شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: اجتماعی
ساعت: 14:25 منتشر شده در مورخ: 1399/04/17 شناسه خبر: 1623984
بازخوانی عملکرد شورای شهر پنجم؛ (1)

شورای شهری که مغلوب سیاسی کاری شد/ سایه کلاه سیاست اصلاحات؛ بر سر کیاست اعضای شورا

شورای شهری که مغلوب سیاسی کاری شد/ سایه کلاه سیاست اصلاحات؛ بر سر کیاست اعضای شورا
اعضای شورای شهر دوره پنجم ، دیروز با شعار گل درشت «تکرار می‌کنیم» به میدان آمدند و حالا که در سال پایانی هستند و زمان خدمت صادقانه که با سیاسی کاری اشتباه گرفته شد، در حال به پایان رسیدن است، فرصت سوزی های زیادی در کارنامه این شورا قرار دارد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ خدمتگزاران مردم تهران(!) در شورای شهر دوره پنجم ، در حالی با شعار گل درشت « تکرار می‌کنیم» به میدان آمدند که مردم تهران قاطبه قریب به یقین آنان را نمی شناختند. حالا هم در واپسین روزهای عمر این به ظاهر پارلمان خدمتگزار جانی برای جبران خدمت‌های ناکرده ندارند و بی گمان در این اندیشه اند که حیات پرحاشیه خود را چگونه و با چه ترفندی تداوم دهند. 

شورای اسلامی شهر تهران یا بهتر است بگوییم شورای اصلاح طلبان تهران همان برگزیدگان لیست امیدی هستند که رییس جمهور سابق ایران در پیامی از آن ها حمایت کرد و خواستار حمایت مردم تهران از آن ها شد، لیستی که تقریبا هیچ کدام از آنها را تهرانی‌ها نمی شناختند و با این حال آمده بودند که مشکلات تهران را حل و فصل کنند! 

از میان لیست 21 نفره این شورا تنها احمد مسجد جامعی و محمد سالاری سابقه حضور در دوره های سوم و چهارم شورای اسلامی شهر تهران را داشتند و دیگران هیچ سابقه ای از خدمت در این پارلمان محلی را تجربه نکرده بودند، با این حال رییس دولت اصلاحات از این لیست حمایت کرد و انی حمایت سبب شد که رویه نتخصص گرایی در شورا کنار رود و عملکرد اعضا عملا رنگ سیاسی و سیاسی کاری به خود بگیرد.

 

 انتخاب شهرداران ناکارآمد، عملکرد قابل دفاع شورا بود!

 اعضای شورای شهر پنجم شورای شهر تهران درگام نخست به انتخاب شهردار اهتمام ورزیدند و با انتخابات پنج شهردار ناکارآمد خواسته و ناخواسته بر بحران های موجوداین کلان شهر افزودند.

به بیان دیگر این شورا در طول یک دوره زمامداری بر مدیریت شهری، سرنوشت کلانشهر تهران را با انتخاب 5 شهردار دچار تعلل و توقف کرد و با انتخاب  مصطفی سلیمی و سمیع الله مکارم حسینی را به عنوان سرپرست و محمدعلی نجفی، سید محمد علی افشانی و پیروز حناچی شاهکار عملکرد عجیب خود را به ثبت رساند.

گرچه انتخاب شهردار مهمترین عملکرد شورای پنجم بود اما این عملکرد با حواشی مختلفی همراه بود. به ویزه نقطه عطف این عملکرد با انتخاب محمدعلی نجفی امید کلید خورد و شورا عملا با این اقدام مهر تأییدی بر ناکارآمدی خود زد و نشان داد که هیچ گاه نخواهد توانست مدیریت کلانشهر تهران را ثبات دوباره ببخشد.


با مقایسه ای بین عملکرد دو شورای دور پنجم و چهارم خواهیم دید که شورای شهر دور چهارم تنها به یک شهردار بسنده کرده این در حالی است که لیست امید در دور کنونی شورای اسلامی شهر، با انتخاب سه شهردار و دو سرپرست روزهای پایانی خود را سپری می کند.
 

حکایت به خطا رفته ای که در موعظه هایش جماعت را به صراط مستقیم رهنمون می شود، حکایت محمد نجفی است که در روز دفاع از برنامه خود در صحن علنی شورا به عملکرد محمد باقر قالیباف تاخت و عنوان کرد:«مدیر خوب این است که استراتژی و مدیریت خوب داشته باشد. اینکه از صبح تا شب بیاید؛ اما بهره‌وری کاری زیر ۵۰ درصد داشته باشد، درست نیست.


