شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان کهکیلویه و بویراحمد
ساعت: 13:54 منتشر شده در مورخ: 1399/07/02 شناسه خبر: 1650040
راوی گچسارانی دفاع مقدس:

غافلگیری، مهمترین عامل پیروزی عملیات والفجر 8 بود+تصاویر

غافلگیری، مهمترین عامل پیروزی عملیات والفجر 8 بود+تصاویر
افضلی گفت: مگر می ­شود، داستان پدخندق با سرداران سبزپوش همیشه قهرمانش را شنید و دید و امروز که مقاومت ملت در تحریم های ناجوانمردانه اقتصادی را که شاهدیم و اما دستان پنهان مافیا و محتکرین اقتصادی را تشخیص نداد و احساس نکرد؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح زاگرس، دفاع مقدس یکى از درخشان ترین صحنه هاى نقش آفرینى ملت بزرگ ایران است و هنوز ناگفته هاى بسیارى دارد که لازم است بیان شود تا نسل هاى آینده با ایثار و فداکارى رزمندگان این دوران طلایی تاریخ کشورمان بیشتر آشنا شوند.

این روزها و به مناسبت هفته دفاع مقدس به سراغ رزمندگانی می رویم که عاشقانه به ندای « هل من ناصر ینصرنی » رهبرشان لبیک گفتند.یکی از این رزمندگان "سید یدالله افضلی" است، وی متولد اول مهرماه 46 و ازاهالی منطقه خیرآباد گچساران است.

افضلی فرهنگی بازنشسته و در حال حاضر به عنوان راوی انقلاب و دفاع مقدس(سرزمین راهیان نور) و نیز مدیر کانون بسیج مهندسی صنعتی گچساران مشغول به فعالیت است،این رزمنده گچسارانی در25 بهمن ماه 64 به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام و در عملیات والفجر 8(فاو) مجروح شیمیایی(جانباز15درصد) شده اند.

ساخت دستگاه سوخت رسانی موتورهای دیزل جهت آموزش هنرجویان هنرستانها در استان خوزستان (شهرستان رامهرمز ۷۸ تا ۸۰) و طرح هدفمند کردن مسابقات علمی-عملی هنرجویان هنرستانهای فنی و حرفه ای و کاردانش (۸۳ تا ۸۴) از ابداعات و اختراعات این رزمنده دوران دفاع مقدس است،افضلی نیز کتابی تحت عنوان مکانیک تراکتور و تیلر برای دانشجویان رشته های مکانیک کشاورزی ماشین آلات و مربیان رشته های مکانیک نیز تالیف کرده است و مقالاتی زیادی هم در کارنامه دارد.

به همین بهانه امروز و در سالروز تولدش به سراغش می رویم تا از نقش آفرینی ها و رشادت های رزمندگان کهگیلویه و بویراحمد در دوران دفاع مقدس گپ و گفتی داشته باشیم.

چگونه شد که به فکره جبهه رفتن افتادید؟

خانواده ما یک خانواده کاملا مذهبی بود، پدر ،مادر ،برادرانم، خواهرم و برادربزرگم که در جهاد سازندگی مشغول بود(سید قمصور افضلی) برادر دومم سید محمد کریم پاسدار بود و برادر سومم سید عبدل هم در همان هنگام کارهای تبلیغاتی و پوستر و عکس روی دیوار با کمترین امکانات (با یک چراغ قوه وکارتن جاکفشی و طلق) انجام می داد، خودم هم با توجه به اینکه از نظر درس در سطح عالی بودم و متن­هایی و جملات زیبایی در وصف رزمندگان می ­نوشتم و با بلندگو جهت اعزام و جمع­ آوری کمک­ های مردم برای پایگاه فعالیت می­ کردم، عاشق این بودم که در دفاع مقدس شرکت کنم، اما چون دیگر برادرانم در جبهه بودند پس اجازه ورود به من را نمی­ دادند وسرانجام در یکی از روزها که اعزام به جبهه بود به شهر گچساران رفتم و یک قطعه عکس و کپی از شناسنامه (بطوری که متوجه نشدند) عازم جبهه شدم.

