شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان سمنان
ساعت: 12:23 منتشر شده در مورخ: 1398/11/29 شناسه خبر: 1583110
در گفتگو با یکی از فرماندهان دفاع مقدس مطرح شد؛

ماجرای تشکیل "واحد نهضت‌ها" در سپاه/ درخواست کمک بارزانی از ایران و پاسخ جالب حاج‌قاسم

ماجرای تشکیل "واحد نهضت‌ها" در سپاه/ درخواست کمک بارزانی از ایران و پاسخ جالب حاج‌قاسم
یکی از فرماندهان دفاع مقدس ضمن تشریح ماجرای تشکیل نیروی قدس، از ویژگی‌های خاص شهید قاسم سلیمانی می‌گوید.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، اصلی‌ترین عاملی که سبب شد پای صحبت‌های سردار احمد ربیعی، از فرماندهان دفاع مقدس بنشینیم، احساس خطر در قبال خط تحریف شخصیت حاج قاسم بود. به نظر می‌رسد که لازم است پیش از آن که سیاسیون، شخصیت مورد علاقه خود از حاج‌قاسم را به جامعه بباورانند، ابعاد شخصیتی این شهید والامقام و مشی سیاسی ایشان به خوبی مورد فحص و تدقیق قرار بگیرد. این گفتگو در این راستا صورت گرفته و حاوی نکات مهمی است که در ادامه می‌خوانید.

مرآت: خطر تحریف حاج‌قاسم سلیمانی از هم‌اکنون که کم‌تر از دو ماه از شهادتش می‌گذرد، جدی شده است. برخی می‌کوشند از تعبیرِ درست دیپلمات بودن حاج‌قاسم، تفسیر نادرستی بکنند و آن شخصیت بزرگ را در ظرف ذهنی کوچک خود بسنجند. دیدگاه شما در این ارتباط چیست؟

ما برای پاسخ به این شبهات و ابهامات و بهره‌برداری‌های سیاسی که ممکن است برخی از وجود این شهید بزرگوار داشته باشند، نیاز داریم که مقدمه‌ای را بشنویم. ما در وهله نخست نیازمند تعریف دیپلماسی هستیم. دیپلماسی از نگاه شرق و غرب و ابرقدرت‌ها معنایی دارد اما انقلاب اسلامی از دیپلماسی تعریف دیگری دارد. حضرت آقا فرمودند که شهید سلیمانی، یک دیپلمات قوی بود.

انقلاب اسلامی و تغییر در مفهوم دیپلماسی

معنای دیپلماسی فارغ از حوزه ارتباط با دولت‌ها، چندین سطح دارد. دیپلماسی رایج در میان دولت‌های غربی و قدرت‌ها، دیپلماسیِ بین دولت‌هاست نه بین ملت‌ها و نخبگان و عوامل سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده در یک جامعه. در منطق غرب، اگر کسی روابط و گفتگوهای دولت‌ها را تقویت کرد و گسترش داد، او را یک دیپلمات قوی می‌دانند اما با وقوع انقلاب اسلامی در 41 سال قبل، امام(ره) در مفهوم دیپلماسی دگرگونی ایجاد کردند.

خلأ دیپلماسی از نگاه امام: فقدان ارتباط با ملت‌ها

این دگرگونی البته همه مفاهیم و واژه‌ها را دربرگرفت. دامنه اهداف امام در حوزه دیپلماسی بسیار گستره بود. ایشان می‌خواستند انقلاب اسلامی را به دولت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، جریانات و گروه‌های سیاسی و مردم معرفی کنند. امام(ره) دریافته بودند که دیپلماسی در قبال دولت‌ها از خلأ جدی رنج می‌برد؛ این خلأ، فقدان ارتباط با آحاد ملت و نخبگان و سران جریان‌های سیاسی بود.

ماجرای تشکیل «واحد نهضت‌ها» در سپاه

امام فرمود ما متکی به مردم هستیم؛ اگر دولت‌ها هم پای کار نیامدند، ما با مردم جهان کار داریم. امام می‌دانست که دستگاه دیپلماسی، ساختار توانمندی برای پر کردن خلأ مذکور نیست. تدبیر امام، ایجاد تشکیلاتی به نام «واحد نهضت‌ها» در همان اوایل انقلاب بود که تا پایان جنگ هم فعالیت داشت. این اقدام پس از آن صورت گرفت که افغانستان توسط روس‌ها اشغال شد. سخن امام این بود که واحد نهضت‌ها باید گروه‌هایی که در افغانستان در مقابل اتحاد جماهیر شوروی موضع دارند را ساماندهی کند.

