شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان هرمزگان
ساعت: 09:36 منتشر شده در مورخ: 1399/04/08 شناسه خبر: 1621764
روایتی از سفر به مکه، توسط بانوی هرمزگانی؛

از کوچه پس کوچه های مدینه و مکه چه خبر؟

از کوچه پس کوچه های مدینه و مکه چه خبر؟
در روز تجدید بنای خانه کعبه توسط حضرت ابراهیم (ع) به گفتگو با بانویی پرداختیم که چند سال پیش سفر به خانه خدا را پیش گرفته بود و حالا که کرونا می خواهد فرصت این سفر را از ما بگیرد چه خوب است که با پای دل مقصد را در پیش گرفته حال و هوای معنوی را در ذهن و قلبمان ایجاد کنیم، چرا که تنها یاد خداست که آرام بخش دلهای بی قرار ما است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از هرمز؛ کلثوم وزیری متولد سال ۱۳۵۲ در کهنوج استان کرمان و از یک خانواده مذهبی است، حافظ ۱۶ جزء از قرآن کریم بوده و فعالیت های قرآنی، فرهنگی و مذهبی بسیاری را در پرونده دنیوی و اخروی خود دارد.

سال ۱۳۷۴ ازدواج می کند و به دلیل شغل همسر راهی زندگی در استان هرمزگان می شود، او که از فعالین فرهنگی بندرعباس است تحصیلات خود را دررشته علوم و حدیث قرآنی ادامه داده و دانشجوی دانشکده علوم و حدیث قرآنی بندرعباس است.

در روز تجدید بنای خانه کعبه توسط حضرت ابراهیم (ع) به گفتگو با بانویی پرداختیم که چند سال پیش سفر به خانه خدا را پیش گرفته بود و حالا که کرونا می خواهد فرصت این سفر را از ما بگیرد چه خوب است که با پای دل مقصد را در پیش گرفته و از طریق خبرگزاری حال و هوای معنوی را در ذهن و قلبمان ایجاد کنیم، چرا که تنها یاد خداست که آرام بخش دلهای بی قرار ما است.

کلثوم وزیری در گفتگو با هرمز اظهار کرد: سال ۱۳۸۵ بود که به همراه یک کاروان و به تهنایی راهی سفر به سوی خانه خدا شدم ۷ خرداد ماه رفتم و ۲۱ همان ماه برگشتم.

وزیری افزود: مکه که رفتم از تمام دنیا دل کنده بودم حتی در تمام مدت روز فراموش می کردم که یک کودک ۴ ساله دارم، سفر عجیبی بود که فکر می کنم به دلیل مُحرم شدن بود.

وی ادامه داد: از ایران که حرکت کردیم ۲ ساعت و ۲۵ دقیقه بعد به فردوگاه جده رسیدیم، شب بود و با یک اتوبوس راهی هتل شدیم، استراحت کرده و از صبح فردا سفر معنوی را آغاز کردیم.

نگذاشتند قبر پیامبر و خانه حضرت فاطمه را ببینیم

این بانوی سفر کرده به مکه اضافه کرد: شروع سفر ما از مسجدالنبی و از مدینه آغاز شد، ۷ روز اول در مدینه و ۷ روز آخر را نیز در مکه بودیم، چون به ما گفته بودند اگر کسی که وارد مدینه می شود روزهای چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه را آنجا باشد می تواند روزه مستحبی بگیرد من نیز آن سه روز را به دلیل ثواب فراوانی که داشت روزه گرفتم.

وی تصریح کرد: باب علی را برای بانوان در نظر گرفته بودند که به طرف قبرستان بقیع بود، هوا خیلی گرم بود، برای اقامه نماز جماعت نیز باید یک مسیر نسبتا طولانی را پیاده طی می کردیم.

وزیری خاطرنشان کرد: روی سرامیک های سفید مسجدالنبی با اقتدا به عربستانی ها نماز ظهر را به جا آوردیم، در خواندن نمازها نیز تفاوت هایی بین مان بود به طور مثال آنها به جای سوره حمد، بقره را می خواندند و در طول نماز از سوره های بلند قرآن استفاده می کردند به همین دلیل ما منتظر می ماندیم تا سوره های آنها تمام شود تا بقیه اعمال را با هم انجام دهیم.

