شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان قم
ساعت: 10:19 منتشر شده در مورخ: 1394/03/03 شناسه خبر: 323266
نام عملیات آزاد سازی خرمشهرسیاسی بود/ برادرشهید آزاد سازی خرمشهر به دنبال فهمیدن نحوه شهادت برادرش است+تصاویر
شهید بابایی یک درجه دار ارتشی بود اما بعد از تشکیل سپاه از ارتش استعفا داد و به عضویت سپاه در آمد، اخیرا برادر ایشان از خارج تشریف اورده اند و به قم آمده بودند و به دنبال این هستند که نحوه شهادت برادرشان را بدانند اما گویا چیزی به دست نیاورده اند متاسفانه من هم در جریان نبودم ،هنگام شهادت شهید بابایی من بالای سرش بودم و نحوه شهادتش را کاملا از نزدیک دیدم ای کاش ایشان این گفتگو را بخوانند تا حقایق نحوه شهادت برادرشان روشن شود.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری ثامن،وجود گلزار شهدای آزاد سازی خرمشهر در قم نشان دهنده نقش ویژه رزمندگان قمی در آزاد سازی خرمشهر است به همین بهانه گفتگویی داشتیم با حبیب الله مرادی یکی از رزمنداگان قمی که بیش از45ماه در مناطق جنگی حضور داشته و همه مراحل آزادسازی خرمشهر حضور در منطقه بوده است.

ثامن:در خصوص عملیات آزاد سازی خرمشهر توضیح دهید.

عملیات آزاد سازی خرمشهر چند روز بعد از عملیات بزرگ فتح المبین انجام شد و نام کامل آن"الی بیت المقدس "است نه بیت المقدس، علت این که تاکید داریم الی بیت المقدس، به این دلیل است که در آن زمان رژیم صهیونیستی به لبنان حمله کرده بود و نام عملیات هم واکنش به حمله رژیم صهیونیستی بود، زیرا امام خمینی (ره)فرموده بود که راه قدس از کربلا می گذرد.

عملیات الی بیت المقدس در تاریخ 10اردیبهشت سال61 آغاز شد و درچهار مرحله و به مدت23روز طول کشید، نتایج به دست آمده در این عملیات فراتر از تصور بود ، بیش از5هزار کیلومتر مربع در عملیات الی بیت المقدس ازاد شد که از وسعت برخی کشورهای اروپایی مدعی بیشتر است.

در این عملیات عراقی ها یک ترس مضاعفی داشتند زیرا وقتی مشاهده کردند نیروهای اسلام خیز بزرگی را اغاز کرده اند تصور کردند قرار است بصره را تصرف کنیم، با اینکه اروپایی ها برای عراقی ها کانالی را برای حفاظت بصره طراحی و عملیاتی کرده بودند، بازهم به دلیل ترس دو یگان خود را جلوی شهر بصره مستقر کردند که ما بصره را دور نزنیم در حالی که تنها هدف ما در این عملیات ازاد سازی خرمشهر از دست مزدوران بعثی بود.

ثامن:مراحل عملیات را توضیح دهید.

در مرحله اول یگان ها از رودخانه کارون عبور کرد و جاده اهواز خرمشهر به وسعت 20کیلومتر راگرفتند، در مرحله بعدی هم تقریبا 20الی25کیلومتر آزاد شد، تا این  اینکه به مرز رسیده و فِلش عملیات به سمت خرمشهر رسید تا خرمشهر محاصره شود.

در مرحله سوم عملیات خرمشهر محاصره شد و در شب سوم خرداد سال 61یگان مالک اشتر از قم پشت پل نو که یک کیلومتر با خرمشهر فاصله داشت مستقر بود، عراقی ها کاملا در محاصره نیروهای ایرانی بودند و برای فرار تنها یک پل بر روی اروند زده بودند که نیروی هوایی ارتش هم آن پل را تخریب کرد، اینگونه شد که اسرای زیادی در این عملیات گرفته شد، شهید متوسلیان در سخنرانی که داشت گفت 30هزار نیروی عراقی در خرمشهر مستقر است این ها یا کشته یا زخمی و یا باید اسیر شوند نباید اجازه داد که فرار کنند در این عملیات19هزار اسیر عراقی گرفته شد.

