شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان هرمزگان
ساعت: 12:34 منتشر شده در مورخ: 1399/04/13 شناسه خبر: 1623292
خاطره هرمزگانی‌ها از سفر به حرم امام رضا(ع)؛

اینجا ساعت به وقت دلتنگی و عاشقی است

اینجا ساعت به وقت دلتنگی و عاشقی است
دلتنگی و بی قراری و آرزوی وصال یار امانشان را بریده است و حالا با چشم هایی لبریز از اشک و بغضی در گلو چشم به آستان مقدسش داشته و انتظار دیدن حرم امن امام هشتم را دارد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از هرمز؛ ساعت هایمان را کوک کرده بودیم به وقت ولادت امام خوبیها تا راهی سفر به آستان مقدسش شویم، اما گویا قرار است سفر به دلهایی داشته باشیم که برای شکست کرونا، صدای شکستن قلب هایشان را می شنوند.

دلتنگی و بی قراری و آرزوی وصال یار امانشان را بریده است و حالا با چشم هایی لبریز از اشک و بغضی در گلو چشم به آستان مقدسش داشته و انتظار دیدن حرم امن امام هشتم را دارد.

امسال که قرار است سفر معنوی مان از طریق امواج و رسانه ها باشد، خبرنگار هرمز نیز از طریق شبکه های مجازی خاطره هایی را ثبت کرده است که شاید شنیدن مجدد آن، آرام دل بی قرارمان باشد.

احسان در گفتگو با هرمز اظهار کرد: سال۱۳۹۳ به همراه خانواده ۱۰ روز ماه رمضان راهی حرم امام رضا(ع) شدیم، روزه و شبهای قدر باعث شد برایمان بهترین سفر مشهد باشد ضمن اینکه حاجت مهمی گرفتم.

وی افزود: من برای ازدواج چندسالی درگیر بودم، به هر دری میزدم که جواب بگیراما نمی شد حتی اتفاقاتی در کربلا افتاد که خانواده هایمان راضی شدند و رضایت دادنند اما بازهم این اتفاق مبارک انجام نمی شد تا اینکه با پدرومادروخواهران وبرادرم به مشهد رفتیم.

احسان ادامه داد: ازصبح تا زمان افطار به حرم میرفتم اولین تجربه ام بود که ماه رمضون مشهد بودم خیلی لذتبخش بود، حرم نیز برنامه های متنوعی داشت بخصوص شبهای قدر که بی نهایت شلوغ بود.

وی تصریح کرد: در آن سفر مجدد با خانواده ها صحبت کردیم و پس از برگشت از مشهد رضایت را گرفتیم و بالاخره بعدازحدود۴سال خانواده هاراضی شدند و همان سال ما ازدواج کردیم، این خاندان برایشان کار نشد ندارد، عنایت آقا نیز شامل حال من شد.

شفای پدر و مادرم را گرفته ام

سلمی در گفتگو با هرمز با بیان اینکه من را امام رضا به خانواده ام داده است، گفت: اولین بار که به مشهد رفتم سوم دبیرستان بودم مبعث آقا رسول الله (ص) بود و خیلی دوست داشتم حتما دستم به ضریح آقا برسد و زمانی که ضریح را گرفتم ۳ بار از ته دل با امام رضا(ع) گفتم و گریه کردم و پس از آن آرامش عجیبی گرفتم.

وی تصریح کرد: بزرگتر که شدم به این نتیجه رسیدم که حتما نباید دستت به ضریح حرم بخورد از همان راه دور هم که سلام بدهی آقا قبول می کند.

سلمی ادامه داد: آقا خیلی تحویلم می گیرد دوران دانشگاه بارها سفر به مشهد نصیبم شده است حتی شفای پدرم را در سال ۹۶ که سوختگی شدیدی داشت و همچنین شفای مریضی مادرم را در سال ۶۱ گرفته ایم، من نیز منتظر معجزه ای از طرف آقا هستم تا از طریق اهل بیت علیهم السلام حاجت روا شوم.

