شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان کهکیلویه و بویراحمد
ساعت: 17:41 منتشر شده در مورخ: 1398/08/04 شناسه خبر: 1542464
در میزگرد اقتصادی صبح زاگرس مطرح شد:
راهکارهایی برای افزایش سود و بازدهی طرح های تولیدی/ با نرخ بهره 20 درصد نمی‌توان به رونق اقتصادی رسید/ نمایندگان استان نگاه تولیدی و اشتغال زا ندارند
عسکری گفت: اگر در اقتصاد بخش مصرف مشکل داشته باشد خودش مشکل کلان اجتماعی است اگر تولید هم مشکل داشته باشد، یک مشکل دیگر است و اگر هر دو بخش دچار مشکل باشند که دیگر مشکل اندر مشکل می شود اکنون ما در استان هر دو مشکل را داریم.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح زاگرس اتاق مدیران صبح زاگرس میزبان سید احسان عسکری، اقتصاددان کهگیلویه و بویراحمدی و عضو هیئت علمی دانشگاه یاسوج بود که در خصوص موضوعاتی از جمله نرخ تورم در استان و چرایی بالابودن آن نسبت به دیگر استان ها، رشد اقتصادی و رونق تولید، نقش مناطق ویزه اقتصادی در رونق تولید یک شهرستان به بحث و تبادل نظر پرداخته شد. ( بخش اول این گفتگو را از اینجا بخوانید )

صبح زاگرس - تورم نقطه به نقطه یا تورم سالانه به چه معنی است؟چگونه این تورم ها ارزیابی می شوند؟

عسکری: تورم به مفهوم عام و خاص آن سالیانه است  و تورم را فقط با شاخص به دست می آورند که شاخص های مختلفی وجود دارد، کالاهایی هست که هر ماه قیمت آن ها را اندازه گیری می کنند اما اینکه بعد با استفاده از فرمولی که دارند عددی به دست می آیند تحت شاخص و شاخص دو ماه پی در پی تورم این دو ماه می شود.

 

اگر ما بیاییم از ابتدای سال مثلا سال 97 تا پایان سال در نظر بگیریم سالانه است  اما نقطه به نقطه مثلا از تیر 97 تا تیر 98 است، البته قیمت ها به صورت ساده محاسبه نمی شوند قیمت ها وزن دارند یعنی در اقتصاد چه وزنی از این قیمت روی اقتصاد است.

 

 

صبح زاگرس- اگر بخواهیم در حوزه گردشگری یا کشاورزی کار کنیم چه راه کارهایی  برای رشد اقتصادی مردم استان  وجود دارد؟راه کار برون رفت از رکود اقتصادی در استان چیست؟

عسکری:در درجه اول باید رکود را تعریف کنیم ما اصولا رکود را برای دو جا به کار می بریم، اول اینکه کالا باشد ولی تقاضا برای خرید نباشد بازار رکود پیدا می کند؛ دوم این که اصلا کالایی نباشد و تولید نشود باز این رکود است تحت هر دو شرط اقتصاد مریض است و این از کجا ناشی می شود یک  وقت موضوع را از نگاه مصرف کننده تحلیل می کنیم  یعنی در فضای استان درامدی نیست که مردم خرید کنند، کالا هست چون ما تولید کننده هم نیستیم وقتی در استان رکود هست یعنی در آمد نیست چرا که همواره از استان های مختلف وارد کننده هستیم.

 

این رکود یا ناشی از این است که درآمد مردم کم است و یا افراد فعال در اجتماع درآمد ندارند پس بخشی از رکود ناشی از بیکاری است، بخشی از رکود ناشی از فضای کسب و کار است مثلا ما بخواهیم کار اقتصادی کنیم اما سیستم اداری ما را در باتلاقی گیر می اندازد که شاید سال ها طول بکشد از آن خارج شویم.

 

اگر بخش مصرف در اقتصاد مشکل داشته باشد خودش مشکل کلان اجتماعی است اگر تولید هم مشکل داشته باشد یک مشکل دیگر است و اگر هر دو بخش دچار مشکل باشند که دیگر مشکل اندر مشکل می شود؛ اکنون ما در استان هر دو مشکل را داریم  یعنی اصطلاحا هم در شکل گیری بنگاه های اقتصادی مشکل داریم هم در تامین مالی بنگاه ها و هم اگر تولیدی هست تقاضا کم است بخشی از این رکود ناشی از این جهش نرخ ارز بود وقتی این جهش رخ داد درآمد مصرف کننده به صورت حقیقی کم شد.

مثلا کسی که درآمدی دارد و کالاهایی را می خرد اما وقتی قیمت همین کالاها بالا می رود و چند برابر شود، و از طرفی حقوق 20 درصد زیاد می شود اما دقیقا معادل این است 280 درصد درآمد فرد کم شده است؛ تقاضا کم شده است نه اینکه نیاز نباشد بلکه قدرت خرید نیست وقتی نباشد فروشنده هم به رکود می رسد بعد از گذشت یک فاز اقتصاد در هر دو بخش تولید و مصرف دامن گیرش می شود.