عکس العمل خانواده از رها کردن تحصیل و رفتن به جبهه چگونه بود؟

 از نظر جبهه رفتن مشکلی نداشتند اما نوبت به من نمی ­رسید،فقط پدرم اصرار داشت که چون دَرسَت خوب است نباید لطمه بخوری و آقای رضایی مسئول پایگاه بسیج هم به خانواده ام می­ گفت که سید یدالله درسش خیلی خوب است و بگذارید درس بخواند که ما نیاز داریم کسانی هم درس بخوانند. ولی خودم در آن زمان تکلیف دانستم که هم در جبهه دفاع مقدس و هم در درس بجنگم، در مناطق جنگی و پشت عقبه جبهه چون معلم بودم اقدام به تدریس همسنگریان هم نمودم و تعدادی دانش آموز و زیر دیپلم هم داشتیم که هم در سنگردرسشان دادم (علیرحم صالحی و منصور پیرو).

در طول دوران دفاع مقدس عنایت خدا را در کجا و چگونه دیدید؟

 در حقیقت دوران دفاع مقدس سراسر عنایت خداوند بود!!!

۱- دفاع مقدس نعمت بود، باعث اتحاد و یکدلی و یکرنگی امت شد(ترک-کرد و بلوچ و لر و مازنی و کرمانی و یزدی و...) در کنارهم (برادروار) با اخلاص زندگی می­ کردیم، در جهت خدمت کردن به همدیگر حسادت می کردیم.

۲- نهال انقلاب را پخته و سرسخت و تنومند و قوی­ بار آورد، داستان زندگی پیامبر(ص) در صحرا در دوران کودکی یادتان است پیامبر اکرم (ص) را سخت کوش و قوی نمود و ...)

۳- عنایت بعدی نیز این بود که نقاب از چهره خیلی از منافقین برداشت و این غیرممکن نبود جز در دفاع مقدس.

۴- پیدایش و پالایش نیروهای هوایی مدعی انقلاب ( غائله­ های خلق عرب-کردستان، آذربایجان و...) اگر دفاع مقدس نبود، به این سادگی جمع نمی شد.

۵- تمرین کارگروهی و رزمی و تاکتیکی جهت ادامه جنگ و ادامه خدمت رسانی بعد از دفاع مقدس(قرارگاه­های سپاه و سازندگی و... بود).

۶- آموزش علمی نیروی انسانی بصورت واقعی (دفاع معکوس) باعث شد که نیروی دانشگاهی و داشجویان عملاً با تجهیزات نظامی و بیمارستانی و کادر درمان کشور (عملاً با جراحی­ ها و شکسته بندی ها و ...) متخصص ­تر و توانمند­تر گردند.

۷- اگرچه شهدای خوب و خوش فکر وبا بصیرتی را از دست دادیم، ولی همانطوری که خون امام حسین علیه السلام اسلام را بیمه کرد، خون این شهداء هم باعث بیمه شدن انقلاب، ادامه نهضت و نیز استمرار در حرکت انبیاء و اسلام شده و خواهد شد.

نقش رزمندگان استان و گچساران را در دفاع مقدس از دیدگاه خود چگونه ارزیابی می­کنید؟

همانطوری که در دفاع از انقلاب، نقش استان در پیروزی انقلاب57 پررنگ بود(با تقدیم ۷ شهید مسجد شهیدان) و رساندن پیام امام به مردم علی رغم فعالیت­ های گروه­ های ضدانقلاب و مجاهدین خلق در گچساران، استان ما هم در رأس دیگر مردم ایران باتوجه به جسارت ،شجاعت و ایستادگی که از کوه­ های دنا ، خامی ، خائیز ، نیل و دیل به ارث برده بودند،قرار داشت و استان با تقدیم بیش از1800شهید و 360 شهید در گچساران و از از نظر حضور درجبهه نسبت به جمعیت، رتبه اول در کشور را کسب کرد.

