شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان البرز
ساعت: 21:04 منتشر شده در مورخ: 1399/05/21 شناسه خبر: 1635809
یادداشت؛

تربیت کودکان شاد و پر نشاط در یک دقیقه

تربیت کودکان شاد و پر نشاط در یک دقیقه
اسپنسر جانسون در ابتدای کتابش نامه ای به مادران می نویسد و به آنها می گوید که قطعا ًبرای اینکه یک مادر نمونه باشند به زمان بیشتری از یک دقیقه نیاز دارند، اما می توانند با راه کارهایی فقط در یک دقیقه و یا کمتر از آن با فرزندان ارتباط برقرار کنند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حمیده علیزاده منتقد در نقد کتاب « مادر یک دقیقه ای» نوشته اسپنسر جانسون در یادداشتی اختصاصی برای "تیتریک" نوشت : کتاب مادر یک دقیقه ای نوشته اسپنسر جانسون به ترجمه هانیه حق نبی مطلق از انتشارات سلسله مهر می باشد .کتاب شامل 112 صفحه است که در سال 1390 منتشر شده است .کتاب مادر یک دقیقه ای از جمله کتاب های روانشناسی است که راه های تربیتی فرزندان را به مادر می آموزد تا او بتواند بهتر و راحت تر با کودک خود برخورد کرده و فرزندان را به بهترین شکل تربیت کند .

پاتریک اسپنسر جانسون فیزیکدان و نویسنده امریکایی بود که عمدتا ًبه دلیل کتاب های روانشناسانه اش که در زمینه هایی مثل شیوه های زندگی هستند شهرت دارد ،او موضوعات پیچیده را با پاسخ های ساده و کارا ارائه می دهد .او که در 24 نوامبر 1938 به دنیا آمده و در سال 2017 در گذشته است؛ یکی از محبوب ترین نویسندگان بزرگ جهان به شمار می آید. میلیون ها نفر از خوانندگان کتاب های او توانسته اند به سادگی و با اعتماد به خود در شغل و زندگی به موفقیت برسند. از معروف ترین آثار او « اولین فروشنده ی بزرگ دنیا » و « چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد » می باشد ؛ از دیگر آثارش مدیریت یک دقیقه ای  ، یک دقیقه برای خودتان ،هدیه ،پدر یک دقیقه ای، هدیه ی حال و ... را می توان نام برد.
 
داستان از آنجا شروع می شود که زن جوان و باهوشی می خواست رازها و اسرار یک مادر و پدر خوب بودن را بیاموزد ،این خانم که باردار نیز بود دریافت که این راز ها را فقط و فقط می تواند از کسی بیاموزد که آنها را تجربه کرده و به کار بسته است و در زندگی خود با آن مواجه شده است. پس به دنبال تحقیق و جستجو رفت و از خانواده های زیادی پرس و جو کرد  و این را دریافت که عده ای خانواده ها روش های قدیمی را به کار می برند و آنچه را که آموخته بودند در تربیت و پرورش کودکان خود نیز به کار بسته و سخت گیر هستند و عده ای دیگر که خود را با عموان والدین امروزی می خوانند که احساساتی بوده و ملایم و مهربان رفتار کرده و احساسات کودک خود را درک می کنند.
 
دسته اول بیشتر افرادی بودند که رفتار و کردار کودک را بیشتر مد نظر قرار داده بودند و دسته دوم غرور و شخصیت کودکان برایشان اهمیت بیشتری داشت. اما در این روش ها نقصی وجود داشت چون فقط یک جانب از کار انجام می شد و گویی آدم یک مادر نصفه و نیمه دارد . او با مادران زیادی صحبت کرد و به گفتگو پرداخت و ناامید و خسته به خانه اش بازگشت اما در حین گفتگو با آنها به نکته ای  برخورده بود که فکرش را مشغول کرده بود در میان صحبت ها از زنی گفته شده بود که سه فرزند دارد و زندگی پرنشاط و با موفقیتی را می گذارند و برای هر کاری وقت دارد . زن جوان شماره مادر یک دقیقه ای را پیدا کرد و با او تماس گرفت و قرار ملاقات گذاشت .
 
مادر نمونه ظاهر مناسب و روحیه ای شاد داشت و بسیار جذاب و بشاش بود . زن جوان با خود فکر کرد که حتماً این شیوه  و روش نگه داری از فرزندان ربطی به ظاهر و روحیه او باید داشته باشد و درست فکر کرده بود . سپس شروع کرد به سوال پرسیدن و یادداشت برداری کرد .مادر نمونه سعی کرد برای او توضیح دهد که فرزندانش را طوری تربیت کرده است که به خود علاقه مند باشند پس در این صورت رفتاری درست و شایسته از خود نشان خواهند داد . زن مسن به او گفت که فرزندانش او را مادر یک دقیقه ای صدا می زنند و گفت که در این مادر یک دقیقه ای سه راز مهم نهفته است و بهتر است برای فهمیدن این سه راز نزد دخترانش برود  تا آنها برایش از آن راز ها بگویند .
 
اولین راز مادر یک دقیقه ای هدف های یک دقیقه ای است ، در واقع راز اول در مورد اهدافی می گوید که مادر به فرزندانش کمک می کند تا آنها را کشف کنند و در جایی یادداشت کنن یادداشتی که کوتاه بوده و زمانی بیشتر از یک دقیقه برای خواندنش وقت لازم نباشد بعد مدام آن را خوانده و مرور کنند ؛ وقتی اهداف را بنویسیم بیشتر آنها را انجام شده میبینیم و هدف از نوشتن این است که همه اعضا از اهداف هم آگاه شده و با هم به تفاهم برسند و احساس کنند که هر آنچه که از دیگری انتظار دارند به دست آورده اند .
 
