شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان قم
ساعت: 20:21 منتشر شده در مورخ: 1398/10/22 شناسه خبر: 1563309
همسر جانباز مدافع حرم:

از اینکه همسرم در راه اهلبیت(ع) جانباز شده افتخار می کنم+عکس

از اینکه همسرم در راه اهلبیت(ع) جانباز شده افتخار می کنم+عکس
همسر جانباز 50درصد مدافع حرم گفت: از اینکه همسرم در راه اهل بیت جانباز شده افتخار می کنم، گاهی اقوام به من زخم‌زبان می‌زنند که شما که کشاورز بودید زمین و خانه داشتید چه نیازی بود که همسرت به سوریه برود، درحالی‌که همسرم به خاطر اهل بیت به سوریه رفت.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  قم فردا،به همت موسسه رباب جمعی از همسران شهدای مدافع حرم قم در منزل جانباز 50درصد  مدافع حرم عیدمحمد میرزایی حضور یافتند تا از زحمات همسر این جانباز سرافراز با اهدای هدیه ای تقدیر کنند که گروه خبری ما هم همراه آن‌ها می شود.

چند کیلومتر از قم خارج می شویم به حاجی آباد می رسیم وارد کوچه باریکی می شویم پسر کوچک جانباز با لبخند به استقبال ما می آید تا مسیر را نشانمان دهد.

وارد خانه می شویم خانه ای گرم و صمیمی که ساکنان ساده و بی ریای آن به استقبال ما می آیند بوی سادگی و مهربانی در خانه موج می زند.

مرضیه حکیمی همسر جانباز 50 درصد مدافع حرم با آن لهجه زیبای افغانستانی به ما خوش آمد می گوید سادگی در رفتار و گفتارش موج می زند تنها یکسال است که به ایران مهاجرت کرده اند می گوید همسرم سال 94 در سوریه جانباز شده از اینکه همسرم در راه اهل بیت جانباز شده افتخار می کنم.

همسر جانباز میرزایی بعد از سکوت کوتاهی می گوید اقوام ما چه در افغانستان و چه در ایران به من زخم زبان می زنند که شما که کشاورز بودید زمین و خانه داشتید چه نیازی بود همسرت به سوریه برود در حالی که همسرم به خاطر اهل بیت به سوریه رفت اما اینها متوجه این نمی شوند.

خانم حکیمی ادامه می دهد 8 فرزند دارم 4 دختر و 4 پسر که به مدرسه می روند خدا به ما کمک می کند و شاکر خدا هستم.

عیدمحمد میرزایی جانباز 50 درصد مدافع حرم نیز به گفتگوی ما اضافه می شود و می گوید در افغانستان کشاورز بودم زندگی خوبی داشتم تا اینکه متوجه شدم حرم اهل بیت در سوریه در خطر است به تنهایی به ایران آمدم تا از طریق ایران برای دفاع از حرم اهل بیت به سوریه اعزام شوم.

جانباز مدافع حرم گویی یاد خاطرات گذشته اش افتاده باشد آهی می کشد و ادامه می دهد سال 94 به سوریه اعزام شدم و در حلب جانباز شدم مدتی در بیمارستان های سوریه و سپس در تهران بستری بودم.

از او می پرسم پشیمان نیستی راهی را رفته ای که باعث جانبازی و قطع یک پای شما شده است، جانباز مدافع حرم سرش را پایین می اندازد و ادامه می دهد نه اصلا چرا پشیمان باشم من راه درست را انتخاب کردم بهترین راه که همان راه اهل بیت است را انتخاب کردم

اکنون در یک مغازه شاگردی می کنم زندگی سخت است اما شاکر خدا هستم که راه درست را انتخاب کردم.

خودم را آماده یک گفتگوی مفصل کرده بودم اما همه اعضای این خانواده از مادر و پدر تا دختر و پسر چنان ساده و بی ریا بودند که همین چند جمله را هم با شرم و خجالت بیان کردند قانع بودند و راضی؛

 نمی دانم شاید هم دل پری داشتند اما زبانشان شاکر بود و توشه من به جای یک گفتگوی مفصل، شرمندگی به وسعت تاریخی بود که خون هایی دوستداران اهل بیت بر زمین ریخت کاش ما هم یاد بگیریم در لابه لای گلایه های بی شمار روزمره که از زمین زمان می کنیم  گاهی زبان به دهان بگیرم و گوش‌هایمان را شنوای ندای هل من ناصر ینصرونی امان حسین کنیم که هنوز هم یاری می طلبد چه از ایران چه از لبنان و یمن و افغانستان ...

مرضیه مهدیلو

انتهای پیام/

  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
  • 1
https://www.dana.ir/1563309
ارسال نظر
نظرات