شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان تهران
ساعت: 16:08 منتشر شده در مورخ: 1395/02/24 شناسه خبر: 733886
ده انتخاب؛
هشت منتخب/ مروری بر تاریخچه انتخابات مجلس در منطقه دماوند قبل و بعد از انقلاب
از اولین انتخابات مجلس در منطقه دماوند که میرزا سیدعلی نقی مردنگی در آن رای آورد تا به امروز که مهندس میرزایی نیکو منتخب مردم شده است، این دیار حوادث زیادی را به خود دیده است. دماوند در دوره دوم نماینده نداشته است. دوره سوم شیخ حسن آقازاده و در مجلس چهارم و پنجم میرزامحمدحسین صدرایی نماینده مجلس بوده است. میرزاصادق خان (مختصرالسلطان) از دوره ششم تا دوازدهم نماینده دماوند و فیروزکوه بوده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تارود، هفته‌نامه ره‌آورد ۵۶۶ در مطلبی به قلم حجت‌الاسلام و المسلمین حمید آقایی، به تشریح ده انتخابات و هشت منتخب مجلس شورای اسلامی در دماوند و فیروزکوه پرداخته است که در ادامه آن را می‌خوانیم.

اشاره

دهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی بهانه ای شد تا مروری گذرا به ده انتخابات مجلس از سال ۵۸ تا ۹۵ داشته باشیم و گزارشی از وضعیت انتخابات، شرایط زمانی، منتخبان مردم دماوند و فیروزکوه و رویکردها و عملکردهای آنان داشته باشیم. به مناسبت نگاهی به مجالس قبل از انقلاب و افراد موسوم به نماینده مردم در منطقه داشته ایم.

در خلال گزارش نقدی بر عملکرد نمایندگان محترم داشته ایم که سعی شده در حد توان صریح و بدون مجامله و البته به زعم خودمان منصفانه باشد. طبیعی است در جاهایی خطا کرده باشیم که اگر تذکری باشد به جا، به دیده ی منت پذیراییم. هم چنین نقدها و تایید ها و تکمله های دلسوزانه عزیزانی را که برایمان نوشته و ارسال می کنند خواهیم خواند. طبیعی است این حق برای هر کدام از ۸ منتخب مردم در دفاع از خود و عملکردشان به شرط اختصار محفوظ است و ره آورد به نشر آن اقدام خواهد کرد. انشاءاله

  • مجالس قبل از انقلاب
  • پیش درآمد

«مجلس شورای ملی» که قرار بود نماد مشروطیت باشد در مقابل استبداد؛ در ۱۳ مهرماه ۱۳۸۵ خورشیدی و در زمان مظفرالدین شاه تشکیل شد. این نهال نورسته که در زمین و زمینه ای سست غرس شده بود، بعد از دو سال توسط محمدعلی شاه جوانه نزده خم شد. محمدعلی شاه توسط یپرم خان ارمنی مجلس را به توپ بست. مجلس دوم و سوم هر کدام بعد از حدود یکسال، یکی به خاطر تهدید روس ها و دیگری به جهت جنگ جهانی اول منحل شدند. از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۹ مجالس چهارم تا نوزدهم اکثراً دو ساله بود. اواخر دهه ی ۳۰ بود که چهارساله شد. در مجالس اول تا چهارم تا حدودی نمایندگان مجلس با رأی مردم انتخاب می شدند.

از زمان رضاخان میرپنج مجلس شورا دیگر مجلس شاه بود، فهرستی تهیه می شد، رضاخان آن را نهایی کرده و به استانداری ها و ولایات می فرستادند؛ می شد همان که شاه میخواست. رساترین و گویا ترین فریاد نور در ظلمت ستمشاهی رضاخانی، صدای دشمن شکن آیت اله سید حسن مدرس بود که لرزه بر اندام استعمار و استبداد می انداخت. او چند دوره به عنوان مجتهد ناظر بر مجلس و نماینده مردم از قمشه و تهران در مجالس اول تا ششم حضور داشت و بر سر مبارزه با طاغوت جان نهاد و به شهادت رسید.

مجلس هفدهم هم که ثمره ی نهضت ملی شدن صنعت نفت و ریاستش با آیت اله کاشانی بود،  با ناشی گری و لجاجت مصدق منحل گردید. مجلس هیجدهم تا بیست و چهارم با تحکیم استبداد محمدرضاشاه تبدیل به مجلس خیمه شب بازی شد که نمایندگان بازیگران بازی گردانی بودند به نام شاه!

آخرین انتخابات مجلس شورای ملی در زمان طاغوت در سال ۱۳۵۴ برگزار شد و سه ساله و با پیروزی انقلاب اسلامی به انحلال کشیده شد.

از اولین مجلس به ریاست مرتضی قلی خان هدایت تا آخرین مجلس به ریاست دکتر جواد سعید، فراز و فرودهای مجلس شورای ملی چندان نبود؛ چون مجلس خاصیتی جز آنچه انگلیس، آمریکا و رژیم پهلوی می خواستند نداشت. ننگین ترین داغ سیاه این مجالس تصویب قانون کاپیتولاسیون بود که در حقیقت تصویب سند ذلت و حقارت ملت بزرگ ایران بود. مجلس «سنا» که مرکب از نمایندگان پرسابقه و به عبارتی مورد اعتماد تر رژیم بود، وضعیتی مضحک تر داشت که مرور آن فرصتی دیگر را می طلبد.

سرجمع این که ادوار مجلس شورای ملی ۱۴ سال و ۵ ماه در فاصله حکومت مظفرالدین شاه تا کودتای رضاخان، ۱۹ سال و ۴ ماه از مجلس در دوره رضاخان و ۳۷ سال و ۴ ماه هم به دوره ی محمدرضا پهلوی اختصاص یافت. هفتاد و سه سال مجلس شورای ملی در قبل ازانقلاب اگرچه در اولین دوره ها نقشی داشت اما در اکثر ادوار به ویژه در دو دهه ی آخر عمر خود، خاصیتی جز ایفای نقش واگذار شده از سوی بازی گردانان استعمار و استکبار نداشت.

