کد خبر: 1729284
یادداشت؛
چرایی مصاحبه ظریف از زاویه‌ای دیگر/ قهرمان‌زدایی و قهرمان‌سازی
انتشار مصاحبه محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه دولت دوازدهم از شبکه معاند اینترنشنال موجی از عکس‌العمل‌ها در داخل و خارج ایجاد کرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ نصرالله شفیعی فعال سیاسی استان بوشهر در مطلب ارسالی به سپاس با اشاره به فایل صوتی وزییر امور خارجه نوشت: انتشار مصاحبه محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه دولت دوازدهم از شبکه معاند اینترنشنال موجی از عکس‌العمل‌ها در داخل و خارج ایجاد کرد.

تقبیح نگاه دکتر ظریف نسبت به نقش سردار دل‌ها حاج قاسم سلیمانی در دیپلماسی دولت روحانی و برجام و ایجاد دوگانه میدان و دیپلماسی نقطه ی مشترک اکثر کاربران فضای مجازی و ایرانیان غیرتمند بود. این رشته سر دراز دارد و بعید است زخمی که این مصاحبه بر دل ملت غیرتمند ایران ایجاد کرده به‌زودی التیام یابد.

در این یادداشت می خواهم از زاویه‌ای دیگر به موضوع بنگرم؛ و آن جدای از انتشار این مصاحبه سه‌ساعته در موقعیت کنونی است. برفرض که این مصاحبه در حال حاضر به‌وسیله جریان نفوذ ـ آشکار یا پنهان ـ سر از شبکه اینترنشنال درنمی آورد، بحث درباره چرایی پرداختن مصاحبه‌کننده که خود یکی از محکومان امنیتی فتنه ۸۸ است به یک موضوع و پاسخ دکتر ظریف به این سؤال است.

سؤال درباره نقش میدان و دیپلماسی و چگونگی نقش حاج قاسم دراین‌ موضوع است.
به عقیده ی من این سؤال و پاسخ آن کاملاً حساب‌شده و برنامه‌ریزی شده بوده است. چرا؟ برای دو هدف:
۱. قهرمان زدایی از شهید حاج قاسم سلیمانی
۲. قهرمان سازی از دکتر ظریف

جریان غرب‌گرا و لیبرال و سران اصلی اصلاح‌طلبان سال‌ها به دنبال استحاله نظام جمهوری هستند. با تمام توان و ابزارهای تبلیغی و رسانه‌ای اسلام زدایی و انقلاب زدایی را در دستور کار خود قرار داده‌اند. ازآنجاکه خود، ایدئولوژی و مکتب خاصی ندارند لاجرم مثل سایر روشنفکران به دامان غرب و تفکر مادی و زیست دنیایی آن‌ها پناه آورده‌اند. از همین رو هر وقت هم در بدنه ی حاکمیت قرار می گیرند ازآنجاکه اساس جمهوری اسلامی را که بر پایه ی حاکمیت الله و ولایت‌فقیه استوار است قبول ندارند، حاکمیتشان جز سنگ‌اندازی و مانع‌تراشی برای نظام، ارمغان دیگری ندارد. نمونه‌اش همین دولت دکتر روحانی در هشت سال گذشته است.

واقعیت موجود این است که سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در نزد قاطبه ایرانیان به‌عنوان قهرمان ملی شناخته می‌شود. این ربطی به نگاه‌های سیاسی و سلیقه‌ای و قومی و قبیلگی هم ندارد. تنها معاندین و غرب‌گرایان و سلطنت‌طلب‌ها و منافقین را می توان استثنا کرد.

حاج قاسم تنها یک قهرمان ملی نیست. حاج قاسم چکیده ی انقلاب اسلامی و تجسمی از همه ی آرمان‌ها، اهداف و حتی شعارهای انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است. حاج قاسم قهرمان فصل ایران نیست. قهرمان تاریخ ایران است. بدون تردید نسل‌های آینده ایران بیشتر از ما از حاج قاسم یاد خواهند کرد. چون حاج قاسم در میان ما بود و گاهی عادی انگاری ها مانع شناخت کامل یک فرد می‌شود. نسل‌های آینده وقتی تاریخ را می خوانند و نقش شخصیت‌های تاریخی در شکوه و سقوط یک ملت را مطالعه می کنند مسلماً وقتی به حاج قاسم می رسند و با دیگران مقایسه می کنند به‌خصوص آن‌ها که در ذلت آفرینی برای ملت در برهه‌هایی نقش داشته‌اند، به عظمت و جایگاه بی بدیل حاج قاسم در سرنوشت و تاریخ ملت ایران بیشتر پی می برند.

این موضوع چه در حال حاضر و چه در آینده برای غرب‌گرایان واداده و لیبرال وطنی که از گذشته ی خود پشیمان شده‌اند و سال‌ها انقلاب زدایی را در دستور کار خود قرار داده‌اند بسیار دردناک و غیر قابل تحمل است. این عده عزم جدی دارند تا به کمک نظام سلطه‌گر آمریکا و با انواع توطئه‌ها مثل فتنه ۸۸ قدرت بلامنازع را در کشور به دست بگیرند. قهرمانی حاج قاسم برای این جماعت بسان کابوسی است که خواب راحت را از آ ن ها گرفته است. مسلماً آن‌ها بیکار نخواهند نشست و این روند توطئه گرانه خود را همچنان ادامه خواهند داد. یکی از شیوه‌های اینها تخریب شخصیت‌های مردمی، انقلابی صادق، پاک و مخلص است که می خواهند عزت ایرانی با هویت اسلامی حفظ شود. در صدر این شخصیت‌ها قاسم سلیمانی است.