کهگیلویه و بویراحمد ازنظر شجاعت رزمندگان در جبهه زبانزد عام و خاص بود اکثرفرماند­هان اقرار می­ کردند که در سخت ترین عملیات ها و مأموریت ها، بچه های گچساران و استان پیشقدم و موفق بودند، نقششان در لشکر ۱۹ فجر شیراز، لشکر۲۵ کربلا، تیپ المهدی(عج) ،گردان های یدالله، سیف الله ، روح الله و ... بی بدیل بود.(صحبت های سردار فضلی ، قربانی و آهنگران).

البته نقش زنان استان هم کمتر از مردان نبود و هر آنچه می توانستند در کمک به جبهه ها از پخت نان گرفته تا ارسال دیگرکمک ها به جبهه ها هم از هیچ تلاشی دریغ نمی کردند. (خاطره یک دانش آموز راهنمایی که نوشته بود نمی دانستم چه براتان بفرستم من این لیوان را که ازجنس پوست آبمیوه است درست کرده­ ام و به جبهه فرستادم، شاید وقتی رزمندگان از آن آب می­ خورید من هم سهمی در جبهه داشته باشم.

بچه های کهگیلویه و بویراحمد در آن زمان زبانزد بوده ­اند و هم اکنون هم در یاری رساندن و مجاهدت در سنگرهای اقتصادی و سیاسی و نظامی، یکه ­تاز ، هنرمندانه ، برنامه ­ریز و توانمند در پست ­های کلیدی مملکت تلاش می­ کنند.

آیا با همرزمانتان هنوز ارتباط دارید؟ چندتا از همرزمانتان شهید شدند؟

بله ارتباط دارم- شهید "هیبت اله ویسی" از روستای ده­ خلیفه و شهیدی که در سنگر کمین و کنار خودم شهید شد اهل زیلایی یاسوج بود

آیا واقعیت جنگ به درستی به نسل جوان منتقل شده یا نه؟

به طورکامل نه

چرا؟

1. چرا؟ همیشه در طول تاریخ واقعیت­ ها به درستی و کامل تبیین نمی ­شود چون اولاً هرکس به فراخور ذهنی و حضورش در قسمتی از دفاع مقدس، تنها گوشه ­ای از آن را دیده و بیان می­ کند (داستان فیل و شب تاریک).

۲. عده ای هم مخالف و منتقد هستند و همیشه ساز مخالف با مسیر حرکت می ­زنند، اینها مریض هستند و متأسفانه در فضای مجازی هم فعالیت می کنند.

 3. عده ای هم ندانسته مطالبی را عنوان می کنند گرچه اینها قصد و غرضی ندارند ولی مطالب غلط  را در گروه های مسئله دار باز نشر می ­کنند و متاسفانه این گروه هابعضا  چون ساده لوح هستند، اثر مخرب تری دارند و باعث تحریفاتی در بیان حقایق می­ شوند.

4. عده ای هم عزت نفس دارند و می­ گویند ریا می ­شود و لب فروبسته اند(اینها غالبا فرماندهان جنگ و جبهه رفته ها و رزمندگان مخلص دفاع مقدس هستند که اگر نیایند و شاید هم دیر شده و واقعیت ها را بیان نکنند خسارت جبران ناپذیری به جریان دفاع مقدس وارد می­ شود( امام راحل، رهبر معظم انقلاب بارها تأکید دارند که واقعیات جنگ و دفاع مقدس را بنویسید و بگوید،بنابراین خطر در کمین است).

بنابراین فرماندهان، زرمندگان، دلسوزان انقلاب باید زینب وار به میدان بیایید و از حقایق جنگ دفاع کنند،چراکه اگر زینب سلام الله علیها نبود حادثه و واقعه کربلا در همان کربلای ۶۱ هجری دفن می ­شد.

از احساس خود در هفته دفاع مقدس بگوید؟

چهل سال است که همه روز و شبم پر از احساس ، افتخار و سربلندی در دفاع از واقعیات دفاع مقدس و حقایقش سپری شده است چرا دفاع مقدس هفته و ماه و سال نمی ­شناسد. تک تک روزها وسال ها ودقیقه ها و ثانیه ها، مقدس است و پراز احساسی خوشایند، پس مگرمی ­شود خنده شیرین و ملیح و عاشقانه شهداء در آخرین لحضات زندگی ­شان را دید و آنچه آنها درآن لحضات می­ دیدند را احساس نکرد؟.