انتخابات مجلس و نمایندگان دو حوزه انتخابیه دماوند و فیروزکوه (قبل از انقلاب)

از اولین انتخابات مجلس در منطقه که میرزا سیدعلی نقی مردنگی در آن رای آورد تا به امروز که مهندس میرزایی نیکو منتخب مردم شده است، این دیار حوادث زیادی را به خود دیده است. دماوند در دوره دوم نماینده نداشته است. دوره سوم شیخ حسن آقازاده و در مجلس چهارم و پنجم میرزامحمدحسین صدرایی نماینده مجلس بوده است. میرزاصادق خان (مختصرالسلطان) از دوره ششم تا دوازدهم نماینده دماوند و فیروزکوه بوده است.

علی دشتی – فراماسونر معروف- دوره سیزدهم و چهاردهم را از منطقه ما به مجلس رفته است. و از آن پس خاندان مسعودی نیز ۶ دوره نمایندگی را خانوادگی دست به دست کرده اند؛ جواد، محمدعلی و قاسم مسعودی دو برادر و برادرزاده که روزنامه ی اطلاعات را در دست داشتند دوره چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم، هجدهم، نوزدهم و بیستم و بیست و یکم بر مسند نمایندگی تکیه زده اند و عملاً برای مردم منطقه ی ما جز عقب ماندگی و اختلاف دستاوردی نداشتند.

از جمله کسانی که شجاعانه و بی محابا در مقابل مسعودی ها ایستاد، حاج محمد شریعتمداری پدر آقای حسین شریعتمداری بود که در راه مبارزه با مسعودی ها و عواملش آنها از راحتی ها و امکانات خود گذشت و به سختی های زیادی افتاد. فقط دوره هفدهم بود که مردم دماوند و فیروزکوه در دوران قبل از انقلاب  نماینده ی واقعی خود را دیدند. آنگاه آیت اله سیدباقر محمدجلالی با ۵۶۳۰ رای از مجموع ۸۸۰۰ رای مسعودی ها را شکست داد و به مجلس نهضت ملی شدن نفت راه پیدا کرد اما افسوس که نمایندگی نماینده واقعی دولت مستعجل بود و در کمتر از دو سال با انحلال مجلس هفدهم و کودتای سیاه ۲۸ مرداد پایان یافت.

سید مجید محسنی مهر دو دوره نماینده مجلس از ۴۶ تا ۵۴ بود. وی نیز اگرچه جدا از دستگاه حکومتی نبود اما برخی تعصبات بومی و استعداد هنری اش باعث شد حرکت هایی محدود را در منطقه به نفع مردم به وجود آورد. آخرین نماینده دماوند و فیروزکوه در مجلس سید ناصرنوربخش دماوندی بود که او نیز از محله ی جیلارد بود اما حضورش در مجلس سه سال بیشتر نبود و با پیروزی انقلاب اسلامی ناتمام ماند.

در یک جمع بندی می توان گفت:

نمایندگان اول تا پنجم اکثراً مردمی بوده و تا حدودی جزء افراد شایسته بوده اند.

از دوره پنجم و ششم به بعد هر چه به دوره ی آخر نزدیک می شویم انتخابات بیش از گذشته شکل فرمایشی به خود گرفته و نمایندگان وکیل الدوله می شوند.

آمار مجموع آراء و رای نماینده برگزیده از دوره چهارم به بعد در اسناد موجود است. دوره چهارم مجموع آراء ۴۷۵۳ رای بود و دوره بیست و چهارم ۱۶۰۶۴ رای. مهمترین ویژگی این انتخاب ها همان فرمایشی و بی خاصیت بودن نمایندگی و نمایندگان است.

مجالس بعد از انقلاب

انقلاب اسلامی که پیروز شد، همه چیز در ایران رنگ و بوی تازه ای گرفت. تدابیر امام بی نظیر و هوشمندانه بود.

امام روح الله از همان روزهای اول به نظام سازی پرداخت و دستور رفراندوم را صادر کرد و به جمهوری اسلامی جلوه های مقبولیت مردمی داد. قانون اساسی مترقی انقلاب اسلامی را به آرای مردم گذاشت. مجلس شورای ملی که بعدها به نام مجلس شورای اسلامی تغییر پیدا کرد از ثمرات همان قانون اساسی است که شکل گرفت و به جرأت می توان این مجلس را در همه ی ادوار منتخب واقعی مردم دانست.امام راحل دو گزاره ی کلیدی برای مجلس ارائه کرد: «مجلس عصاره فضائل ملت است» و «مجلس در راس امور است». این که در ادوار مختلف، نمایندگان مردم چگونه این دو گزاره ی مهم را عینیت بخشیده اند، بخشی جداگانه و تحلیلی مستوفا را می طلبد، اما الحق در نقش انتخاب واقعی مردم – جز مغرضان و عنودان- نمی توان تردید کرد. از این جهت مجلس شورای اسلامی را می توان یکی از پرافتخارترین سندهای مردم سالاری دینی در ایران اسلامی دانست. از زمستان ۵۸ و اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی و سپس افتتاح آن در هفتم خرداد ۵۸ تا به امروز که دهمین مجلس در حال شکل گیری است، همه ی انتخابات های مجلس – مثل دیگر انتخابات- در روز مقرر و علیرغم بسیاری تهدیدها – مثل موشک باران- و فشارهای سیاسی – مثل تحصن گروهی از نمایندگان مجلس ششم- بدون یک روز تاخیر برگزار شده و همه ی ادوار تاکنون چهارساله – بدون  تاخیر و تعجیل- بوده است.

مجلس اول را باید مجلس انقلاب اسلامی نامید. مجلسی که از جریان ناب اسلام انقلابی تا جریان التقاطی نهضت آزادی در آن حضور داشتند. تقابل اصلی اکثریت – انقلابی- با اقلیت – عیرانقلابی و لیبرال مسلک- بود. مجلس اول شهیدان زیادی را در هفتم تیر و در ترورها تقدیم کرد و اقدام انقلابی عزل بنی صدر را به انجام رساند.

