت نام نگاهم کرد و گفت : شناسنامه ماله خودته ؟ گفتم :بله، گفت: اما این سنش از تو بیشتره؟! گفتم: بابام سواد نداشته همینطوری براش نوشتن خندید و گفت: باشد فردا بیا منزل .... کلاستون اونجاست شناسنامه ام را گرفتم و با خوشحالی به طرف خانه برگشتم اما از ترس اینکه پدر و مادرم بفهمند شناسنامه ام رو داخل جیبم قایم کردم تا متوجه نشن.....

حالا از آن ماجرا سالها می گذرد و من هنوز به مادرم نگفته ام که روز شهادت دو پسر عمویم برای نهضت سواد آموزی ثبت نام کرده ام... 

نگاهی به 4 بمباران آذر 1365 اندیمشک

عباس اسلامی پور: یکی از بزرگترین حملات هوایی که در طی سال ها جنگ عراق علیه ایران روی داد بمباران شهرستان اندیمشک در 4 آذر 1365 بود در این روز نقاط مسکونی ، نظامی و صنعتی شهرستان در چند نوبت مورد تهاجم هوایی نیروهای عراقی قرار گرفتند . آنچه که این حمله هوایی را از دیگر حملات متمایز می کند عبارت است از :

1- تعداد هواپیماهایی که شهرستان را مورد تهاجم قرار دادند که بنابر منابع آگاه 54 فروند هواپیما در این مأموریت حضور داشتند .

2- مدت زمانی که شهرستان اندیمشک مورد تهاجم قرار گرفت که در این روز اندیمشک در طی یک ساعت و چهل و پنج دقیقه زیر هجوم حملات هوایی نیروهای عراقی قرار داشت .

3- نقاط گسترده مورد تهاجم نیروهای عراقی که بسیاری از مناطق حساس شهرستان در این روز مورد حمله ی هوایی قرار گرفتند .

از جمله مناطقی که در این روز مورد حمله هوایی نیروهای عراقی قرار گرفتند ایستگاه راه آهن اندیمشک ، میدان راه آهن و مناطق مسکونی ، بازار روز کالا و تره بار ، پادگان دوکوهه ، دبیرستان شریعتی ، سد و نیروگاه دز ، رادار موشکی سددز ، پادگان سفینه النجاه ، ایستگاه بالارود ، اداره پست و مخابرات ، بیمارستان شهید بهشتی و ... بودند .

زهره لیوسی که در زمان حملات هوایی نیروهای عراقی در این روز در خیاط خانه ستاد کربلا جهادسازندگی شهرستان اندیمشک بوده است در زمینه ی وسعت حمله ی هوایی نیروهای عراقی در این روز می گوید : ... ما 13 نفر بودیم از خانم های اندیمشکی که در ستاد کربلا برای رزمندگان لباس می دوختیم ، با صدای هواپیماها از خیاط خانه آمدیم بیرون ، دوتا هواپیمای عراقی این قدر پایین حرکت می کردند که انگار این 13 نفر را گرفته ای مچله کرده ای و انداخته ای در اتاق نگهبانی ، ما 13 نفر روی هم دیگر افتادیم ؛ وقتی که به خودمان آمدیم بلند شدیم همه گیج بودیم نمی دانستیم باید چه کار کنیم و کجا برویم ، چندتا تپه ی شن در آنجا بود ، یک عده از رزمندگان که آنجا بودند گفتند : بنشینید وسط این تپه شن ها . ما رفتیم نشستیم آنجا . پشت سرمان را که نگاه می کردیم ، می دیدیم دود بلند می شود . هواپیماهای عراقی چند نقطه ی اندیمشک را بمباران کرده بودند . ما که خارج از شهر ایستاده بودیم ، هواپیماها را می دیدیم که هنوز دوتاشان بیرون نرفته بودند دوتا هواپیمای دیگر وارد شهر می شدند ، خیلی وحشتناک بود . ما که آنجا بودیم ، نمی دانستیم که چه کار کنیم ، می گفتیم: حالا ما چه کار کنیم ؟ خیلی ها می گفتند : اگر برویم واقعاً هیچ کسی در اندیمشک نیست همه کشته شده اند و فقط ما مانده ایم . یک ساعت و چهل و پنج دقیقه ای که اتفاق افتاد برای من به مدت 3 ساعت گذشت دوتا هواپیما می آمدند یک نقطه را می زدند ، دوتا هواپیمای بعدی هم همان نقطه را می زدند ، دقیقاً شش هواپیما یک نقطه را زدند .

