شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان همدان
ساعت: 10:58 منتشر شده در مورخ: 1399/06/30 شناسه خبر: 1648664
روایت رزمنده ای قدیمی از جنگی نابرابر؛

امروز با قدرت تسلیحاتی ایران، دشمن جرأت سنگ پرانی ندارد/پاسداران وطن دیروز، یاری دهندگان به محرومان امروز

امروز با قدرت تسلیحاتی ایران، دشمن جرأت سنگ پرانی ندارد/پاسداران وطن دیروز، یاری دهندگان به محرومان امروز
عمو بهبود یکی از رزمندگان هشت سال جنگ تحمیلی، از روزهایی حرف به میان می آورد که سپاه تنها نارنجک و ژسه داشت. روزگاری که در دفاعی مقدس، مردان و زنان دلیر این سرزمین یک وجب از خاک کشور را به دشمن ندادند و تأکید دارد که امروز ایران اسلامی با پیشرفت در حوزه تسلیحات دفاعی حتی زیر آتش تحریم ها، مستکبرین دیگر جرأت سنگ پرانی ندارد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصر همدان؛ در آستانه سالروز حمله بی رحمانه رژیم بعث عراق و هشت سال جنگ تحمیلی هستیم. بهتر است بگوییم هشت سال دفاع مقدس؛ از آن رو مقدس که همه اقشار مردم، پیر و جوان، زن و مرد خود را فدایی اسلام و انقلاب کردند و دست در دست یکدیگر برای پاسداری از انقلابشان ایستادند.

حتی در این دفاع مقدس بانوان و کودکان این مرز و بوم سهم داشتند. بانوان نه تنها در پشت جبهه ها بلکه گاهی در شهرهای مرزی به عنوان پرستار و رزمنده، غیورانه و شیرزنانه پای کار بودند و کودکان در کنار مادران خود در پشت جبهه ها مشق عشق به اسلام را می آموختند و حتی در بسته بندی جیره های خشک غذایی مادرانشان را یاری می کردند.

همه مردمان این دیار در هشت سال دفاع مقدس نقش ارزنده ای داشتند و شهرستان تویسرکان هم از این دلاورمردی ها بی نصیب نبوده و نیست. این شهرستان بیش از 755 شهید تقدیم اسلام و انقلاب کرده است.

یادمان نرود در روزهای نخستین پیروزی انقلاب، ایران اسلامی از نظر تجهیزات و تسلیحات دفاعی در حداقل های ممکن بود و با آن همه تحریم ها حتی به گفته بسیاری توان ساخت سیم خاردار را هم نداشتیم، در این گفتگو بر آن شدیم تا وضعیت و امکانات دفاعی اندک آن روزها را مرور کنیم و بر خود ببالیم که چگونه روزگاری مردان این سرزمین با قدرت ایمان، اخلاص، از خودگذشتگی و ایثار، غیورانه با کمترین امکانات در برابر دشمنان اسلام و نظام ایستادگی کردند.

امروز با اتکا به نیروی ملت، جزءبرترین های جهان از نظر تسلیحات دفاعی هستیم

اگر آن روزها از نظر تسلیحات دفاعی با حداقل های ممکن پیروز جبهه های نبردی ناجوانمردانه بودیم و ملت سرافراز ما اجازه نداد که یک وجب از خاک میهن عزیزمان به دست دشمن بیافتاد، امروز نیز حتی در اوج تحریم ها، ایران اسلامی با اتکا به نیروها و دانش داخلی خود در جایگاه یکی کشورهای برتر جهان از نظر تجهیزات دفاعی قرار گرفته است و این یعنی اقتدار جمهوری اسلامی ایران.

پاسداران وطن دیروز، یاری دهندگان به محرومان امروز

بر آن شدیم تا به سراغ یکی از پاسداران ایران زمین در دوران دفاع مقدس برویم و با او به گفت و گو بنشینیم. «بهبود عبدالمالکی» در سال های نخستین جنگ، جوانی 22 ساله بود. دوستان و آشنایان او را عمو بهبود صدا می کنند و ما نیز به همین اسم صدایش می کنیم. آرام است و متین، با نجات است و با وقار و هنوز که هنوز است، دفاع از مردمش را فراموش نکرده و این روزها با گروهی از همرزمان و دوستان سابق خود به جمع آوری کمک های مؤمنانه برای توزیع بین نیازمندان به ویژه در مناطق محروم شهرستان روی آورده است و روستاییان بسیاری هستند که سال گذشته در مواجه با سیل از کمک های او و دوستانش بی نصیب نمانده اند.

هرچند تمایلی به رسانه ای شدن ندارد، اما بالاخره راضی شد و کلامش را با نام خدا آغاز کرد! بسم الله الرحمن الرحیم و ...

