شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان فارس
ساعت: 14:56 منتشر شده در مورخ: 1399/04/10 شناسه خبر: 1622436
کارشناسان در میزگرد تخصصی بازار بورس و تامین مالی مطرح کردند؛

تعداد زیادی از واحدهای تولیدی وارد بورس نشده است/ با این رویه بازار بورس تاثیری بر فارس نخواهد داشت

تعداد زیادی از واحدهای تولیدی وارد بورس نشده است/ با این رویه بازار بورس تاثیری بر فارس نخواهد داشت
این روزها بحث بازار بورس حسابی داغ شده،به طوری که حتی افرادی که هیچ دانشی از این بازار ندارند، برای فعالیت در بازار بورس تحریک شده و به دنبال خرید سهام و مشارکت در آن هستند اما سوال اینجاست که تا چه اندازه از طرح ها و قابلیت های این استان در بازار بورس استفاده می شود و چه برنامه هایی برای توسعه آن در نظر گرفته شده است؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "شیرازه"، از آنجایی که بازار بورس بر سر زبان ها افتاده و برخی برای آن سرو دست می شکنند و روی خوش نشان می دهند، میزگرد اختصاصی را با حضور دکتر «جعفر قادری»، نماینده مجلس یازدهم و اقتصاددان و «سعید فتحی»کارشناس اقتصادی برگزار نمودیم تا مزایا و موانع بازار بورس و چگونگی تامین مالی پروژه های این استان را مورد بررسی قرار دهیم.

دکتر قادری در این میزگرد گفت: شرایطی که در حال حاضر در جامعه ما رقم خورده، به خاطر کاهش درآمدهای ارزیست که باعث شده امکان عرضه آن در بازارها وجود نداشته باشد.از طرفی تقاضای ارز هم که نسبت به گذشته محدود نشده و عدم تعادل عرضه و تقاضا موجب شده که بر قیمت آن اضافه شود.افزایش قیمت ارز برای اقتصاد ما که در آن وابستگی تولیدات به مواد اولیه و ماشین آلات و تجهیزات خارجی زیاد می باشد و به راحتی هم نمی توان وابستگی های آن را کم کرد، ایجاد مسئله می کند.طبیعتا وقتی که قیمت ارز بالا می رود،هزینه تمام شده نیز افزایش می یابد که این افزایش هزینه های تولید را به عنوان تورم ناشی از فشار هزینه می شناسیم و این نوع تورم به دنبال خود یک نوع رکود به همراه دارد.
 
نمی توان روی درآمدهای دولتی حساب کرد
از طرف دیگر از آنجایی که ساختار بودجه ما به گونه ایست که وابستگی زیادی به درآمدهای نفتی دارد و اقتصاد ما دولتی و تک محصولی می باشد، وقتی که درآمدهای نفتی کاهش می یابد، به الطبع آن امکان تامین مالی آن و تامین مالی بودجه دولت هم کار سخت و دشواری می شود. چراکه چند قلم عمده که تامین کننده درآمدهای دولت می باشد شامل درآمدهای نفتی، مالیات و منابعی که از طریق استقراض تامین می شود نیز با مشکل مواجه است.شاید استقراض در این مورد توجیه چندانی نداشته باشد، در مورد درآمدهای مالیاتی نیز که به علت بحران کنونی و شیوع بیماری کرونا نمی توان روی آن حساب کرد.
 
تامین درآمد های نفتی دولت هم در شرایط سخت قرار گرفته و دولت را وادار می کند که از طریق استقراض بانک مرکزی، بخشی از منابع خود را تامین کند و بر پایه پولی بیفزاید،وقتی بر این منابع افزوده شود، حجم نقدینگی بالا می رود و این افزایش منجر به تشدید تورم می شود.
این ها در حالیست که در سال های گذشته رشد اقتصادی مان منفی بوده، در آمد ناخالص ملی کم شده، جمعیت افزایش یافته و در نهایت قدرت خرید مردم نیز به شدت تحلیل رفته،به گونه ای که اگر ما درآمد سرانه سال ۹۸ را با درآمد سرانه سال ۹۰ مقایسه کنیم،متوجه می شویم که یک سوم آن تحلیل رفته است.
 