چیزی جز دلتنگی نداریم

آرزو که یک مدیر کاروان است فرستادن زائر به حرم امام رضا(ع) را از افتخارات خود می داند، در گفت و گو با هرمز اظهار کرد: به مدت ۶ سال است که هرسال در زمان ولادت حضرت معصومه(س) و شهادت امام جعفرصادق(ع) به مدت ۱۰ روز زائر به مشهد مقدس داریم.

وی اضافه کرد: سال گذشته با کمک خیرین توانستیم ۴ نفر زائر اولی نیز داشته باشیم، ولی افسوس که امسال چیزی جز دل تنگی و دعا برای رفع این بلا نداریم، امام رضا(ع) رئوف است و شفای تمام بیماران را خواهد داد.

نذر کرده بودم اذان حرم را بگویم

امین نیز در گفت و گو با هرمز تصریح کرد: سال ۸۴ که به مشهد رفتم نذر کرده بودم اذان حرم را بگویم، بنابر این رفتم جایی که باید هماهنگ میکردم، چند نفر دیگر هم در صف بودند که داشتند برای اقامه اذان ظهر تست می دادند، فقط یک نفر را می خواستند من نیز تست دادم و قبول شدم.

وی اظهار کرد: اذان تمام شد و مکبربا امام جماعتی که نماز می‌خواند هماهنگ میشد و تکبیر می‌گفت و درهمین حین من نیز آماده می شدم که به صحن برگردم و زیارت کنم از پله ها که عبور کردم کل صحن را فرش انداخته بودند و جمعیتی بیش از هزار نفر با صدای مکبر نماز می خواندند.

امین ادامه داد: پس از مدتی متوجه صدای مکبر شدم و برایم آشنا بود خوب که دقت کردم فهمیدم همان پسری است که پس از من مکبری را شروع کرده بود و آنجا بود که متوجه شدم در تمام صحن صدای اذان من نیز پخش شده است که برایم هیجان انگیز و غرور آمیز بود.

ویروس کرونا، سکوت حرم را دلگیر کرده است

فاطمه گفت: همیشه دلم می خواست که دستم به حرم امام رضا(ع) برسد و لمسش کنم اما به دلیل شلوغی و ازدحام جمعیت نمی توانستم نزدیک شوم، برخی از لحظات دل را به دریا می زدم و پیش می رفتم اما احساس خفگی که پیدا می کردم به عقب بر می گشتم، اکنون با این ویروس کرونا حرم نیز درسکوت و خالی از جمعیت است که برایم دلگیر شده است، یا امام رضا پشت و پناه تمام مردم باش.

تمام هزینه های سفر را امام هشتم پرداخت کرد

سوسن نیز در گفت و گو با هرمز ادامه داد: بادل شکسته رفتم و بادست پربرگشتم، برای گرفتن بلیط سفر کربلا با اینکه صدتومان بیشتر پول نداشتم، اما برایم امضا کرد.

وی افزود: به امام رضا(ع) گفتم پول ندارم اما تورا دارم، شب ولادتش بود او را قسم دادم و هزینه گذرنامه من به همراه دوست افغانی ام را داد، خاطره ای که تاعمردارم یادم نمی رود.

سوسن گفت: دوستی داشتم که افغانی بود چیزی از نداشتن پول من نمی دانست روزی زنگ زد و من را به خانه اش دعوت کرد، گفت نیت کرده ام سیصد هزار تومان پول به شمابدهم تا به کربلا بروی، به او گفتم با این مقدار نمی شود هزینه اش زیاد است، اما او گفت که نگران نباش و پس از مدتی از طرف بسیج نیز کمک هزینه ای به دستم رسید.

وی ادامه داد: اشکهایم خودبخود میریخت با دوستم تماس گرفتم به خبر را به گوشش رساندم، باکمترین هزینه توانستم به کربلا بروم، هزینه رفتن به زیارت امام رضا(ع) را نیز اهل بیت(ع) فراهم کردند.

سوسن افزود: دوست افغانی من سه تا دختر داشت که همسرش برای فرزند چهارم پسر میخواست ناراحت بود و نمب دانست باید چه کند به او گفتم نگران نباش اینبار من برایت ازاهل بیت(ع) فرزند پسرخواسته ام، ازکربلا که برگشتم برایش نیت کردم و پس از آن صاحب فرزند پسر شد.