مجلس دوم اما آغاز دو دستگی های جبهه ی انقلاب بود. ائتلاف بزرگ مجلس اول می رفت که به انشعاب بیانجامد. اصطلاح «چپ» و «راست» در همین دوران شکل گرفت. و اوج تقابل در رای اعتماد به میرحسین موسوی و مخالفت نادرست گروه ۹۹ نفری بود که تنش های زیادی را به وجود آورد. این مجلس نیز در حال و هوای جنگ شهیدان عزیزی را تقدیم کرد به ویژه در حادثه حمله هواپیمای عراقی به هواپیمای شهید محلاتی که تعدادی از نمایندگان از جمله شهید شاهچراغی در آن به شهادت رسیدند. مجلس دوم  یک اکثریت قوی از جناح راست و یک اقلیت قوی از جناح چپ را با خود داشت. ریاست هردو مجلس اول و دوم با آقای هاشمی رفسنجانی بود.

مجلس سوم را می توان نقطه ی آغاز تفکر اصلاحات یا دوران نوین چپ در ایران پس از انقلاب نام نهاد. مجلس سوم با اکثریتی قاطع از جناح چپ به ریاست هاشمی رفسنجانی و با داعیه ی مبارزه با استکبار آغاز شد و ۱۳ آبان را روز ملی مبارزه با استکبار نام نهاد. از همان جا بود که چپی ها، راستی ها و از جمله هاشمی رفسنجانی را به اسلام آمریکایی و اسلام ساز شکار  اتهام زدند و آیت اله مهدوی کنی را نماد اسلام آمریکائی نامیدند. هر چند برخی از آنان بعدها توبه کرده و در دورانی مثل این زمان، از پیشتازان ارتباط با آمریکا و انفعال و شیفتگی در برابر شیطان بزرگ هستند! و مهمترین ماموریت خود را بزک کردن چهره ی آمریکا می دانند!

با رحلت امام و رهبریِ مقام معظم رهبری، آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور شد و شیخ مهدی کروبی به ریاست قوه ی مقننه برگزیده شد. گفتنی است که در ادامه ی خط کشی ها و انشعابات سیاسی، مجمع روحانیون مبارز نیز در این دوران از جامعه روحانیت منشعب شد و موجودیت یافت.

چهارمین مجلس را باید مجلس راستی ها دانست که در حال و هوایی جدید تشکیل شد. مهدی کروبی در لیست تهران چهل و پنجم شد، این مجلس که ریاست آن با شیخ علی اکبر ناطق نوری بود همراهی تامّ و تمامی با دولت آقای هاشمی رفسنجانی داشت.

مجلس پنجم تا حد زیادی تحت تاثیر تشکیل حزب کارگزاران بود که با اشاره پدرخوانده اش، آقای هاشمی رفسنجانی و با حضور گروهی از وزرا و مدیران ارشد دولتی تشکیل شده بود. مجلس پنجم اکثریتی نسبی از راست ها و اقلیتی مرکب از اصلاح طلبان و گروهی از کارگزاران را داشت. مجلس پنجم در سال آخر و با انتخابات دوم خرداد مقابله های جدی را با دولت اصلاحات داشت. استیضاح مهاجرانی و عبداله نوری (وزیر کشور) از این جمله است.

مجلس ششم را باید مجلس تنش زایی، تحصن و مقابله نامید با اکثریتی مطلق از اصلاح طلبی و اقلیتی ضعیف از اصولگرایان. اقدام برای تهیه طرح سه فوریتی!

برای پذیرش پروتکل الحاقی،  نامه ۱۲۶ نفر از نمایندگان به رهبری و توصیه به نوشیدن جام زهر و تحصن ۲۶ روزه در مجلس به منظور فشار سیاسی به شورای نگهبان کار را به جایی رساند که صدای شیخ مهدی کروبی هم درآمد. مجلس ششم به شکلی شد که بعدها اکثر اصلاح طلبان آن را نقد کرده و اشتباه راهبردی خود می دانند.

مجلس هفتم به ریاست دکتر حداد عادل، بخشی از عمرش را با دولت اصلاحات و الباقی را با دولت احمدی نژاد به سر برد و با پیروزی احمدی نژاد همراه دولت شد. در مجلس هفتم چهره ی جدید و پوست انداخته ی جناح راست بود که با نام «آبادگران ایران اسلامی» و اصولگرایان جلوه کرده و پیروز شده بود.

مجلس هشتم اما اگرچه تقابل هایی با دولت داشت اما باز هم همراه خوبی برای دولت بود. لاریجانی در این دوره و در آخرین روزها، تقابل با احمدی نژاد را کلید زد. خط کشی های درون جناحی اصولگرایان از همین مجلس آغاز شد.

مجلس نهم اولین مجلسی بود که اختلافات درون جبهه ای اصولگراها را روشن ساخت. هواداران جبهه پایداری و فراکسیون ولایت و رهبری به نقد و تخطئه هم پرداختند و فراکسیون بیست نفره صدای ملت به رهبری علی مطهری – که معمولا از تعادل رفتار سیاسی برخوردار نیست – از فراکسیون ولایت و رهبری سربرآورد. اقلیت کم توان اصلاح طلبی هم در این دوره تحرکاتی داشت که چندان به حساب نمی آید. با این همه مجلس هشتم و نهم، سهمیه بندی بنزین، لایحه یارانه ها و … را به تصویب رساند که اقدامات مهمی بود.

مجلس دهم را می توان مجلسی مرکب از دو اقلیت پرتعداد دانست؛ قوت و ضعف هر کدام را بعدها باید بررسی کرد.

انتخابات مجلس و نمایندگان مردم در دماوند و فیروزکوه (پس از انقلاب اسلامی)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نمایندگان مردم – اگرچه در مواردی نمایاننده حقیقی آرمان های انقلاب و مردم نبوده اند- اما حق این است که منتخب واقعی رای مردم اند و همان هستند که اکثریت مردم – هر چند در مواردی اکثریت ضعیف بوده اند- خواسته اند. با هم مروری به این ده دوره خواهیم داشت.