وی در مقایسه ای عجیب ادامه می دهد: آیا بیل گیتس و مدیران موفق مدیریت موفقی داشتند یا از صبح تا شب سر کار بودند؟


نجفی در بخش دیگری از سخنانش بنا به رویه معهود هم سلکی هایش به وعهد و وعید متوسل شده و می افزاید: اگر شهردار شدم، از همان روز اول کسوت سیاسی را از تن درمی‌آورم و کسوت خدمت به شهر و شهروندان را به تن می‌کنم. امروز فعال و کارشناس در مسائل سیاسی هستم؛ اما شهردار نباید سیاسی باشد».

 

دیری نپایید که محمدعلی نجفی شهردار منتخب شورای شهر تهران وعده های خود را به گونه ای دیگر مطرح کرد، او که قبل تر به عملکرد قالیباف تاخته بود، حالا در موقعیت انفعالی نه تنها هیچکدام از وعده های انتخاباتی خود را عملی نکرد؛ بلکه در اقدامی عجیب خط 7 مترو تهران را نیز به تعطیلی کشاند و در برابر مشکلات آن روزهای تهران عملا تسلیم شد.

 

اصلاح طلبان معرف، نجفی را نفی کردند !

رابطه شهردار عاشق تهران با مرحومه میترا استاد، یکی از پرحاشیه ترین رخدادهای زمان مدیریت این شهردار بود. آنهم برای شهرداری که مدعی بود با انتخاب شدنش کسوت سیاسی را از تن کنده و کسوت خدمت را بر تن خواهد کرد. اما در واقع امر حکم پدرخواندگی وی را به سمت و سویی برد که کسوت و کلاه سیاست بر سر وی رفت و ردای عاشقی بر تن خود کرد! 

 همین علت ، انگیزه ای بود که همفکران او در اتاق پارلمان محلی، تصمیمی بگیرند نجفی را مجبور به استعفا کنند و عملا ماله بر این بی آبرویی بکشند. آنها برای رهایی خود این بار  بهانه بیماری قلبی نجفی را علم کرده بودند تا به این بهانه وی را از گردونه خارج کرده و افکار عکمومی حریحه دار را تسلا دهند،

اما نقشه آنان آنگونه که انتظار داشتند پیش نرفت و با قتل مرحومه میترا استاد، این دمل چرکین از هم گسست و شهردار پرماجرا ( آرتیست نقش اول این سناریو) ر به جای بستری و عمل قلب ( که بهانه ای برای کنار گذاشتن شهردار بود) به زندان بیفتد و همین ماجرا خاستگاه رفتار عجیب رفقای اصلاحاتی او بود که به شوخی و جدی سابقه دوستی و مودت با شهردار نگون بخت و وقایع پیش آمده از زمان کرسی نشینی بر شهرداری تهران را نفی و طرد کنند.


خود زنی اصلاحاتی 

جالب اینجاست که وقتی انتظار اصلاح طلبان از نجفی برآورده نشد و آخرین تیر ترکش انان به سنگ خورد، هر یک به فراخور حال خود انتخاب  نجفی را محکوم کردند. به عنوان مثال  مرتضی الویری رئیس شورای عالی استان‌ها و عضو شورای شهر تهران درباره انتخاب نجفی به عنوان شهردار تهران می گوید: یک نهاد امنیتی به خود من هم گفت انتخاب آقای نجفی به صلاح نیست. البته دو سه نفر دیگر را هم اسم بردند و گفتند به صلاح نیست از آنها استفاده شود.

در اظهار نظری دیگر  شهردار اسبق تهران هم صراحتاً از ضعف مدیریت نجفی سخن به میان آورده و از شورای شهر به خاطر عدم پیشبرد اقدامات اجرایی انتقاد می‌کند. غلامحسین کرباسچی با چنین رویکردی گامی پیش تر رفته و به گونه ای غیر مستقیم توان شهرداری و شورا را در این بازه زمانی به سخره گرفته و گفته است: « شهرداری و شورای شهری که نصف گرفتاری‌هایشان صرف این شود که اسم خیابانی را عوض کنند که نمی‌شود شهر را اداره کرد. مدیریت کنونی خودش را گرفتار یک سری حاشیه‌های غیرضروری کرده است.»