در مرحله چهارم نیروهای سپاه شهر را آزاد کردند البته در مراحل عملیات همه نیروها اعم از سپاه و ارتش حضور داشتند اما آزاد سازی نهایی شهر توسط سپاه انجام شد.

رزمندگان گردان مالک/ ایستگاه قطار قم

پایگاه اطلاع رسانی ثامن

ثامن:نقش رزمندگان قمی در آزاد سازی خرمشهر چه بود؟

من در عملیات الی بیت المقدس یک بسیجی 16ساله بودم ، یادم است از شهر مقدس قم حدود دو سه گردان حضور داشتند سردار جعفری هم فرمانده یکی از گروهان ها بودند ،گردانی که من در آن حضور داشتم گردان مالک اشتر به فرماندهی شهید احمد بابایی  بود.

نیروهای گردان مالک اشتر قم از بهترین نیروها تشکیل شده بود که در ادامه جنگ نیروهایش تبدیل به بهترین فرماندهان شدند، من این را با واسطه می گویم که سردار احمد متوسلیان به شهید احمد بابایی گفته بود بعد از خدا در این عملیات امیدم به نیروهای تو است و سخت ترین مراحل را به عهده گردان مالک قم می گذاشتند.

گردان مالک اشتر قم قبل از عملیات آزادسازی خرمشهر

پایگاه اطلاع رسانی ثامن

 

آقای مردای در عملیات الی بیت المقدسپایگاه اطلاع رسانی ثامن

ثامن:در مورد شهید بابایی برایمان بگویید.

شهید بابایی یک درجه دار ارتشی بود اما بعد از تشکیل سپاه از ارتش استعفا داد و به عضویت سپاه در آمد، وقتی ایشان کنار گردان قدم می زد جذبه خاصی داشت، فردی با اقتدار و توانمند و با ایمان بود، اخیرا برادر ایشان از خارج تشریف اورده اند و به قم آمده بودند و به دنبال این هستند که نحوه شهادت برادرشان را بدانند اما گویا چیزی به دست نیاورده اند متاسفانه من هم در جریان نبودم ،هنگام شهادت شهید بابایی من بالای سرش بودم و نحوه شهادتش را کاملا از نزدیک دیدم ای کاش ایشان این گفتگو را بخوانند تا حقایق نحوه شهادت برادرشان روشن شود.

شهید بابایی در مرحله دوم آزاد سازی خرمشهر شهید شد، عراق پاتک شدیدی درمنطقه شلمچه زد که مانند باران، آتش در منطقه می ریخت چون قبلا منطقه به مدت17ماه  در اختیارش بوده بر منطقه مسلط بود، خاک ریزها را دقیقا مورد هدف قرار می داد، و شهدایی زیادی در این منطقه تقدیم اسلام شد، نیروی غیر از نیروی الهی در آن آتش سنگین دوام نمی آورد، زیر آتش دشمن بچه ها سوختند وساختند.

شهید بابای مشغول هدایت گردان خود بود، البته گردان در مرحله اول به دلیل تک ها و پاتک ها از هم پاشید و در مرحله بعدی گردانی از نیروهای تازه نفس شیرازی و باقیمانده بچه های قمی به فرماندهی شهید بابایی عملیات را بعد از بازسازی ادامه دادند.

من با چشمان خودم دیدم یک گلوله تانک لب خاکریز، جایی که شهید بابایی حضور داشت و مشغول هدایت گردان خود بود اصابت کرد آن گلوله کارساز ترین گلوله ای بود که  من در زمان جنگ از نزدیک دیدم، آن گلوله16نفر شهید و مجروح از ما گرفت، یک ترکش بزرگ که بچه های جنگ به آن لنگه گیوه ای می گفتند و بزرگی هر کدام به اندازه یک کف دست بود از پشت به سر شهید بابایی اصابت کرد و دو ترکش هم به کمرش اصابت کرد آقای حسین موحدی مسئول دسته و من شاهد این قضایا بودیم.