این حمله ی هوایی شهداء و مجروحین بسیاری در پی داشت با این وجود آمار شهدای آن در هاله ای از ابهام قرار دارد ، چرا که بسیاری از شهداء نیروهای نظامی بودند که در ایستگاه راه آهن حضور داشتند و با شهادت شان به شهرستان خود منتقل شدند . روزنامه ی جمهوری اسلامی ایران در روز شنبه ( 8 آذر ) از مراسم تشییع پیکر شهداء می نویسد و آمار شهدای این روز را 75 نفر بیان می کند اما آمار این حادثه به مراتب بیش از این تعداد می باشد وبه عبارتی آمار شهدای 75 نفر مربوط به کسانی است که در اندیمشک ساکن بوده و بنیاد شهید این شهرستان برای آنان تشکیل پرونده داده است . در این روز تنها بر اثر حمله هوایی به پادگان سفینه النجاه 68 نفر شهید و مجروح شدند .

گفته ی شاهدان عینی که در این روز ، شاهد حمله ی هوایی هواپیماهای عراقی به اندیمشک بودند حاکی از وسعت حمله ی هوایی نیروهای عراقی و شهادت و مجروحیت تعداد زیادی از افرادی است که در آن روز در اندیمشک بوده اند . در این زمینه پرویز سرمست می گوید: ... تا دو روز با بچه ها بسیج شدیم از روی دیوارها ، از روی پشت بام ها ، از روی درخت ها تکه تکه های خون و گوشت که پودر شده بودند را جمع می کردیم و می گذاشتیم توی جعبه ی کارتون و می بردیم معراج شهداء که ببریم خاک کنیم . خیلی سرباز در آنجا شهید شدند که هیچ نام و نشانی هم نداشتند .

مراسم تشییع پیکر این شهداء‌ در روز جمعه 7 آذر صورت گرفت در این مراسم علاوه بر مردم شهرستان اندیمشک حجت الاسلام غیوری و فاضل هرندی از طرف رییس جمهور و رییس مجلس شورای اسلامی ، مهندس معیری و دکتر منافی از طرف نخست وزیر و هیئت دولت و نمایندگان مردم اندیمشک و دزفول در مجلس شورای اسلامی ، استاندار استان خوزستان و ائمه جمعه و جماعت شهرهای مختلف استان شرکت داشتند .

در این مراسم حجت الاسلام فاضل هرندی نماینده ی رییس مجلس شورای اسلامی ، ضمن تقدیر از روحیه ی مقاوم مردم اندیمشک شهادت مظلومانه ی تعداد زیادی از مردم بی گناه این شهر را در جریان حمله ی هواپیماهای ارتش عراق در روز سه شنبه گذشته را به بازماندگان شهداء و اهالی شهر شهیدپرور اندیمشک تبریک و تسلیت گفت.

وی در بخشی از سخنان خود خطاب به مردم اندیمشک گفت : روحیه ی مقاوم و صبر انقلابی شما چنان قدرتی به جمهوری اسلامی بخشیده که امروز رییس جمهور دولت استکباری آمریکا که خود را ابرقدرت جهان می داند با برخورد اصولی مسؤولین جمهوری اسلامی دچار ورشکستگی سیاسی شده اند . وی در پایان سخنانش اظهار امیدواری کرد که رزمندگان اسلام به زودی با ضربات کوبنده خود به ددمنشی های رژیم بعثی خاتمه دهند . با اتمام سخنان ایشان شرکت کنندگان در مراسم در حالی که شعار جنگ جنگ تا پیروزی و رزمندگان اسلام انتقام انتقام سر می دادند ، پیکر های شهداء را به خاک سپردند .

از سوی نماینده مردم اندیمشک و شوش نیز در مجلس شورای اسلامی اطلاعیه ای خطاب به مردم شهیدپرور این شهرستان انتشار یافت که به شرح ذیل است :

