شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان اصفهان
ساعت: 11:21 منتشر شده در مورخ: 1395/07/19 شناسه خبر: 919097
خبر آمد خبری در راه است...
پایان انتظار ۳۴ ساله خانواده دو شهید مفقود الاثر شهر گز/ اگر شما برادران یوسف هستید ولی من یعقوب نیستم
پس از شناسایی و اعلام اسامی دو شهید مفقود الاثرشهر گز، انتظار ۳۴ ساله خانواده های شهیدان قانع زاده و شریفیان پایان یافت.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاهین پرس؛ با اینکه بیش از سه دهه از پایان جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق بر علیه کشورمان می گذرد اما این جنگ ناجوانمردانه برای بسیاری از خانواده ها هنوز تمام نشده چرا که چشم انتظار بازگشت عزیزان خود هستند.

منتظر و چشم به راه ماندن همیشه سخت و طاقت فرسا است بخصوص اگر پدر و مادری منتظر فرزند گمشده خود باشند، آری جنس انتظار، مادران شهدای گمنام و مفقودالاثر  با انتظار سایر افراد متفاوت و غیر قابل توصیف است، زیرا این انتظار سخت و کشنده برخی از پدر و مادران شهدا را با چشمانی مانده به راه، دار دنیا را وداع گفتند.

خبر بازگشت پرستوهای مهاجر به آغوش خاتواده پایانی است بر این انتظار، این خبر به اندازه ای شیرین و دلچسب است که گاهی وجود تنها یک پلاک و یا تکه استخوانی از پیکر مطهر شهدا خانواده هایشان را از نگرانی و بی تابی به آرامش می رساند.

پس از شناسایی و اعلام اسامی دو شهید مفقود الاثر، انتظار ۳۴ ساله خانواده های آنان پایان یافت

به تازگی کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح، پیکر طیبه و نورانی ۲۱شهید دوران دفاع مقدس را شناسایی کردند. این شهدای گرانقدر که  از طریق آزمایش DNA، مدارک شناسایی و پلاک هویت، شناسایی شده اند، متعلق به استان های خوزستان، خراسان رضوی، همدان ،فارس، کرمانشاه، اردبیل، اصفهان،گلستان، مازندران و استان تهران هستند.

پیکر های مطهر چهار شهید به شرح ذیل متعلق به استان اصفهان می باشند که دو تن از آنها متعلق به شهر گز برخوار می باشد.

شهید عبداله قانع زاده، فرزند علی اکبر، متولد ۴۶ ، اعزامی از استان اصفهان که در عملیات والفجر۱ و در منطقه عملیاتی فکه به شهادت رسیدند.

شهید احمدرضا شریفیان، فرزند حسنعلی، متولد ۴۷ ، اعزامی از استان اصفهان که درعملیات والفجر۱ و در منطقه عملیاتی فکه به شهادت رسیدند.

شهیدغلامعلی رضایی کوجانی، فرزند حاج بابا، متولد ۳۰ ، اعزامی از استان اصفهان که در عملیات محرم (منطقه عین خوش)و در قبرستان الرمادی به شهادت رسیدند.

شهید علی ذراتی، فرزند رضا، متولد ۴۰ ، اعزامی از استان اصفهان( کاشان) که در عملیات والفجر ۱ و در منطقه عملیاتی فکه به شهادت رسیدند

246587

به همراه چند تن از مسئولان ایثارگران سپاه صاحب الزمان برای دیدار و خبر شناسایی شهدا به سمت منزل شهدا حرکت کردیم.

*****************************

پدر و مادرم تا آخرین لحظات چشم به راه آمدن عبدالله بودند

شهید عبدالله قانع زاده که درس آموخته مکتب حضرت سیداشهداء(ع) است تحصیلات خود را تا مقطع دبیرستان ادامه می دهد اما در نیمه های راه حضور در جبهه نبرد با دشمن را به نشستن روی نیمکت ترجیح داده و پس از آنکه در پادگان غدیر آموزش های لازم را می بیند به عنوان نیروی زبده به مناطق عملیاتی اعزام می شود و در عملیات والفجر۱ مفقودالاثر می شود.

پدر و مادر شهید عبدالله قانع زاداه  پس از سالها انتظار، یکی هشت سال و دیگری پنج سال پیش فوت شده اند. اما برادر و خواهران شهید علی رغم شنیدن خبر شناسایی پیکر دو شهید از شهر گز، ولی فکر نمی کردند یکی از این دو کبوتر خونین بال که عزم بازگشت کرده اند برادر گمشده ۳۴ ساله آنها باشد با بهت و ناباوری و با دقت به صحبت ها گوش می کردند.