* مجلس اول – تبلور مقابله ی جریان انقلابی و غیرانقلابی

در انتخابات مجلس اول، دماوند و فیروزکوه نیز شاهد حضور متکثر کاندیداها بود. از نماینده جریان انقلابی تا عضو جبهه ملی و حتی عضو موثر حزب رستاخیز در یکی از شهرها.

رقابت جدی اما بین مرحوم حجت الاسلام شیخ علی صفدری و مهندس مرتضی الویری بود. مرحوم صفدری که از اهالی هرسین کرمانشاه و اهل مبارزه با رژیم ستمشاهی بود، مدت مدیدی در منطقه سربندان از سوی آیت اله العظمی گلپایگانی به امر تبلیغ اهتمام داشت و منشا خدماتی بود. مرتضی الویری نیز از مبارزان قبل از انقلاب بود و به همراه حسین شریعتمداری و حبیب اله توسلی و اصغر نوروزی و محمود صفری و عده ای دیگر از جوانان دماوند انجمن کاوشهای دینی و علمی را راه اندازی کرده و به زندان افتاده بود. وی در اولین دوره مجلس کاندیدای ائتلاف بزرگی مرکب از جامعه مدرسین، جامعه روحانیت تهران، حزب جمهوری اسلامی و مجاهدین انقلاب اسلامی و … بود.

انتخابات مجلس اول در تاریخ ۵۸/۱۲/۲۴ برگزار شد. از جمعیت ۶۵ هزارنفری دماوند و فیروزکوه، چهل و دو هزار نفر واجد رای دادن بودند که بیست و چهار هزار و ششصد نفر (۵۸ درصد) شرکت کردند و مرتضی الویری با ۱۰۸۸۲ رای (۲۴ درصد) نماینده مردم شد.

مرتضی الویری که قبل از انقلاب از مسئولان یکی از گروههای هفتگانه ای بود که بعدها مجاهدین انقلابی نام گرفتند، جزء هیات رییسه مجلس شد.وی اگرچه در مجلس اول نیروی موثری بود اما به مشکلات حوزه ی انتخابیه کمتر توجه داشت. وی خود را نماینده ی همه مردم می دانست و از این رو چنان حضور فعال و مثمری در رفع مشکلات مردم نداشت. موثرترین اقدام وی در منطقه راه اندازی شهرک صنعتی فیروزکوه بود. الویری از آن پس اگرچه در دماوند حضور نداشته است اما همواره نقش پشت پرده ی خود را در تحولات سیاسی به ویژه انتخابات حفظ کرده است.

* دومین مجلس – آغاز خط کشی های جناحی

انتخابات مجلس دوم آغاز اختلاف بین نیروهای ائتلاف بزرگ بود. آغاز جدایی حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی. جدایی که بعدها در هردو تشکل ریشه دوانید و به انحلال هر دو انجامید. اصطلاح «چپ» و «راست» در کشور، در منطقه ی ما تبدیل به «الویری» و «صفری» شد.

در سال پایانی اولین مجلس، مرتضی الویری مواضع سیاسی خود را آشکارتر بیان کرد و برخی مواضع وی در نقد شورای نگهبان موجب شد حجت الاسلام والمسلمین شاهچراغی امام جمعه وقت دماوند، علیه مواضع وی موضع گیری کند. این دو دوست دیرینه که این روزها دوستی شان دوباره تجدید شده است! در انتخابات مجلس دوم رودرروی هم ایستاده و به صف  آرایی پرداختند. آنچنان که قهر و آشتی این دو نفر در عمق خانواده های منطقه ریشه دوانید. حمایت تمام قد روحانیت دماوند و فیروزکوه و حجت الاسلام والمسلمین شاهچراغی موجب شد صفری با کسب ۱۸۸۷۰ رای از ۳۷ هزار رای و با بیشترین درصد آراء در این دوره مجلس نماینده مردم شود.

محمود صفری که از مبارزان قبل از انقلاب بود، قبل از آن رئیس آموزش و پرورش دماوند بود و قبل از آن در دوران رژیم ستمشاهی تنها عضو انجمن های کاوشها که در دماوند حاضر بود و خانه اش مأمن دانش آموزان و دانشجویان انقلابی بود. محمود صفری جزء گره ۹۹ نفری بود که به دولت موسوی رأی منفی داد و به اشتباه نظر امام را به مولوی و ارشادی  تقسیم کرد. با این همه نگارنده صفری را یکی از مردمی ترین و فعالترین نمایندگان منطقه در طی ادوار گذشته می داند. حضور موثری که کماکان ادامه یافته است.

*مجلس سوم – انتخابی برای وحدت

تبلیغات انتخابات مجلس سوم در شرایط خاصی برگزار شد. بسیاری از شهرهای ایرانی اسلامی زیر موشک باران و تهدید بود اما علیرغم همه ی تهدیدها، روز نوزدهم فروردین ۶۷ مردم در انتخابات حضوری فعال داشتند. در منطقه ی دماوند و فیروزکوه شاهد حضور ۹۱ درصدی مردم بودیم. در این انتخابات رقابت اصلی بین اصغر نوروزی و محمود صفری بود، اگرچه عزیز بهزادی که از دوره ی اول حضور داشت در این انتخابات حضوری پر رنگ تر را رقم زد و رقیب اصلی نوروزی شد و به عنوان نفر دوم مطرح گردید.

اصغر نوروزی از مبارزان قبل از انقلاب بود و برادرش صادق نوروزی در زندان ستمشاهی به سر برده بود. برادر دیگرش مهدی نیز در حادثه ترور توسط منافقین به شهادت رسیده بود. او که نسبت خویشاوندی با حسین شریعتمداری داشت به صحنه آمد، این در حالی بود که الویری نیز از تهران کاندیدای مجلس ششم بود.

