شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان بوشهر
ساعت: 10:57 منتشر شده در مورخ: 1399/02/24 شناسه خبر: 1608930
بازخوانی چرایی شکل‌گیری نهضت تنباکو و پیامدهای آن؛

حیله انگلیس برای سیاه کردن روزگار میلیون‌‌ها ایرانی/ نهضتی که با تبعیت از مرجعیت به پیروزی رسید

حیله انگلیس برای سیاه کردن روزگار میلیون‌‌ها ایرانی/ نهضتی که با تبعیت از مرجعیت به پیروزی رسید
در تاریخ ایران، نهضت تنباکو از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، زیرا این قیام از طرفی اولین تجربه‌ مبارزه با استعمار با ماهیت اسلامی بوده و از سوی دیگر، در اوج استبداد داخلی پادشاهان قاجاریه (ناصرالدین‌شاه) به وقوع پیوست.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سپاس، در نیمه دوم قرن نوزدهم حوادثی در ایران روی داد که موجب دگرگونی گسترده‌ای در ایران شد. در این‌ میان نهضت تنباکو از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، زیرا این قیام از طرفی اولین تجربه‌ی مبارزه با استعمار با ماهیت اسلامی بوده و از سوی دیگر، در اوج استبداد داخلی پادشاهان قاجاریه (ناصرالدین‌شاه) به وقوع پیوست و زمینه را برای ریشه‌کن کردن استبداد و استعمار از جامعه ایران فراهم نمود. در همین جریان بود که آیت‌الله میرزاى شیرازى با صدور فتواى تحریم تنباکو بزرگ‌ترین ضربه را بر پیکر دولت استعمارگر انگلیس نواخت و او را در اهداف شوم و شیطانى خود ناکام گذاشت. ما در این مقاله کوتاه سعی داریم به بررسی این رویداد مهم و نتایج ناشی از آن بپردازیم.

رقابت‌های استعماری در دوران ناصرالدین‌شاه

رقابت شدید روس و انگلیس بر سر دستیابى به امتیازات بیشتر و چپاول سرمایه‌های مردم محروم این مملکت در اواخر دوره ناصرى به اوج خود رسید. هرگاه یکى از دو کشور رقیب موفق به تحصیل امتیازى در ایران می‌شد طرف مقابل یا در الغاى آن می‌کوشید و یا حداقل امتیازى در حد آن درخواست می‌کرد.

لرد کرزن ایران آن روز را چنین تصویر می‌کند: «صحنه ایران مانند صفحه شطرنجى شده بود که حرکت یک‌طرف با حرکت و اقدام طرف دیگر مواجه می‌گشت». ( عصر بی‌خبری یا ۵۰ سال استبداد در ایران، تیموری: ص۸۹)

در سال ۱۲۸۰ هجرى قمرى امتیاز تلگراف‌خانه به انگلیس واگذار شد. روس‌ها در مقابل از سال ۱۲۹۸ به بعد طى چند پیمان امتیاز استفاده از تفتیش خطوط تلگراف را در شمال و شمال شرقى کشور تحصیل نمودند.

امتیاز راه‌آهن در سال ۱۲۸۹ به (رویتر) و در حقیقت به انگلیس واگذار شد که با اعتراض علماء دینى و دلخورى روس این امتیاز به نتیجه نرسید. ولى پس از چند سال در سال ۱۳۰۶ هجری قمری امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهى ایران و حق نشر اسکناس و… به رویتر داده شد.

چند ماه بعد یعنى در سال ۱۳۰۷ هجرى قمرى امتیاز تأسیس بانک استقراضى روس به یک تبعه روس داده شد و پس از چند ماه دولت روسیه این امتیاز را به خود منتقل ساخت. در همان سال امتیاز انحصارى ساختن راه تهران به اهواز به انضمام راه بروجرد و اصفهان باواسطه‌ای به انگلیس واگذار شد. در مقابل همان سال امتیاز بهره‌برداری از درخت‌هاى زیتون ایالت گیلان که متعلق به مردم بود به یک کمپانى روسى بخشیده شد و در سال ۱۳۰۸امتیاز انحصارى بریدن چوب شمشاد از جنگل‌هاى آستارا تا استرآباد و حمل آن‌ها به خارج به همان کمپانى واگذار شد.