راز دوم مادر یک دقیقه ای تحسین های یک دقیقه ای است ،در این مرحله  وظیفه ی مادر این است که در هنگامی که کودک کار خوب و درستی انجام می دهد واو را غافلگیر کرده و مورد تحسین قرار دهد . با دیدن نکات مثبت و تاکید بر روی آنها باعث می شود که کودک حس مسئولیت پذیری داشته و خودش بفهمد که انجام چه کاری برای مفید است و به او احساس خوبی می دهد .وقتی لذت یک کار خوب و نتیجه آن را می بیند ،کار را به خاطر خودش انجام می دهد و نه به خاطر مادرش .
 
راز سوم این موضوع را که دختر سوم برای زن جوان گفت سرزنش های یک دقیقه ای بود .با این شیوه مفید و مناسب می توان وضعیت ناخوشایند میان دونفر را تغییر داد و آن را بهبود بخشید تا همه چیز را تمام شده بدانند .وقتی مادر از کار اشتباه فرزند خود با خبر می شود سریعاً نزد او رفته و باهم به خلوتی می روند و خیلی واضح و روشن کار اشتباهش را گوشزد کرده و با صراحت احساسش را نسبت به آن کار بیان می کند و به او می گوید که واقعاً ناراحت و آزرده است ، بعد لحظه ای سکوت می کند که این سکوت سی ثانیه ای طول می کشد و بعد دستهایش را روی شانه فرزندش گذاشته و به او می گوید که کارش فقط برای اصلاح او بوده است و همیشه پشتیبان  او خواهد بود و در انتها می گوید که او را خیلی دوست دارد .
 
زن جوان که طی این چند روز بسیار فکر کرده و یاداشتهایش را مرور کرده است متوجه شده که دختران مادر نمونه نیز راهکار های مادرشان را استفاده کرده اند و آنها هم با استفاده از این سه راز توانسته اند با مشکلات و رفتار کودکانشان بهتر مواجه شوند و کودکان آنها را دید که به روشنی از اهداف خود با خبر بودند یا دختر دوم که به جای دیدن نکات منفی کارنامه پسرش نمره های خوب و بالای او را دید و او را مورد تشویق و تحسین قرار داد و یا دختر سوم که در بحران جدایی از همسرش به سر می برد و پسر 17 ساله اش با این موضوع کنار نمی آمد و رفتار های ناشایستی از خود نشان می داد اما مادرش نا امید نشده و هر روز با او به کمک سرزنش های یک دقیقه ای صحبت می کرد و او را لمس می کرد و احساس واقعی اش را به او می گفت و در آخر به او می گفت که چقدر دوستش دارد و در نهایت به نتیجه رسیده بود و با پسرش رابطه خوبی داشت و توانسته بودند موضوع را به اتمام برسانند ؛ به این نتیجه رسید که با دیدن تمامی این مسائل به روشی دست یافته است که درست و کاربردی و مناسب برای تربیت فرزندش است و آن ها را در اختیار همسرش قرار داد تا با هم به این مهم دست یابند .
 
وقتی تمام این مراحل مو به مو انجام شود کودک می فهمد که شخصیتش زیر سوال نرفته و نزد خانواده اش ارزش و اهمیت دارد و آنها او را دوست دارند و فقط کار اشتباه اوست که آنها را رنجیده خاطر کرده است. ممکن است طول بکشد اما این روش بسیار مفید بوده و نتیجه خوبی به همراه خواهد داشت .
 
نویسنده تمامی مراحل را با دقت توضیح داده است و مثال هایی را در قالب داستان بیان می دارد که این موضوع را ملموس و قابل درک کرده است . او که در ابتدای کتابش نامه ای به مادران می نویسد و به آنها می گوید که قطعا ًبرای اینکه یک مادر نمونه باشند به زمان بیشتری از یک دقیقه نیاز دارند ،اما می توانند با راه کارهایی  فقط در یک دقیقه و یا کمتر از آن با فرزندان ارتباط برقرار کرده و به آنها بیاموزند که چطور به خود علاقه مند شده و از خود رفتار شایسته و خوبی را نشان دهند .
 
در بخشی از این کتاب آمده : چیزی که والدین می خواهند این نیست صرفاًفرزندشان نظم را رعایت کند ، بلکه آنها چیز مهم تری را می خواهند یعنی اینکه کودکانشان خود نظم را به وجود آورند .زمانی که کودک در اولین مراحل یادگیری قرار می گیرد ، نظم و انضباطی که به او آموزش می دهید ، الگوی مناسبی برایش است  تا ان را در مورد خودش تکرار کند . اما این اولین قدم در راهی است که به چیز مهم تری ختم می شود و آن احساس مهم و ارزشمند نظم شخصی است.
 
به عنوان یک پدر و مادر این مهم نیست که در حضور شما چه اتفاقی می افتد بلکه مهم این است که در غیاب شما چه اتفاقی رخ می دهد .زمانی که بچه ها بدانند واقعا دارند چه می کنند ، قوه تشخیص و قضاوت آنها بهتر رشد می کند .
 
در حقیقت مادری لایق و شایسته است که به فرزندانش بیاموزد که خود را دوست بدارند وهم خودش توانسته باشد از زندگی لذت ببرد ؛ در این صورت آنها با یکدیگر ارتباط مناسبی برقرار می کنند و خود این موضوع باعث می شود که از مشکلات و مسائلی که خانواده های زیادی با آن روبه رو می شوند دوری کرده و در خانواده آنها از  اضطراب و استرس ،شکست و سردرگمی اثری نباشد.
 
 
 

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1635809
ارسال نظر
نظرات