شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان کردستان
ساعت: 13:01 منتشر شده در مورخ: 1398/07/29 شناسه خبر: 1541318
اینجا زلزله نیست اما اینها زلزله زده هستند؛
دانش آموزانی که بخاطر فقر مالی و کارگری بی خیال مدرسه شدند!
در شهرستان دهگلان از مسیر جاده اصلی سنندج به قروه چادرهایی برپاست که رهگذران را به تامل می اندازد، آری این چادرها همان خانواده های هستند که مجبورند صدها کیلومتر دور از خانه و کاشانه و زادگاهشان و در سرمای پاییز بدون سوخت بگذرانند تاشاید بتوانند کسب در آمدی برای تامین زندگیشان داشته باشند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  کُردتودی، دیگرتعجبی را برنمی انگیزد و کم کم به یکی از نشانه های شهری بدل شده است، معضلی که تنها منحصر به شهرهای بزرگ نیست و درشهرستانها و حتی روستاها نیز دیده می‌شود اگرچه کارکردن کودکان در روستا در مقام کمک کردن به والدینشان ومخصوصا در فصول برداشت محصول که همه اعضای خانواده در آن مشارکت میکنند از گذشته وجود داشته و کمتر کسی آن را مصداقی برای کار کودک در نظر میگیرد، اما در همین جوامع هم، در دوره هایی که وضعیت اقتصادی نابسامان می شود، کودکان بیشتر درگیر مسائل معیشتی شده و بخشی از مسؤولیت های تامین مایحتاج خانواده بر دوش آنهامی افتد. درست شبیه آن چیزی که این روزها در استان کردستان دیده می شود: کودکانی که درس وکلاس و مدرسه را رها کرده و همراه بزرگترهای خود در مزارع سیب زمینی، در حال برداشت این محصولند: با دستهایی گل آلودشده از خاک زمینی که قرار بود گهواره آنها باشد و زمین بازی شان.

امروزه عدم اشتغال و درآمد پایدار در جامعه باعث شده که خانواده ها کیلومترها راه را طی کنند تا برا ی گذران زندگی خود در آمد داشته باشند و اینکار باعث شده بچه های دانش آموز این خانواده ها درس و مدرسه را رها کنند و همراه با خانواده کارگری نمایند.

 در شهرستان دهگلان از مسیر جاده اصلی سنندج به قروه  چادرهایی برپاست که رهگذران را به تامل می اندازد آری این چادرها همان خانواده های هستند که مجبورند صدها کیلومتر دور از خانه و کاشانه و زادگاهشان و در سرمای پاییز بدون سوخت بگذرانند تاشاید بتوانند کسب در آمدی برای تامین زندگیشان داشته باشند.

 شبهای سرد پاییزی منطقه لیلاخ به راستی باعث رنج و آزار خانوادهای کار گر مهاجر کرمانشاهی است که مساعدت دستگاههای ذیربط شهرستان دهگلان جهت تامین سوخت لازم وضروری می باشد. 

 درد دل دانش آموزانی که درس و مدرسه را رها کرده و با خانواده هایشان در به در دنبال لقمه نانی هستند تا آنان نیز بتوانند در این جامعه که هزاران آرزو دارند زندگی کنند.

   با ورود به میان چادرها و روبرو شدن با زنان، مردان و فرزندانشان با چهره محزون و غریبانه و آهی سرد از فقر و نداری خودشان و از درس و مدرسه رها شده فرزندانشان به امید به دست آوردن نان گفتند.

 آغه جان عزیزی اهل روستا گردکان کوره بخش گهواره شهرستان دالاهو استان کرمانشاه در گفتگو با خبرنگار کردتودی اظهار داشت: ما بر اثرفقر و نداری خانه و کاشانه خود را رها نموده و به امید به دست آوردن لقمه نانی راهی این منطقه شدیم و بچه هایمان نیز درس و مدرسه را رها کرده و در اینجا سرگردان هستند.

 وی افزود: خانواده های ما به علت سرما و نداشتن نفت و سوخت بسیار در رنج و عذابند و شب تا صبح بچه هایمان از سرما به خود می پیچند که از فرمانداری و شرکت نفت دهگلان استدعا داریم که برای حل این مشکل چاره بیندیشند.

وی ضمن ابزار نگرانی از مشکلات عدیده بیان داشت: براثر زلزله خانه ما ویران شده است دوست ندارم به منطقه خودم برگردم زیرا خیلی مشکلات داریم که کسی به حرف ما گوش نمیدهد.

 تیمور عزیزی یکی دیگر از کارگران مهاجر کرمانشاهی روستای گردکان کوره شهرستان دالاهو گفت: ما هیچگونه درآمدی نداریم و مجبوریم صدها کیلومتر راه طی کنیم تا شاید بتوانیم در آمدی داشته باشیم. 

 یکی از بانوان افزود: ما در این شهرستان غریب هستیم و از مسئولین ذیربط شهرستان دهگلان در خواست مساعدت داریم سوخت ما را تا آخر کار تامین نمایند.