امتیاز کشتیرانى در رودخانه کارون و امتیاز رژى به انگلیس داده شد و پیش از آن به‌عنوان جواز عبور از خاک روسیه براى سومین سفر شاه و درباریان به اروپا، امتیاز کشتیرانى در شمال و چند امتیاز دیگر به روس‌ها داده شد. (دکتر مهدى بهار، ۱۳۴۴: ۵۰۶ تا ۵۲۴ و دکتر سید تقی نصر، ۱۳۶۳: ۳۶۰ تا ۳۷۹)

از طرف دیگر در آن زمان ناصرالدین‌شاه و دربار به خاطر نداشتن پایگاه مردمى به دو دولت روس و انگلیس متکى بودند. آن دو دولت نقش تعیین‌کننده‌ای را در دربار شاه داشتند. محور عمده حل‌وفصل مشکلات سیاسى، اجتماعى و اقتصادى رژیم حاکم بر اساس جلب رضایت دو ابرقدرت از طریق واگذارى امتیازات و منافع مختلف به آن‌ها تشکیل می‌داد. تا جایی که این عمل به‌عنوان شیوه‌ای سهل‌الوصول در برابر تکاثرطلبى استعمارگران به کار گرفته می‌شد. واگذاری امتیاز توتون و تنباکو یکی از امتیازاتی است که در راستای این سیاست صورت گرفت که در ادامه به بررسی انعقاد و سرانجام لغو آن ‌خواهیم پرداخت.

زمینه‌ی واگذاری امتیاز تنباکو

یکی از امتیازاتی که در نتیجه رقابت‌های استعماری به انگلستان واگذار شد امتیاز انحصاری توتون و تنباکو به یک انگلیسی به نام تالبوت بود.

در مورد سابقه مصرف توتون و تنباکو در ایران باید اشاره نمود که مصرف توتون و تنباکو از زمان شاه‌عباس یکم صفوی در ایران رواج یافت. البته گرچه شاه عباش تلاش‌های گسترده‌ای را برای جلوگیری از مصرف آن انجام داد اما در این راه موفقیتی به دست نیاورد. از آن زمان کم‌کم تعداد معتادان به توتون و تنباکو افزایش پیدا کرد و تا زمان ناصرالدین‌شاه به چند میلیون نفر رسید، تا این‌که محمد‌حسن خان اعتماد‌السلطنه وزیر انطباعات ناصرالدین‌شاه نخستین بار اندیشه‌ی انحصار تجارت توتون و تنباکو را مطرح کرد.

وی در جمادی‌الآخر ۱۳۰۳ پیشنهادی در نه فصل و با عنوان «قانون اداره‌ی انحصاریه تنباکو و توتون و متفرعات آن» به ناصرالدین‌شاه عرضه نمود که البته با بی‌توجهی شاه مواجه گردید. یک سال بعد اعتماد‌السلطنه در نامه‌ی دیگری که در سی فصل تهیه‌شده بود، مسئله‌ی دریافت مالیات از عایدات دخانیات را برای ازدیاد عواید کشور تنظیم کرد. علی‌رغم آنکه ناصرالدین‌شاه قانون فوق را مورد تصویب قرارداد، به سبب مخالفت علما و بی‌میلی امین‌السلطان ـ صدر‌اعظم که به دستور شاه عهده‌دار اجرای آن بود ـ هرگز تحقق نیافت. ( ابراهیم تیموری، ۱۳۶۱، ص۹-۲۲)