حملات وحشیانه ی هواپیماهای اهدایی شوروی و فرانسه و فرو ریختن بمب های پیمان ناتو بر سر مردم مظلوم و ستم دیده شهرستان اندیمشک دلیل اتحاد شوم و پست استکبار جهانی شرق و غرب برای نابودی ملت مسلمانان و انقلابی ایران است . می دانید چرا زنان و کودکان و فرزندان بیگناه شما را مورد هجوم قرار می دهد ؟! چون ابرقدرت ها می دانند شیرمادران ما هستند که فرزندان خود را برای رفتن به جبهه و مبارزه ی مستمر با کفر جهانی آماده می کنند . زیرا ابرقدرت ها می دانند که کودکان ما ، بسیجیان آینده ی کشور اسلامی ما خواهند بود . در پایان این اطلاعیه ضمن محکوم نمودن این جنایت وحشیانه که با تأیید مجامع و سازمان های بین المللی به علت سکوت آن ها انجام گرفته و تبریک و تسلیت شهادت این عزیزان ابراز امیدواری شده است که رزمندگان اسلام انتقام خون این شهیدان را در اسرع وقت از صدامیان کافر بگیرند .

کمیته تحقیقات جنگ استان خوزستان نیز در این رابطه اطلاعیه ای صادر کرد که به شرح ذیل است :

بار دیگر دست امپریالیزم جهانی به سرکردگی آمریکای جهانخوار از آستین مزدوران خود فروخته حکام بغداد بیرون آمده و جمعی از هم وطنان بیگناه مان را به جرم مقاومت در برابر ترفندها و توطئه های گوناگون آمریکای جنایتکار ، به خاک و خون کشیده شدند . حملات هوایی رژیم بعثی صیهونیستی عراق به مناطق مسکونی شهرهای مختلف ایران در طول جنگ تحمیلی نشان می دهد که آمریکا هرگاه در توطئه های خود علیه انقلاب اسلامی با شکست مواجه شده عامل مزدور خود صدام تکریتی را به ارتکاب فجیع ترین جنایات ضدبشری تشویق نموده ؛ از سوی دیگر سکوت دیگر مجامع بین المللی و سازمان های به اصطلاح مدافع حقوق بشر در برابر این جنایات نشان می دهد که ملت ما نمی تواند به تبلیغات و ادعای کاذب این سازمان ها که همسو با استکبار جهانی عمل می کنند امیدوار باشد .

کمیته تبلیغات جنگ خوزستان نیز ضمن عرض تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت این عزیزان و آرزوی صبر برای خانواده ی معظم آنان از همه ی رزمندگان کفر ستیز در جبهه های اسلام درخواست کرد تا انتقام خون کودکان و زنان بیگناه شهرهای اهواز ، اندیمشک ، دزفول و سربندر را در مصافی مردانه در جبهه ها از جنایتکاران بعثی بگیرند و برای همیشه به این جنایات حکام بغداد خاتمه دهند .

در اواخر آذرماه 1365 هیأتی از سوی کمیته ی بین المللی صلیب سرخ و هیئت کارشناس سازمان ملل متحد مستقر در تهران جداگانه از آثار بمباران های 4 آذرماه دیدن کردند .

 

چرا چهارم آذر ماه باید ثبت شود ؟

 

عباس اسلامی پور : سه شنبه چهارم آذر سال 65 در حالی که خورشید به وسط آسمان رسیده بود هواپیماهای دشمن که بیش از 50 فروند بودند شهرستان اندیمشک را در مدت بیش از یکساعت و نیم مورد هجوم قرار دادند که این هجوم هوایی طولانی ترین حمله هوایی دشمن بعثی در جنگ تحمیلی محسوب می شود .

سؤالی که هنوز پاسخ روشنی برای آن نمیتوان یافت ، انتخاب شهرستان اندیمشک برای این هجوم و کشتار وحشیانه است هر چند مقاومت مردم در حماسه هشت ساله و زندگی در جنگ و حفظ اندیمشک بعنوان عقبه پشتیبانی جبهه میانی وجنوب میتواند پاسخی احتمالی برای این پرسش باشد اما لازم است در این خصوص پژوهشی جامع تر و بلندنظر صورت گیرد .

بازخوانی واقعه چهام آذر و طولانی بودن مدت هجوم و منحصر بفرد بودن این حمله و از همه مهمتر مقاومت در آتش مردم اندیمشک می طلبد که این روز پر حادثه در تاریخ این دیار ثبت و درج گردد و برای ماندگاری آن نیز تلاش شود و برای این ماندگاری پیشنهادهای ذیل می تواند مورد توجه مسؤولین قرار گیرد :

1- تجدید بیعت مردم مقاوم اندیمشک با آرمانهای حضرت امام (ره) و دیدار با مقام معظم رهبری در سالروز واقعه چهارم آذرماه .

