شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: اجتماعی
ساعت: 13:57 منتشر شده در مورخ: 1398/11/02 شناسه خبر: 1566174
پژوهشگر حقوق بین الملل:

اقدام آمریکایی ها یک تجاوز آشکار است

تجاوز به حاکمیت سرزمینی عراق و علیه یک مقام رسمی نظامی در کشور ثالث، قطعا صورت گرفته است و دولت متجاوز ایالات متحده آمریکا، بایستی پاسخگوی عملیات تروریستی خود باشد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در نشست روشنگری و گفتمان سازی کانون شهید مدرس بسیج حقوقدانان استان آذربایجان شرقی مطرح شد:

مرتضی عبدی ، پژوهشگر حقوق بین الملل
 
اقدام تروریستی دولت متجاوز ایالات متحده در ترور سردار سلیمانی و ابو مهدی المهندس به عنوان رهبران محور مقاومت در منطقه و به خصوص کشور عراق که به صورت قتل و جنایتی فراقضایی و کاملا هدفمند با حمله پهپادی صورت گرفت، موجی از اعتراضات و توجه به ویژگیهای دولت متجاوز و متخاصم ایالات متحده را در منطقه غرب آسیا (خاور میانه) در پی داشت. بررسی ابعاد این ترور و اقدامات احتمالی قبل و بعد از آن و پاسخ قاطع ملت ایران (مطالبه مشروع مردمی در تشییع بی نظیر سردار محبوب قلوب ایرانیان) و مواضع نظام و دولت جمهوری اسلامی ایران، ما را به بررسی برخی از ابعاد این واقعه تلخ و عمل جنایت آمیز و تروریستی واداشت که در این راستا نکاتی در ذیل تقدیم می گردد:
 
۱- چرا سردار سلیمانی؟
 
سردار شهید سپهبد سرافراز حاج قاسم سلیمانی به عنوان یک مقام رسمی و فرمانده ارشد نظامی رأس عملیاتی محور مقاومت و در مبارزه با جریانات تکفیری، سلفی و صهیونیستی شناخته می شد که با توجه به ویژگی های اخلاقی و شخصیتی خویش و از همه مهمتر اخلاص در عمل و عقیده توانسته بود جبهه ای متحد و یکپارچه از مدافعان و مروجان تفکر مقاومت در منطقه از کشورهای مختلف ایجاد، هدایت، سازماندهی و رهبری نماید که بی شک توانسته بود معادلات محور غربی، عربی و عبری را به عنوان نقطه مقابل جریان مقاومت به کلی به هم بزند؛ که در نهایت تصمیم به ترور و شهادت این فرمانده بزرگ توسط رئیس جمهور ایالات متحده گرفته می شود و جنایتی بی سابقه در تاریخ تحولات سیاسی نظامی منطقه رقم می خورد.
 
۲- ادعای آمریکایی ها
 
آمریکایی ها برای توجیه این جنایت خود به قاعده ی دفاع مشروع استناد کرده اند؛ یعنی اعلام نموده اند حضور و وجود این سردار بزرگ باعث ضربه زدن به منافع و مصالح آمریکایی ها در منطقه می گردید و بدین سبب و به منظور دفع خطر علیه اتباع آمریکایی این تصمیم گرفته و اجرایی شد. دولت متجاوز و تروریست آمریکا مدعی است که سردار سلیمانی در صدد طراحی حمله ای قریب الوقوع و فوری علیه دیپلمات ها و نیروهای نظامی و امکانات آمریکایی در منطقه بوده است. ولی هیچ دلیل، فرضیه یا مدرکی دال بر ادعای خود بیان نکرده و ارائه نداده اند.
 