سه سال پس از وقایع فوق و در پی سفر سوم ناصرالدین‌شاه به اروپا در سال ۱۲۶۹ ه‍. ش که به تشویق وزیرمختار انگلیس در ایران، سرهنری درومند ولف انجام‌گرفته بود، دولت انگلیس فرصت مناسب را برای کسب امتیاز انحصار توتون و تنباکو به دست آورد و زمینه‌سازی آن را به ماژور جرالد تالبوت از نزدیکان و مشاوران لرد سالیسبوری (نخست‌وزیر و وزیر خارجه‌ی انگلیس) محول کرد. تالبوت نخستین مذاکره درباره‌ی انحصار تجارت توتون و تنباکو را در شهر برایتون با اعتماد‌السلطنه آغاز کرد و پس از کسب اطلاعات کافی در این زمینه، امین‌السلطان را با دادن وعده‌های فراوان متقاعد کرد که او نیز موافقت شاه را در ازای دریافت سالانه ۲۵ هزار لیره جلب نماید. (اصفهانی کربلایی، ۱۳۷۷، صص ۶۲ـ ۶۵)

درواقع این قرارداد به معنای فروختن بخشی از استقلال کشور و تسریع تسلط هرچه بیشتر استعمار بر ایران بود و علاوه بر آن اعطای این امتیاز سبب بیکار شدن هزاران بازرگان و خرده‌فروش تنباکو و زیان دیدن کشاورزانی بود که مجبور بودند محصولات خود را به قیمت نازل تعیین‌شده توسط شرکت انگلیسی بفروشند، چراکه هیچ شخص حقیقی و حقوقی دیگری حق خرید محصولات را نداشت.

قیام علیه قرارداد و لغو آن

توتون و تنباکو از مهم‌ترین اقلام تجاری و صادراتی ایران بود و حدود دویست هزار تن به کشت و خریدوفروش آن اشتغال داشتند،( آدمیت، ۱۳۶۰، ص۱۳) به علت گسترش شرکت و زرع و استعمال توتون و تنباکو حدود یک‌پنجم از جمعیت ایران از این طریق زندگی خود را می‌گذراندند. ازاین‌رو نمی‌توانستند در مقابل تسلط بیگانگان بر امرارمعاش خود ساکت باشند. روستاییان،کشاورزان،بازرگانان و تاجران خرده‌پا و حتی کارگران روزمزد شروع به اعتزاض علیه شرکت رژی کردند. به علت رابطه‌ی نزدیک و تنگاتنگی که بین طبقات مردم و علما وجود داشت، مردم به روحانیون متوسل شدند تا با رهبری آن‌ها وارد مبارزه و قیام عمومی شوند.( ابراهیم تیموری، ۱۳۶۱، ص۴۹)

شهرهای فارس، تبریز، اصفهان و مشهد در این مبارزه سهم بسزایی داشتند. علاوه بر این‌ها در سایر شهرهای ایران مثل کرمان، قزوین، کاشان، یزد و… مردم علیه شرکت رژی دست به تظاهرات و شورش‌هایی زدند و با بستن مغازه‌ها و محل کار خود در مساجد و مراکز دیگر تجمع کرده، به همراه روحانیون انزجار و نفرت خود را از واگذاری چنین امتیازی اعلام کردند. (تیموری، ۱۳۶۱: ص۸۰)

مردم و علمای شهرهای ایران که از اقدامات خود نتیجه‌ی قطعی نگرفته بودند، دست کمک به‌سوی مرحوم (میرزا محمدحسن شیرازی- مرجع تقلید شیعیان جهان که در آن زمان در سامرا بود) دراز کردند. وی از طریق روحانیون و زائران، هم‌چنین نامه‌ها و تلگراف‌هایی که از ایران به ایشان می‌رسید و بخصوص نامه‌ی سید جمال‌الدین اسدآبادی، به زیان‌ها و خسارت‌های دولت و ملت ایران آشنا شد.

میرزای شیرازی، هم‌زمان با شروع ناآرامی در تبریز در اول ذی‌حجه سال ۱۳۰۸ هجری قمری با ارسال تلگراف مفصلی به شاه، ضمن اشاره به مضار و مفاسد اجازه مداخله خارجی‌ها در ایران به اعطای امتیازات نیز توجه نمود و همه آن‌ها را منافی صریح قرآن، نوامیس الهیه و استقلال ایران خواند.