معمولا وقتی تورم اتفاق می افتد مردم هم سعی می کنند، نقدینگی را از خود دور کنند و به سمت بازارهای حقیقی بروند.در این شرایط خرید ارز،سکه،خودرو، سهام،خانه و غیره توجیه پیدا می کند که این برای حفظ قدرت خرید است؛در این شرایط همه نگاه ها به بازار های حقیقی سوق داده شده و باعث می شود که تقاضا به سمت کالاهای حقیقی افزایش یابد.
بازار بورس و فرصت های پیش رو برای واحدهای بزرگ استانی
وقتی نقدینگی ها به سمت بازار بورس می رود یا این حجم تقاضا برای خرید سهام از یک طرف و از طرف دیگر تجدید ارزیابی واحدهای بورسی موجب می شود که ارزش سهام افزایش پیدا کند.این افزایش ارزش سهام امکان و فرصت خوبی را برای واحدهای تولیدی فراهم می کند تا بتوانند اقدام به انتشار سهام کرده و از این طریق طرح های نیمه تمام را تکمیل کنند.
اگر این کار صورت بگیرد و واحدهای بزرگ ما از فرصت استفاده نمایند و تقاضای خود را برای دریافت تسهیلات بانکی کم کنند، می توانند از این طریق منابع مورد نیاز خود را تامین نمایند.
 
تعداد محدود واحدهای بورسی
بنابراین منابع ارزان تری در اختیارشان قرار می گیرد و دیگر این که فشار روی منابع بانکی کاهش می یابد.مجموعه این عوامل موجب می شود که منابع بانکی بیشتر برای تامین مالی پروژه های کوچک مورد استفاده قرار بگیرد و واحدهای بزرگ هم نیازهای خود را از طریق بازار بورس فراهم کنند.البته استان هایی مانند:بوشهر، بندرعباس، اصفهان، مرکزی و خوزستان که واحدهای بورس بیشتری دارند،بهتر می توانند از این امکان استفاده کنند اما در استان فارس واحد بورسی به تعداد کم وجود دارد.از طرفی نسبت مصارف به منابع مان در بازار پول و منابع بانکی وضعیت خوبی ندارد؛ ما رتبه ۲۸ را در میان استان ها داریم که نشان دهنده این می باشد،نتوانسته ایم از ظرفیت بازار پول استفاده کنیم.
 
احساس نیاز به مشاور بانکی در استانداری
شاید یکی از دلایل این می باشد که استانداری نتوانسته در حوزه بیمه و بانک، از ظرفیت واحدهای بانکی استفاده کند.از این رو،عملکرد مجموعه معاونت اقتصادی استانداری را عملکرد قابل قبولی نمی دانم و معتقدم که استاندار یک مشاور بانکی را برای خود در نظر بگیرد تا بتواند مشکل دسترسی به تسهیلات را برای واحدهای تولیدی برطرف کند.
 
گفته می شود که بانک های خصوصی به تعهداتشان عمل نمی کنند،ظاهرا شواری پول و اعتبار مصوبه ای دارد که بانک های خصوصی را مکلف می کند تا حداقل ۵۰ درصد منابع خود را در همان استانی که مستقر هستند، صرف کنند.این فرصت خوبیست تا از ظرفیت بانک های خصوصی استفاده شود و بانک های دولتی نیز مورد استفاده بیشتری قرار بگیرد.
عدم ورود واحدهای تولیدی استان به بازار بورس
با این همه واحدهای بزرگ ما در این استان مثل "دایتی"،" رامک"، "اژن" ،"،"واحدهای سیمانی"،"دنا"،" کولر هوایی آبان"،"فولاد کوار" و تعداد زیادی از واحدهای فاتح صنعت ما وارد بورس نشده است.ورود این واحدها به بازار بورس فرصت خوبی را فراهم می کند تا با خرید واحدهای سهام تولیدی قدرت خرید خودشان را حفظ کرده و با درآمد کافی به توسعه استان کمک کنند.در غیر این صورت از آنجایی که در بازار پول دستمان خالیست، از بازار بورس بهره چندانی نمی بریم.بنابراین باید به واحدهای کوچک و بزرگ ما کمک شود تا وارد بورس شوند،لازم است که مردم نیز با خرید سهام در توسعه اقتصاد مشارکت کنند.
 