2- استفاده از تمام استعدادها و ابزارهای فرهنگی و هنری در راستای معرفی این واقعه همچون نشر خاطرات ، تدوین فیلم بلند سینمایی ، مجموعه های شعر و داستان کودک و نیز بهره گیری از مستندهای تصویری .

3- درج شرح مختصری از واقعه در کتب درسی دانش آموزان یا پیک دانش آموزی .

4- نامگذاری مراکز مهم فرهنگی و آموزشی به شهدای چهارم آذر ماه .

5- مسابقات خاطره نویسی ، نقاشی و ... برای دانش آموزان از این واقعه .

6- برپایی جشنواره ادبی ، هنری .

7- برپایی جشنواره ورزشی .

8- احداث یادمان یا موزه دفاع مقدس با محوریت چهارم آذر ماه .

9- بهره گیری از این روز جهت افتتاح یا کلنگ زنی پروژه های عمرانی .

10-فضاسازی مناسب محل و احداث یادمان های کوچک در محل های اصابت بمب ، همچون میدان راه آهن و ...

11-راه اندازی نشریه بنام چهارم آذر ماه .

12- راه اندازی سایت ، وبلاگ و حضور در فضای مجازی .

 

بی مهری با مقاومت مردمی اندیمشک در 4 آذر 1365

مریم لطیفی : در طی هشت سال جنگ عراق علیه ایران مردم ایران با توسل به روحیه‌ی ایثارگری و شهادت طلبی خود بار جنگ تحمیلی را به دوش کشیدند و با حضور در صحنه‌های رزم، پشتیبانی مالی، روحی و عاطفی از جبهه‌های جنگ مانع از پیش روی نیروهای عراقی شدند.

این در حالی است که مردمی که در مناطق جنگی زندگی می‌کردند علاوه بر پشتیبانی و حمایت رزمی، مالی و روحی از رزمندگان با حفظ حضور خود در شهرها و مناطق جنگی موجب دل گرمی رزمندگان و دلسردی دشمن می‌شدند و اجازه نمی‌دادند دشمن از دیدن شهرهای خالی روحیه بگیرد.

بنابراین مردم ساکن مناطق جنگی با حضور خود در شهرها و روستاهای شان زمینه ساز خلق حماسه‌های بی بدیلی در تاریخ دفاع مقدس شدند نمونه‌های این ایثار برای ملت‌های آزاده در همیشه تاریخ الگو و چراغ راه خواهد ماند تا هرگز در مقابل ظالم تسلیم نشوند.

یکی از مناطقی که به دلیل مجاورت با جبهه‌های جنگ در طول هشت سال دفاع مقدس همواره محلی برای خلق حماسه بوده شهرستان اندیمشک است که در طی هشت سال جنگ با پشتیبانی، مالی و عاطفی از رزمندگان مانع از تزلزل روحیه‌ی مقاومت در میان آنان شد.

مردم این شهر علی رغم آن که در مجاورت جبهه‌های جنگ بودند حضور خود در شهر را حفظ نمودند و با آن که از ابتدای جنگ مورد هجوم حملات هوایی، موشکی و توپخانه‌ای عراق بودند لحظه‌ای در ماندن و مقاومت تردید نکردند، بمباران شهرستان اندیمشک در 4 آذر 1365 و مقاومت مردم در این روز از جمله جلوه‌های مقاومت مردم اندیمشک در طی هشت سال دفاع مقدس است.

در روز 4 آذر 1365 به مدت یک ساعت و چهل و پنج دقیقه نقاط مختلف مسکونی، نظامی و صنعتی اندیمشک از جمله ایستگاه راه آهن، میدان راه آهن، بازار روز کالا و تره بار، پادگان دو کوهه، دبیرستان شریعتی، سد و نیروگاه دز، رادار موشکی سد دز، پادگان سفینه‌النجاه، ایستگاه بالارود، اداره‌ی پست، اداره‌ی مخابرات، بیمارستان شهید بهشتی و ... مورد تهاجم 54 فروند هواپیمای عراقی قرار گرفت . در این روز مردم اندیمشک با صبر و شکیبایی و توسل به روحیه‌ی ایثارگری و شهادت طلبی در مقابل تهاجمات بی‌امان هواپیماهای عراقی مقاومت نمودند و لحظه‌ی نیز در این مقاومت تردید نکردند و چند روز بعد در تاریخ 7 آذرماه با حضور پُر صلابت خود عزیزانشان را در حالی که فریاد : جنگ جنگ تا پیروزی و رزمندگان اسلام انتقام، انتقام؛ سر می‌دادند تشییع نمودند .