دستگاه دیپلماسی در برابر جنایت صبرا و شتیلا چه می‌توانست بکند؟

این اقدام سبب کوتاه شدن دست شوروی از افغانستان شد. آیا دستگاه دیپلماسی اساسا قادر به انجام چنین مأموریتی از جانب حضرت امام(ره) بود؟ طبیعتا پاسخ، منفی است. از طرفی پس از جنایت صبرا و شتیلا نیز حضرت امام و مسئولان احساس خطر کردند. دستگاه دیپلماسی ما در برابر یک رژیم غاصبِ زورگو که به بخش‌هایی از خاک لبنان تجاوز کرده بود، چه می‌توانست بکند؟

انحلال واحد نهضت‌ها به دلیل انحرافات با منشأ دفتر آیت‌الله منتظری

در پی این وقایع، هسته حزب‌الله در سال 61 توسط سپاه در لبنان تشکیل شد. حضرت امام، شاکله جدیدی به دیپلماسی داد. بخشی از دیپلماسی از نگاه امام، ارتباط با مردم و گروه‌های سیاسی ذی‌نفوذ در مردم بود. وقتی واحد نهضت‌ها به دلیل برخی انحرافات که منشأ آن دفتر آیت‌الله منتظری بود، منحل شد، نیروی قدس در سپاه پاسداران تشکیل شد.

اگر نیروی قدس نبود، کشورهای منطقه چه وضعیتی داشتند؟

نیروی قدس پس از جنگ و همچنین در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی بیش‌تر توسعه پیدا کرد. اگر دیپلماسی در قالب نیروی قدس نبود، چه بلایی بر سر مردم مستضعف لبنان، افغانستان و دیگر کشورهای منطقه می‌آمد؟ در این میان، نقش حاج قاسم سلیمانی این بود که توانست با موفقیت دیپلماسی قوی را در سه سطح پیش‌ ببرد؛ ارتباط با مردم، نمایندگان مردم و دولت‌ها.

سقوط 3 استان عراق ظرف 24 ساعت

وقتی گروه‌های مسلح به سوریه تاختند؛ حاج‌قاسم در سه سطح مذکور ارتباطاتی برقرار کرد و ارتشی مرکب از نیروهای کشورهای مختلف شکل داد؛ زینبیون از پاکستان، حیدریون از عراق، فاطمیون از افغانستان، جیش‌الوطنی از سوریه، علویون و... و سپس با دولت‌های سوریه، عراق و لبنان ارتباط گرفتند. وقتی داعش با کمک آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها، اسرائیلی‌ها و اعراب منطقه خلیج‌فارس به عراق حمله می‌کنند، ظرف 24 ساعت 3 استان عراق، سقوط می‌کند.

حاج‌قاسم: صبح‌هنگام در اقلیم کردستان خواهم بود

در این‌جا دولت عراق، گروه‌های مبارز و مجاهد عراقی و نیروهایی از لبنان، پاکستان و افغانستان در برابر داعش ایستادگی می‌کنند. وقتی داعش، موصل، نینوا و صلاح‌الدین را تصرف می‌کند به سمت اربیل حرکت می‌کند و اقلیم کردستان با مسئولیت مسعود بارزانی از آمریکایی‌ها درخواست کمک می‌کند. این درخواست بی‌پاسخ می‌ماند و بارزانی ناگزیر از حاج قاسم سلیمانی درخواست کمک می‌کند. حاج قاسم پس از مشورت با رهبر انقلاب پاسخ می‌دهد که شما تا صبح مقاومت کنید و من صبح‌هنگام در اقلیم کردستان خواهم بود. و به این واسطه خطر دفع می‌شود.

از شورای عالی امنیت عراق تا ارتباط‌گیری با دولتمردان عربستان

ساختار مشابه شورای عالی امنیت ملی در عراق، هر نشستی که برگزار می‌کند، بدون حضور حاج‌قاسم به تصمیم‌گیری منجر نمی‌شود. در جنگ 33 روزه لبنان، نگاه دولت، حزب‌الله و قوای نظامی به لب‌های حاج قاسم سلیمانی است. ایشان نقش موثری در ایجاد شکاف میان نیروهایی که علیه دولت سوریه می‌جنگیدند ایفا می‌کند. حاج قاسم حتی با دولتمردان عربستان هم ارتباط برقرار می‌کند.