فرصت استفاده از ظرفیت بازار بورس
علاوه بر این واحدهای جدید هم باید در بورس مشارکت داشته باشند و از ظرفیت های این بازار برای تامین مالی پروژه های خود استفاده کنند.البته پروژه های بزرگراه و آزاد راه ،پروژه های انتقال آب و پروژه های توسعه زیرساخت های ریلی نیز می توانند از ظرفیت بورس استفاده کرده و از آن بهره برداری کنند.
 
 نبود چشم انداز برای افزایش درآمدهای دولتی
اگر این کارها صورت بگیرد، اشتغال و درآمد مردم بالا می رود و کمک بزرگی به کشور می شود،از طرفی قدرت مالیات گیری دولت نیز افزایش می یابد اما متاسفانه مردم ما راحت ترین راه را در استان در پیش گرفته و آن سپرده گذاری در بانک هاست که در این شرایط وقتی که سود سپرده ها ۱۵ درصد اعلام شده،توجیه اقتصادی ندارد.این ها در حالیست که چشم اندازی برای افزایش درآمدهای دولت نداریم،نه بر مالیات ها افزوده می شود و نه از فشار تحریم ها کم خواهد شد.
ضرورت توسعه گردشگری و تولیدات دانش بنیان
این که انتظار داشته باشیم درآمدهای ارزی افزایش یابد،براحتی امکانپدیر نیست اما می توان توسعه گردشگری و تولیدات دانش بنیان را در سبد تولیدات افزایش دهیم تا بتوانیم در بازارهای بین المللی حضور موثری داشته باشیم و با صادرات، امکان ارزآوری بیشتری را فراهم کنیم.البته برای کاهش تقاضای ارز نیز باید کاهش سفرها و واردات غیر ضروری صورت بگیرد و از کالاهای قاچاق جلوگیری شود. در غیر این صورت تقاضای سرمایه ای شکل می گیرد که یک نوع تقاضای سفته بازیست تا با احتکاری که می کنند از افزایش قیمت ها بهره برداری نمایند چرا که وقتی ارز و مسکن برای پاسخگویی به نیاز جامعه باشد و تقاضای مصرفی شکل بگیرد، تعادل در قیمت ها برقرار می شود و در مصرف ارز موثر واقع خواهد شد.
 
بازار سرمایه، همچون یک چاقوی دولبه
فتحی: نکته اول این که هر چند بازار سرمایه ابزاری در جهت تأمین مالی است ولی همچون یک چاقوی دولبه می‌باشد. معاملات بازار سرمایه به دو بخش معاملات اولیه و ثانویه تقسیم می‌شود و آنچه در جهت تولید و تأمین مالی برای واحدهای تولیدی می‌باشد بازار اولیه است. خرید و فروش سهام دست اول در بازار ثانویه انجام می‌شود که هیچ کمکی به تولید نمی‌کند و برای نقد شوندگی و جذابیت ابزارهای مورد استفاده در بازار سرمایه می‌باشد. اگر بازار ثانویه به گونه‌ای باشد که سبب حباب در دارایی‌ها شود بازار سرمایه در مجموع برای اقتصاد ضرر خواهد داشت.
دکتر قادری:دولت از نظر فنی و تکنولوژی کمک رسان باشد/ تعداد زیادی از واحدهای تولیدی ما وارد بورس نشده است/استان رها شده،همانطور که در زمینه های فرهنگی و سیاسی متولی نداشته،در حوزه اقتصادی هم بزرگانی ندارد؛با این رویه بازار بورس تاثیری نخواهد داشتفتحی: سود 130 سال آینده سهام عدالت، قیمت فعلی آن است
 