پس از اطمینان از صحت خبر، برادر شهید با بغضی شکسته و شانه هایی لرزان اما خوشحال گفت: پدر و مادرم خیلی انتظار کشیدند ولی درد دوری و فراق سخت تر از آن بود که بتوانند در برابر آن دوام بیاورند آنها تا آخرین لحظات چشم به راه آمدن عبدالله بودند.

او  با یادآوری سالهای گذشته، از بزرگ منشی برادر شهیدش یاد کرد و گفت: عبدالله علی رغم سن پائین بسیار مقید به انجام واجبات الهی بود کمتر حرف می زد ولی بیشتر عمل می کرد تا جایی که یکسال ماه رمضان مقارن با روزهای گرم تابستان شده بود به همراه چند تن از دوستان برای کار به کوره های آجر پزی رفتیم ولی تنها عبداالله بود که در کوره اجر پزی ماند و در آن روزهای گرم تابستان با زبان روزه در کوره آجر پزی کار کرد.

شهید عبدالله قانع زاده در سن ۱۶ سالگی مشغول تحصیل در مقطع دبیرستان بود که در لبیک به فرمان رهبر امت به همراه جمع زیادی از همکلاسی های خود در دوره های آمموزشی شرکت کرد که بدلیل داشتن اندامی قوی و آمادگی لازم از میان بیش از دو هزار نفر انتخاب و با کسب اجازه از پدر و مادر به مناطق عملیاتی اعزام شد.

25787

برادر شهید از تلاش پدر زحمتکش خود برای کسب روزی حلال یاد کرد و ادامه داد: سال ۶۱ عبدالله کلاس درس را رها کرد و به همراه گروه تخریب در قالب بسیج به جبهه اعزام شد. عبدالله موقع رفتن خداحافظی پرمعنایی داشت خداحافظی او خبر از فراق و دوری می داد تا اینکه پس از چند وقت همه نامه هایی که پدرم ارسال کرده بود یکی یکی برگشت می خورد. با پیگیریهای پدرم یکی از همرزمانش اطلاع داد که دیده عبدالله در عملیات مجروح شده اما هیچ اثری از او بدست نیاوردند.

وی ادامه می دهد: سال ۶۵ خبر قطعی شهادت عبدالله و دو تن دیگر از همرزمانش به نام های شهید احمدرضا شریفیان و شهید دهقان زاده را که آوردند در گلستان شهدا سه تا سنگ یادبود برایشان درست کردند.

برادرم عبدالله بخاطر عشق و ارادتی که به اهل بیت داشت از یاران واقعی امام در دفاع از اسلام بود

شهید عبدالله قانع زاده در عملیات والفجر مقدماتی نیمه های شب برای بازکردن معبر به همراه چند تن از همسنگران حرکت می کند. طبق برنامه قرار می شود با شلیک منور سبز نیروهای خودی، حرکت کنند که در پاتک دشمن بر اثر ترکش آر پی جی از ناحیه دست به شدت مجروح و به شهادت می رسد و پیکر مطهرش در منطقه می ماند.

دومین خواهر شهید از عشق برادرش به کربلا و امام حسین(ع) یاد کرده و می گوید: همیشه به ما سفارش می کرد که زینب وار زندگی کنیم و نسبت به حجاب اسلامی کوشا باشیم. و من یقین دارم عشق و ارادت عبدالله به اهل بیت(ع) خصوصا امام حسین (ع) او را یکی از یاران امام در دفاع از اسلام کرده است.

*****************************

در خواب دیدم که احمدرضا بزودی می آید

شهید احمد رضا شریفیان دیگر شهید تازه تفحص شده شهر گز برخوار که سال ۱۳۴۷ در خانواده ای مذهبی و ولایتمدار متولد و پرورش می یابد او را بزرگتر از سن عقلی رشد می دهد تا جایی که در دوران ابتدایی نسبت به حجاب نامناسب معلم خود واکنش نشان می دهد و همه همکلاسی های خود را متقاعد می کند که همه باهم اعتراض کنیم و از معلم بخواهیم که حجابش را رعایت کند.

