شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان اصفهان
ساعت: 15:07 منتشر شده در مورخ: 1395/05/20 شناسه خبر: 852196
حرف هایی مسئولیت آفرین در دیدار با مادر شهید احمدرضا دری؛
بسیار ساده زیست بود/ می گفت مگر در قبر هم می توانید برای من تشکی بیاورید!
احمدرضا درحالی که سربازی خود را به پایان رسانده بود، داوطلبانه به جبهه رفت و «خط شکن» تیپ امام حسین(ع) بود. در عملیات محرم که رزمندگان در رودخانه دویرج به آب زدند و نیروهای عراق برق را به آب وصل کردند احمدرضا به آرزوی خود یعنی شهادت رسید

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان،

تاریخ تولد: ۱۵/۷/۱۳۳۶

وضعیت تاهل: مجرد

تاریخ شهادت: ۱۱/۷/۱۳۶۱

سن: ۲۵سال

عملیات: محرم

محل شهادت: عین خوش

محل دفن: گلستان شهدا

تحصیلات: لیسانس

شغل: مهندس برق

تعداد اعضای خانواده: پدر و مادر و ۷فرزند (۴ دختر و ۳ پسر)

محل تولد: خیابان نشاط اصفهان

زندگی نامه شهید احمد رضا دری به روایت خانواده

احمدرضا که فرزند اول خانواده بود، از کودکی پسری دلسوز و مهربان بود. همیشه مراقب بود کسی از او نرنجد و در کمک کردن به مردم خصوصا به مادر کوتاهی نمی کرد. در هنرستان فرخ روز در رشته برق تحصیلات دوره متوسطه خود را به پایان رسانید و پس از آن در کارخانه برق مشغول به کار شد.

شهید دری از همان دوران نوجوانی ساده زیستی را پیشه کرد و به دیگران هم توصیه می کرد که دنیاگرا و تجملاتی نباشند. روی یک فرش گلیمی می خوابید و حاضر نبود زیر پای او تشکی پهن شود و به مادر تذکر می داد که مگر شما در قبر هم برای من می توانید تشکی بیاورید؟!

در نوجوانی در رشته های شنا و فوتبال مهارت زیادی داشت به طوری که شنا را به بسیاری از افراد فامیل و اعضای خانواده آموزش می داد.

بسیار خنده رو و خوش برخورد بود به طوری که در کل فامیل زبانزد شده بود. در برابر صحبت های ناشایست دیگران (به عنوان مثال افرادی که می گفتند کسی که به جبهه رود پول زیادی می گیرد) به برادر همرزمش توصیه می کرد که کاری به این حرف ها نداشته باش و وظیفه ما صله رحم است.

وقتی از جبهه برمی گشت نماز جمعه و صله رحم جزء برنامه های حتمی او بود.

شهید احمدرضا دری

مسجد یزدخواستی (قراول خانه قدیم) محل رفت و آمد احمدرضا بود ولی در نماز جماعت به امامت آیت الله ناصری و حاج آقا کمال فقیه ایمانی نیز شرکت می کرد. حاج آقا کمال فقیه ایمانی همیشه از او تعریف و تمجید و برای او طلب سعادت می کرد.

او نه تنها نماز شب را ترک نمی کرد بلکه از اعضاء خانواده نیز دعوت به خواندن نماز شب می کرد.

در بسیج مسجد محله فعال بود و شب ها وظیفه پاسداری از محله را به عهده داشت.

حاضر به ازدواج نبود تا دلبستگی نداشته باشد و بهتر و بیشتر بتواند به جامعه خدمت کند.

همیشه می گفت هنوز تازه کار هستم و حقوقی دریافت نمی کنم، ولی بعد از شهادت خانواده متوجه شدند که حقوقی را که می گرفته صرف امور خیر (تهیه جهیزیه و…) می کرده است.

موقعی که در حال آماده شدن برای رفتن به جبهه بود، برادر به او گفت: من که می روم تو بمان و مواظب خانواده باش، ولی احمدرضا جواب داد: هرکس باید راه خودش را برود.

این شهید بزرگوار در حالی که سربازی خود را به پایان رسانده بود، داوطلبانه به جبهه رفت و اعزام او از پادگان غدیر بود.

احمدرضا «خط شکن» تیپ امام حسین(ع) بود و سرانجام در عملیات محرم که رزمندگان در رودخانه دویرج به آب زدند و نیروهای عراق برق را به آب وصل کردند احمدرضا به آرزوی خود یعنی شهادت رسید.

شهید دری که صورت و چشمانش سوخته شده بود و مادر قادر به شناخت او نبود، به خواب مادر می آمد و دست خود را روی صورت می گذاشت و برمی داشت و می گفت مادر ببین من احمدرضا هستم! و اینچنین به مادرش یقین می داد.

10

شهید احمدرضا دری

4

5

6

وصیتنامه پاسدار شهید احمد رضا دری

بسم الله الرحمن الرحیم

«الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون»

آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند، آنها را نزد خداوند مقام بلندی است. آنان رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.

سلام و درود بر رهبر بزرگ امام خمینی و سلام و درود به تمام شهدای راه حق و فضیلت و ملت قهرمان ایران و سلام و درود بر خانواده عزیزم.

ای مردم جز این نیست که دنیا سرای گذراست و آخرت جای ماندن. پس از گذرگاه برای قرارگاهمان توشه بردارید. دلهایتان را از دنیا خارج نمایید پیش از آنکه بدنهاتان از آن بیرون بزند.

امروز تاریخ صدر اسلام تکرار شده و دوباره مکتب توحید در برابر ابرقدرتها خودنمایی می کند. امروز روزی است که به سادگی می توان حق را از باطل شناخت و روزی است که تمام ابرقدرتها چه غرب و چه شرق چهره کریه خود را به نمایش می گذارند.

و ای برادر عزیز امروز به راحتی می توانی راهت را برگزینی چه این صحنه هایی را که می بینی مسئولیت آفرین است. صحنه هایی که ایمان و روحیه شهادت طلبی می آفریند.

ای برادر قدری تفکر کن و بیندیش که چرا تمام قدرتها و ابرقدرتها در برابر ما و اسلام صف کشیده اند.

خدایا تو می دانی که ما را یاری ماندنمان نیست و نپنداری که با بودنمان آیه «الانسان لفی خسر» را تفسیر می کنیم.

پیام به ملت عزیز:

وحدت را حفظ کنید که با وحدت بود که نظام ۲۵۰۰ ساله شاهی را با وجود کمکها و توپ و مسلسل به زانو درآوردید و با شرکت در نماز جمعه که بزرگترین سلاح ماست، مشت محکمی بر دهان ابرقدرتهای جهان خوار بزنید.

مردم مبادا امام امت این پیر خستگی ناپذیر و این قلب کوبنده ملت و این هدیه خدا را تنها بگذارید.

و ای پدر و مادر عزیزم از اینکه در این مدت عمر من برایم زحمت کشیدید و من نتوانستم زحمات شما را جبران کنم خیلی متاسفم. اما در آن دنیا شفاعت شما را می کنم.

مادرجان امیدوارم مرا ببخشی و شیرت را حلالم کنی. اگر شهید شدم لباس سیاه نپوشید و برای من گریه نکنید. بالاخره همه دیر یا زود به طرف خدا خواهیم رفت پس چه بهتر مرگی باشد پر افتخار

مرگ باعزت اگر خونین است               بهتر از زندگی ننگین است

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

8

9

انتهای پیام/

http://dana.ir/852196
ارسال نظر
نظرات