شاه به تلگرام میرزا پاسخ نداد و برای توجیه اقدامات دولت و ذکر دلایل اعطای امتیاز و مشکلات ناشی از لغو آن، میرزا محمود خان مشیرالوزاره کارپرداز ایران در بغداد را نزد میرزای شیرازی در سامرا فرستاد.

مشیرالوزاره ضمن اشاره به‌ضرورت قرابت با دول بزرگ اروپا برای استخلاص از روسیه تزاری، لزوم تقویت بودجه و قشون و رفع نقایص و کم بودن مالیات‌ها، موهن بودن الغای قرارداد ازنظر بی‌اعتبار شمرده شدن امضای پادشاه و …، صراحتاً از ناتوانی دولت در فسخ امتیاز و خسارات هنگفت این اقدام سخن گفت.

بااین‌حال میرزا در پاسخ تمام این تشبثات، تنها بر این نکته تأکید کرد که فقط باید به ملت مسلمان تکیه کرد و «دولت اگر از عهده جواب بیرون نتوان آید ملت از جواب حسابی عاجز نیست» و «اگر دولت از عهده برنمی‌آید، من به خواست خدا آن را بر هم می‌زنم.»(حسین بن علی اصفهانی کربلایی، ۱۳۷۷: ‌صص ۹۰ ـ ۹۳) اما وقتی‌که از این کار نتیجه‌ای حاصل نشد، سرانجام فتوای مشهور خود را در سال ۱۲۶۷ ه.ش/۱۸۹۱م در رابطه با منع استعمال دخانیات به شرح زیر اعلام کرد:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ اَلیُوم اِستِعمال تنباکو و توتون بِاَیِّ نحوٍ کانَ در حکم مُحاربه با امام زمان عجل الله فرجه است.» (همان، صص ۱۲۵ ـ ۱۳۲)

حرره الاحقر محمد حسن الحسینی

پیروزی نهضت و لغو امتیاز

بلافاصله پس از صدور فتوا، مأموران حکومت وظیفه یافتند که از انتشار این حکم و آگاهی مردم نسبت به آن ممانعت به عمل‌آورند، بااین‌حال در همان نیمه‌ روز اول که حکم به دست میرزا آشتیانی رسیده بود، در حدود صد هزار نسخه از حکم نوشته و در سراسر کشور پخش‌شده بود.

با صدور این فتوا، مردم از همه‌ی اصناف، مبارزه سیاسی علیه قرارداد استعماری امتیاز تنباکو را یک وظیفه شرعی و تکلیفی الهی دانستند و قلیان‌ها را شکسته و توتون و تنباکو را به آتش کشیدند و حاضر نشدند حکم عالم و مرجع خود که استعمال تنباکو را در حکم جنگ با امام زمان (عج) می‌دانست، نقض کنند.

نفوذ این حکم آن‌قدر گسترده و وسیع بود که حتی دربار و حرمسرای ناصرالدین‌شاه را نیز فراگرفت و اندرونیان حرم‌سرای شاهنشاهی نیز از استعمال دخانیات پرهیز کردند. به‌نحوی‌که «انیس الدوله»، سوگلی ناصرالدین‌شاه دستور جمع‌آوری قلیان‌ها را صادر نمود. بدین ترتیب شاه که حتی در اندرونی خویش نیز شاهد شکسته شدن قلیان‌ها و تحریم توتون و تنباکو بود، برای آنکه مبادا کسی از دستورش سرپیچی نماید و به احترامش لطمه‌ای وارد آید، به هیچ‌یک از نوکران خود دستور آوردن قلیان را نمی‌داد.(زنجانی، بی‌تا: ص۱۰۱-۱۰۵)

ناصرالدین‌شاه و دربار او که به عمق و گستردگی نفوذ این حکم پی برده بودند،قصد داشتند با جعلی خواندن و تفرقه و فشار به مردم و روحانیون،به‌ویژه میرزا حسن آشتیانی،اثر آن را خنثی کنند،اما وقتی به بی‌اثر بودن توطئه‌های خود پی بردند تصمیم گرفتند که با لغو امتیاز داخلی آن‌ها را تسلیم کنند،ولی هوشیاری و تداوم نهضت و حضور مردم درصحنه و اعلام جهاد از سوی میرزای شیرازی توطئه‌هایشان را نقش بر آب کرد.(تیموری، ۱۳۶۱: ص۱۳۳-۱۳۵)