دندان طمع صدام را آمریکا و هم پیمان جنایتکارش تیز کردند

عصر همدان: از نحوه اعزام خود به جبهه های نبرد حق علیه باطل بگویید؟

عمو بهبود: آبان ماه سال ۱۳۵۹ بود که برای دفاع از خاک و ناموس مملکت و تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که مورد هجوم وحمله وحشیانه جهانخوران استعمارگر به سرکردگی امریکا و فرمانبری و پادویی صدام قرار گرفته بود، در هفته نخست جنگ به همراه هشت نفر دیگر از برادران پاسداراز سپاه تویسرکان به جبهه قصرشیرین و سرپل ذهاب اعزام شدیم. از آنجا که نظام اسلامی نو پا بود و از طرفی هم ارتش سالیان سال تحت نظارت مستقیم مستشاران نظامی آمریکا تربیت و آموزش دیده بودند، دشمن با خیال خام خود تصور می کرد که این بهترین فرصت برای نابودی انقلاب اسلامی است و با تمام توان به کشورو ملت ما حمله ور شد، غافل از اینکه یک ملت با اراده در برابرشان ایستادند.

آن روزها ۲۲ساله بودم و دوران سربازی را هم در رژیم طاغوت در ستاد مرکزی ژاندارمری گذرانده بودم، با این حال چیزی از جبهه، جنگ، سنگر، بمباران و توپخانه ندیده بودیم. با این وجود با عشق به پاسداری از آب و خاکمان به سرپل ذهاب و به شهرک المهدی رفتیم.

جنگی نابرابر؛ 500 خمپاره و توپ در برابر 2 گلوله

عصر همدان: وضعیت تجهیزات و تسلیحات دفاعی و نظامی ایران در روزهای نخستین جنگ چگونه بود؟

عمو بهبود: آن زمان بارش گلوله های توپخانه عراق وغرش وانفجار خمپاره ها که دیوانه وار به سر این منطقه می بارید و سبب شده بود تا زمین وزمان یک لحظه آرام نباشد، آن بمباران های همه جانبه نشان می داد که رژیم بعث عراق با تمام قوا و با حمایت های چندین و چند کشور مستکبر جهانی به میدان نبرد با انقلابی نوپا آمده بود.

همان بمباران های بسیار شدید نشان از برتری بیش از حدعراقی ها از نظر تجهیزات نظامی داشت، به جرأت بگویم که در برابر ۵۰۰ خمپاره و توپ رژیم بعث که بر سرما از زمین و زمان می بارید با یک الی دو گلوله از طرف ایران جواب داده می شد و ما زمانی که ‌این‌صحنه ها ونابرابری ها را مشاهده کردیم تازه متوجه شدیم که دشمنان چه خوابی برای مملکت ما دیده اند.

عصر همدان: خاطره ای روز نخست خود در روزهای نخستین جنگ را بگویید؟

عمو بهبود: در روز نخست در سرپل ذهاب در محل استقرار نیروهای پادگان ابوذر، استراحتی بسیار کوتاه کردیم. پس از مدتی برادر محمد مؤمنی که به نمایندگی از سپاه تویسرکان دو سه روز زودتر برای آشنایی با منطقه همراه برادران سپاه پاسداران همدان به سرپل اعزام شده بود نزد ما آمد و بعد از توضیحات اولیه خواست که دو نفر از برادران برای دیدبانی و توجیه با او به سنگر بروند.

و من و برادر ابراهیم زنگنه با او رفتیم، بعدها برادران مؤمنی و زنگنه به درجه رفیع شهادت رسیدند، به محض خروج ازمحدوده شهرک‌ بالگردهای جنگی عراق هم برای بمباران در بالای سرما ظاهر شدند، کمی سردرگرم شدیم طوری که از پایین تپه ای معروف به تپه شهرک‌ از داخل شیار تا بالای آن با عجله دویدیم، آنقدر که نفسی برایمان نمانده بود، تجربه یمان اندک بود، بالاخره با هر سختی به طور نیم خیز به بالای تپه به سنگر دیدبانی رسیدیم.

بخشی از خاک ایران عزیز در چنگال بعثی ها بود

یکی از برادران سپاه همدان داخل آن سنگر‌ که تنها سنگر تپه محسوب می شد، آرام ‌و به صورت خمیده نشسته بود، از‌ ما هم خواست بنشینیم و موقعیت دشمن و تپه هایی که مشرف بر ما بودند را نشان داد و گفت نام آن رشته کوه، ‌بازی دراز است وعراق در عمده بخش های آن مستقر شده و ما هیچ نیرویی در آنجا نداریم.

با اشاره، محل استقرار دیدبان عراقی ها و توپخانه شان را هم نشان داد، قرار بر آن شد اقدامی انجام ندهیم و تنها با رمز، تحرکات عراقی را را به وسیله بی سیم گزارش دهیم.