وی با چشمانی که بغض آن را خیس کرده بود، گفت: خانه ای بود که یک دریچه دورش کشیده بودند، آنجا «خانه حضرت فاطمه(س)» بود نمی گذاشتند وارد آن شویم و بازسازی نشده بود، برای دیدن قبر پیامبر مکرم اسلام(ص) آقایان همیشه و در هر زمانی می توانستند بروند اما به خانم ها فقط در یک بازه زمانی مشخص اجازه ورود می دادند که آن هم به دلیل ازدحام جمعیت و تنگی مکان یا امکان پذیر نبود یا به سختی انجام می شد و قبر پیامبر(ص) را ندیدیم.

دیدن کوچه های بنی هاشم گریه دار بود

وزیری ادامه داد: بعد از خواندن نماز در «ستون توبه» می خواستیم اعمال مستحبی را در «قبرستان بقیع» انجام دهیم که نمی گذاشتند و درب قبرستان بقیع را بسته بوند، البته ورود برای آقایان بلامانع بود اما برای بانوان سخت می گرفتند و اجازه نمی دادند.

وی افزود: قبر حضرت ام البنین(س) پشت یک دریچه بود گریه که می کردیم افراد حاضردر آنجا دعوایمان کرده و می گفتند اینجا ائمه ای نیست و فقط محمد (ص) است، ۴ ائمه ای که در بقیع بود را از دور زیارت کردیم.

وزیری با بغضی در گلو ادامه داد: زمانی که کوچه های بنی هاشم را دیدم ناخوداگاه گریه می کردم، همان جایی بود که امام حسن(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) را کتک زدند، در باب جبرئیل بود، یک حالت ستون مانند داشت که نشان می دادند مکان ضربه خوردن آنجا بوده است.

وی گفت: دیگر کم کم به افطار نزدیک شده بودیم با کلمن های کوچکی که بود آب زمزم را نوشیده و افطار کردیم پس از آن به هتل برگشته و گاهی اوقت پس از افطار نیز مجدد به مسجد رفته و زیارت می کردیم.

این بانوی سفر کرده به سرزمین عرفات تصریح کرد: پس از دیدن مسجد قبا، باغ حضرت علی و فاطمه(س) را دیدیم درهای باغ بسته بود و غربت عجیبی داشت حتی مسجد حضرت علی (ع) را می خواستند خراب کنند تا تبدیل به یک آپارتمان و ساختمان شود که برایمان دردناک بود.

چشمم که برای اولین بار به خانه خدا افتاد، گریه کردم

وی ادامه داد: دیگر باید برای ورود به مکه آماده می شدیم در مسجد شجره مُحرم شدیم و به ما گفتند در این زمان نباید دست به صورت زده و در آنیه خود را ببینیم، نماز مغرب را خواندیم و شام را در اتوبوس خوردیم این محرم شدن از قانون و اعمالی است که برای ورود به مکه باید انجام دهیم، حتی در مکان هایی که آینه وجود داشت با پرده هایی پوشانده بودند تا نتوانیم خود را ببینیم، مقنعه هایمان را نیز طوری باید سر می کردیم که صورتمان آسیب نبیند.

وزیری افزود: پس از اقامه نماز صبح و زمانی که به مکه رسیدیم دست در دست خانم های کاروان با چشمانی بسته از پله های آن بالا رفته و در دل نیت و آرزوهایمان را می گفتیم.

وی با اندکی مکث ادامه داد: زمانی که چشمم برای اولین بار به خانه خدا افتاد گریه کردم و به سجده افتادم، هر فردی که التماس دعا گفته بود و به یادم می آمد برایش دعا می کردم، پس از آن به ۷ دور محرم بودن شروع کردیم، از جای پای حضرت ابراهیم(ص) که نزدیک به طلائیه است آغاز شد و با ذکر نام خدا ۷ دور دور خانه خدا را چرخیدیم.

حجاب برای خانم ها، کاملا پوشیده بود

وزیری تصریح کرد: حجاب برای خانم ها نیز کاملا پوشیده بود به گونه ای که فقط کل گردی صورت پیدا بود، نماز پشت مقام ابراهیم و حجر اسماعیل (ص) و چند جای دیگررا نیز به جا آوردیم و راهی صفا و مروه شدیم جایی که حضرت هاجر آن مسیر طولانی را طی کرد تا آبی را فراهم آورد، در این بین برخی از افراد مسن حالشان بد می شد و به آنها کمک می کردیم تا اعمال خود را به جا آورند.