وفور حباب در دارایی‌ها/سود 130 ساله و قیمت فعلی سهام
عموماً دارایی‌ها در ایران حباب دارند، هم مسکن و زمین در شهرها و هم سهام در بازار سهام ایران حباب دارند. انگیزه خرید یک دارایی یا بازدهی دارایی و یا انتظار تغییر قیمت دارایی است؛ در ایران شاهدیم کسی برای اجاره مسکن به خرید مسکن نمی‌پردازد، سهام را به انگیزه سود سالانه نمی‌خرد، حتی در بازار خودرو نیز همین گونه می باشد. یعنی همه به دلیل احتمال تغییر قیمت دارایی به خرید دارایی می‌پردازند. همین سهام عدالتی که ارزشش گفته می‌شود حدود 13 میلیون تومان شده، در سال گذشته حدود 100 هزار تومان سود داشته؛ اگر واقعاً حباب ندارد چگونه یک دارایی به ارزش 13 میلیون تومان سودی 100 هزار تومانی می‌دهد؟
یعنی سود 130 سال آینده سهام عدالت به اندازه قیمت فعلی می‌شود. در اقتصاد بیان می‌شود یک دارایی حباب ندارد اگر مجموع بازدهی تنزیل شده یک دارایی به اندازه قیمتش شود تازه هنوز در مورد سهام عدالت تنزیل هم نکردیم. این رونق فعلی بازار سرمایه در بلندمدت برای اقتصاد مفید نخواهد بود.
 
پس اولاً باید دولت با استفاده از ابزارهای تنبیهی یا محدودیت کردن از ایجاد حباب در بازار سرمایه جلوگیری کند و ثانیاً با افزایش عرضه اولیه‌ها برای تأمین مالی واحدهای تولیدی یا طرح‌های عمرانی به تعمیق بازار بپردازد.
نکته دوم این که بازار سرمایه صرفاً مربوط به سهام نیست و اوراق بخش مهمتری از بازار سرمایه برای تأمین مالی می باشد، هم اوراق مبتنی بر اسناد بدهی و هم ایجاد صندوق‌های پروژه.
 
عدم بازدهی طرح‌ها با هزینه تمام شده
نکته سوم این که هر چند تأمین مالی از طریق بازار سرمایه نسبت به تأمین مالی از طریق بازار پول بهتر هست ولی برای عموم طرح‌ها قابلیت ندارد که برای نمونه به طرح‌های عمرانی و زیرساختی می‌توان اشاره کرد که در حال‌حاضر نیز بخش خصوصی علاقه‌ای به ورود به آن ندارند. چون بازدهی این طرح‌ها متناسب با هزینه تمام شده نیست و در واقع کالای خصوصی کامل نیست. یک راه این می باشد که دولت باید با راهکارهایی همچون آزادگذاشتن قیمت ارائه خدمت و کالا به سرمایه‌گذار یا ارائه برخی امتیازات به سرمایه‌گذار، کالای تولید شده در این طرح‌ها را به یک کالای خصوصی تبدیل کند و راه دوم این که دولت نیز در ساخت آن مشارکت نماید.
 
همچنین محیط کلان اقتصادی باید به نحوی شود که بازدهی فعالیت‌های سوداگرانه کاهش یابد تا نرخ بهره در بازار کاهش یابد؛ تورم کاهش و نقدینگی تنظیم شود. در این شرایط نرخ سود بانکی نیز کاهش می‌یابد و تأمین مالی از طریق بازار پول برای واحدهای تولیدی ارزان‌تر می‌شود. عموماً در کشورهای صنعتی نیز تأمین مالی از طریق بانک‌ها سهم بسیار بیشتری نسبت به تأمین مالی از طریق بازار سرمایه دارد.
 
خطر ریسک بالا برای سرمایه گذاری
قادری:ما نباید اجازه دهیم که حباب قیمت در بازار بورس شکل بگیرد.الان متاسفانه در سهام بعضی واحدها حباب قیمت وجود دارد.بر این اساس دولت باید زمینه عرضه اولیه را فراهم کند تا حباب قیمت اتفاق نیفتد.اگر این میسر شود و ارزش بازار بورس افزایش یابد راندمان و کارایی بالا می رود و دولت نیز با کسب منابع، پروژه های نیمه تمام را تکمیل می کند. از طرفی وقتی مردم سهامدار باشند تقاضای آن ها برای خرید کالای داخلی بیشتر می شود.در کشورهایی خارجی ریسک وجود ندارد و سرمایه گذاری می کنند اما در کشور ما با بازده بالا هم کسی حاضر به سرمایه گذاری نیست چون ریسک بالایی دارد.
 