غلامحسین کرباسچی در جایی و شاید با هدف جبران مافات و تلطیف کردن سخنان قبل خود درباره شهردار شدن نجفی گفته است: ما با نجفی دوست و رفیق بودیم و خودم هم قبل از پذیرش مسوولیت و هم بعد از پذیرش مسوولیت توصیه کردم که قبول شهرداری تهران به مصلحت ایشان نیست، اما ما از موضع دوستی این توصیه را داشتیم نه سیاسی وگرنه دشمنی با ایشان نداشتیم.
 

شورای شهر مقصر اصلی در انتخاب نجفی

اما شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که اعضای شورای پنجم شهر به واسطه فشارهایی که سردمداران اصلاح طلب به آنان آورده اند ناگزیر به انتخاب محمد علی نجفی می شوند که اگر این فشارها نبود و اصلاح طلبان به نص صریح قانون مبنی بر اجتناب از سیاسی کاری و سیاست بازی در شورا و شهرداری عمل می کردند، بی گمان هیچ یک از رخدادهای تلخی که متعاقب این انتخاب عاری از عقل و منطق به وقوع پیوست، رقم نمی خورد. اتفاقاتی که فارغ از حدودو تغور تاثرات منفی خود در نهایت موجبات تضعیف نظام و مخدوش کردن چهره های سرشناس انقلاب را فراهم کرد و این به درستی مصداق آب به آسیاب ریختن دشمن است. بنابر این واضح و مبرهن است که بر این دشمنی اسنادی نمی توان اقامه کرد که اثبات نمود این دشمنی بازی در زمین دشمنان قسم خورده استو اما همینکه مقاصد منتج از این انتخاب شوم توسط دشمنان تحصیل شده است، دشمنی محرز و مسلم است حالا  چه خواجه علی و چه علی خواجه باشد!


حجت موجه خبط و خطا و نبود حساسیت و بصیرت در انتخاب شهردار از سوی اعضای تازه بر مسند نشسته شورای شهر اظهارات غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی در مصاحبه با یک سایت اصلاح‌طلب است. وی از ابهامی که چگونه می شود نجفی که در زمان استعفا از سازمان میراث فرهنگی از انواع بیماری‌های خود رونمایی کرده، کلیددار بهشت شود، صراحتا می گوید: «زمانی که آقای نجفی به عنوان شهردار انتخاب شد، من بسیار تعجب کردم. چون من در جلسه‌ای که ایشان (نجفی) متن استعفای خود را از سازمان میراث فرهنگی قرائت کردند، حضور داشتم و خاطره تلخی دارم.


این نماینده مجلس ادامه داده: "در آن جلسه، آقای نجفی به بیماری‌های بسیاری که مبتلا بودند را نام بردند. اتفاقاً بنده در همان جلسه به شوخی گفتم، با استناد این فیلم که ضبط می‌شود انگار ایشان دیگر قصد کار ندارند. چرا که با وضعیت ایشان دیگر جایی مسئولیتی به ایشان نمی‌دهد. شورای شهر ابتدا باید این امر را در نظر می‌گرفت. چطور امکان داشت آقای نجفی که مجموعه‌ای از بیماری را برای خود نام بردند و راست هم گفتند، همه آنها در مدتی نه‌ چندان طولانی درمان شده باشد و به‌سلامت کامل رسیده باشند.»

 

پرتاب آخرین تیر ترکش از سر ناچاری

پس از استعفای اجباری نجفی،  دیگر گزینه اصلاح طلبان پارلمان نشین برای تصدی امر شهرداری،محمدعلی افشانی بود.  افشانی با قانون ممنوعیت به‌کارگیری بازنشستگان از تصدی گری شهرداری تهران کنار رفت و به این ترتیب نخستین شهردار یک ماهه تهران لقب گرفت. این اقدام نیز به تبع نقطه ضعفی در کارنامه اعضای شورای پنجم تهران به شمار رفت و دلیلی دیگر بر ناشیگری آنها بود.

پس از این ممنوعیت، شورای شهر تهران به فکر به کارگیری یک فرد دیگری برای کرسی خالی شهرداری تهران شد و به این ترتیب پیروز حناچی را که معاون پیشین شهرسازی و معماری شهرداری تهران بود به عنوان شهردار این کلانشهر برگزیده شد.

