شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان فارس
ساعت: 14:36 منتشر شده در مورخ: 1398/09/17 شناسه خبر: 1553102
دانشجویان به شیرازه گفتند؛
دلیل افول یا مرگ جنبش دانشجویی چیست؟
شیرازه، به مناسبت روز دانشجو، «دلیل افول یا مرگ جریان دانشجویی در ایران» را از تعدادی از فعالان دانشجویی، جویا شد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شیرازه، روز دانشجوی امسال در حالی گذشت که در سال‌های اخیر، التهابات و مسائل بسیاری جامعه را فرا گرفته بود؛ از اعتراضات دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ تا افشاگری پرونده‌های فساد و... .

اما می‌بینیم که جریان دانشجویی در سکوتی کر کننده به سر می‌برد و تقریبا جز چند خطی بیانیه، هیچ کنش دیگری از دانشجویان دیده نمی‌شود. اکنون دانشجویان نه تنها دیگر آوانگارد و پیشرو نیستند بلکه حتی در متن جامعه نیز حضور نداشته و تنها در چهاردیواری دفاتر تشکل‌های خود به سر می‌برند.
 
شیرازه، به مناسبت روز دانشجو، «دلیل افول یا مرگ جریان دانشجویی در ایران» را از تعدادی از فعالان دانشجویی، جویا شد.
 
 
طباطبایی: مسئولان از گسترش فعالیت دانشجویی در خارج از دانشگاه می‌ترسند
 
سیدمهدی طباطبایی، دبیر مجمع یادواره شهدای دانشجویان دانشگاه شیراز، گفت: از دلایل افول یا مرگ جریان دانشجویی در ایران، دیده نشدن دانشجو و نشنیدن حرف‌های اوست. در حدی که باید و شاید به دانشجو اهمیت داده نشده و این جریان به ویژه در پنج سال گذشته، بسیار منفعل شده‌ است.
 
همچنین فعالیت‌های دانشجویی در سطح دانشگاه باقی مانده است و مسئولان از گسترش این فعالیت‌ها و مطالبه‌گری‌ها، به ویژه اگر سیاسی باشند، در سطح شهر و جامعه هراس دارند. شاهدیم در اتفاقاتی نظیر اعتراضات مردمی، تشکل‌های دانشجویی به دادن چند بیانیه اکتفا می‌کنند و کار عملی یا تجمعاتی صورت نمی‌گیرد، چرا که مسئولان دانشگاه از این اقدامات و تجمعات می‌ترسند.
 
زبرجد: جریان دانشجویی نمرده بلکه مسئله‌محور شده است!
 
علی‌حسین زبرجد، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی شیراز، اظهار داشت: اعتقاد به مرگ جریان دانشجویی ندارم. در دیدار رمضانی حضرت آقا با تشکل‌های دانشجویی، ایشان به قضیه هفت‌تپه اشاره داشته و فرمودند که دانشجویان به این موضوع ورود و مشکل کارگران هفت‌تپه را حل کردند.
 
به تعبیر حضرت آقا و مسئولان بسیج دانشجویی، جریان دانشجویی از حالت هیجانی خارج و مسئله‌محور شده است؛ چرا که اکنون شاهدیم فضای هیجان‌زده و دو قطبی، دیگر در دانشگاه‌ها و تشکل‌های دانشجویی وجود ندارد و جریان دانشجویی ماهیت خود را تغییر داده است.
 
مسئله‌محوری جریان دانشجویی در ابتدای راه خود است و زمان می‌برد تا به اوج برسد و ان‌شالله در نسل‌های بعد، این شکوفایی حاصل شود.
 
 
شهبازی‌زاده: «یکدست‌سازی» و «گلخانیزاسیون» بلای جان جنبش دانشجویی شده است/ با کارمند-دانشجویانی که برای قدرت له‌له می‌زنند مواجه هستیم!
 
حسین شهبازی‌زاده، دبیر اسبق جنبش عدالتخواه دانشجویی، خاطرنشان کرد: چیزی با عنوان جنبش دانشجویی هیچ‌گاه در ایران وجود نداشته و در سطح جهان، در مواردی استثنایی با کمی اغماض می‌توان گفت تنها در دوره‌هایی جریان دانشجویی وجود داشته است.
 
روند «یکدست‌سازی» و «گلخانیزاسیون» در سطح فضای سیاسی ایران موفق بوده و در دانشگاه‌ها این عمل، کاملا موفق بوده است.
 
اکنون با «کارمند-دانشجویانی» مواجه هستیم که برای جذب در بدنه حاکمیت له‌له می‌زند! دانشجویانی که در روز دانشجو، «آن‌ها» به دفتر مسئولان می‌روند و در پشت درهای بسته به جلسه می‌نشینند؛ به جای اینکه مسئولان را به دانشگاه بخوانند و از آنان سوالات اساسی بپرسند. اگر از این جلسات تصویری بگیریم، مشخص نیست که کدام یک از اینان مسئول است، کدام یک معاون مسئول، کدام یک دانشجو و... .
 
البته رهبر انقلاب هم این موضوع را دیده‌اند و در موردش صحبت کرده‌اند. امروز، فعالیت در تشکل‌های دانشجویی به دوره‌های کارآموزی برای گرفتن پست و مقام در دوران پسا-دانشجویی تبدیل شده است و اینگونه دانشجویان چگونه می‌توانند رابط مردم و مسئول باشند؟!
 