از این رو، به حمایت جدی دولتی نیاز می باشد چرا که به فرض مثال اگر آزادراهی را به بخش خصوصی واگذارد کنند،نه توانایی تامین مالی برای شروع به کار دارد و و نه جرات و جسارت ورود به آن. اما اگر در کنار آن یک نهاد و سرمایه گذار دولتی قرار بگیرد کمک کننده خواهد بود.وقتی به بخش خصوصی زور می گوییم و قدرت چانه زنی هم ندارد،می رود در بخش هایی سرمایه گذاری می کند که هیچ ارتباطی با دولت نداشته باشد.
 
تورم و نیاز به نقدینگی بالا
تورم موجب نقدینگی نمی شود، تورم باعث می شود که نیاز به نقدینگی را بیشتر کند که البته بانک ها و خود مردم در افزایش نقدینگی تاثیر دارند.
لزوم راه اندازی صندوق پروژه و احیای پیمانسپاری
راه اندازی صندوق پروژه از جمله کارهای ارزشمندیست که شرایط را برای فعال کردن طرح ها فراهم می کند.اما در این زمینه ایرادات و اشکالاتی وجود دارد که در صدد هستیم در مجلس ابزارهای مالی در توسعه بازار بورس را افزایش دهیم.مسائلی که در بازار بورس ما وجود دارد باید برطرف شود، شاید نیاز باشد که بعضی پروژه ها را به صورت ارزی تامین مالی کنیم تا علاقمندانی که از دیگر کشورها به بازار بورس ما وارد می شوند امکان خرید سهام به صورت ارزی برایشان فراهم باشد.چراکه با ریال کردن ارز و با کاهش ارزش پول ما ضرر هنگفتی را نصیب آن ها می کند.
 
یکی از دلایلی که موجب شده نرخ ارز بالا رود، این می باشد که اجازه ثبت سفارش بدون انتقال ارز حتی برای کالاهای ضروری هم وجود ندارد، صادرکننده در گذشته ارز خود را به وارد کننده می فروخت الان می گوییم که صادر کننده مکلف است ارز خود را در سامانه نیمایی عرضه کند از این منظر باید پیمان سپاری را مجددا احیا کنیم تا اگر کالایی صادر می شود ارز به کشور بازگردد؛کارگری که در کشور خارجی ارز آوری می کند، وقتی او را مجبور کنیم ارز خود را با نرخ دولتی به دولت بفروشد، معنی ندارد. باید اجازه باشد تا کشور نیازهای وارداتی خود را مهیا کند و ارزآور ارز خود را صرف واردات کالاهای مورد نیاز کند.
 
اشتباهات سیاست گذاری در حال حاضر وجود دارد،زمانی می گفتند که واردات طلا،ارز در کشور ممنوع است اما حالا گفته شده بدون هیچ محدودیتی وارد کنند.
یک نمونه دیگر این که در مناقصه هایی که در شرکت های بین المللی ایرانی برگزار می شود، شرکت های خارجی برنده می شوند اما شما می خواهید ارز به حسابشان واریز کنید،حساب ارزی ندارند و این می شود که می گویید بروند یک شرکت واسطه ای معرفی کنند تا آن هم درصدی بگیرد و ارز منتقل شود که البته در پشت این سیاست ها نیز منطق اقتصادی وجود ندارد.
 
ایرادات بانک مرکزی و دولت در بازار ارز؛ دستورالعمل‌های متضاد و بعضاً ناقص
فتحی: نسبت به نقدینگی دو دیدگاه وجود دارد که یک دیدگاه همان نگاه جریان اصلی اقتصاد می باشد که اعتقاد به برون‌زایی عرضه پول دارند و نگاه دوم از سوی اقتصاددانان دگراندیش بیان شد که درون‌زایی عرضه پول را بیان می‌کنند و تورم را عامل رشد نقدینگی می‌دانند که در داخل و خارج از کشور نیز اقتصاددانان شناخته‌شده‌ای بر این باور هستند. فارغ از اختلاف بین این نگاه برای کاهش تورم باید کسری بودجه رفع و از تقاضای سوداگرانه دارایی‌ها جلوگیری نمود که مجلس می‌تواند با قانون‌گذاری از این طریق هم اقتصاد را به تعادل نزدیک کند و هم مشکلات گران بودن تأمین مالی طرح‌های تولیدی و عمرانی را کاهش دهد.
در رابطه با دستورالعمل جدید بانک مرکزی این نکته باید ذکر شود که این بانک صادرکنندگان را مجبور به فروش ارزشان با نرخ مصوب نکرده و صرفاً درخواست کرده که ارزشان در یک سامانه شفاف با حضور واردکنندگان فروخته شود تا از انگیزه سوداگرانه جلوگیری شود. البته نکاتی که جناب دکتر قادری در رابطه با دستورالعمل‌های اشتباه بانک مرکزی و دولت فرمودند صحیح می باشد و یکی از ایرادات بانک مرکزی و دولت در بازار ارز، دستورالعمل‌های متضاد و یا بعضاً ناقصی می باشد که نمونه‌های بسیاری در دو سال گذشته دارد.
 
