شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان بوشهر
ساعت: 10:04 منتشر شده در مورخ: 1399/04/04 شناسه خبر: 1620663

گمانه زنی های انتخاباتی ۱۴۰۰ در جبهه انقلاب

گمانه زنی های انتخاباتی ۱۴۰۰ در جبهه انقلاب
پس از پیروزی قاطع اصولگرایان در انتخابات مجلس شورای اسلامی، تحرکات گزینه های احتمالی ریاست جمهوری جریان اصولگرایان بیشتر خواهد شد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سپاس؛ عده ای از گزینه های جریان انقلابی در حال تدوین برنامه های تحولی و گفتگو با موثرین سیاسی، صاحب نظران اقتصادی و پژوهشکده‌های علمی و حکمرانی جهت بررسی و تحلیل آرا و تنظیم سیاست های احتمالی خود هستند و تعدادی نیز فارغ از تکاپوهای سیاسی، بیشتر تمرکز خود را بر حوزه های تحت مدیریت فعلی خود کرده اند.

مهم ترین گزینه احتمالی جریان انقلاب، آیت الله رییسی می باشد. مردمی سازی مناسبات قوه قضاییه، مبارزه عینی، شفاف و بدون حاشیه با مفسدین اقتصادی و ارتباط مستقیم با لایه های مردم و همچنین ارتباطات بدون درگیری با سایر قوا و نهادها باعث ایجاد نوعی مدیریت انقلابی و مورد توجه شده است به گونه ای که ورود ایشان به معنای عدم حضور هیچ جریان یا فردی از جریان اصولگرا و انقلابی در عرصه انتخابات خواهد بود.

حال اینکه در جریان اصلاح طلب فرد یا جریان خاصی قابلیت رقابت با این سبک از مدیریت انقلابی را داشته باشد مجال دیگری می طلبد.

گزینه مطرح و شناخته شده دیگری که به گمان تحلیلگران سیاسی قابلیت و تمایل ورود به عرصه انتخابات را دارد دکتر محمد باقر قالیباف هست. این تمایل البته با نقدهایی همراه خواهد بود که در بدو ورود ایشان به بهارستان عیان شد؛ تا جایی که بسیاری از نمایندگان مجلس شرط حمایت از ایشان را تعهد شفاف ایشان دال بر عدم حضور وی در انتخابات ۱۴۰۰ دانستند. گویا قالیباف در محافل خصوصی این تعهد را پذیرفته است؛ هر چند هیچگاه به صورت رسمی و رسانه ای این تعهد مطرح نشده است.

قالیباف در انتخابات تهران اول شده است؛ لیکن اختلاف آرای ایشان با ادوار قبل حداد عادل حدود دویست هزار نفر بوده است که آین آرا البته محصول وحدت جریانات مختلف از جمله پایداری با ایشان بوده است. طبیعتا اگر این وحدت محقق نمی شد میزان آرای ایشان کمتر از یک میلیون می بود و این زنگ خطر جدی برای ایشان خواهد بود.

طبیعتا اگر قالیباف بتواند به خوبی مجلس کارآمد، انقلابی، پیش رو، قدرتمند و نظارت گر را تبلور کند می تواند گرایش های مختلف اجتماعی و سیاسی و حتی گفتمانی را به سمت خود سوق دهد.
نکته دیگر اختلافات عمیق درون جریانی و برون جریانی و حتی تودگانی مردم با قالیباف هست به گونه ای که میزان انتقاد برخی جریانات اصولگرایی ناظر به قالیباف از نقد به چالش رسیده است و این مسأله، کار را برای ایشان بسیار پیچیده خواهد کرد.

مهندس فتاح گزینه سوم و شاخصی هست که به نظر می رسد سودای ریاست جمهوری داشته باشد.

مدیریت پاک و کم حاشیه، شخصیت غیر سیاسی و مدیریت در حوزه های امدادی و حمایتی، از ایشان چهره قابل احترام و مورد اقبال نشان داده است.

ایشان خط قرمز کمتر جریانی از اصولگرایان هست.
البته نوع کارهای رسانه ای ایشان و افراط در گزارش عملکرد و مصاحبه های تند و تلخ ایشان نوعی تلخی در ذهن را متبادر می کند که این سوالات نیاز به دقت نظر و بررسی بیشتری خواهد داشت.
مواجهه نسبتا دوستانه با طیف هایی از اصلاح طلبان نیز سوالاتی را برای برخی لز اصولگرایان و مخصوصاً جوان‌ترهای انقلابی ایجاد کرده است.

مهرداد بذرپاش، تشکیلاتی ترین و جوان ترین گزینه اصولگرایان هست. او نه محبوب پایداری هست و نه محبوب ائتلافیون؛ لیکن به همان میزان هم منفور هیچ کدام از این دو جریان نیست و جالب تر آنکه در شورای مرکزی هر دو طیف، نزدیکان جوان بسیاری دارد. ‌
قدرت مناظره گری ایشان حتما برگ برنده و تیغ تیز وی خواهد بود.
تیم سازی قوی در حوزه های رسانه ای، محتوایی و تشکیلاتی و انرژی جوانی در آستانه گام دوم و ورود به چهل سالگی، اهمیت ایشان را جهت حضور در انتخابات بیشتر خواد کرد.