شهید احمد بابایی  و بقیه از خاکریز به پایین پرت شدند و شهید بابایی با صورت به زمین خورد و بدنش آرام تکان  تکان می خورد و در حال جان دادن بود وقتی بالا سر شهید بابایی رسیدم و وضع را دیدم شروع به خواندن اذان کردم ایشان بعد از چند ثانیه به شهادت رسید.

قبل از مرحله دوم رزمندهایی که در مرحله اول عملیات حضور داشتند نزد شهید بابای رفتند و تقاضای مرخصی کردند تا به قم بیایند و بعد از دیدار با خانواده به منطقه بازگردند، شهید بابایی در پاسخ به آنها گفت من مدت هاست در منطقه هستم یک دختر5ساله دارم برایم نامه نوشته دلم برایت تنگ شده پدر بیا تا تو را ببینم و دوباره بازگرد من در پاسخ به اون نوشتم دخترم خرمشهر در دست دشمن است آن را آزاد میکنم و به دیدار تو می آیم اما دیدار پدر و دختر هرگز اتفاق نیفتاد....

پایگاه اطلاع رسانی ثامن

ثامن:خاطره خاصی از آزاد سازی خرمشهر دارید؟

دو روز پیش با سردار جعفری که در آن زمان فرمانده گروهان ما بودند دیدار داشتیم از ایشان سوال کردم 33سال است یک سوال ذهن مرا مشغول کرده آن روزی که از میان تانک های دشمن عبور می کردیم شما به آن آگاهی داشتید یا به صورت اتفاقی متوجه شدید باید از آنجا عبور کنیم ایشان گفتند به خاطر ندارم کدام عبور را می گوید زیرا ایشان به دلیل سمتی که در جنگ داشتند حوادث زیادی را دیده بودند اما ما بسیجی ها بیشتر مسائل ریز را به یاد داریم.

درمرحله دوم عملیات الی بیت المقدس بودیم، بیش از 20تانک دشمن به صورت روبرو ایستاده بودند و یک کوچه درست کرده بودند و نیروهای عراقی نگهبانی می دادند، چهار گردان بودیم در یک ستون حدود چهار کیلومتری و گردان مالک هم در ابتدای ستون قرار داشت که از میان تانک ها عبور کردیم ما صحبت های نگهبانان عراقی را می شنیدم و حتی دود سیگارشان را هم می دیدم اما آنها با اینکه گلوله منور می زدند ما را نمی دیدند تا جایی که وقتی منور روشن می شد و آنها به سمت ما نگاه می کردند ما احساس می کردیم به چشمان ما زل زده اند و الان است که ما را به رگبار ببندند اما معجزه آیات الهی را آنجا از نزدیک دیدم.

قرآنی که برای ما خوانده می شد از نزدیک دیدم "و جَعلنا مِن بَین ایدیهم سَدا و مِن خَلفهِم سَدا، فاغشَیناهُم فهم لایُبصِرون" را دیدم، من در همان ستون که می رفتیم به بچه ها گفتم قرآن گفته بود سد ایجاد می کنم الان آن سد ایجاد شده و دشمن ما را نمی بیند.

آن شبی که ما عبور کردیم  باران هم بارید بعدها اخبار هم اعلام کرد باران الهی به امداد رزمندگان آمد زیرا اگر قبل از عبور باران می بارید نمی توانستیم عملیات کنیم وقتی باران بارید دشمنان به تصور این که ایران دیگر عملیات انجام نمی دهد به داخل سنگرها رفتند و خوابیدند.

پایگاه اطلاع رسانی ثامن

ثامن:از آخرین شب عملیات بگویید.

شب سوم خرداد جاده شلمچه را بستیم و یک کمین موفقیت آمیز به عراقی ها زدیم، نیروهایی عراقی را دیدم که در حال فرار از محاصره خرمشهر بودند فرمانده ای که جانشین شهید بابایی بود گفت جاده را ببندید تا انها ها نتوانند فرارکنند، جاده را بستیم و اسرای زیادی گرفتیم.

ثامن:چگونه از نحوه آزاد سازی خرمشهر آگاه شدید.