این حرکت همگانی و تبعیت آشکار مردم از حکم میرزای شیرازی، اولیای دولت را بر آن داشت که به‌ منظور ایجاد خلل در رفتار معترضانه‌ی مردم، شایعه‌ی جعلی بودن حکم را مطرح سازند. ازاین‌رو با مساعدت وعاظ‌السلاطین و معممین دربار به شایعه جعلی بودن فتوا دامن زدند و حاج محمدکاظم ملک‌التجار را منشأ جعل حکم معرفی و او را به قزوین تبعید کردند. اما این اقدامات نیز تأثیری در روند قضایا نداشت و شاه و دربار را ناگزیر به سمت تفرقه‌افکنی میان علما کشاند. ازاین‌رو شاه و امین‌السلطان به میرزای آشتیانی روی آوردند و از او خواستند که چون او نیز همانند میرزای شیرازی مجتهد است، حکمی بر اباحه و تجویز استعمال دخانیات صادر کند. دراین‌بین میرزای آشتیانی و دیگر علماء،‌ شاه و درباریان را به‌کلی مأیوس ساختند و قاطعانه گفتند که حکم میرزای بزرگ را جز خود او، شخص دیگری نمی‌تواند تغییر دهد. آن‌ها همچنین اضافه کردند که «این کار اصلاح برنمی‌دارد، باید متوقف شود… این امتیازات باید برگردد و تا برنگردد میرزا آرام نمی‌گیرد.» (زنجانی، بی‌تا: صص ۱۲۵ ـ ۱۳۲)

درنتیجه آخرین حربه‌ی شاه و دربار، تشکیل جلسه‌ای با حضور دولتیان و علما بود. در این جلسه که افرادی نظیر میرزا حسن آشتیانی و شیخ هادی نجم‌آبادی حضور نداشتند، شاه خواستار حکم حلیت استعمال تنباکو شد که با پاسخ صریح حاضران مواجه گردید. در این میان امین‌السلطان راه دیگری در پیش گرفت و به علما وعده داد که اقداماتی جهت لغو امتیاز خواهد کرد و در برابر از آنان خواست که صریحاً استعمال دخانیات را مجاز اعلام کنند. (ناظم‌الاسلام کرمانی، ج ۱، ۱۳۶۲: صص ۲۲ـ ۲۳)

سرانجام به دلیل فشار نهضت اسلامی- مردمی ایران به رهبری میرزای شیرازی که اساس سلطنت استبدادی ناصرالدین‌شاه را به مخاطره انداخته بود، وی تصمیم گرفت که امتیاز را لغو کند و با اعلام رسمی لغو امتیاز از سوی دولت ایران و شرکت رژی، مبارزه‌ی پیروزمند تنباکو پس از ۵۵ روز خاتمه یافت و حکم تحریم لغو شد.( زنجانی، بی‌تا: ص۲۱۰-۲۱).

شرکت رژی که مبالغ هنگفتی به شاه و صدراعظم و درباریانش رشوه داده بود خواستار غرامت از ایران شد. سرانجام پس از مذاکراتی پانصد هزار لیره به شرکت پرداخت شد. این مبلغ از بانک شاهنشاهی ایران که سهام آن متعلق به انگلیس بود به‌صورت وام با بهره‌ی شش درصد در مقابل گرو گذاشتن گمرکات بنادر خلیج‌فارس، بوشهر، بندرعباس، بندرلنگه و شیراز تأمین شد. بدین ترتیب این گمرکات تحت نظارت و کنترل انگلیس درآمد.