بلیط سفر به کربلایم را امضا کرد

سکینه نیز گفت: سالها بود که یک نگاه وکلی اشک داشتم تا با خود به حرم ببرم و بلیط سفر به کربلا را برایم امضا کند و زمانی که با دلی سرشار از عشق به حرم رسیدم به یک قاصدکی برخوردم که در تمام ۴شبی که در مشهد بودم کنار خود می دیدم.

وی ادامه داد: همیشه از وردی باب الجواد وارد می شدم، قاصدک نیز شنونده تمام حرف هایم بود، آن را بر داشتم و نیت کردم و حاجتم را گفتم.

سکینه افزود: شب سوم در صحن باب الجواد در اوج گریه شنیدن نوای مداحی میثم مطیعی در وصف کربلا، قاصدک را بالای سرم مشاهده کردم، گفتم خدایا اگر نشانه ای از نشانه هایت است شب آخری است که در حرم امام رضا(ع) هستم قاصدک را ببینم و بروم، حال عجیبی داشتم رو به روی پنجره فولاد قاصدک را دیدم و به دنبالش رفتم.

گرفتن کادوی تولد از امام رضا(ع)

صغری که چند سالی است روز میلادش کادوی تولدش را از امام رضا می گیرد در گفت و گو با هرمز اظهار کرد: سال گذشته روز تولدم امام رضا به من عیدی داد و راهی مشهد کرد امسال نیز صبح روز تولدم باز خبر خوبی شنیدم که انشالله به مدد امام رضا (ع) درست بشود.

منتظر اجابت هستم

ام البنین که منتظر اجابت حاجت بزرگی است که در دل دارد، گفت: میدانم طبق فرمایش خودشان،مصلحت و حکمتی در کار است که هنوز حاجتم را نگرفته ام اما برات کربلای پارسالم را ازایشان و امام زمان (ع) گرفتم، ۲ رکعت نماز به نیابت از ایشان خواندم و بلیط کربلایم را امضا کرد.

وی با ذکر خاطره ای و با خنده ادامه داد: در حرم به هر کجا که می رفتیم خادمان آنجا به برادرزاده ام به دلیل حجابی که داشت شکلات ونبات نذری میدادند، اما به ما که بزرگتر از او بودیم می گفت حجاب وظیفه شما است.

آقا من را شفا داد

آسیه که شفای بیماری اش را از امام هشتم گرفته است در گفت و گو با هرمز تصریح کرد: من مریض بودم و برای معالجه به یزد می رفتم این بار قبل ازعمل به پابوس امام رضا(ع) رفتم، دعای عرفه را که می خواندم در دل به ایشان گفتم امیدوارم زمانی که به یزد می روم خبری از اتاق عمل نباشد.

وی با گفتن جمله من ارادت خاصی به آقا دارم، ادامه داد: به یزد برگشتم و پس از انجام سونوگرافی دکتر با تعجب گفت نیازی به عمل نیست و شما خوب شده اید، در صورتی که یک بار این عمل را انجام داده بودم و توده ای داشتم که برای معالجه باید هر ماه به یزد می رفتم، در مطب مانند بچه ها داد میزدم وگریه میکردم، به طرف همسرم رفتم و گفتم آقا من را شفا داده است.

چشمم که به گنبد افتاد، اشکم جاری شد

اسما که سختی های زیادی را تحمل کرده است تا به حرم امام رضا(ع) برسد نیز گفت: هوا گرم و راه رسیدن به مشهد طولانی بود، سفرمان با اتوبوس بود و راننده نیز کولر را روشن نمی کرد اما زمانی که به مشهد رسیدم خسته نبودم آنچنان با شوق و ذوق به طرف حرم رفتم که وقتی چشمم به گنبد طلایی افتاد اشکم جاری شد ، گفتم امام رضا(ع) دست خالی آمده ام پناهم بده.

ای تمام کس و کارم، به تو از دور سلام ...

 

 

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1623292
ارسال نظر
نظرات