وی افزود: امیدوارم درد دل این خانواده ها و دانش آموزان بی بضاعت به گوش مسئولین برسد و درصدد حل مشکل تمام خانوادهای مهاجر بی بضاعت کرمانشاه برآیند. 

علیرضا عزیزی ساکن روستا شهرستان ثلاث باباجانی کرمانشاه که به علت نبود شغل و در آمد در شهرهای همدان و دهگلان در فصل جمع آوری محصول سیب زمینی کارگری می کند می گوید: در زلزله پارسال که خانه های ما ویران شد و وام 45 میلیون تومانی به ما واگذار کردند که با این وام نتوانستیم خانه را تکمیل کنیم باید در سرما زیر چادر کار کنیم تا بتوانیم قسط وام 45 میلیونی را پرداخت نمایم.

وی با بیان اینکه توان پرداخت این وام را نداریم از مسئولان خواست که فرصت یک ساله به آنان داده شود تا بتوانند ازعهده پرداخت قسط وامها برآیند.

 

 

عزیزی گفت: بخاطر فقر و نبود در آمد که دنبال کار هستیم پسرم که پایه اول ابتدایی است اینجا پیش ماست و هنوز مدرسه نرفته است.

گلبانو عزیزی مادرناصر، نامق و صابرعزیزی کیش که هر سه فرزندش دانش آموز پایه پنجم ابتدایی و متوسطه اول هستند گفت: پسرانم بخاطر فقر مالی هنوز به مدرسه نرفته اند و در اینجا بجای مدرسه کارگری می کنند.

 

وی افزود: یکی از پسرانم براثر زلزله پارسال چشمش دچار مشکل شده که 2 میلیون هزینه دارد که با این کار سخت و سرمای طاقت فرسای چادر باید این هزینه چشم پسرم را تامین کنیم.

ناصر عزیزی کیش ساکن روستای چم زرشک کرمانشاه پدر سه دانش آموز که هنوز به مدرسه نرفته اند و در دهگلان کارگری می کنند گفت: خانه های ما ویران شده و هنوز تکمیل نشده است و ما وقتی به روستای خود برگردیم در زیر همین چادر زندگی می کنیم.

کارو عزیزی دانش آموز پایه چهارم ابتدایی که بنا به گفته خودش با پدر و مادرش به کار گری آمده است خواستار مجوز به مدرسه بعد از برگشتن به روستای خودش شد.

عزیزالله عزیزی دیگر دانش آموز ساکن روستای چم زرشک علیای با بیان اینکه به علت فقرمالی هنوز نتوانسته در مدرسه و کلاس درس حضور یابد گفت: مشکل ما اینجا کمبود نفت است که شبها چادر مان خیلی سرد است

اختر نظری ساکن روستای مرزه لان کرمانشاه گفتت: زلزله و فقر مالی برای کسب درآمد ما را آواره این مناطق نموده است ما نه در آمد و نه کشاورزی داریم و خانه های که بر اثر زلزله تخریب شد بعد از احداث هنوز گاز کشی نشده از مسئولان در خواست داریم مشکل ما حل شود که به منطقه خود برگردیم.

تهمینه نظری فرد ساکن روستای چم زرشک سرپل کرمانشاه است می گوید: بر اثر زلزله پشتم شکسته است و فرزندانم که دانشجو و دانش آموز هستند کارگری می کنند خودم نمی توانم کار کنم فقط با فرزندانم اینجا هستم که مشکل ما اینجا کمبود نفت است زیرا چادرها بسیار سرد است.

وی افزود: 6 بچه دارم و خانه ما تخریب شده ونیاز به یک کانکس دارم.

گلزار عزیزی دانش آموز پایه دوم دبیرستان روستای چم زرشک علیا می گوید: به علت فقر و نداری اینجا کارگری می کنم زیرا هزینه تحصیل نداشتم. 

 

وی یکی از مشکلاتش را ضعیف بودن چشم و نبود عینک عنوان کرد و گفت: در زلزله پارسال عینکم شکست و دیگر نتوانستم عینک بخرم.

وی افزود: صبح تا غروب 60هزار تومان با هزار بدبختی کار می کنم که نصفش هزینه خوراک ماست.

زینب یکی از بانوان کارگر مهاجر هم می گوید: مشکل اینجا نبود نفت و سردی چادرهایمان است و مشکلی که در منطقه خودم دارم تکمیل نشدن خانه ها بر اثر زلزله و ترک تحصیل دو فرزندم که به علت فقر مالی  در دهگلان کارگری می کنند.

یکی از دانش آموزان دختر پایه دوم متوسطه که برای کار گری به دهگلان آمده است میگوید در این محوطه که 20 چادر برپاست بیشتراز  20 دانش آموز از ابتدایی تا دبیرستان به علت فقر و نیاز مالی درس و مدرسه را رها کرده و مجبور به کارگری در این چادرهای سرد هستیم.

شاهوعزیزی دیگر دانش آموز مهاجر که درس و مدرسه را رها کرده و با خانواده اش برای امرار معاش سیب زمینی جمع می کند خواستار مساعدت آموزش وپرورش برای مجوز به مدرسه شد.

انتهای پیام/

http://dana.ir/1541318
ارسال نظر
نظرات