نشست 4 ساعته حاج‌قاسم با پوتین برای ورود روسیه در مسأله سوریه

اگر می‌بینید که قدرتی مانند روسیه در سوریه به حمایت از دولت وارد عمل می‌شود، این امر حاصل قدرت دیپلماتیک حاج قاسم است. حاج قاسم بود که پوتین، رهبر یک کشور بزرگ را برای این کار متقاعد کرد. نقل‌هایی قوی وجود دارد که پوتین پس از نشست 4 ساعته با حاج‌قاسم گفته است من عاشق این ژنرال شدم؛ مردی مسلط به اوضاع منطقه و با اعتمادبنفس بالا.

حاج‌قاسم در یمن با هسته‌های اولیه انصارالله ارتباط گرفتند و به آن‌ها کمک کردند. این دیپلماسی است که می‌تواند اثر تعیین‌کننده داشته باشد. این‌ها ویژگی‌های حاج‌قاسم سلیمانی و تیم ایشان است.

خروجی دیپلماسی به سبک حاج‌قاسم!

مرآت: مفهوم محدودی از مذاکره در سال‌های اخیر به فضای اجتماعی-رسانه‌ای پمپاژ شده است. آن‌چه که از دیپلماسی در نگاه حاج‌قاسم گفتید با مفهومی که از مذاکره در ذهن طیفی خاص وجود دارد چه نسبتی دارد؟

ما با گونه‌ای از سنتی از دیپلماسی در کنار دیپلماسی به سبک نیروی قدس و حاج‌قاسم مواجه هستیم. خروجی این دو گونه دیپلماسی را ارزیابی کنید. خروجی مذاکراتی که در قالب دیپلماسی سنتی انجام داده‌ایم چه بوده است؟ آیا توانستیم تحریم‌ها را برداریم؟ آیا توانستیم مشکلاتمان را با اروپا و غرب حل کنیم؟ توجه داشته باشید که امام می‌فرماید دشمنی ما با آمریکا، مثل دشمنی گرگ و بره است. ما نمی‌توانیم با دشمن خونی خود به تعامل برسیم.

اقتدار نظامی مردم‌پایه؛ عامل اتحاد منطقه‌ای

مرآت: بنابراین دو تعریف موجود از دیپلماسی واگرا هستند؟

به نظر من، اگر اکنون برخی از قدرت‌ها در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند، به سبب اقتدار ماست. اگر حاج قاسم ارتش مرکب را شکل نمی‌داد و ما توان دفاعی‌مان را تشدید نمی‌کردیم، این اقتدار حاصل نمی‌شد. وقتی چنین قدرتی در منطقه پیدا کردیم، طبیعی است که روس‌ها با ما کنار می‌آیند. اگر اتحاد ایجاد می‌شود، به سبب اقتدار نظامی با پایه مردمی است.

در ظهور تعجیل می‌شد اگر...

اگر گونه‌های دیپلماسی در ایران با هم همگرا بودند، نسبت به دشمن یک نگاه داشتند و هدف‌گذاری‌هایشان همسان بود، ما اکنون در چه وضعیتی بودیم؟ من معتقدم اگر همه قوا یک هدف را دنبال می‌کردند؛ یعنی یک دولت انقلابی در کنار یک نیروی انقلابی به رهبری حاج‌قاسم سلیمانی از 30 سال پیش همگرا عمل می‌کردند، در ظهور تعجیل می‌شد. بیشترین آسیب را در این مسیر البته مجلس غیرانقلابی وارد کرده است.

اهداف بلند حاج‌قاسم موانع را در نظرش ناچیز می‌کرد

مرآت: نسبت حاج‌قاسم با جریانات، افراد سیاسی و دولت‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟

استراتژی حضرت امام، ایجاد هسته‌های حزب‌الله در سراسر جهان بود؛ بنابراین وقتی هدف بسیار بزرگی را دنبال می‌کنید دیگر موانع کوچک را پشت سر می‌گذارید. حضرت آقا نیز از آن‌جا که می‌دانند موانع کوچک، خللی در مسیر کلی انقلاب ایجاد نمی‌کند، با همگرایی و آرامش کشور را مدیریت می‌کنند. حاج‌قاسم نیز همین‌گونه عمل می‌کرد. او به دلیل این که هدف بزرگی را دنبال می‌کرد،

 معتقد به کنار گذاشتن ظرفیت‌ها نبود. شعار «ما همه حاج‌قاسم هستیم» از همین رویه نتیجه می‌شود. ما هم نباید به دنبال کنار گذاشتن ظرفیت‌ها باشیم.