از سوی دیگر در همین روزها بخشی از نیروهای اندیمشک با حضور در گردان حمزه سیدالشهدای اندیمشک بدون آنکه تزلزلی در روحیه‌ی آنها رخ داده باشد در پلاژ اندیمشک مشغول فراگیری آموزش‌های آبی و خاکی شدند تا با حضور در عملیات کربلای 4 انتقام خون شهیدانشان را بگیرند .

این جلوه‌های ایثار و فداکاری در شهری رخ می داد که به مدت یک ساعت و چهل و پنج دقیقه در زیر هجوم حملات هوایی عراق قرار داشته بود به طوری که افرادی که از خارج از شهر بمباران را مشاهده می کردند چنین تصور می‌کردند که زمانی که به اندیمشک باز گردند همه کشته شده‌اند و فقط آن ها زنده مانده‌اند و از طرف دیگر برای جمع آوری تکه‌های پیکر مطهر شهدای تا دو روز بعد از بمباران نیروهای بسیج از روی دیوارها، پشت بام‌ها و درخت‌ها تکه‌تکه‌های خون و گوشت شهدای را جمع می‌کردند و داخل جعبه می‌گذاشتند و به معراج شهدای اندیمشک می‌بردند تا به خاک بسپارند .

عمق این حادثه به گونه‌ی است که بسیاری از مردم اندیمشک اعم از زن و مرد، پیر و جوان، کودک و نوجوان پس از گذشت سال‌ها هنوز هم هر کدام به گونه‌ی خاطره‌ی از این روز در خاطرشان زنده است و بسیاری از رزمندگانی که در این روز در اندیمشک حضور داشته اند خاطره این روز را در ذهن دارند.

اما علی رغم همه‌ی این‌ها با مقاومت مردمی اندیمشک در این روز بی‌مهری شده است و آن گونه که شایسته مردم اندیمشک است به تکریم و پاس داشت این روز نه در سطح شهرستان و نه سطح کشور پرداخته نشده است و پس از گذشت 27 سال هنوز ابعاد مختلف این واقعه از جمله: علت انتخاب اندیمشک برای بمباران، مدت زمان دقیق بمباران، نقاط بمباران شده، تعداد شهدای و مجروحین و ... در هاله‌ی از ابهام قرار دارند به گونه‌ی که حتی تعدا شهدای و مجروحین این روز نیز هنوز شناسایی نشده‌اند چرا که بسیاری از شهدای نیروهای نظامی بودند که در ایستگاه راه آهن اندیمشک حضور داشتند و با شهادت‌شان به شهرهای خود منتقل شدند.

هنوز هیچ مرجع رسمی مسئولیت پیگیری مستمر در این زمینه را بر عهده نگرفته است. بنابراین پس از گذشت 27 سال هنوز تعداد دقیق شهدای این روز مشخص نشده است و ملاک ارزیابی آمار اولیه‌ای است که روزنامه جمهوری اسلامی ایران در 8 آذر 1365، آن را 75 نفر3 اعلام کرده است.

اما با توجه به آن که بسیاری از شهدای از رزمندگانی بودند که در پادگان‌های نظامی مانند پادگان سفینهّ النجاه، پادگان دوکوهه، ایستگاه راه‌آهن و ... حضور داشتند و با شهادت‌شان به شهرهای خودشان منتقل شده‌اند بنابراین نیاز است در گام اول با شناسایی شهدای این روز (اگر چه بسیار دیر شده است) به تکمیل آمار دقیق شهدای 4 آذر 1365 پرداخته شود و سپس سایر ابعاد این موضوع مورد بررسی قرار گیرند و در نهایت این روز به عنوان روز حماسه مقاومت مردم اندیمشک در تقویم تاریخ دفاع‌مقدس ثبت و به مقاومت مردمی؛ مردم اندیمشک در این روز ارج نهاده شود زیرا این روز تنها مختص به مردم اندیمشک نمی‌باشد بلکه بخشی از تاریخ مقاومت در برابر ظالمین، توکل بر خداوند متعال و ادامه‌ی مبارزه در ایران اسلامی می‌باشد که ضرورت حفظ و انتقال آن به نسل‌های آینده بر کسی پوشیده نیست.

http://dana.ir/30644
ارسال نظر
نظرات
کانال_دانا_داخلی املاک موسوی2 سلام_صفحات_داخلی
Page Generated in 0/0486 sec