جناح چپ که انتخابات دوم را واگذار کرده بود در اعتراض به امام جمعه وقت دماوند، حضور در نماز جمعه را تحریم کرده و نمازجماعت را در حسینیه فرامه برگزار می کرد. اقدامی که از همان آغاز توسط برخی جوانان معتدل این جناح مقبول نیفتاد. گروهی که به گروه «نور» موسوم شد. آن تندروی موجب شد تا در انتخابات سوم اصغر نوروزی، گروه نور را به عنوان تیم اصلی گرداننده ی تبلیغات انتخابات برگزیند. نگارنده در حاشیه آن گروه، مسئولیت نگارش بیانیه های انتخاباتی ستاد را برعهده داشت و از نزدیک شاهد فعالیت های مختلف آن بود. این نکته هم گفتنی است که در هر سه دوره انتخابات، حسین شریعتمداری چهره ی محوری آن بود و نگارنده خوب به خاطر دارد که در همین تبلیغات مجلس سوم، در جلسه ی اول مطرح شد که «حسین آقا»  شروع کننده جلسه تبلیغات باشد و بدون او حرکت تبلیغاتی آغاز نشود!

شگفتا از ما! که افراد را قبول داریم تا با ما باشند و الا چون بر علیه ما هستند، حتماً خوب نیستند! به هر حال اصغر نوروزی در همان مرحله اول با ۱۶۲۱۲ رای و ۳۵ درصد آرا به مجلس راه یافت. نوروزی فردی مومن و متدین بود که نقطه ی ضعف اش تحرک کم – در مجلس و در منطقه – بود. در واقع او نتوانست مقبولیت عمومی کسب کند و نمره قبولی را از خود به جای بگذارد. بعضی از اعضای گروه نور نیز در ادامه ی راه از وی فاصله گرفت و فعالیت های فرهنگی را بیشتر وجهه ی همت خود ساختند. آغاز این جدایی حضور نوروزی در منزل آقای منتظری در سال ۶۹ بود.

مجلس چهارم – فصل نوین با دو اتفاق تازه

هم انتخابات چهارم و هم چهارمین نماینده، فصل نوینی در نمایندگی و نمایندگان منطقه است.

محمود صفری که از دستیابی به کرسی نمایندگی مجلس به سبب کاندیداتوری عزیز بهزادی – از فیروزکوه- بازمانده بود، این بار به سودای شکست رقیب، شاگرد دیرینه اش سید احمد رسولی نژاد را که جوانی پرتحرک و از خانواده ای شناخته شده در فیروزکوه بود، مطرح ساخت تا رای بهزادی در فیروزکوه شکسته شود. اما نحوه ی حضور تبلیغی رسولی نژاد – برای اولین بار با عکس رنگی جذاب- جوان بودن و سیادت وی، همچنین همزبانی اش با بسیاری از مردم منطقه دماوند که به زبان مازنی سخن می گفتند موجب شد در ناباوری همگان به عنوان نفر دوم به مرحله ی بعد راه یابد. حالا شاگرد در سریع ترین زمان ممکن، رقیب استاد شده بود! جناح چپ دماوند که در انتخابات دوم، دل خوشی از صفری نداشت باز هم با ناباوری و با قدرت تمام در کنار رسولی نژاد قرار گرفته و از وی حمایت کرد. حضور رسولی نژاد در حسینیه ی محله درویش و استقبال کم نظیر هواداران نوروزی موجب شد شگفتی دیگری رقم بخورد و سرانجام در ۲۱/۱/۷۱ سیداحمد رسولی نژاد با ۱۹۵۰۰ رای (۶۰ درصد) از مجموع ۳۲ هزار رای به مجلس چهارم رسید و نوروزی و صفری برای همیشه از صحنه ی انتخابات دماوند و فیروزکوه خداحافظی کردند.جلیل بابایی که نام خانوادگی قبلی  اش”بابو”بود،در دو سه  دوره حضور پیدا کرد،اما دردوره چهارم حضوری فال وپرنشاط داشت،وی درمجلس هفتم وهشتم ونهم ،ابتدا قصد ورود داشت،اما با ملاحطات معقول وسنجیده وارد نشد.وی که ازاهالی روستای مومج است وسطوح مدیریتی بالایی را درهواپیمایی تحربه کرده است،به درستی تصمیم گرفت ومانند عده ای بی محابا وبدون توجه پا به عرصه رقابت نگذاشت. امری که قابل تحسین وتقدیر است.

سیداحمد رسولی نژاد نماینده ای پرتحرک، با بیان جذاب و روابط عمومی قوی اگرچه در مجلس چهارم حضور موثری نداشت اما در منطقه فعالیت زیادی داشت. دفاتر فعال وی در منطقه دماوند و فیروزکوه در نامه نگاری و ارجاع آن به وزارت خانه و ادارات بسیار قوی بودند و شخص رسولی نژاد در همه ی این فعالیتها نقش اول را داشت. در واقع حضور فعال رسولی نژاد در منطقه چهره افراطی حضور یک نماینده بود که وجهه تفریطی آن را در عملکرد الویری و نوروزی می توان مشاهده کرد. برای اولین بار بود که یک عنصر جوان از منطقه ی فیروزکوه به مجلس راه پیدا می کرد. به باور نگارنده از این جهت حضوری قابل اهمیت است که به شکسته شدن انحصار«دماوندی بودن نمایندگان»ا نجامید. ضمن اینکه وی نماینده ی جوان و پرتحرکی بود که می توانست این مسیر را بهتر ادامه دهد. اما برخی اقدامات وی و هوادارانش به جای ظرفیت سازی موجب عمیق تر شدن اختلافات بین مردم دماوند و فیروزکوه و بین شهر دماوند و روستاهای آن شد. علاوه بر اینکه اهتمام بیش از اندازه ی وی به نامه نگاری به ادارات و نهادها، هم سطح انتظارات را به شکل بی رویه ای بالا برد و هم از اقتدار نماینده ملت کاست.

مجلس پنجم – دامن زدن به اختلافات کاذب شهر و روستا

سیداحمد رسولی نژاد که تجربه ی خوبی از چهارمین مجلس اندوخته بود، جزء اولین نمایندگانی بود که به سیاست های هاشمی رفسنجانی و زیاده خواهی فرزندانش پرداخت که البته در آن موقع می توانست اعتراضش را بهتر به ظهور برساند. همین امر و تحرک و روابط عمومی خوب او در منطقه همراه با عمیق تر شدن جدایی شهر دماوند و روستاها که برآیند بی توجهی های گذشته در دوران الویری و نوروزی بود با اقدامات رسولی نژاد و هوادارانش دیرپا شود و برای اولین بار نمایندگی یک نماینده تکرار گردد. این بار نیز رسولی نژاد با ۲۸ هزار رای و ۵۵ درصد آراء به مجلس راه یافت. و در همین دوره بود که با تلاش های پیگیر وی خدمتی بزرگ را در حق مردم فیروزکوه رقم زد، استقلال سیاسی فیروزکوه و شهرستان شدن این دیار در همین دوره اتفاق افتاد!