موج‌سواران می‌خواهند از قافله عقب نمانند

مرآت: از این رو پرسش پیشین را مطرح کردم که طیفی که همرزمان حاج‌قاسم را مدافعان اسد می‌نامیدند، اکنون خوانخواه ایشان شده‌اند!

بله؛ برخی می‌گفتند ما اساسا چرا باید به حفظ سوریه کمک کنیم؟ آن‌ها نمی‌توانستند اهداف دشمن را به درستی درک و ترسیم کنند و بفهمند. حاج‌قاسم گهگاه به رهبر انقلاب می‌گفتند من برای دستیابی به اهداف اصلی در منطقه، با موانعی در دولت روبرو هستم. آقا به فوریت جلسه می‌گذاشتند و برای همگرایی می‌کوشیدند. این که اکنون عده‌ای می‌خواهند موج‌سواری کنند طبیعی است چون می‌خواهند از قافله عقب نمانند.

برخی هم اقناع شده‌اند که اهداف حاج‌قاسم، درست بوده است.

رفتار پدرانه حاج‌قاسم با فرزندان شهدای فاطمیون

مرآت: خود شما خاطره‌ای از برخورد با شهید سلیمانی دارید؟

در محلی که ما زندگی می‌کنیم، تعداد زیادی از مدافعان حرم به شهادت رسیده‌اند. ایشان در تشییع پیکر این شهدا حضور پیدا می‌کردند. در تشییع به دنبال در آغوش گرفتن فرزندان شهدا بودند. این نشان از اخلاص و مهر و محبت حاج قاسم بود نسبت به فرزندان شهدا بود. گاه پیکر شهدایی از فاطمیون به ایران می‌آمد. ایشان نسبت به فرزندان آن‌ها هم همین رفتار را داشتند.

اصرار شهید سلیمانی بر رسیدگی ویژه به خانواده شهدای فاطمیون

حاج قاسم ستادی را تشکیل داد که من هم یکی از اعضای آن بودم. کار ستاد، پیگیری مسائل مربوط به مسکن، معیشت، تحصیل و درمان خانواده شهدای مدافع حرم بود. ما دریافتیم که بدترین شرایط را خانواده شهدای فاطمیون دارند. ایشان اصرار داشتند که به خانواده این شهدا رسیدگی ویژه داشته باشید. هربار که از سفر برمی‌گشتند هم گزارش می‌گرفتند که چه اقداماتی برای این خانواده‌ها انجام شده است.

گلایه حاج‌قاسم به رهبری از بی‌توجهی دولت به خانواده شهدای فاطمیون

ایشان برای مشکل اقامت برخی از خانواده شهدای فاطمیون، نزد حضرت آقا گلایه کردند که دولت نسبت به این مسأله توجهی نکرده است. این روحیه نوع‌دوستی را در شهید حاج حسن شاطری نیز یافته‌ایم. یکی از هوشمندی‌های حاج‌قاسم این بود که افراد را به درستی گلچین می‌کردند. حاج‌حسن در سردشت نیروی من بود. به خاطر دارم که وقتی همه پس از سه ماه به مرخصی رفتند، او با آن سن کم، ماند. در نهایت بعدها حاج‌قاسم او را به سپاه قدس برد.

چرا حاج حسن شاطری را به نام «فیاض» می‌شناختند؟

او را در افغانستان به نام «فیاض» می‌شناختند. ماجرا هم از این قرار بود که وقتی من در سردشت مسئولیت داشتم، مسئول مخابراتی داشتیم که نامش محسن فیاض بود. حاج‌حسن هم مسئول تدارکات بود. این دو با هم بسیار رفیق بود. 16 آبان 61 بچه‌ها به کمین خوردند و محسن فیاض به شهادت رسید. از همان زمان حاج‌حسن می‌گفت دوست دارم اسمم فیاض باشد.

مرآت: امیدوارم مجالی دست دهد تا درباره شهید حاج حسن شاطری به تفصیل سخن بگوییم. بابت وقت ارزشمندی که در اختیارم قرار دادید سپاسگزارم.

من هم از شما و همکارانتان تشکر می‌کنم.

انتهای پیام/

 

https://www.dana.ir/1583110
ارسال نظر
نظرات