 
 
۳- بررسی ابعاد ترور در قالب قتل هدفمند
 
آمریکایی ها با طراحی و تصمیم قبلی و طی یک عملیات پیچیده اطلاعاتی و جاسوسی در زمان حضور سردار سلیمانی در پایتخت کشور عراق بغداد، و از طریق حمله ی پهپادی اقدام به ترور و شهادت سردار نموده اند و به بهانه مبارزه با تروریسم از عمل خود دفاع می کنند؛ در حالی که سردار شهید سلیمانی به عنوان یک مقام رسمی نظامی و به دعوت مقامات رسمی عراق و نه به عنوان فرماندهی یک عملیات تروریستی در آن کشور به سر می برد و این اقدام آمریکایی ها خلاف توافقنامه امنیتی دولت آمریکا با دولت عراق که منجر به حضور آمریکایی ها در عراق شده است، می باشد. چرا که بر اساس این توافق نامه و طبق بند ۲ ماده ۴ آن، کلیه عملیات نظامی که نیروهای آمریکایی بر اساس این موافقت نامه در عراق انجام می دهند بایستی با توافق دولت عراق باشد که در این عملیات، چنین اطلاع رسانی و توافقی وجود ندارد.
 
۴- اقدام آمریکایی ها به عنوان تجاوز
 
تجاوز به حاکمیت سرزمینی عراق و علیه یک مقام رسمی نظامی در کشور ثالث، قطعا صورت گرفته است و دولت متجاوز ایالات متحده آمریکا، بایستی پاسخگوی عملیات تروریستی خود باشد؛ هر چند برداشت از جرم تجاوز با عمل تجاوز در عرصه بین الملل، متفاوت و قابل تفسیر است، ولی در اختصار بایستی پذیرفت اقدام آمریکایی ها متجاوزانه بوده که عواقب خاص خود را در پی دارد.
 
۵- ترور به عنوان ابزار بازدارنده
 
چون آمریکایی ها نتوانسته بودند در میدان عملیات نظامی و نبردهای نیابتی بین ایران و آمریکا سردار و نیروهای تحت امرش را شکست دهند از طریق ترور و شهادت اقدام به حذف فیزیکی وی به عنوان اهرمی بازدارنده نمودند.
 
بی شک توانایی ها و قدرت نرم و سخت سردار و مدیریت، طراحی ها و هدایت های نظامی و عملیاتی وی باعث شده بود که آمریکایی ها عوارض این جنایت خود را بپذیرند و در اقدامی بزدلانه و فجیع اقدام به شهادت وی نمایند.
 
۶- بررسی جنبه های فردی و انسانی ترور سردار
 
فارغ از جایگاه و شأن رفیع سردار در میدان های نبرد و مبارزه با جبهه استکبار و داعش، ترور وی به عنوان سلب حیات یک انسان و شهروند دولت قانونی و مستقل، نقض آشکار حقوق بشر و در اقدامی فراقضایی به عنوان عملی غیر قانونی و متجاوزانه نیز قابل بررسی و مطالعه و مطالبه حقوق انسانی و قانونی وی و سایر شهدا است.
 
هر چند جایگاه و موقعیت والای فرماندهی وی برای هیچ شخصیتی قابل کتمان نیست، ولی ابعاد فردی و اجتماعی شخصیت این شهید والامقام نیز نباید از نظرها پنهان بماند و این حق قانونی (مطالبه خانواده و بستگان فردی وی) نیز محفوظ و قابل پیگیری جدی حقوقی و قضایی است.
 
اما چه باید کرد؟
 
۱- عمل متقابل
 
کمترین حق ایران در خصوص این جنایت، اقدام به عمل متقابل است. اما از نوعی که خود تصمیم می گیرد نه الزاماٌ شبیه عمل آمریکایی ها، و همچنان که بعد از عملیات غرور آفرین و موفقیت آمیز انهدام کامل پایگاه ارتش تروریستی آمریکا در عین الاسد عراق توسط سپاه پاسداران اعلام شد، این تنها یک سیلی بوده و حق انتقام همچنان پابرجاست. و این حق کل جبهه مقاومت از نیروهای افغانی تا لبنانی است که دست به عملیات تلافی جویانه علیه نیروها و منافع آمریکایی ها در سر تا سر منطقه و بلکه جهان بزنند.
 