 

نکته دیگر در رکود در استان ناشی از تکیه به بانک هاست هر کس هر فعالیت اقتصادی دارد حتما نیاز دارد که از بانک تسهیلاتی را دریافت کند و با توجه به رکودی که وجود دارد بانک ها نیز به شدت با احتیاط برخورد می کنند چون در شرایط رکودی بنگاه ها به شرایط ورشکستگی نزدیک هستند و مصرف کننده ها به شرایط کم درآمدی، بانک ها نیز محافظه کار می شوند هر چقدر مردم به بانک ها می روند به دلیل ترس از عدم بازپرداخت، تسهیلات تزریق نمی شود وقتی تزریق نشود این بازار رکود که شکل می گیرد ما می گوییم بازار تسویه نمی شود یعنی پول موجود در بازار کم است نمی تواند کالا را در یک سال پوشش مبادلاتی بدهیم.

 

نگاه ما این است  که بدیل بانک را بیاوریم به جای اینکه بیاییم پول را به بانک بدهیم و بعد با بهره به دیگری وام بدهیم؛ خود بهره مشکل ایجاد می کند، بهره ای که 18 درصد یا 20 درصد است وقتی نرخ بهره پولی به اندازه ای از صفر بزرگتر شود  معادلش بیکاری ایجاد می کند، اگر نرخ بازدهی پروژه کمتر از نرخ بهره بانکی باشد اگر موجود باشد خودش را نابود می کند اگر موجود نباشد هیچگاه متولد نمی شود.

 

فرض کنید یک گاوداری داریم که بازده آن 12 درصد است پس موجود است، گاو و نیروی کار و امکانات دارد و در قالب یک مزرعه پرورش گاو شیری فعالیت می کند، سود تقسیم بر سرمایه می شود 12 درصد بازدهی دارد، نرخ بهره بانک 18 درصد است با خود فکر می کند مگر من عاقل نیستم گاوداری ام را بفروشم به پول تبدیل کنم و در بانک قرار دهم وقتم را هم تلف نمی کنم و 18 درصد سود می گیرم دردسر هم ندارم پس این موجود ها نابود می شود؛ حال کسانی که می خواهند گاوداری راه اندازی کنند کارشناسان بررسی می کنند می بینند شده 18 درصد نرخ بهره پولی که باید به بانک بدهد اما می بیند بازدهی ان 12 درصد است و زیر آن می نویسد فاقد توجیه مالی و گردش وجوه نقدی آن منفی می شود و متولد نمی شود؛ اگر چنین باشد آیا می توانیم با نرخ بهره 20 درصد به رونق برسیم؟ خیر، اصلا نمی توانیم برسیم، یکی از بزرگترین موانع رونق نرخ بالای بهره پول است.

 

صبح زاگرس- چه راهکاری وجود دارد؟

عسکری:ما این مشکلات را باید در کلان کشور درمان  کنیم چون سیاست پولی سیاست کلان است و منطقه ای نیست اما ما راه حل داریم دو نهاد باید شکل بگیرد؛ نهاد پولی و نهاد سرمایه گذاری؛ کسانی که در مجلس داریم باید افراد فکوری باشند و فکر کنند، این افراد باید علمی باشند نه این که اپراتوری و کارمندی باشند، ما اصولا باید از دام بهره عبور کنیم، بهره انگیزه سپرده گذاران است ما می خواهیم از آسیب های بهره عبور کنیم، اکنون بانک ها پول افراد را می گیرند و بین خودشان با بهره تقسیم می کنند، بیاییم برخورداری از تسهیلات را به عنوان پاداش سپرده گذار اعمال کنیم نه بهره پولی را؛ هزار نفر در کهگیلویه و بویراحمد کنار هم قرار می گیرند پول هایشان را بین هم رد و بدل می کنند و می گویند هر ماه بین 20 یا 30 نفر از ما پول با بهره صفر بچرخد.اگر بهره صفر باشد تمام فعالیت های اقتصادی که بازده آن ها تا صفر است شکل می گیرد یعنی به سمت اشتغال کامل حرکت می کنیم.

صبح زاگرس- اکنون سوال این است اگر کسی خواست از بازده پولش استفاده کندباید چکار کند؟

عسکری:مثلا شما یک 10 هزار تومانی را در نظر بگیرید اگر این پول یک میلیارد سال هم اینجا باشد  و بعد از این همه سال همچنان موجود باشد چیزی به آن اضافه نشده است؛ چیزی که بازده دارد سرمایه است این پول زمانی می تواند بازده داشته باشد که به یک ابزار تولید تبدیل شود می بینیم ما می خواهیم شرکت هایی را راه اندازی کنیم با حضور همه مردم مثلا می خواهیم پالایشگاه بزنیم افراد متخصص و تحصیل کرده هم در استان داریم می گوییم ای مردم بیایید هزار میلیارد تومان برای پالایشگاه نیاز داریم هیچکس به هیچکس قرض نمی دهد می خواهیم کامل شویم همه ما سهام دار خواهیم شد.

