شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: فرهنگ و هنر
ساعت: 09:23 منتشر شده در مورخ: 1398/09/17 شناسه خبر: 1546864
یک نویسنده در گفتگو با دانا؛
ناشرها کاغذ سهمیه شان را در بازار آزاد می فروشند
اصغر نوری نویسنده گفت: وقتی به وضعیت کتاب در ایران فکر می کنم اولین مسئله این است که کتاب و کتاب خوانی خیلی وارد فرهنگ ما نشده است، ما ملتی شفاهی هستیم و با این که چند قرن است که در ایران چاپ کتاب داریم اما در زندگی ایرانیان که نگاه کنیم این گونه نیست که در همه خانه ها کتابخانه وجود داشته باشد و مردم کتاب بخرند و در بخشی از روز کتاب بخوانند.

اصغر نوری نویسنده و مترجم در خصوص وضعیت کتاب و کتاب‌خوانی در گفتگو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ گفت: وقتی به وضعیت کتاب در ایران فکر می کنم اولین مسئله این است که کتاب و کتاب خوانی خیلی وارد فرهنگ ما نشده است، ما ملتی شفاهی هستیم و با این که چند قرن است که در ایران چاپ کتاب داریم اما در زندگی ایرانیان که نگاه کنیم این گونه نیست که در همه خانه ها کتابخانه وجود داشته باشد و مردم کتاب بخرند و در بخشی از روز کتاب بخوانند.

وی افزود: بخشی از جامعه کتاب می خوانند و بخش زیادی از جامعه اصلا با کتاب سر و کار ندارند، در واقع با تنها کتابی که سر و کار دارند همان کتاب های درسی است و یا کتاب هایی که در جامعه خواندنشان مد شده است و جامعه جو آن را می گیرد؛ اگر نگاه کنید که چه کتاب هایی پر فروش می شوند و چقدر ارزش خواندن دارند، ببینید چه رمان ها و چه کتاب های فلسفی پرفروش می شوند.

این نویسنده اظهار داشت: این وضعیت را در نمایشگاه کتاب بیشتر می شود دید، در نمایشگاه کتاب تعداد زیادی از مردم برای خریدن کتاب های درسی حضور پیدا می کنند که طبیعی است، اما می بینیم در یک سری از غرفه ها برای امضا گرفتن از یک نویسنده صف بسته اند که کتابی بسیار عامه پسند و بی ارزش نوشته است، یک نفر نوشته های اینستاگرامش را کتاب کرده است ولی می بینیم که آن کتاب در جامعه پرفروش شده است و مردمی که کتاب خوان نیستند فکر می کنند که باید این کتاب را بخوانند، چرا؟ چون همه آن را می خوانند.

وی ادامه داد: فرض کنیم که در تهران یک رستوران معروف می شود، همه می خواهند که به آن رستوران بروند و غذا بخورند و جلویش صف می بندند، یعنی از همه جای تهران مردم می روند تا در آن رستوران غذا می خورند، این به معنای کیفیت غذای آن رستوران نیست، گر چه می تواند کیفیت هم داشته باشد اما مردم به این خاطر به آن رستوران می روند که همه می گویند آن جا رستوران خوبی است و همه فکر می کنند اگر به آن رستوران نروند چیزی از دست داده اند.

نوری اذعان داشت: گاهی اوقات می بینیم که وضعیت کتاب خوانی هم مثل همان رستوران می شود، مثلا کتاب "ملت عشق" را همه می خواهند بخوانند، نه به این خاطر که "ملت عشق" حتما کتاب خوبی است، به این خاطر که همه می گویند کتاب ملت عشق را خوانده ایم، یک نفر فکر می کند که اگر ملت عشق را نخواند یک چیزی در زندگی از دست می دهد؛ می بینیم که یک آدم در چند سال اخیر تنها کتابی که خوانده "ملت عشق" است؛ ما با چنین وضعیتی در ایران سر و کار داریم، اگر بخواهیم این وضعیت را آسیب شناسی کنیم این است که ما از بچگی به کتاب خواندن عادت نکرده ایم، یعنی در مدارس ما به بچه ها یاد نمی دهند که در کنار کتاب های درسی، کتاب های غیر درسی هم بخوانند و ما از بچگی به کتاب خواندن به عنوان یکی از کارهایی که می توانیم در زندگی انجام دهیم و از آن لذت ببریم یاد نگرفته ایم.