دوره پنجم که در ۷ خرداد ۷۵ آغاز شده بود یکسال بعد دولت اصلاحات را به خود دید و طبعاً تنش های سیاسی در سطح کلان در منطقه ی ما بین نماینده و فرماندار که آن زمان محمد محسنی نیا – قائم مقام کنونی موسسه کیهان- بود آغاز شد و در ادامه با فرمانداری محسن صفری اوج گرفت. حالا کسانی که روزی و در دوره چهارم تمام قامت از وی حمایت کرده بودند اینک در تقابل هم و این بار شدید و محکم ایستاده بودند!

* مجلس ششم – قصه و غصه ها؛ اولین ابطال انتخابات

مجلس ششم و انتخابات آن در دماوند، قصه ها و غصه های زیادی دارد. رقابت این بار بین سید احمد رسولی نژاد و یک چهره ی جدید اصلاح طلب است، دکتر مصطفی خانزادی. خانزادی که ابتدا در کمیته ی انقلاب اسلامی مشغول بود و سپس برای ادامه تحصیل به انگلستان رفته  است، به خاطر حمایت از فتوای امام در اعدام سلمان رشدی مرتد از انگلیس اخراج می شود و در ایران ادامه تحصیل می دهد. خانزادی قبلاً بیشتر تفکرات جناح راست را داشته اما اینکه چگونه در ادامه ی راه به اردوگاه اصلاح طلبان راه پیدا کرده است، موضوعی است که خود باید پاسخ بدهد. به باور نگارنده وی بیشتر یک عنصر علمی و دانشگاهی است تا سیاسی! و شاید همین امر موجب فراز و فرودهای سیاسی وی شده است. خانزادی اولین کاندیدای جدی و مطرح از منطقه ی کیلان هم بود. اگرچه الویری اصالتاً کیلانی است اما بیشتر خود را دماوندی می داند. خانزادی که فردی خوش بیان با تعامل و ارتباط قوی است توانست هم به جهت جدید بودن، هم به خاطر فضای کشور که تحت تاثیر دوم خرداد بود در انتخابات مجلس ششم حائز اکثریت شود اما برخی بی تدبیری های انجام شده در منطقه ی رودهن و دماوند موجب شد تا اولین ابطال تلخ انتخابات رقم بخورد  و انتخابات مجلس ششم به میان دوره ای کشیده شود. هر چند به باور من، استدلال های هیات نظارت بر ابطال انتخابات چندان مقبول نبود. همین امر موجب شد وی با اختلاف نسبتاً زیاد از رسولی نژاد به مجلس راه پیداکند و یک دوره سه ساله ی نمایندگی را در پرتنش ترین مجلس پس از انقلاب تجربه کند.

دکتر خانزادی را می توان فعالترین و خوش ارتباط ترین کاندیدای جناح چپ یا اصلاح طلب دانست. بیان روان و ارتباطات فعال و تلاش های خوب او باعث شد که در بین بسیاری از مردم محبوبیت پیدا کند اما اقدام اشتباه وی در امضاء ناخواسته ی نامه ای که نوشیدن جام زهر را به رهبر انقلاب توصیه کرده بود، باعث شد از دوره هشتم به بعد رد صلاحیت شده و از راهیابی به مجلس بازمانده و تلاش های وی برای تایید صلاحیت در هر دوره ناکام بماند.

* مجلس هفتم – انتخابی با اختلاف کم آراء

رسولی نژاد گویا پای ثابت انتخابات در دماوند و فیروزکوه شده است. هم او بود که در سربرگ های اداری دفترش نام «رودهن» را آورد و خود را نماینده مردم شریف دماوند و فیروزکوه و رودهن نامید. از این راه درصدد جلب رای مردم رودهن برآمد. رسولی نژاد در رقابت با خانزادی، در فضایی ابهام آلود رای آورد. اختلاف کم آراء و اعلام دیر هنگام رأی دقیق موجب شد که تنش هایی به وجود آید. اما سرانجام رسولی نژاد برای سومین بار با بیست هزار  ششصد رای و ۳۹ درصد آراء برای سومین بار به بهارستان سلام داد. علیرضا تقی پور، معلم فعال قرآن بچه ها در قبل از انقلاب، پس از یک دوره کسب تجربه مدیریتی درفرمانداری و مدیرکلی آموزش وپرورش و حضور موثر درصداوسیما، پس از اولین حضورش درانتخابات مجلس اول، این بار نیز کاندیدا شدکه موفق به کسب رأی قابل توجهی نشد. در این دوره رسولی نژاد در مجلس و  منطقه حرف زیادی برای گفتن نداشت. دوره ای که از هفتم خرداد ۸۳ آغاز شده بود با دولت احمدی نژاد مصادف شد.

رسولی نژاد اگرچه در این انتخابات از هواداران لاریجانی بود و علاقه ای به حضور احمدی نژاد نداشت اما در ادامه و به ویژه در دولت دهم با دولت وی همراهی خوبی داشت