البته چگونگی کارکرد ایشان در شرکت های خودرویی و اختلاف برخی از بدنه و افسران انقلابی با ایشان می تواند پاشنه آشیل وی قلمداد شود.

 ضرغامی نیز گزینه دیگریست که اراده کرده است نشان دهد بدون ستاد و تشکیلات و صرفا بر اساس صرف صبحانه و بر ابتنای استفاده بهینه از صفحات و عالم مجازی و خاصه توئیت و بدون صرف هزینه های ستادی و تشکیلاتی می توان رئیس جمهور شد.

ضرغامی از جمله فرهنگ شناسان و رسانه شناسان اصولگرا هست که طبقه متوسط را بهتر از دیگران تحلیل می کند و البته نمی داند که رئیس جمهوری یک کشور نیاز به برنامه، گفتمان و تشکیلات دارد.

سعید محمد نیز یکی از جمله چهره های کمتر شناخته شده ای هست که به تازگی در تحلیل ها به زبان می آید.

فرمانده کت و شلواری قرارگاه خاتم که در ۵۰ سالگی به سر می برد و تا کنون پروژه های ملی و محلی بزرگ و نام آشنایی را طراحی و عملیاتی کرده است.
و از جمله مدیران عملگرا و خوش نام محسوب می شود.

چهره جوان، دانشگاهی و شخصیت تصمیم گیر و عملیاتی، فساد ستیزی و سلامت اقتصادی از جمله خصوصیاتی هست که پیرامون ایشان گفته می شود.
عدم شناخت جامعه نخبگانی و مردم از ایشان مهمترین سوالیست که ناظر به وی وجود دارد که آیا در این کارزار تند و تیز سیاسی قابلیت رقابت دارد یا خیر؟
نداشتن وابستگی و تشکیلات سیاسی نیز خطر و سوالی هست که ایشان باید پاسخ یا آلترناتیوش را داشته باشد.

حجت الاسلام قمی نیز که به جذابیت شمایل مشهور هست و با جذب ده ها نفر از فعالین سابق و لاحق، خوش نام و فعال در سازمان تبلیغات مشغول به خدمت هست نیز چهره بدیع جریان اصولگرا خواهد بود.

فهم رسانه ای، داشتن تشکیلات جوان و دانشجو در سراسر کشور می تواند امکان ورود و رقابت را برای ایشان جدی کند.
البته در اینکه میزان تسلط ایشان بر حوزه های اقتصادی، سیاسی و بین المللی به چه میزان هست سوالات اساسی وجود دارد و آنچه بدیهیست عدم تجربه کلان ایشان در حوزه های عمرانی، سیاسی، اقتصادی کشور می باشد.

مهندس نیکزاد وزیر خوشنام و عملگرایی که در عین سلامت اقتصادی، پروژه های بزرگ عمرانی کشور را مدیریت کرده است و اخیرا نیز با آرای نمایندگان نایب رییسی را به دست آورد. آنچه‌می تواند نیکزاد را با چالش مواجه کند عدم تسلط ایشان به حوزه های سیاستگذاری و تسلط گفتمانی در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی و دیپلماسی می باشد.

سعید جلیلی، محور مذاکرات تاریخی هسته ای و فرد انقلابی و دکترای علوم سیاسی دیگر گزینه جدی خواهد بود.
شاید تا چهار سال پیش به شدت ناکارامد تلقی می شد لیکن به مرور عمق ژرف اندیشی و مقاومت انقلابی را به همگان نشان داد.
حالا دیگر اکثر ملت می دانند در دیپلماسی، جلیلی دیپلمات طراز بسیاری از مدعیان و لاف زنان هست.

جلیلی یک بار دیگر می خواهد بیاید و از سایه خارج شود؛ لیکن هنوز مردم و حتی قاطبه اصولگرایان بر مدیریت اجرایی وی سوالات اساسی دارند. فهم و شناخت مسائل شرط لازم برای ریاست جمهوری هست لیکن کافی نیست.

فرمانده نام آشنای جنگ، او فردی هست که همگان او را به صلابت، قدرت در عملیات و حتی فهم گسترده در حکمرانی یاد می کنند.
اهل برنامه های بزرگ می باشد؛ اما شاید بزرگ ترین ایراد او در عدم سیاست ورزی می باشد.
محسن رضایی به میزانی که از سیاست دور شود، سیاست ورز تر می شود و به میزانی که نزدیک به سیاست شود، غیر سیاسی می شود و لذا بهتر هست این بار صحنه گردان باشد نه بازیگر، در واقع او مربی خوبی هست نه بازیکن خوب.

اگر بخواهیم جریان اصولگرایی را به اندازه ای موسع کنیم که در برخی حوزه ها قلب با اصلاح‌طلبی صورت گیرد نیز می توان به گزینه هایی از جمله علی لاریجانی و مخبر دزفولی ستاد اجرایی فرمان امام هم اشاره کرد که البته انقلابیون این گونه توسعه و بی ضابطگی گفتمانی را حتما نخواهند پذیرفت.

 

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1620663
ارسال نظر
نظرات