وی اظهار داشت: در خانواده فرهنگ کتاب خوانی به بچه ها آموزش داده می شود، در خانه ها یک قفسه کتاب نمی بینیم، اگر وارد یک خانه شویم و یک قفسه کتاب در آن خانه ببینیم توسط آن کتاب ها می توانیم بخشی از شخصیت صاحبخانه را بشناسیم، یعنی با خود می گوییم چون که این آدم این کتاب ها را خوانده است می تواند چنین شخصیتی داشته باشد، کودکان ما نه در خانواده و نه در مدرسه با فرهنگ کتاب خوانی آشنا نمی شوند و چون با این فرهنگ آشنا نمی شوند، می بینیم که یک شخص وارد دانشگاه می شود و فارغ التحصیل هم که می شود باز هم کتاب خوان نمی شود، فقط کتاب های درسی می خواند.

این نویسنده گفت: از «ماریو بارگاس یوسا» پرسیدند در حالی که این همه رسانه مانند تلویزیون، سینما و روزنامه وجود دارد چرا باید رمان بخوانیم؟ بارگاس یوسا در جواب گفت: خواندن رمان یک لذت است و اگر رمان نخوانید از این لذت محروم می شوید؛ متاسفانه لذت کتاب خوانی برای بخش عظیمی از جامعه ما تعریف نشده است؛ الان تیراژ کتاب های ما به 1000 جلد و حتی کمتر رسیده است که در بیشتر مواقع همان 1000 جلد هم به فروش نمی رود، این نشان می دهد که ما آدم های کتاب خوانی نیستیم و کتاب خواندن وارد برنامه زندگی مان نشده است.

وی اظهار داشت: یک سری مسائل هم در صنعت چاپ کتاب وجود دارد، مثل این که ما نمی توانیم خودمان کاغذ تولید کنیم و کاغذ را وارد می کنیم و یک سری باندهایی که کاغذ وارد می کنند با ترفندهایی که می دانند کاری می کنند که قیمت کاغذ روز به روز بالاتر می رود به دنبال همین موضوع قیمت کتاب هم بالا می رود، مردمی که کتاب نمی خوانند یکباره می بینند کتابی که سال گذشته چاپ اول ان 10 هزار تومان بوده است الان در چاپ دوم به 40 هزار تومان رسیده است واین که قیمت بالا می رود باعث می شود که مقدار فروش کتاب باز هم پایین بیاید و در این میان یک سری کلاهبرداری هم وجود دارد به عنوان مثال برخی از انتشاراتی ها سهمیه کاغذشان را می گیرند و کتابی که در شناسنامه آن تیراژ 1000 خورده است را به تعداد 50 یا 100 جلد چاپ می کنند و بقیه کاغذش را در بازار آزاد می فروشند؛ کلی دلال کاغذ داریم که برخی از آن ها همین ناشران هستند.

این مترجم کشورمان خاطرنشان کرد: کتاب از حالت یک مسئله فرهنگی به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است، یعنی به جای این که کتاب دغدغه مردم باشد، وسیله ای شده است که با آن می خواهند فخر فروشی کنند و پز بدهند و باز خیلی از ناشرها از این مسئله هم سوءاستفاده می کنند، مثلا من یک مجموعه شعر دارم که با پول و هزینه شخصی آن را چاپ می کنم و ناشرها این را با قیمت خیلی بالا برای من چاپ می کنند ک من با آن کتاب بتوانم پز بدهم و در جمع دوستانم و در مهمانی ها بگویم که من کتاب چاپ کرده ام، کتاب من اصلا خوانده نمی شود و وارد بازار هم نمی شود،.

اصغر نوری در پایان گفت: برخی از ناشرها هم مانند سینما سراغ سلبریتی ها می روند و از آن ها می خواهند که یک کتاب جمع کنند تا چاپ کنند، مهم هم نیست که آن کتاب چه باشد، مجموعه داستان، شعر، خاطرات و یا تجربیات عادی زندگی هرکدام باشد مهم نیست، چون می دانند که این سلبریتی ها با اسمشان کتاب ها را می فروشند، برای این کتاب ها رونمایی های عجیبی برگزار می کنند، این به بیراهه کشاندن فرهنگ کتاب خوانی است.

انتهای پیام/

https://dana.ir/1546864
ارسال نظر
نظرات