در یک سال گذشته برخی اتفاقات بسیار خبرساز شد و اذهان عمومی را به خود جلب کرد، از جمله: نامه‌‌نگاری ‌های دو عضو مجمع تشخیص، پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای، اعتراضات بنزینی و... . در این بین، تشکل‌های دانشجویی کجا بودند؟جریان دانشجویی کجاست؟
 
نباید تنها به بعد سیاسی جریان دانشجویی و دانشگاه نگاه کرد بلکه شاهدیم علم، عقلانیت و خرد پروری نیز در دانشگاه‌های ما تولید نمی‌شود و این حاصل نگاه امنیتی و یک‌دست‌سازی در دانشگاه‌هاست.
 
شهابی: فشارهای بیرونی، استقلال را از دانشگاه گرفته است
 
سید محمدباقر شهابی، دبیر انجمن وفاق و توسعه دانشگاه شیراز، بیان کرد: هنگامی که دانشگاه به دلیل ضعف مدیریت یا فشارهای نهادهای بیرونی، استقلال خود را از دست می‌دهد و نمی‌تواند به آنچه معتقد است، عمل کند و با دید سیاسی مسائل را می‌نگرد؛ دانشجو دیگر قادر به انجام آزادانه فعالیت‌های خود نیست.
 
به دلیل سخت‌گیری‌ها دامنه فعالیت دانشجو بسته‌تر می‌شود و یواش یواش به بی‌خاصیتی جریان دانشجویی می‌انجامد.
 
همچنین به دلیل مطالعه کم دانشجویان، دغدغه‌های اصیل و مهم در ذهن آن‌ها شکل نمی‌گیرد و دانشجو تنها به برگزاری چند برنامه تالاری در روز دانشجو بسنده می‌کند. این افول جریان دانشجویی را حتی می‌توان در استقبال دانشجویان از برنامه‌هایی مانند جُنگ‌های شادی و میزگرد‌های جریان‌شناسی دید!
 
شعبانی: «سودمحوری» گروه‌های اجتماعی را از بین می‌برد
 
محمدسبحان شعبانی، دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فسا، توضیح داد: عوامل بسیاری منجر به افول و مرگ جریان دانشجویی در ایران شده است. علامه محمدرضا حکیمی در بحثی به دو مقوله «تربیت: فرد صالح برای برپایی جامعه صالح» و «سیاست: جامعه صالح برای تربیت فرد صالح» اشاره دارد. در کشور ما هر دوی این‌ها مخدوش شده‌اند بدان معنا که ساختار، فرد صالح پرورش نمی‌دهد. ساختار نظام حوزوی و آموزش عالی ما در کنار پرهزینه‌ شدن فعالیت‌های اجتماعی، تربیت فرد را با اختلال مواجه کرده است.
 
اکنون اصالت دادن به «لذت» به عنوان یک خرده‌فرهنگ اجتماعی که عافیت‌طلبی را رواج می‌دهد و به فرد می‌گوید در لحظه زندگی کن و به فکر آینده نباش؛ نسلی عافیت‌طلب و لذت‌جو را به وجود آورده است.
 
همچنین جامعه ما به سرعت به سمت سوداگری به پیش می‌رود. هرگونه ارتباط با غیر، بر محور «سود» تعریف می‌شود. مثلا رابطه معلم و شاگرد به رابطه مالی و خادم و مخدوم نزول کرده است و پیش‌تر معلم، که فردی نقش‌آفرین در جامعه بود و سود دهی داشت؛ اکنون به کاسب و فروشنده بدل شده است.
 
این سودمحوری و کالایی‌سازی اموری مانند بهداشت و  آموزش؛ گروه‌های اجتماعی را از هم می‌پاشاند و اجتماعی‌زدایی از ساحت جامعه رخ داده می‌دهد. این اجتماع‌زدایی نیز افول جریان دانشجویی را در پی دارد.
 
علی زاده: جریان‌های سیاسی و اشخاص، به خواسته‌های دانشجویان نمی‌پردازند!
 
حامد علی‌زاده، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز، تاکید کرد: اصلی‌ترین دلیل افول جریان دانشجویی در ایران، ضعف بنیه فکری و تئوریک دانشجویان است. این ضعف اندیشه‌ای، باعث شده است که جریان دانشجویی با انتخاب‌های نسبتا اشتباه، خود را خرج جریان‌های سیاسی کشور و یا اشخاص کند.
از طرفی نیز جریان‌های سیاسی و اشخاص، پس از به قدرت رسیدن، انگونه که باید به شعارها و خواسته‌های جریان دانشجویی نپرداخته و آن‌ها را کنار می‌گذارند. درنتیجه جریان دانشجویی اعتماد خود را از دست داده و در مقابل آن روی به انفعال یا فعالیت‌های غیر موثر در جامعه آورده است.
همچنین شرایط علمی دانشگاه‌ها، نبود امید برای ورود به بازار کار و عدم اصلاح ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور؛ پویایی را از دانشجو می‌گیرد چراکه لازمه جنبش و تحرک دانشجو و جریان دانشجویی، امید باری اثرگذاری بر جامعه است.
 
انتهای پیام/
 
https://dana.ir/1553102
ارسال نظر
نظرات