شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان خراسان شمالی
ساعت: 15:26 منتشر شده در مورخ: 1399/05/20 شناسه خبر: 1635490
با وساطت خادمان حرم رضوی صورت گرفت؛

بخشش عروس محکوم به اعدام چند ثانیه بعد از آویخته شدن از دار

بخشش عروس محکوم به اعدام چند ثانیه بعد از آویخته شدن از دار
خانواده مقتول در بجنورد عروس محکوم به اعدام را پس از آن که 150 ثانیه روی چوبه دار قرار گرفت با وساطت خادمان بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) بخشیدند و این زن پس از عملیات احیا از مرگ نجات یافت.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از  عصر اترک، زنی که به جرم قتل همسر خود محکوم به قصاص نفس شده بود هر چند تا پای مرگ پیش رفت اما در لحظات آخر زندگی از سوی خانواده همسرش بخشیده شد و پس از عملیات احیا دوباره به زندگی برگشت.

او در زمان 3 سال و نیم  تحمل حبس خود از همه استمداد خواسته بود تا شرایطی فراهم شود که اولیای دم از حق قانونی خود (قصاص) بگذرند اما تلاش های معتمدان، مددکاران زندان و حتی تیم صلح و سازش بی نتیجه ماند و اولیای دم اصرار بر اجرای حکم داشتند.

دلنوشته او به امام رضا(ع) با مضمون فرصتی دیگر برای حضور در راهپیمایی اربعین حسینی خادمان بارگاه ملکوتی آن امام همام را به محل اجرای حکم کشاند.

مدیرکل زندان ها و خادمان بارگاه امام هشتم از اولیای دم طلب گذشت داشتند. آن ها از فواید و توصیه های اسلام در باب ایثار و گذشت گفتند اما اولیای دم فقط  بر اجرای  حکم قصاص اصرار ورزیدند.

 طناب دار بر گردن مددجو حلقه زد، صحبت ها حالا به التماس تبدیل شده بود، حتی مقامات قضایی حاضر در صحنه هم برای رضایت تلاش می کردند ولی باز حرف پدر و مادر مقتول یکی بود؛ قصاص! بالاخره لحظه تلخ فرا رسید و اولیای دم چهارپایه زیر پای عروس شان را کنار زدند و مددجو در ۳۲ سالگی خود را به دست خداوند سپرد و آویزان ماند.هنوز کسی مرگ را باور نمی کرد، این همه تلاش و التماس برای نجات زنی بود که امام رضا(ع) را واسطه قرار داده بود.

 دو دقیقه و نیم از دست و پا زدن آرامش می گذشت که پدر و مادرمقتول به سوی پرچم بارگاه دویدند و با گریه گفتند: ما بخشیدیم! بخشش آن هم پس از دو دقیقه و سی ثانیه بین مرگ و زندگی.

همان خانم پلیس زندان که محکوم به اعدام را تا پای چوبه دار برده بود به سرعت پاهایش را گرفت تا برای نجات او کمک کند. مقام و منصب مهم نبود، رئیس زندان، سرباز، قاضی، پاسیار، مددکار، مدیرکل، همه و همه در چشم به هم زدنی تلاش کردند او را پایین بیاورند.
 پزشک زندان به سرعت کار احیا را آغاز کرد و دقایقی بعد او را با آمبولانس روانه بیمارستان کردند.هنوز کسی نمی دانست زنده خواهد ماند یا نه؟ انتظاری سخت که بالاخره از بیمارستان خبر رسید او زنده است و مشکلی ندارد، حالا حتی پدر و مادر مقتول  هم نفس راحتی کشیدند و به سوی شهر کوچک شان رفتند.

 انگار بار عظیم عذاب وجدان از یک سو و داغ فرزند از سوی دیگر را به یک باره از دوش شان برداشته بودند.خادمان امام رئوف هم خوشحال بودند، پرچم سبز رحمت اش در همان لحظات مرگ و زندگی دل اولیای دم را از درد خالی کرده و به خاطرش حق شان را بخشیده بودند و یک اعدامی ناامید از همه دنیا می توانست نفس بکشد و به زیارت امام حسین(ع) نیز برود.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1635490
ارسال نظر
نظرات