شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان سمنان
ساعت: 16:16 منتشر شده در مورخ: 1398/11/01 شناسه خبر: 1565925
در گفت‌و‌شنود با پژوهشگر فرهیخته شاهرودی مطرح شد؛

ابوالحسن خرقانی؛ عارفی که در برابر «زر و زور و تزویر» کرنش نمی‌کرد/ وقتی شهرداری شاهرود در یک تپه باستانی کاج کاشت!

ابوالحسن خرقانی؛ عارفی که در برابر «زر و زور و تزویر» کرنش نمی‌کرد/ وقتی شهرداری شاهرود در یک تپه باستانی کاج کاشت!
یک پژوهشگر شاهرودی می‌گوید ابوالحسن خرقانی، عارفی بود که در برابر «زر و زور و تزویر» کرنش نمی‌کرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، چند روز قبل، بخش نخست گفتگو با استاد سیدعلی اصغر شریعت‌زاده، پژوهشگر فرهیخته شاهرودی را از نظر گذراندید. در نوبت قبل، گوشه‌ای از اندیشه شیخ ابوالحسن خرقانی را به بحث کشاندیم و اکنون ضمن ادامه آن بحث، به فرهنگ شاهرود نیز خواهیم پرداخت. بی‌مقدمه شما را به مطالعه بخش دوم این گفتگو دعوت می‌کنیم.

مرآت: برخی معتقدند مشی شیخ ابوالحسن، کاملا با آن‌چه که از صوفیه سراغ داریم، متفاوت است. رهبر معظم انقلاب هم در سفر خود به شاهرود بر این مسأله پای فشردند. نظر شما در این ارتباط چیست؟

شیخ ابوالحسن خرقانی عارفی بود که در میان مردم زندگی می‌کرد. او مردی خداشناس بود. شیخ ابوالحسن در برابر زر و زور و تزویر کرنش نمی‌کرد. در تاریخ داریم که وقتی سلطان محمود عزم دیدار شیخ ابوالحسن کرد، ابوالحسن به پا نخاست. سلطان محمود در تاریخ چهره شناخته‌شده‌ای است. او به عنوان یک سلطان مقتدر به شیخ ابوالحسن گفت چرا وقتی من آمدم برنخاستی و اکنون که عزم رفتن کرده‌ام مرا تکریم می‌کنی؟ شیخ ابوالحسن گفت تو با غرور و اقتدار آمدی اما هنگام رفتن، با تواضع رفتار کردی.

فرقه‌ها در مقام عمل و گفتار صادق نیستند

شما باید نحله‌ها و فرقه‌ها را از نزدیک ببینید. به عمق زندگی وابستگان به این فرقه‌ها بروید. رهبر معظم انقلاب، به خاطر همین مسائل، آن سخن را فرمودند. فرقه‌ها آرایه‌هایی به شیخ می‌بندند که درست نیست. آن‌ها در مقام عمل و گفتار صادق نیستند. من در اوایل دهه هفتاد، دبیر کنگره شیخ ابوالحسن خرقانی بودم؛ به همین خاطر در تمامی اسناد و مدارک موجود درباره شیخ ابوالحسن پرسه‌ای زده‌ام.

وقتی به خانقاه فرقه‌ها سرک کشیدم!

بر این اساس، فرمایش رهبر بزرگ انقلاب را درست می‌دانم. ما ابوالحسن را یک انسان پیامبرگونه می‌دانیم. او را انسانی خداشناس یافته‌ایم که جز خدا چیزی نمی‌بیند. من به عنوان طلبه‌ای که در این رابطه تحقیق کرده‌ام و به فرقه‌ها و خانقاه‌هایشان سرک کشیده‌ام، تلاش کرده‌ام تا دریابم آیا کسی هست که این دیدگاه را درباره شیخ داشته باشد؟ یا کسی هست که گفتار و رفتارش در وادی گفتار و رفتار شیخ باشد؟

سخن تمام؛ بسیاری از بزرگان، ابوالحسن را نماد خداشناسی می‌دانند.

مرآت: آن‌چه که عطار نیشابوری درباره ابوالحسن در تذکره‌الاولیاء آورده است، از نگاه شما چقدر مقرون به صحت و واقعیت است؟

به نظر من عطار نیشابوری، مردی با ذهنی فراخ و خلاق و قلبی پاک بوده است. او به واسطه وسعت دید و ذهن خلاق خود، گیرندگی بالایی داشته و آن‌چه را که درک کرده به زبان و قلم آورده است. کتب او توانست در مقطع زمانی خود، تحولاتی را ایجاد کند اما بگذارید به نکته‌ای اشاره کنم. در دوره قاجار کتابی به نام «مظهر العجایب» از عطار با اشعاری درباره مولاعلی(ع) که به نظر من انتساب آن به عطار صحیح نیست و قابل تأمل است.