در رابطه با تحریم نیز باید کشور از راهبرد دور زدن تحریم به سمت راهبرد بی‌اثر کردن تحریم‌ها پیشرود که مجلس در این مورد نیز باید از دولت مطالبه کند. برای مثال در حوزه ارز به مطالبه از بانک مرکزی برای توسعه پیام‌رسان‌های بومی یا پیام‌رسان‌های کشورهای چین، هند، روسیه و استفاده از فناوری زنجیره بلوک و روش‌های دیگر پرداخت.
 
از این رو باید از نوآوری‌های جدید نیز استفاده کرد. فین‌تک‌ها یک راهکار خوبی برای تأمین مالی طرح‌های تولیدی ارزان‌قیمت هست؛ برای مثال فین‌تک مبتنی بر وقف ساخته شود که هر کسی دوست داشته باشد پولی را وقف کند تا با آن وام‌های قرض‌الحسنه با اقساط بلندمدت به طرح‌های دانش‌بنیان یا طرح‌های زیرساختی یا ساخت مسکن و ... برای اقشار ضعیف و بافت فرسوده داد که در بازار سرمایه و پول امکان تأمین مالی ندارند.
 
معضلات در سامانه نیمایی
قادری:یک سری ارز ها در خارج از کشور وجود دارد که برای واردات کالاهای ضروری به کار گرفته می شود اما اطلاعات آن باید در سامانه نیما ثبت شود که این سامانه هم قابل هک شدن است و هم بواسطه عناصر نفوذی که کشورهای آمریکایی دارند،موجب شده که کانال های انتقال ارز لو برود.
 
در گذشته نقل و انتقالات از طریق صرافی ها انجام می شد، صادر کننده کالای خود را صادر می کرد یا به وارد کننده می داد بدون این که در سامانه نیمایی انعکاس پیدا کند.متاسفانه در حال حاضر تمام کانال های ارتباطی ما برای نقل و انتقال ارز شناسایی و رصد شده و کشورهایی که با ایران کار می کنند محکوم و جریمه می شوند.
 
آن زمان تولید کننده خارجی برای وارد کننده ما تسهیلاتی قائل می شد،می گفت برود کالا را وارد کند و دو سال دیگر پول آن را پرداخت کند اما الان همه واردات با ثبت سفارش و انتقال ارزمی باشد،مسائلی که باعث تورم و گرانی شده است.
من نمی دانم چرا دوباره سود سپرده های ارزی را کم کرده اند، در کشورهای دیگر دو درصد سود می دهند در ایران هم قرار بر این شد که برای ایجاد انگیزه بیش از ۷ درصد باشد اما الان کم شده است.
 
نادیده گرفتن ظرفیت های استانی در بازار بورس
شرکت های فناوری نوین، طرح های پایین دستی پتروشیمی و طرح های معدنی نرخ ارز بالایی دارد اما توجه چندانی به آن نمی شود.در یکی از شرکت های نفتی تسهیلات ارزی را با نرخ ۱۱ درصد گرفتیم که اگر برای خارجی ها با نرخ ۷ درصد سرمایه گذاری کنیم و بانک مربوطه هم دو درصد به عنوان حق العمل دریافت کند برای ما مقرون به صرفه خواهد بود، درست است که ما تسهیلات صندق توسعه ملی را با نرخ ۴ و ۵ درصد می دهیم اما منابع این صندوق محدود است.
 