نتایج نهضت تنباکو

الف) پیروزی جنبش تنباکو، در نگاه و باور آیندگانی که در پی حاکمیت قانون، تشکیل عدالت‌خانه، لگام زدن بر استبداد و شاه و در یک‌کلام به دنبال مشروطه، آزادی و تشکیل دولت‌های مسئول و پاسخگو در ایران بودند تحول عمیقی ایجاد کرد.
ب) این پیروزی قدرت بسیج مردمی روحانیان را در باور روشنفکران ملّی تثبیت کرد و به آنان یادآور شد که برای رسیدن به خواسته‌های ملّی، چاره‌ای جز نزدیکی باطنی یا ظاهری به اهل ایمان و روحانیان ندارند، چنانچه همکاری‌های واقعی یا مصلحت‌جویانه آن‌ها در قبل و سال‌های بعد مشروطه و تا حاکمیت رضاخان با همه اختلافات پیدا و پنهانشان بر کسی پوشیده نیست. این همکاری در اکثر موارد در سرنوشت ایرانیان ازجمله پیشبرد اهداف آزادی‌خواهی و بسط مشروطیت مؤثر  واقع شد. جنبش تنباکو تردید به بیگانه را در افکار عمومی ‌نهادینه و به‌گونه‌ای همواره اعمال آنان را در کشور درست یا نادرست با سوءظن همراه کرد.

ج) اندیشه تحریم پس از جنبش تنباکو به‌عنوان یک ابزار سیاسی مورد بهره‌برداری ایرانیان قرار گرفت. اندیشه تحریم برای جلوگیری از نفوذ بیگانه در ایران مؤثر واقع شد، ازجمله تحریم بانک‌های خارجی در ایران، خریدوفروش امتعه و پوشاک آنان و… در برخی برهه‌های تاریخی ایران به‌ویژه در به ثمر رساندن مشروطیت بسیار تأثیرگذار بود.( نجفی، ۱۳۹۲: ص۱۱)

د) پیروزی جنبش تنباکو، عده‌ای از روحانیان و دیگرکسانی را که مبارزه با استبداد را بی‌ثمر می‌دانستند، به همراهی مؤثر با مشروطه‌خواهان تا مرحله جان‌فشانی پیش برد؛ برای مثال سید عبدالله بهبهانی که در آن واقعه مخالف تحریم و مقابله با سلطنت بود، بعدها در سلک هواداران و عوامل مؤثر در شکل‌گیری مشروطه قرار گرفت و به خیل شهدای آن پیوست.( میرسجّادی، ۱۳۸۶: ص۹۷)

د) پس از واقعه تنباکو، حوزه دین و سیاست آمیختگی غیرقابل فصلی یافت و روحانیت وارد عرصه‌ای شدند که خواسته یا ناخواسته مردم در حوادث کلان با التجای به آنان، ایشان را به مرکز ثقل آن حوادث وارد می‌کردند؛ حوادث مهمی ‌همچون انقلاب مشروطیت، نهضت ملّی شدن نفت و… نمونه‌هایی از آن است.

ه) ایرانیان پیش از تنباکو به‌شدت مرعوب حاکمیت بودند و خود را در برابر مشت آهنین حاکمیت ناتوان می‌دیدند و در برابر تبلیغاتی همچون ظل‌اللهی بودن شاه بر روی زمین در برابر ستمگری و استبداد سکوت می‌کردند. این واقعه رشد سیاسی مردم و عامه و حتی نخبگان دینی و سیاسی و ملّی را افزایش داد و به مطالعه در سرنوشت سرزمین‌های دیگر رهنمون کرد.

و) امیدی که این پیروزی در دل طرفداران آزادی برانگیخت، باوجود انسداد سیاسی شدیدی که شاه پس از جنبش تنباکو ایجاد کرد، آنان را درراه آزادی جدی‌تر کرد و موجبات همدلی همه گروه‌ها، از مردم، روحانیان روشنفکران، روزنامه‌نگاران، تجار و… را فراهم نمود. باوجود سختگیری‌های شدید دولتمردان درخشان‌ترین دوره‌های مبارزه در همین سال‌ها تا پیروزی مشروطه شکل گرفت، به‌نحوی‌که اغلب تشکل‌های مخفی، آزادی‌خواه و… چه در عرصه‌های فکری و چه عملی در حدفاصل واقعه رژی و نهضت مشروطیت شکل گرفت و به‌عنوان ابزارهایی برنده در اختیار اهداف مشروطه‌خواهان و مردم قرار گرفت.