چو نشناسد انگشتری طفلِ خُرد...

باری؛ ماجرای عطار ماجرای موسی و شبان است. او خدا را از منظر خود دیده است. عطارِ عزیزِ ما، خداوند را در دریایی از در و مرجان دیده است. من و شما، غایت فکر و احساس و دید او را نداریم و نخواهیم داشت. بنابراین عطار در جامعه تأثیرگذار است، مشروط بر آن که ما حاشیه‌ها را از گرد او بپراکنیم. «چو نشناسد انگشتری طفلِ خرد/ به شیرینی از وی توانند برد»

ما نیز دُر غلتان و طلای پاکی به نام عطار داریم و او را به راحتی به یک‌سری زخرفات و حاشیه‌ها می‌فروشیم.

مرآت: پرسش دیگرم مربوط به فرهنگ مردم شاهرود است. از دست رفتن کدام بخش از فرهنگ این سامان شما را بیش‌تر نگران می‌کند؟

متأسفانه ما در شرایطی قرار گرفته‌ایم که به سبب آن، برخی نکات در بوته فراموشی قرار گرفته‌ است. شما می‌دانید که بسیاری از تمدن‌ها در کناره رودها شکل گرفته است. شاهرود نیز در گذشته در کنار یک رود شکل گرفته بود. از طرفی امتداد تپه‌های تاریخی مربوط به هزاره اول پیش از میلاد که از قیطریه آغاز می‌شود، به تپه بلوار شاهرود می‌رسد. متأسفانه شهرداری و شورای شهر شاهرود، زمانی در این تپه ثبت‌شده تاریخی درخت کاج کاشتند! بگذریم...

سنگ چخماق؛ تپه‌ای متعلق به هزاره ششم پیش از میلاد!

به لحاظ تاریخی نیز باید اشاره کنم که تپه سنگ چخماق در 8 کیلومتری شاهرود قرار دارد و متعلق به هزاره ششم پیش از میلاد است. پروفسور ایچی ماسودا در محدوده این تپه باستانی حفاری انجام داده و نکات مهمی از تاریخ منطقه شاهرود را آشکار کرده است. تپه شیخ عبادالدین نیز مربوط به هزاره پنجم پیش از میلاد است و در نزدیکی شاهرود قرار دارد.

مادر نویسنده احسن‌التقاسیم، اهل بیارجمند بود

از طرفی شاهرود، در واقع چهار عارف بزرگ را پرورده است؛ شیخ ابوالحسن خرقانی، بایزید بسطامی، شیخ جلال‌الدین و شیخ عمادالدین. اما در خصوص فرهنگ مردم شاهرود هم باید به گویش این مردم اشاره کنم. گویش شاهرودی بسیار غنی و عمیق است. تنها حوزه‌ای که در آن زبان دری رواج دارد، منطقه شاهرود است. پدر نویسنده کتاب «احسن‌التقاسیم فی معرفه‌الاقالیم» فلسطینی و مادرش، بیارجمندی بوده است؛ او مشخصات گویش غنی شاهرودی را بیان کرده است.

شما در زبان شاهرودی با جملاتی دارای چندین فعل پیاپی مواجه می‌شوید که پیامی را به مخاطب رسانده است. از این گذشته، می‌توان روی واژه‌ها بحث کرد. مثلا برای شما جالب خواهد بود که ریشه واژه تاریخی واژه پازینه را جستجو کنید.

گویش شاهرودی در حال فراموشی است...

اگر بخواهم درباره واژگان شاهرودی سخن بگویم، سخن به درازا می‌کشد. متأسفانه گویش شاهرودی به دلیل شرایط خاصی که بر جامعه حاکم است، در حال فراموشی است. در مجموع رگه‌های تمدنی، تاریخی و فرهنگی را به صورت تمام و کمال در شاهرود می‌بینید. ما اهل هرجا که هستیم باید فرهنگمان را پاس بداریم. به این نکته نیز باید اشاره کنم که شاهرود به لحاظ فرهنگی جزو خراسان بزرگ بوده است.

خراسان جلوه‌گاه و منشأ و منبع فرهنگ غنی ایران است. مشاهیر و فرهنگ این خطه نیز به هم پیوسته‌اند؛ از شیخ عطار گرفته تا فردوسی.

مرآت: سخن پایانی شما را می‌شنویم.

من از شما سپاسگزارم که در میانه مسائل و مشکلات موجود و در شرایطی که دنیا در تبلیغات سرمایه‌داری غوطه‌ور است، به این مسائل می‌پردازید.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1565925
ارسال نظر
نظرات