شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: فرهنگ و هنر
ساعت: 16:52 منتشر شده در مورخ: 1399/02/01 شناسه خبر: 1601430
گفت و شنودی درباره خالق "صدای پای آب"

سفر به مشرق زمین در اندیشه و اشعار سهراب تأثیر زیادی داشت/شعر سهراب سرشار از تصویرهای بکر و تازه ‌است

سفر به مشرق زمین در اندیشه و اشعار سهراب تأثیر زیادی داشت/شعر سهراب سرشار از تصویرهای بکر و تازه ‌است
عبدالله زارعی استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: شعر سهراب صمیمی، سرشار از تصویرهای بکر و تازه ‌است که همراه با زبانی نرم، لطیف، پاکیزه و منسجم تصویر سازی میکند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سپاس؛ اول اردیبهشت با نام دو شاعر بزرگ این سرزمین گره خورده است. یکی فرمان روای ملک سخن «سعدی» و دیگری«سهراب سپهری» بزرگی سعدی «قولی است که جملگی برآنند» و آن گونه که خود می گوید واقعا « سخن ملکی است سعدی را مسلم» سعدی بماناد، با شعله نام بلندش.

به همین مناسبت و برای آشنایی بیشتر با زندگی و اشعار آثار سهراب سپهری به سراغ  عبدالله زارعی استاد زبان و ادبیات فارسی رفتیم و از ایشان خواهش کردیم که در این زمینه به سؤالات ما پاسخ بگوید.

صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
«سهراب سپهری»

اول اردیبهشت ماه جــــلالی/ بلبـــــل گوینده بر منابر قضبان
بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی/ همچو عرق بر عذار شاهد غضبان
«سعدی»

–  استاد زارعی ضمن سپاس از جانبعالی که در این گفت و گو شرکت کردید، اگر تمایل دارید ابتدا از زندگی سهراب سپهری برای ما بگویید؟

 آن چه در شناخت شاعران معاصر به وضوح به کمک مان می آید، زندگی روشن و حتا تاریخ دقیق سرایش شعر آن هاست.

سهراب در ۱۵ مهرماه ۱۳۰۷ در کاشان به دنیا آمد. پدربزرگش میرزا نصرالله خان سپهری نخستین رییس تلگراف‌خانه کاشان بود. پدرش «اسدالله» و مادرش «ماه‌جبین» نام داشتند که هر دو اهل هنر و شعر بودند.

دوره ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (شهید مدرّس فعلی) (۱۳۱۹) گذراند و در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم‌زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد.

سهراب سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه شعر نیمایی خود را به نام «مرگ رنگ» منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد و نشان درجه اول علمی را دریافت کرد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعه شعر خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد. در آذر ۱۳۳۳ در اداره کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می پرداخت.

سهراب سپهری به فرهنگ مشرق‌زمین علاقه خاصی داشت و سفرهایی به هندوستان، پاکستان، افغانستان، ژاپن و چین داشت.

حاصل این سفرها در اندیشه و شعر او بسیار تأثیرگذار بوده است. «برخی از نمادهای سپهری رو به اسطوره های شرق، به ویژه هند دارند؛ همچون: اقاقیا، جمنا، ریباس، اشراق، بودا، پادمه، نیلوفر،…نماد «نیلوفر» بیشتر برگرفته شده از عرفان هند و چین است.

گل نیلوفر در مرداب می روید اما بدان آلوده نمی شود، از آن بیرون می آید و بالاتر از مرداب پر باز می کند. این گل نماد عارفان وارسته ای است که از محیط و جامعه خود برمی آیند و به پلشتی های آن آلوده نمی شوند.» آثار متعددی در نقد شعر و آثار او در قالب کتاب، مقاله و پایان نامه های دانشگاهی به رشته تحریر در آمده است.

– جناب زارعی دوست داریم یک مقدار در مورد آثار و ویژگی های شعری مرحوم سهراب سپهری برای خوانندگان بگویید؟

سهراب هنرمندی جستجوگر، تنها، کمال‌طلب، فروتن و خجول و دیدگاه انسان مدارانه‌اش بسیار گسترده و فراگیر بود. از این رو آثار وی و حتا خود وی همیشه با نقد و بررسیهایی همراه بوده‌است.

جای شگفتی نیست که از شهریار می پرسند، «نظر شما در مورد کارهای سهراب سپهری چیست؟» و شهریار جواب می دهند، «نمی شناسمشان» اما این اواخر، شاملو می گفت «شاید با دوباره خوانی اش به کلی مجاب بشوم و دست های بی گناهش را در عالم خیال و خاطره غرق بوسه کنم.»

_ «هشت کتاب» سپهری کمابیش تمامی کار و کوشش شاعرانه او را که نزدیک به سی سال طول کشیده است، در بردارد.

سهراب در ابتدا به سبک نیمایی شعر میسرود ولی بعدها رویه خودش را باز شناخت. در این شیوه جدید سهراب سپهری بر دیدگاه انسان مدارانه و آموخته‌هایی که از فلسفه زن فرا گرفته بود به شیوه جدیدی دست یافت که «حجم سبز» شیوه تکامل یافته سبکش محسوب میشود. وی عادت داشت که دور از جامعه آثار هنری اش را خلق کند.

شعر وی صمیمی، سرشار از تصویرهای بکر و تازه ‌است که همراه با زبانی نرم، لطیف، پاکیزه و منسجم تصویر سازی میکند. از معروفترین شعرهای سهراب سپهری میتوان به: نشانی، صدای پای آب و مسافر اشاره کرد که شعر صدای پای آب یکی از بلندترین شعرهای نو زبان فارسی است.

تا کنون به نقاشی های سهراب سپهری اشاره کردید؟ در این زمینه نیز برایمان بیشتر توضیح دهید.

– سهراب سپهری در نقاشی از دستاوردهای زیبایی شناختی شرق و غرب بهره‌مند گشته بود که این تاثیرها در آثارش جلوه گر بودند. سهراب سپهری در آثار نقاشی اش رویکرد نوین و متفاوتی داشت. سپهری در نقاشی به شیوه‌ای موجز، نیمه انتزاعی دست یافت که برای بیان مکاشفه‌های شاعرانه اش در طبیعت کویری کارگشا بود. سپهری بیشتر نمایشگاه‌های داخلی آثار نقاشی اش را در «گالری سیحون» برگزار میکرد و عادت نداشت که برای روز معرفی در نمایشگاه شرکت کند.

– آقای دکتر خیلی دوست داریم از سهراب و اشعار زیبایش برایمان بگویید ولی در این فرصت محدود می خواهیم از چگونگی درگذشت سهراب نیز برای خوانندگان به اختصار توضیح دهید.

– سهراب سپهری در سال ۱۳۵۸ به بیماری سرطان خون مبتلا شد و به همین سبب در همان سال برای درمان به انگلستان رفت، اما بیماری بسیار پیشرفت کرده بود و وی ناکام از درمان به تهران بازگشت. او سرانجام در غروب ۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان‌علیبن محمد باقر روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.

– از اینکه در این مصاحبه شرکت کردید سپاسگزاریم.

در پایان می خواهیم به انتخاب خودتان یکی از اشعار سهراب را برای خوانندگان بازگو کنید.

– بسیار خوب، اشعار سهراب همگی زیبا هستند ولی من شعر «زندگی» را به خوانندگان تقدیم می کنم:
شب آرامی بود
می روم در ایوان تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!هیچ
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند

زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

https://www.dana.ir/1601430
ارسال نظر
نظرات