مدتی نگذشت که برادر مؤمنی و آن دیدبان به شهرک بازگشتند و من ماندم و برادر زنگنه در داخل سنگر برای دیدبانی.

سنگری که در آن بودیم چاله ای به عرض و طول کمتر از یک متر و عمقی کمتر از ۷۰ سانتیمتر بود و داخلش با فاصله‌ ۴۰ سانتیمتر از روی زمین یک پله برای جای بی سیم کنده بودند و بی سیم را روی آن می گذاشتیم‌، کف سنگر هم به یک سنگ به نسبت بزرگ رسیده بود که همان سبب شده بود تا کار تکمیل تر شدن سنگر را رها کنند و با همان عمق کم بسازند.

یکی ساعتی گذشت اما تحرکی مشاهده نکردیم، نه توپخانه و تانک عراقی خبری بود و نه از دیده بان‌ و نیروی های رژیم بعث، توپخانه دشمن ساکت شده بود آنقدر ساکت که ما فراموش کردیم ‌کجاییم و چه‌ وظیفه ای داریم.

تجربه جنگی بدون دیدن آموزش های حرفه ای مقابل دشمن

عصر همدان: برای مقابله با دشمن آموزش های لازم را دیده بودید؟

عمو بهبود: بی سیم هم چند بار ‌ما را به نام ابوذر صدا زد و گزارش خواست که گفتیم اینجا هیچ خبری نیست، اینجا بود که به دلیل بی تجربگی من و برادر ابراهیم چند قدمی بر روی تپه زدیم، همین امر سبب لو رفتن دیدبانی شد، در روزهای نخستین جنگ فرصت هماهنگی و آموزش های لازم بین نیروهای نظامی و امنیتی را نداشتیم، 20 دقیقه ای نگذشته بود که نخستین سوت وحشتناک و خیلی نزدیک توپ به کمتر از ۲۰ متری ما به زمین نشست و ما دو نفره به داخل سنگر یا همان چاله پریدیم. دومین توپ عراقی ها به 10 متری و سومی به دو متری سنگر برخورد، طوری که چند بوته خشک‌ آن اطراف هم آتش گرفت.

مقر اصلی که سلمان نام داشت اوضاع و احوال ما را دید و مدام و پشت سرهم صدا می زد ابوذر! ابوذر! ابوذر! اما نه من و نه ابراهیم قدرت جواب دادن نداشتیم و همچنان عراقی ها به شلیک هایشان ادامه ‌می دادند. پس از گذشت مدت زمانی کوتاه گوشی بی سیم را بر داشتم و گفتم زنده ایم! چند کلمه ای را بدون کد و رمز حرف زدم، برادر ابراهیم گوشی را از من گرفت و به مقر گفت چرا توپخانه ما جواب این پدرسوخته ها را نمی دهد! بزنید توی سرشان این ها دارند ما را خفه می کنند.

مقر مجدد تأکید کرد که از درون سنگر لیست داخل پلاستیکی را بیرون بیاوریم و با کد و رمز حرف بزنیم، زمانی که لیست را بیرون آوردیم تازه یادمان افتاد که بیش از 90 درصد کدها را حفظ کرده بودیم، به هر حال این اتفاقات در کوتاه ترین زمان رخ داد و ما مجدد خودمان را پیدا کردیم و ساکت ماندیم تا آن که عراقی ها تصور کردند که ما را زده اند.

امکانات حداقلی رزمندگان برای کندن سنگر/روزگاری در سپاه تنها نارنجک و ژ3 داشتیم

عصر همدان: برای کندن سنگر امکانات لازم را داشتید؟

عمو بهبود: به خاطر دارم برای عمق بخشیدن باید زمین را بیشتر حفر می کردیم تا در تله نیافتیم به همین علت با یک کلنگ و یک بیل نظامی که ‌بیشتر به اسباب بازی کودکان شبیه بود تا ابزار کندن سنگر، دو نفره برای حفر بیشتر سنگر کار را شروع کردیم، کندیم تا جایی که پوست سه تا از انگشتانم هم کنده شد و از آن ها خون می چکید، اما دست از کار برنداشتیم.

ما در سپاه آن روزها تنها نارنجک و ژ3 داشتیم حتی تیربار هم نداشتیم اما به لطف و همت همین عزیزان، سپاه امروز یکی از بزرگترین قدرت های دفاعی نظامی جهان را برای ایرانیان رقم زده است.

دشمن امروز جرأت سنگ پرانی به ما را ندارد

باید بگویم که با هیچ و دستانی خالی مقابل دشمن تا دندان مسلح ایستادیم و این قدرت ایمان رزمندگان بود.اما امروز خوشبختانه از نظر تسلیحات دفاعی در حد اعلایی هستیم و دشمن جرأت سنگ پرانی به ما را ندارد و به فرموده رهبری یکی بزند 10 تا می خورد.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1648664
ارسال نظر
نظرات