با توجه به فضای حاکم موجود، برای آن‌ها در حال حاضر میسر نیست که این پروژه شخصیت زدایی از انقلاب را در مورد حاج قاسم به‌کارگیرند. به همین خاطر آن را به فردا موکول می کنند؛ و مصاحبه ی انجام‌شده با دکتر ظریف نیز برای فردا بوده است.

از سوی دیگر آن‌ها می دانند اگر قرار است قهرمان ملی ایران را حذف کنند باید به‌جایش قهرمان دیگری را جعل کنند. نمی‌شود چیزی از کسی گرفت و به فکر جایگزینش نبود. مهم‌ترین بحران آن‌ها همین نبود قهرمان است. بحث انتخابات نیست. زمان انتخابات یک فضای هیجانی شکل می گیرد و چه‌بسا کسی بتواند با انواع شیوه‌های غیراخلاقی و جنگ روانی رأی اکثریت را به خود جلب کند ولی آن فرد الزاماً قهرمان نیست. روحانی دقیقاً با چنین شیوه و رویکرد غیراخلاقی در سال ۹۲ و ۹۶ وارد گود انتخابات شد و توانست پیروز میدان از آب درآید؛ ولی امروز از منفورترین افراد بین مردم است.
آن‌ها به ظریف نیاز دارند تا برای حال و آینده قهرمان ملی شود. برخی محبوبیت‌ها در نظرسنجی آن‌ها را به توهم می اندازد تا به این گزینه دامن بزنند. همان چیزی که مصاحبه‌گر یعنی سعید لیلاز در آغاز مصاحبه برای دکتر ظریف سنگ تمام می گذارد. به‌گونه‌ای به شنونده و حتی خود دکتر ظریف القا می کند که او محبوب‌ترین شخصیت ملی و به عبارتی قهرمان ملی ایرانیان است.
نکته رنج‌آور برای این جریان غرب‌زده ی لیبرال این است که همه ی ماجرا این نیست. آن‌ها می دانند که ظریف و امثال ظریف به گرد پای حاج قاسم هم نمی رسند. نکته ی دیگری که آن‌ها را برای این قهرمان سازی بسیار نگران‌ می کند این است که آن‌ها قهرمانی دکتر ظریف را در عرصه ی دیپلماسی می دانند؛ اما حاج قاسم قهرمان در عرصه ی میدان نبرد است که البته دیپلماسی پنهان و عزتمندانِه را نیز در کنار آن داشته است.

قله ی دیپلماسی دکتر ظریف که رئیس‌جمهور دولت او با دادن ۱۵۰ سکه گام اول و بزرگ را در قهرمان سازی اش برداشت برجام است؛ اما آن‌ها می دانند که برجام باتجربه ی تلخش نه‌تنها امروز برای دکتر ظریف برگ برنده ی قهرمان ملی نمی باشد بلکه تبدیل به بزرگ‌ترین پاشنه ی آشیل او نیز شده است. برجامی که از ظریف قهرمان دیپلماسی ساخت امروز در نظر ملت ایران و همه ی آگاهان خسارت محض است و دیگر هم نمی توان آن را ترمیم کرد و به‌عنوان کارنامه ی موفق دولت ارائه داد. تقریباً تمام سبد دولت در دیپلماسی برجام خلاصه شد و برجام نیز به هوا رفت.
برای قهرمان جلوه دادن ظریف باید برجام را ترمیم کرد. ترمیم برجام را با موفقیت که نمی‌توان ایجاد کرد باید به دنبال علت شکست گشت.

اینجا است که جناب سعید لیلاز به‌عنوان مصاحبه‌گر و جناب دکتر ظریف به‌عنوان مصاحبه‌شونده به سراغ قهرمان ملی ایرانیان می روند. قهرمانی که بدن ارباً اربای او روایت گر قهرمانی اش در دنیای سرشار از فریب و ناجوانمردی است. دست حاج قاسم از جهان کوتاه شده است. او نمی تواند از خود دفاع کند فرصت برای قهرمان سازی و قهرمان کُشی وجود دارد. در اینجا است که جناب دکتر ظریف با هدایت محکوم امنیتی باید ناکامی در برجام را برعهده ی محبوب دل‌ها و قهرمان یکه‌تاز میدان عرصه‌های مجاهدت و عزت و شکوه ایرانیان قرار دهد. خود را طلبکار و حاج قاسم را بدهکار معرفی کند. او آنچه را که باید می گفت در این مصاحبه گفت تا در آینده به سمع جهانیان برسد. طبیعی است وقتی تاریخ تحریف شد و بزرگ‌ترین قهرمان ملی و مظهر امنیت، آرامش و اقتدار و اسطوره ی مقاومت تخریب گردید آن‌وقت زمینه برای قهرمان سازی فرامی رسد. آن‌ها نمی دانستند که اگر حاج قاسم نیست اما خدای او هست.

همان‌طور که در حادثه ی طبس مردم خواب بودند ولی خدا بیدار بود. خدا به خاطر همان خون‌هایی که خون حاج قاسم در تداوم آن ریخته شد نگذاشت انقلاب نوپای خمینی در آغازِ پیروزی، لگدمال چکمه پوشان آمریکایی شود.

امروز نیز نگذاشت قهرمان زدایی و قهرمان سازی غرب‌گرایان شکل بگیرد.

انتشار فایل صوتی مصاحبه دکتر ظریف در شبکه معاند اینترنشنال با چه انگیزه‌ای بوده، من دقیقاً نمی دانم ولی فقط می توانم این را بگویم که:
«وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ» (آل عمران/۵۴)

 

انتهای پیام/