وی خاطرنشان کرد: مراسم چیدن ناخن و موی سر را نیز انجام دادیم و اعمال که به پایان رسید به هتل برگشتیم،در روزهای آتی از مشعرالحرام و سرزمین عرفات نیز دیدن کردیم،یک کفن در مشعرالحرام خریدم و آن را متبرک به پارچه مشکی خانه خدا کردم.

این بانویی که مشرف به خانه خدا شده است افزود: غار حرا تنها جایی بود که برای ورود به آن سختی زیادی کشیدم یک مسیر بسیار طولانی با کششی بسیار سخت در گرمای ظهر فصل بهار، تنها جایی که دست نخورده و بکر باقی مانده بود، با یک بطری آب راهی مسیر شدم.

دیدن غار حرا برایم دردناک بود

وی گفت: گاهی اوقات تصور می کردیم که دیگر به غار رسیده ایم اما نزدیک تر که می شدیم می دیدیم هنوز باز هم از مسیر باقی مانده است کمی استراحت کرده مجدد به راه می افتادیم.

وزیری تصریح کرد: با اینکه جوان بودم اما بازهم برایم سخت بود با صورتی که از شدت گرما کبود شده بود و با نفس هایی که به شماره افتاده بود مسیر را ادامه می دادم البته در طول مسیر وجود میمون هایی که تربیت شده نیز بودند هم خالی از لطف نبود.

وی اضافه کرد: پس از گذر از یک سنگی بسیار بزرگ با یک انحنای خاصی وارد غار شدیم، یک غار کوچک که حتی ایستاده نیز نمی شد نماز را خواند، دورکعت نمازی نیمه ایستاده خواندیم و مجدد حرکت را آغاز کردیم.

وزیری که با یاد آوری خاطرات سفر معنوی مکه بغض راه گلویش را بسته است، ادامه داد: غار حرا برایم خیلی دردناک بود، صحنه هایی که می دیدیم و به یاد پیامبر(ص) و امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) که می افتادم گریه می کردم.

پس از سفر مکه، تغییرات درونی بسیاری کردم

وی خاطرنشان کرد: با اینکه سنی های عربستان برای ورود ما در برخی جاها محدودیت های بسیاری گذاشته بودند اما وجودشان برایمان خیلی مهم و موثر بود آنها در تمام طول روز و مسیری که ما را هدایت می کردند قرآن گوش می دادند، آنها نماز جمعه را در آن هوای گرم با پای برهنه روی سرامیک های فضای باز مسجد می خواندند که یک تلنگر بسیار بزرگی بود، شیخ هایی داشتند که با سن بسیار کم حافظ کل قرآن بودند.

وزیری ادامه داد: پس از آن سفر تغییرات درونی بسیاری برایم ایجاد شد زندگی ام تغییر کرد و بیشتر راه و روش قرآن را در زندگی ام پیش گرفتم و دیگر ذهنم درگیر سرگرمی های دنیوی نمی شود، قرآنی نیز از آنجا با خود به عنوان هدیه آورده ام که پیروی از آن چراغ راه زندگی ام شده است.

قبل از سفر به مکه، تاریخ زندگی پیامبران را مطالعه کنیم

وی گفت: قبل از این سفر تصویرعرفات را که از تلویزیون می دیدم خیلی گریه می کردم همسایه مان که به مکه مشرف شد دلگیر شدم، پیش تر ها همسرم نیز به این سفر معنوی رفته بود و همیشه لباس های او را که می دیدم در دل آرزو می کردم که ای کاش من نیز مشرف شوم به همین دلیل سوره نبا را به نیت اینکه به مکه سفر کنم مدام می خواندم.

وزیری خطاب به خوانندگان خبرگزاری هرمز ادامه داد: زمانی به مکه برویم که بستگانمان در مضیقه و تنگ دستی نباشند یک بار نیز کافی است و آن یک بار را با مطالعه کامل از تاریخ زندگی پیامبر(ص) و ائمه اطهار (ع) برویم تا در طول مسیر اعمالی که انجام می دهیم و مکان هایی را که مشاهده می کنیم را به درستی درک کنیم.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1621764
ارسال نظر
نظرات