حناچی که در زمان آخوندی در شورای عالی شهرسازی فعالیت می‌کرد حالا به همت اصلاح طلبان ردا و به قول نجفی کسوت گشاد شهرداری تهران را بر قامت کشید. ردایی که بر تن او زار می زد چرا که به گفته کارشناسان وی فرد گمنامی به شمار می آمد.


حناچی حل آلودگی تهران را در استفاده مردم از دوچرخه و کاهش تردد خودروها دانست، با این حال طرح دوچرخه سواری را مطرح کرد و چندین مرحله آن را پیاده سازی کرد و طرح های دیگری را مطرح کرد که دردی را درمان نکرد و پاره ای از آنها مانند استفاده از رنگ در مبلمان شهری که در نخستین نشست خبری خود مطرح کرد در حد و قواره شعار باقی مانده اند 


حناچی پیش از برگزیده شدنش به عنوان شهردار معتقد بود که نگاهش پس از ورود به شهرداری تغییر خواهد کرد اما این نگاه نه تنها تغییر نیافت بلکه به یک پدیده‌ای برای حفظ صندلی شهرداری مبدل شد.

 

پس از انتصاب حناچی به عنوان شهردار، محسن هاشمی حالا زبان به انتقاد شهرداری گشوده که به زعم خودش ترس دچار شدن به عاقبت گذشتگان او را از هر اقدامی باز می‌دارد.



محسن هاشمی که پس از ورود به شورا، شهردار شدن خود را مسجل می دانست حالا بر رقیب خود تاخت و در یک برنامه تلویزیونی او را ترسو و فاقد جسارت برای انجام کارهای شهرداری دانست. 
در پایان باید خاطر نشان کرد که با اتمام زمان و در آستانه پایان ماراتن نفس گیر شورای شهر تهران نکته ملیم و مسجل آنست که اگر بر فرض محال اصلاح طلبان تا قیام قیامت سکاندار هدایت شهرداری و شورای شهر تهران هم که باشند متاثر از درد بی درمان قحط الرجال نخواهند توانست این قافله را بهخ سرانجام مقصود برسانند و به قول معروف این قافله تا به حشر لنگ است.



رییس شورای شهر تهران در یک برنامه‌ای تلویزیونی حناچی را ترسو خواند و گفت که شهردار تهران از ترس نهادهای نظارتی جسارت انجام برخی اقدامات را ندارد.


این را می توان شکاف عمیق بین رییس شورای شهر با هم همفکران او دانست، محسن هاشمی شورای اصلاح طلب را مقصر اصلی شهردار نشدن می داند و حالا به دنبال تلافی است.

صدور حکم پیروز حناچی نیز همراه با حواشی بسیاری بود، یکی از مسائل پیوستن برادر بزرگ او به منافقین در اوائل پیروزی انقلاب اسلامی بود، جنجالی که به گفته الویری عضو شورای شهر تهران مانع صدور حکم شهردار شدن او شده است.

در آن زمان همچنین برخی از محافل درباره عدم تایید صلاحیت سومین شهردار تهران پس از قالیباف سخن به میان می آوردند اما سرانجام این حکم در ۲۷ آذرماه ۹۷ صادر شد.

حناچی در یک برنامه تلویزیونی درباره حواشی موجود برادرش در زمان شهردار شدنش گفت: بالاخره کسانی که روزهای اول انقلاب را به یاد دارند، در آن شرایط خیلی اتفاقات افتاد که خوب و میمون نبود و خیلی‌ها هم صدمه دیدند و عارضه آن را چشیدند. به هر صورت ما هم یکی از این خانواده‌ها بودیم. معمولاً هم خانواده‌هایی که فضای عمومی در خانواده راحت بود این اتفاق می‌افتاد که مسیرها را انتخاب می‌کردند. کسی هم نمی‌دانست انتهای مسیر در نهایت به کجا ختم می‌شود. به هر صورت ما هم از خانواده‌هایی بودیم که این تجربه را داشتیم.

با این حال کارنامه شورای اسلامی دور پنجم شهر تهران در حالی به ایستگاه پایانی نزدیک می‌شود که این ۲۱ عضو شورا نتوانسته اند به درستی از پس موضوعات کلان شهر بر آیند به طوری که مشکلات تهران بیش از پیش افزایش یافته و شورای اصلاح طلبان به جای خدمت، راه دیگری را پیش گرفته و بازی سیاست را به جای خدمت انتخاب کرده‌اند.

انتهای پیام/ا

https://www.dana.ir/1623984
ارسال نظر
نظرات