لزوم تنوع سپرده گذاری
بنابراین برای پروژه های توجیه دار می توان از ظرفیت سپرده گذاری خارجی استفاده کرد.ضروریست که تنوع سپرده گذاری صورت بگیرد و مشارکت بخش خصوصی و دولتی را فعال کنیم.کار خوبی که انجام شد تبدیل بزرگراه به آزادراه بود که در مجلس نهم تبصره در قانون مربوطه گنجاندیم که می توان به بخش خصوصی بزرگراه واگذار شود، آن را به آزاد راه تبدیل کند و از محل سود یا عوارضی که می گیرد اصل سرمایه گذاری و سود آن را برگرداند.در مجلس دهم گفته شد که این کار برای بزرگراه ها امکان پذیر است یعنی دولت می تواند اجازه تکمیل احداث بزرگراه را به بخش غیر دولتی بدهد، بزرگراه احداث کند،عوارض بگیرد و اصل سرمایه گذاری را برگرداند.
روش های دیگر مثل طرح های آبرسانی، ترمینال خارجی مخصوص ریلی، کنار جاده ای،ترمینال های راه آهن حتی احداث سدها قابل انجام است.به این ترتیب که بخش خصوصی سد بزند و از محل فروش آب ها اصل و سود سرمایه گذاری خود را برگرداند.طرح های انتقال آب از دریا یا طرح های اسکله سازی؛ از این رو دلیل ندارد در این شرایط فعلی دولت خودش بیاید و سرمایه گذاری کند.
در همین رابطه با یک شرکت لبنیاتی بزرگ صحبت کردم که وارد بورس شود اما گفتند هنوز شیر را از اصفهان وارد می کنند.چرا که ظرفیت ها محدود و شرایط گاوداری صنعتی فراهم نیست؛گاوداری صنعتی در این استان فقط یکی دایتی دارد و یکی هم پگاه اما مابقی واحدهایی تولید لبنیات ما گاوداری صنعتی ندارند.از این رو  باید زنجیره تکمیل شود،خودشان دامداری بزنند تا تولید شیر در درون استان صورت بگیرد، ما تولید علوفه داریم اما این در اصفهان می رود و از آنجا شیر تولید می شود و بازمی گردد که منطقی نیست.
 
نقطعه ضعف ها در سازمان اقتصادی استان فارس
لذا مدیریت کلان استان مشکل دارد، سازمان اقتصاد دارایی ضعیف عمل کرده، اتاق بازرگانی و معاونت اقتصادی استانداری عملکرد خوبی نداشته این در حالیست که آستان های مقدس احمدی و محمدی(ع) در بحث اقتصادی ورودی نداشته اند، شرکت توسعه عمران باید پروژه های بزرگ انجام دهد، ظرفیت ها را می توانند ایجاد کنند.
 
نبود حامی کار آفرین در مجموعه خیرین
از نظر فعالیت در معدن رتبه ۳و۴ داریم، زمانی وارد کننده عمده پارچه در استان داشتیم، لوازم خانگی داشتیم اما استان های دیگر چون آشنا بودند و وضعیت را می دانستند بر لوازم خانگی اشراف دارند.
در کشاورزی نیز حرف قابل قبولی برای گفتن نداریم. در مجموعه خیرین حامی کار آفرین نداریم. در حوزه نفت و گاز اولین پالایشگاه کشور را داشتیم؛اصفهان یک فولاد مبارکه و شرکت ذوب آهن داشت که از دل آن صدها و هزاران شرکت دیگر ایجاد شده است.استان رها شده،همانطور که در زمینه های فرهنگی و سیاسی متولی ندارد در حوزه اقتصادی نیز بزرگانی ندارد چرا که به فکر منافع خودشان هستند،نه منافع استان.
 
بر پایه این گزارش،استان فارس از نظر ظرفیت ها و منابع از دیگر استان ها مثل اصفهان،بوشهر،بندرعباس چیزی کم نداشته و قابلیت این را دارد که با مشارکت در بازار بورس و البته با توجه و تلاش هرچه بیشتر مسئولین در بکارگیری تکنولوژی های نوین و دانش های فناورانه اقتصاد استان را به مرحله بالاتری سوق داد.
 
انتهای پیام/
 
https://www.dana.ir/1622436
ارسال نظر
نظرات