 

یک گروهی را به عنوان اعضای هیئت مدیره انتخاب می کنیم که از تخصص های لازم برخوردار باشد منابع پولی را در اختیار قرار می دهیم، بازرس دارند، تعداد زیادی از این هزار نفر در آن مجموعه شاغل می شوند از محل کارکردشان دست مزد می گیرند از محل سودشان بازده می گیرند، اگر این اتفاق بیفتد دیگر اقتصاد کلان ما و اقتصاد خرد ما به تناقض نمی رسد، حالا ما پروژه ای راه اندازی کردیم بازده آن 10 درصد است اما بانک 18 درصد بهره پولی می خواست اکنون با مشارکت مردم آن 18 درصد وجود ندارد و بازده پول با بهره پول عینیت پیدا می کند و بازده آن بالاتر می رود.

 

ما در گذشته همه منابع کشور را به یک نفر می دادیم و به او نمی گفتیم شما ارباب شو اما عملا اربابش می کردیم و بعد به صورت اتوماتیک نمی گفتیم شما برده شو اما برده اش می کردیم اما در این راه خودمان هیئت مدیره انتخاب می کنیم اگر موفق بود می ماند اگر نبود تغییرش می دهیم و کسی ارباب نمی شود این مدلی که اکنون در کشور داریم مدل سرمایه داری لیبرال است که با مولفه های نظام ما سازگار نیست و رکود بخشی از ویژگی های نظام سرمایه گذاری است به ویژه که در استانی مثل استان ما که مشکلات اجرایی ، قومی، قبیله ای و سیاسی هم حاکم شود به ویژه اگر در گذشته تجربیات صنعتی انباشته نشده باشد منابع پولی متراکم نشده باشد این منابع پولی لاغر  به همراه رفتارهای سیاسی غیر عقلانی به استانی مثل استان ما تبدیل می شود.

 

صبح زاگرس- بورس چه نقشی در چرخه اقتصادی دارد؟

عسکری: بورس فعل خوب کاملی است که ناقص شده است به این معنا که می آیند و روی آن  قمار بازی می کند  مثلا یک سهام مدام خرید و فروش می شود حباب درون آن شکل می گیرد به همین اندازه که می گویند سهام افزایش پیدا کرد و بالا رفت روزی می شود که سقوط  آزاد می کند و سهام کاهش پیدا می کند مثل بحران 2007 و 2008 آمریکا در نتیجه  در آن بخشی که به حوزه  تولیدات حقیقی ورود پیدا می کنیم کامل و خوب است و آن  جایی که روی خرید و فروش ان می رویم نابودش می کنیم.

بورس یک فعل کاملی است که نابود شده است.

صبح زاگرس- عملکرد نماینده های استان در حوزه افتصادی و اشتغال چگونه بوده است؟

دلیلی ندارد که از نماینده ها انتظار داشته باشیم ما انتخاب کردیم اگر اشکالی بوده به انتخاب کننده ها وارد است نه به افرادی که انتخاب شده اند اصولا نماینده های فعلی ما به جز اقای تاجگردون تخصص اقتصادی ندارند، چون تخصص بودجه دارد و تخصص بودجه نگاهش عمرانی و هزینه ای است، سه  نماینده ای که داریم انتخاب مردم بوده است یکی از آنها تخصص بودجه دارند و دو تای دیگر تخصص  به آن معنا در حوزه اشتغال ندارند اما اینکه چرا در این حوزه ها نتوانستند موثر باشند چون نگاه تمام مدیران در ایران شاید بتوان گفت بالای 80 درصد نگاه هزینه ای و پروژه ای دارند که پولی باشد پروژه ای ایجاد شود اما نگاه تولیدی و اشتغال زا مستلزم فکر و اندیشه است که معمولا کسی به این دو موضوع نمی پردازد.

 

امروز نیاز است که مردم نگاه های خودشان را به سمت دانشگاه ها ببرند و از دانشگاه مطالبه نیازشان را داشته باشند، علم دانشگاه باید پاسخگو باشد اگر پاسخگو نباشد  تئوری ها ارتقا  پیدا می کند و پیشرفت می کند و تئوری به بازار عرضه می شود که نیازها را پاسخ گوید  تا زمانی افراد متخصص را انتخاب نکنیم نمی توانیم انتظار داشته باشیم و انتظار از افراد غیر متخصص انتظار بیهوده ای است و اشکال به انتخاب کننده است نه انتخاب شونده ها.

 

انتهای پیام/

http://dana.ir/1542464
ارسال نظر
نظرات