پدر شهید روز جمعه چهارم آبان ماه سال ۱۳۴۷ را به خوبی به یاد دارد روزی که احمدرضا چشم به این جهان گشود می گوید احمدرضا از کودکی ذهن سرشار از نبوغ و خلاقیت داشت و شاید هنوز شش سال تمام را نداشت که در پی کشف وقایع انقلاب بوده و ذهن پرسشگر او سئوالات پی در پی از علت تبعید امام (ره) می پرسیده است.

احمدرضا خط که پرورش یافته پدری مومن و انقلابی است به لحاظ بعد سیاسی و اعتقادی بسیار قوی بوده و حتی اعلامیه های حضرت امام(ره) را با خط زیبایی که داشته می نوشته و توزیع می کرده است.

در اوائل پیروزی انقلاب اسلامی شهر گز همانند بسیاری دیگر از مناطق کشور دارای مدارس با رشته های تحصیلی مختلف نبوده و علاقمندان به ادامه تحصیل باید به شهرهای دور و نزدیک می رفتند. شهید شریفیان نیز از هوش سرشاری برخوردار بوده علاقه به تحصیل باعث می شود در دبیرستان ابن سینای اصفهان ثبت نام و مشغول تحصیل شود.

با حمله دشمن بعثی به خاک کشور و شهادت همکلاسی هایش در جبهه های نبرد و همچنین احساس وظیفه در لبیک به ندای رهبر امت اسلامی او را از ادامه تحصیل بازداشته بود دیگر دل ماندن نداشت و نمی توانست بماند به هر طریق ممکن زمانی که موفق شد رضایت پدرش را برای رفتن به جبهه بگیرد از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید.

پدر شهید شریفیان که مردی روزگار سرد و گرم چشیده است با چشمانی اشکبار و داغ سالها فراق و جدایی بر سینه می گوید: وقتی که رضایتم را برای رفتن به جبهه اعلام کردم از ذوق و خوشحالی می خواست بال در بیاورد، پای ماندن نداشت حس عجیبی در وجودم احساس می کردم به مادرش گفتم احمدرضا می رود ولی نباید منتظر برگشت او باشیم.

img_20161007_184233

وی ادامه می دهد: در شب عملیات والفجر ۱ که احمدرضا در آن شرکت کرده و به شهادت رسیده بود خواب شهادتش را دیدم بعدها همرزمانش می گفتند که در عملیات مجروح شده ولی اثری از پیکرش پیدا نکرده بودند. چند شب پیش نیز در خواب دیدم که احمدرضا بزودی می آید.

اگر شما برادران از یوسف گمشده ام خبر آورده اید، من یعقوب نیستم 

در ادامه مسئول ایثارگران سپاه صاحب الزمان(عج) استان اصفهان پس از حمد و ثنای خدا و برشمردن ویژگی های مشترکی که همه شهدا دارند و آنان را از سایرین متمایز کرده، خطاب به پدر شهید گفت: اراده خداوند بر این است که در ماه محرم ماه عزای حضرت سیدالشهداء(ع) خبر خوبی به شما برسد و همانگونه که در خواب به شما الهام شده به تازگی کمیته جستجوی مفقودین در مناطق عملیاتی پیکرهای شهدایی را تفحص کرده اند که با توجه به پلاک و آزمایش DAN انجام گرفته پیکر مطهر شهید احمدرضا شریفیان شناسایی شده و بزودی به آغوش شما برمی گردد.

 پدر شهید شریفیان که مردی روزگار سرد و گرم چشیده است با چشمانی اشکبار و داغ سالها فراق و جدایی فرزند بر سینه می گوید: شما خبر یوسف گمشده ام را آوردید، اگر شما برادران یوسف هستید که خبرش را برایم آوردید، ولی من یعقوب نیستم و …. (گریه امان نمی دهد)

مادر شهید شریفیان با احساس خوب و سرشاری که قابل توصیف نیست می گوید: احمدرضا در کودکی بسیار آرام بود و اکثر اوقات همراه پدرش بود. خبر آمدن احمدرضا را در خواب دیده بودم و چون همه ساله در منزل مجلس روضه اباعبدالله برگزار می شود از ابتدای دهه محرم منتظر خبر بودیم.

  *****************************

بر اساس اعلام ستاد برگزاری مراسم تشییع شهدای تازه تفحص شده، پیکرهای پاک و مطهر شهدای تازه تفحص شده ساعت ۱۵ روز پنجشنبه از فلکه فیض به سمت گلستان شهدا تشییع و سپس روز جمعه در شاهین شهر و شهر گز تشیع و به خاک سپرده می شوند.

  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
http://dana.ir/919097
ارسال نظر
نظرات