۲- اقدامات قضایی و غیر قضایی بین المللی
 
مراجعه به نهادهای بین المللی دادگستری و کیفری، هر چند نظام سلطه پاسخگوی اعمال خود در این عرصه ها نیست، ولی کمترین اثر آن توجه افکار عمومی جهان به بحث مظلومیت جبهه مقاومت و توجه به جنایات سردمداران رژیم مستکبر ایالات متحده است. ظرفیت هایی همچون مراجعه به دیوان بین المللی دادگستری (به شرط اعطای صلاحیت)، دیوان بین المللی کیفری، تشکیل یک دادگاه ویژه منطقه ای (ایران و عراق) مثل نمونه ترور رفیق حریری (نخست وزیر اسبق لبنان)، اخذ نظر مشورتی از مجمع عمومی سازمان ملل متحد در راستای محکومیت این ترور و ارجاع آن به منظور محاکمه و مجازات متجاوز (دولت آمریکا) و یا ارجاع مستقیم موضوع به شورای امنیت سازمان ملل از جمله موارد قابل پیش بینی است.
 
هر چند دولت آمریکا در همه این نهادهای بین المللی حضور دارد و امکان احقاق حق منصفانه، تقریبا غیر قابل انجام است؛ ولی به منظور تشریح جنایات آمریکایی ها لازم و بلکه ضروری است.
 
۳- گزینه های حقوق در ۳ کشور درگیر واقعه
 
الف- عراق: محاکم کشور عراق به عنوان کشور محل وقوع جرم و جنایت، قابلیت و صلاحیت پیگیری و رسیدگی به شکایت ایران (بعد دولتی و حقوقی) و خانواده ی شهدا مقاومت (جنبه شخصی و فردی) را دارند و از این فرصت و ظرفیت بایستی به نحو احسن و کامل استفاده گردد.
 
ب- ایران: محاکم دولت ایران، به عنوان این که شهدا این حادثه (گروه ایرانی) در تابعیت نظام جمهوری اسلامی ایران بوده اند و به تمامیت جسمی و حیات ایشان آسیب جدی و غیرقابل جبران واقع شده است؛ نیز می توانند مورد مراجعه خانواده های شهدا واقع گردند؛ هر چند که نه دولت و نه اتباع آمریکایی در این فرض (مراجعه به محاکم قضایی ایران) به دلیل عدم وجود رابطه حقوقی و سیاسی بین ایران و آمریکا پاسخگو نبوده و نیستند، اما طرح این گونه دعاوی می تواند علاوه بر توسعه ی صلاحیت های نظام حقوقی داخلی، باعث تشفی خاطر دوستداران جبهه مقاومت و به خصوص خانواده ی این عزیزان گردد.
 
ج- محاکم اروپایی و آمریکایی: دادگاه حقوق بشر اروپایی و همچنین محاکم قضایی ایالات متحده نیز می توانند مورد مراجعه ی خانواده های این شهدای عزیز واقع گردند و از جنبه ی خصوصی (ضرر و زیان وارد شده) موضوع مطالبه و پیگیری گردد. هر چند دولتمردان آمریکایی و به تبع نها آآنها اروپایی ها مخالف جبهه و جریان مقاومت بوده و هستند، اما صلاحیت و استقلال نسبی محاکم قضایی آنان می تواند محل مراجعه آسیب دیدگان این عملیات تروریستی باشد.
 
سخن آخر اینکه: برای مقابله با تجاوز و تعدی متجاوزان راهی جز قوی شدن و قدرتمند شدن وجود ندارد تا با توان بازدارندگی بالقوه و بالفعل از تکرار چنین وقایع و جنایات هولناکی اجتناب گردد.
https://www.dana.ir/1566174
ارسال نظر
نظرات