مجلس هشتم – شدت یافتن پدیده ی شوم رأی خریدن

انتخابات مجلس در سومین سال دولت نهم و درتاریخ ۲۸ اسفند هشتاد و شش برگزار شد. چهره ی جدید این دوره محمدرضا پهلوان مدیر ورزشی موفقی بود که در دوره  ریاستش بر فدراسیون فوتبال گام های زیربنایی در تربیت نسل طلایی فوتبالیست ایران برداشته شد. وی در تربیت بدنی آموزش و پرورش و سپس در سمت دبیرکل فوتبال تجربه ای خوبی کسب کرد. شاید همین امر وی را برای کاندیداتوری ترغیب کرد اما اصلاح طلبان که این دوره خانزادی را در مسابقه ی انتخابات نمی دیدند، به محسن صفری فرماندار با سابقه و پرتلاش دماوند روی آوردند. وی اگر چه ابتدا رد صلاحیت شد لکن با تلاش های به عمل آمده وارد مبارزات انتخاباتی شد و همین امر باعث شد هیچکدام از دو کاندیدای مطرح دماوندی موفق به کسب رأی نشوند و چهره ی جدید دیگری به نام دکتر شاهرخ رامین خیلی راحت و کم دردسر به مجلس برود. دکتر رامین پزشک خوش اخلاق و مردم داری بود که اکثر مردم از وی خاطرات خوشی داشتند، به اضافه اینکه مردم رودهن که برای اولین بار کاندیدایی که قابلیت رأی آوردن داشته باشد از منطقه ی خود می دیدند یکپارچه از وی حمایت کردند. نقش رسولی نژاد در سوق دادن تمرکز رأی آوری به رودهن در این دوره انکارناشدنی است. در این دوره پدیده ی شوم رأی خریدن شدت بیشتری گرفت و موجب مشکلاتی شد.

کتر رامین با ۱۵۷۶۵ رأی و ۳۴ درصد آراء از مجموع ۴۵ هزار رأی به مجلش هشتم رفت. دکتر رامین اگرچه در مجلس و در کمیسیون بهداشت و درمان مخبر کمیسیون بود اما جزء نمایندگانی بود که بیشترین غیبت را داشت. حضور رامین در منطقه نیز کم اثر و به چشم نیامدنی بود. اگرچه خدمات وی در حوزه تخصصی اش با همان روحیه خوب وی ادامه داشته و دارد. در مجموع رامین نیز مثل خانزادی چهره ای علمی بود تا سیاسی. این بود که در فراز و فرودهای سیاسی گرفتار آمد و خواسته یا ناخواسته به خاطر اینکه به گروه مشایی منتسب شده بود موفق به احراز صلاحیت در دوره نهم مجلس نشد.

* مجلس نهم – دومین ابطال انتخابات؛ کاندیدایی از نسل سوم

مجلس نهم در اسفند نود و یک برگزار شد. دوره ای تلخ و پرتنش و با حضور پرتعداد کاندیداهایی چون رامین، مشهدی عباسی، میرزاکریمی، دماوندی، فرهادنیا، کیانی، دریاباری و … . دوره ای که پدیده زشت و تنفربرانگیز خرید رأی با گستاخی برخی هواداران نامزدها به اوج خود رسید و منجر به ابطال انتخابات شد و منطقه ی ما برای دومین بار طعم تلخ کرسی خالی مجلس برای یک سال را تجربه کرد. این بار اما هیات نظارت به درستی و اتقان مهر ابطال بر انتخاباتی زد که بر چهره ی درخشان مردم سالاری دینی چنگ زده و خراش انداخته بود.

در یکسال بی نمایندگی، خانم دکتر افتخاری سعی کرد برخی از خلاهای عدم حضور نماینده را اصلاح کند. سال بعد و همزمان با انتخابات ریاست جمهوری و شوراها دماوند و فیروزکوه همزمان سه انتخابات را تجربه کردند. انتخابات میان دوره ای مجلس نهم در این دوره برگزار شد.

رد صلاحیت رامین و برخی کاندیداهای دیگر زمینه را برای مشهدی عباسی فراهم تر ساخت و وی این بار در رقابت با غلامعباس کیانی با ۲۱۶۳۵ رای و ۵/۳۷ درصد آراء به مجلس نهم راه یافت.

یکسال دیر آمدن وی به مجلس بطور طبیعی برای جبران سخت بود. حُسن ورود حمیدرضا مشهدی عباسی جوان بودن وی بود. وی نماینده نسل سوم هم به شمار می آمد. اما علیرغم تلاش های خوب او در این دوره و بروز مشکلات مالی در کشور و نیز عدم ارتباط منسجم و گسترده، و همراهان همراه و موثر نتوانست آنچنان که باید بدرخشد. حضور مشهدی عباسی اگرچه نشاط خوبی در جوانان به وجود آورد اما می توانست بهتر از این از ظرفیت نسل سومی ها در مسئولیت های مختلف استفاده کند. وی علیرغم اینکه مدت مدیدی دبیر موتلفه اسلامی شهرستان بود و چهره شاخص اصولگرایی شناخته می شد اما انعطاف خوبی در ارتباط با گروههای رقیب داشت و تا حدودی هم موفق بود. چه بسا همین انعظاف وی باعث می شد تا هیچکدام از موافقان و مخالفانش چندان که باید از وی راضی نباشند و همین امر سبد رأی وی را در دوره دهم دچار آسیب ساخت.

*و سرانجام انتخابات دهم

دهمین انتخابات مجلس،‌ در هفتم اسفندماه برگزار شد. با متن و حاشیه ی بسیار. از قضیه ی رد صلاحیت ها و فضاسازی های مصنوعی اصلاح طلبان تا اختلافات پنهان و پیدای اصولگرایان و رسیدن به یک فهرست واحد، تا دعوت تلویزیون بی.بی.سی برای شرکت در انتخابات و انتخاب کسانی که آنها را حامی دولت می نامید. انتخابی همراه با انتخابات خبرگان.