تقریبا ظهر روز سوم خرداد خرمشهر آزاد شد ما نزدیک جاده شلمچه  خرمشهر مستقر بودیم واز طریق پیکی  که از سمت خرمشهر آمده بود آگاه شدیم که خرمشهر آزاد شد که رزمندگان بسیار خوشحال شدند، وذکر تکبیر و صلوات می گفتند ،صحنه شادی رزمندگان از آزاد سازی خرمشهر وصف ناپذیر بود،تبلیغات گردان لحظه به لحظه اخبار را از رادیو اعلام می کرد، شنوندگان عزیز توجه فرماید خرمشهر شهر خون آزاد شد............

ثامن:تا چند روز در خرمشهر بودید؟

من دو روز بعد از آزادی خرمشهر که مصادف با ولادت امام حسین(ع) بود مجروح شدم و به عقب برگشتم البته ماموریت گردان هم تمام شده بود.

ثامن:شما تجربه مقاومت  و در نهایت پیروزی را داشته اید آیا مقاومت در همه زمان ها نتیجه می دهد؟

جنگ تمام نشده تنها شکل آن تغییر کرده است، الان سیاسیون و فرهنگیان ما در جبهه نبرد هستند، بهتر است این ها یک مروری برتاریخ دفاع مقدس داشته باشند، ببیند رزمندگانی که سن زیادی نداشتند چگونه جنگیدند و دشمن را به زانو درآوردند، مقاومت و آزادی خرمشهر باید الگوی بزرگی برای سیاسیون باشد.

به یاد دارم شهید عباس غفاری را که بچه همین فردوی قم بود و به اصطلاح بچه های جنگ دوبار شهید شد، یکبار ترکش سینه اش را متلاشی کرد و شهید شد و یکبار هم گلوله به پیکرش که پتویی روی آن کشیده شده بود اصابت کرد و آن را از بین برد من تنها یک پای این شهید را پیدا کردم و تنها چند کیلو گوشت و استخوان را به قم برای سه فرزندش آوردیم سیاسیون بدانند این هزینه این نظام و انقلاب است .

همچنین به یاد دارم با یکی از همزمانم در حال صحبت بودیم ناگهان گلوله ای بین ما اصابت کرد برای من اتفاقی نیفتاد اما به سرهمرزمم یک ترکش خود و در همان حالت نشسته شهید شد من باور نمی کردم شهید شده نگاهش می کرد تا جوابم را بدهد اما خوشحال بودم که با لب تشنه شهید نشده بود زیرا یک دقیقه قبل از شهادتش به او آب داده بودم....

این را می خواهم بگوییم جنگ سختی داشت و جلوی چشمانمان شهادت مظلومانه بهترین دوستانمان و فرزندان وطن را میدیدم سیاسیون باید در مسئله هسته ای و در مئسله فرهنگی مقاومت کنند، باید بدانیم ما وارث چه هستیم باید بدانیم این نظام و انقلاب را چه کسانی به دست ما به امانت سپرده اند ، ما پیشینه محکمی داریم انسان هایی که تنها نمونه آنها در صدر اسلام و کربلا وجود داشته است.

جانبازان، رزمندگان و خانواده شهدا و ملت لبیک گوی ولایت هستند ، ولایت هرگز تنها نخواهد ماند ما این نظام و اسایش را به ارزانی به دست نیاورده ایم که آن را به راحتی به دشمن دهیم، مسولین در مسئله هسته ای بدانند بچه های جنگ هستند و رفتارهای آنها را رصد می کنند تصور نکنند مردم متوجه نیستند خدایی نکرده عهدو پیمانی نبندند که فردا پشیمانی به بار بیایید که در این صورت شهدا و ملت هرگز این ها را نخواهند بخشید، خانواده شهدا و ایثارگران با شناختی که از دشمن دارند نگران و دلواپس هستند، مسولین بدانند اگر عهدی بسته شود که رضایت رهبری و ولایت را به دنبال نداشته باشد مهر باطل خواهد خورد.

شهید بابایی و رزمندگان گردان مالک

  پایگاه اطلاع رسانی ثامن

انتهای پیام/پ

http://dana.ir/323266
ارسال نظر
نظرات
کانال_دانا_داخلی املاک موسوی2 نیشگون نیوز سلام_صفحات_داخلی
Page Generated in 0/0683 sec