نتیجه‌گیری

حقیقت این است که قیام تحریم تنباکو یک تحول ریشه‌دار فکری و عملی برای انقلاب مشروطه ایجاد کرد. مردم دریافتند که اگر همه منابع اجتماعی خود را باهم به‌کارگیرند، پیروزی بر استبداد داخلی و استعمار خارجی نیز ممکن خواهد بود. جنبش تنباکو به تعبیری عصر بی‌خبری یا بی‌حرکتی ایرانیان را جراحی کرد و مبارزه مردم را که از سوی بسیاری از نخبگان خارج و داخل سال‌ها پیگیری می‌شد وارد جریانی ریشه‌دار و اصیل کرد و به تعبیر خود میرزای شیرازی، پیروزی جنبش موجب «اعلای کلمه ملّت» شد. ( نجفی، ۱۳۹۲: ص۲۱۱)

این پیروزی اسطوره شکست‌ناپذیری حاکمیت را فروریخت؛ به تعبیر مرحوم مدرس «واقعه دخانیه توپی بود که سحرگاه، مردم تیزهوش خفته را بیدار کرد و به‌طور طبیعی از زلزله شدیدی که متعاقب آن بایستی به وقوع بپیوندند باخبرشان نمود».( نجفی و جعفریان، ۱۳۷۲: صص ۱۳۴-۱۳۹)

جنبش تنباکو برای تحول‌خواهانی که پیش از آن از طریق منبر، روزنامه، تألیف رساله و کتاب، نامه‌نگاری به شاه و… درراه محدود کردن قدرت و خودکامی در ایران قدم برمی‌داشتند و راهی نو و اندیشه‌ای پویا در مسیر بیداری و مبارزه گشود. به تعبیر ادوارد براون در کتاب انقلاب ایران، «واقعه تنباکو را باید مبدأ تاریخ بیداری و آغاز مرحله نو ایران در حوادث اجتماعی دانست!» و خلاصه اینکه جنبش تنباکو نخستین جنبش گسترده مردم ایران در تحولات و حوادث کلان تاریخ معاصر ایران بود که پایه‌گذار فکری و عملی بسیاری از قیام‌ها و حوادث نوساز بعد از خود، همچون نهضت مشروطیت و ملّی شدن نفت گردید!

منابع
تیموری، ابراهیم: تحریم تنباکو، اولین مقاومت منفی در ایران، انتشارات کتاب‌های جیبی، ۱۳۶۱٫
اصفهانی کربلایی، حسین بن علی: تاریخ دخانیه، تصحیح رسول جعفریان، قم: الهادی، ۱۳۷۷٫
آدمیت، فریدون: شورش بر امتیاز نامه‌ی رژی، تهران، ۱۳۶۰٫
نجفی، موسی: اندیشه تحریم و خودباوری، تهران، مؤسسه تاریخ معاصر ایران، ۱۳۹۲٫
میرسجّادی، سیدکاظم: میرزای شیرازی، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۸۶٫
بهار، دکتر مهدى: میراث خواراستعمار، تهران امیرکبیر، ۱۳۴۴، .
نصر، دکتر سیدتقى: ایران در برخورد با استعمارگران. ناشر: شرکت مولفان و مترجمان ایران، ۱۳۶۳
زنجانی، محمدرضا: تحریم تنباکو، تهران: انتشارات فراهانی، بی‌تا.
کرمانی، ناظم‌الاسلام: تاریخ بیداری ایرانیان، تصحیح علی‌اکبر سعیدی سیرجانی،‌تهران، ۱۳۶۲
نجفی، موسی و جعفریان، رسول: سده تحریم تنباکو، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۲٫

*گزارش از بهرام شفیعی کارشناس ارشد تاریخ

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1608930
ارسال نظر
نظرات