در دماوند اما مثل همیشه با همان ثبت نام فله ای و تایید صلاحیت فله ای روبرو بودیم. سپس با عدم احراز و رد صلاحیت گروهی از داوطلبان که چهره ی مشهور آنها دکتر خانزادی بود. محمد سراج و قاسم میرزایی هم از جمله کسانی بودند که پس از اعلام عدم احراز، تایید صلاحیت گرفته و وارد انتخابات شدند. رضا فخاری که روزی فرماندار دماوند بود به اضافه محسن اکبری، معلم جوان آبسرد چهره های جدیدی بودند که وارد چرخه انتخابات شده بودند. مشهدی عباسی، دریاباری و رسولی نژاد ثبلاً در این عرصه حضور داشتند. سراج، فخاری، مشهدی عباسی و رسولی نژاد هر چهار نفر از جبهه اصولگرایان بودند که عموماً به ادعای اینکه رأی مردم مال آنها است، کنار نرفتند و ماندند تا قاسم میرزایی نیکو که روزگاری طولانی را در نهادهای امنیتی به خدمت مشغول بود و خاستگاه اصلاح طلبی دیرینه داشت، در ناباوری خیلی ها، مشهدی عباسی را پشت سر بگذارد و با حدود نهصد رأی بیشتر نفر دوم باشد که به فینال انتخابات یا همان مرحله دوم راه یابد. محسن اکبری به نظرم اضافه بر جوان بودن و نسل سوم بودن، اولین کاندیدایی بود که از آبسرد برخاسته و رأی قابل توجهی را کسب کرد. اکبری چنانچه از برخی حواشی اجتناب می کرد می توانست رأی بیشتری داشته باشد، موضوعی که می تواند برای آینده به آن فکر کند. با این همه این بار نیز پدیده ی زشت و شوم و جهنمی خرید و فروش آراء ادامه یافت. البته ظاهرا کسانی به حسب تجربه سابق شان مهارت یافته و به شکل سازماندهی شده تر به این اقدام شیطنت آمیز و ضدشرعی و ضداخلاقی و ضد قانونی ادامه دادند. امری که پس از انتخابات مورد اعتراض برخی کاندیداها قرار گرفت اما ظاهراً در نهادهای ذیربط انگیزه ی چندانی برای پیگیری و رسیدگی جدی نبود. این بدین خاطر بود که اصلاح طلبان که به مقصود خود رسیده بودند و اصولگرایان نیز تا حدی راضی شده بودند، نهادهای ذیربط هم شاید به ملاحظه اینکه یا بازشماری دوباره ی آراء به مصلحت نیست، چندان پیگیر ماجرا نشدند.

به هر حال رسولی نژاد، میرزایی، مشهدی عباسی، دریاباری، اکبری، فخاری و سراج با کسب آراء نسبتاً معتنابه جزء شش نفر اول شدند و از این میان احمد رسولی نژاد و میرزایی به مرحله دوم راه یافتند.

پرواضح بود که برنده ی این انتخابات میرزایی است. چون اولاً چهره ی جدید بود. ثانیاً از منطقه ی دماوند بود با این امتیاز که از شهر دماوند نبود که به قصه تکراری  دماوندی و غیردماوندی دامن زده شود.

ثالثاً رسولی نژاد تکراری ترین چهره ی این انتخابات بود که حتی در شهرستان زادگاهش نیز مثل گذشته آن حمایت انبوه و متراکم را نداشت و این البته طبیعی بود. به نظرم رسولی نژاد ابتداء مایل به شرکت در انتخابات نبود اما توجه اطرافیان و دوستانی که ناشیانه وی را به میدان فرستادند عمل کرد و پیش بینی که می شد، به وقوع پیوست.در واقع سید احمد رسولی نژاد با این ناکامی باید برای مدتی مدید و شاید همیشه با حضور در انتخابات منطقه خداحافظی کند.

میرزایی نیز با این که نیازی به این حجم زیاد تبلیغات انبوه در فضای حقیقی و مجازی نداشت. هر آنچه از شخصیت های اصلاح طلب را که می توانست به میدان آورد، کاری که ظاهراً و فقط  هدفش فضاسازی رسانه ای در کشور و تابع یک تصمیم کلان  در جبهه ی اصلاح طلبی و بخشی از عملیات احیاء اصلاح طلبان بود و او خواسته یا ناخواسته به توصیه بزرگان ستاد ائتلاف امید به این تبلیغات تن داد. چیدمان شخصیت های مدعو توسط ستاد وی هوشمندانه و با لحاظ حساسیت های هر منطقه بود. استفاده از عکس و تصاویر علما – که چندان درست نبود- مثل حضرت آیت اله جوادی آملی تا استفاده از چهره های محلی مثل حاج آقاباطبی از فیروزکوه یک سری تبلیغات ناشیانه و دم دستی بود که چنانچه انتخابات در منطقه ی ما سیاسی بود، عکس العمل منفی فراوان داشت.

پدیده دیگر این دوره جلسه اصولگرایان شهر دماوند در کتابخانه مسجدجامع بود که در نوع خود جدید بود و برای بسیاری تامل برانگیز! اقدامی دیرهنگام که چنانچه ادامه یابد می تواند آثاری را دربرداشته باشد.

اتفاق شگفت دیگر حمایت حمیدرضا مشهدی عباسی نماینده ی دوره نهم مجلس از مهندس قاسم میرزایی نیکو بود که ابتداء در فضای مجازی و با نصب بنر در ستاد انتخابات وی صورت پذیرفت و سپس یک تکذیب نیم بند صورت پذیرفت. پدیده ای که نه از مشهدی عباسی انتظار می رفت و نه به مصلحت وی بود.

چنانچه قصد حمایت بود می بایست محکم و صریح اعلام حمایت می کرد و اگرنه، به صراحت سکوت یا اعلام حمایت از کاندیدای مقابل راه حل آن بود. برخی از منتقدان وی، این اقدام مشهدی عباسی را نوعی انتحار سیاسی نامیدند که باید دید چگونه همفکران و هم حزبی های وی در این باره مواجهه خواهند کرد.

بهرحال مرحله ی دهم انتخابات در فضایی نسبتاً سرد برگزار شد و جمعیت حدود هفتاد هزار نفری مرحله اول به چهل هزار نفر هم نرسید. که البته اگرچه تا حدودی طبیعی است اما بیشتر از حد انتظار کاهش مشارکت را شاهد بودیم. قاسم میرزایی نیکو با بیش از بیست هزار رأی به عنوان نماینده مردم دماوند و فیروزکوه به مجلس راه یافت. و بدین سان پرونده انتخابات دهم مجلس در حوزه ی انتخابیه ما بسته شد.

مهندس میرزایی اینک باید به وعده هایی که در حین انتخابات داده است پای بند بوده و چنانچه در بیانیه تشکرش از مردم گفته به اقدام و عمل بپردازد. انشاءا…

انتهای پیام/

http://dana.ir/733886
ارسال نظر
نظرات