مگر می ­شود در ساعاتی که انس ، جن و ملک درخوابند، صدای پای نرم نرمک آن رزمنده ای که جهت شناسایی منطقه با صدای نفس­هایش در بشکه آب نیروهای عراقی یا بشکه های زباله بعثی ها ساعت­ ها منتظر می­ ماند، را احساس نکرد؟!.

 

مگر می­ شود، در میان سیل خروشان اروند، میان کوسه ها و جزر و مدش،حبس نفس ­های غواصان را ندید تا جامعه بتواند نفس بکشد، مگر می­شود عبور از میادین مین و تله ­های انفجاری و سیم ­های حلقوی و ستاره ای را دید و فراموش کرد و امروز هم جریان های خزنده اقتصادی ،موریانه ­وار و زالوهای مکنده بیت­ المال را نادیده گرفت؟!.

 مگرمی­ شود، جهت عبور از کانال های آب وکمیل و بازکردن محورها پا روی پشت و کمر دلاوران و بسیجیان که پلی ساخته بودند از تن و بدن خویش برای هموار کردن و تسریع در عملیات ها را دید و باز لب به سکوت بست،  که امروز برای ایجاد کانال های جاسوسی و انحرافی و رشوه بازی در کسب مال و اموال مناسب دولتی جهت جمع آوری بیت المال کم هم ندیده ایم؟!!!.

مگرمی ­شود، جنگ تن و تانک را، سم ستوران بر بدن حسین علیه السلام را، در هویزه دید و شنید و برهنگی جامعه را فریاد نزد وفساد اخلاقی مسئولین، دل هر رزمنده­ای را به درد نیاورد و احساس نکرد، مگرمی­ شود، صدای "حسین، حسین اکبر- اکبرحسین به گوشم"، آخرین جملات بی­سیم شهداء را که تا آخرزمان طنین اندازشده است را با گوش دل شنید و امروز گوش خود را کر کرد و نشنید و یاخود را به کری زد و وعده های دروغین و مضحک نا اهلانی که بر گرده ملت سوار شدند را باهمان گوش شنید؟!.

 

مگر می­ شود بدن سیاه و تاول زده و عریان رزمندگان و شیمیایی با گازهای خردل و حلبچه را دید و اما تورم و تاول و حباب های اقتصادی جامعه را دراثر بی ­لیاقتی برخی معماران اقتصادی به ظاهر مسلمان را درک نکرد؟!.

 مگر می ­شود، داستان پدخندق با سرداران سبزپوش همیشه قهرمانش را شنید و دید و امروز که مقاومت ملت در تحریم های ناجوانمردانه اقتصادی را که شاهدیم و اما دستان پنهان مافیا و محتکرین اقتصادی را تشخیص نداد و احساس نکرد؟.

مگرمی ­شود، یخ بستن تن شهداء را در کربلای غرب دید و اما نتوانیم یخ بی تدبیری برخی مسئولین را بشکنیم و فضا را برای ظهور آقا امام زمان (عج) مهیا نکنیم، مگر می شود شاهد بریدن سرهای رزمندگان( فرماندهان) به دست کومله و مجاهدین خلق و داعش و ... بود و باز هم دوباره شاهد سرکوب کردن نیروهای شاخص انقلابی و فرماندهان و رزمندگان و ندادن مسئولیت ها به آنها (حذف آنها) باشیم و لب فرو ببریم؟!.

 

مگر می­ شود نیش پشه های هور و گزش موش های هور را دیده باشی و حرف های نیش­دار و معنادار بعضی را احساس نکرد؟مگرمی­ شود، طعم شیرین و دلچسب طنزها و جک های جبهه را دید و شنید و شیرینی پیروزی غرورآفرین، دلچسب دفاع مقدس و مقاومت قدس عزیز را و اما پیروزی برفتنه های جامعه را نچشید و لبخند نزد؟.

در چه عملیاتی حضور داشتید؟ لطفا توضیح بدهید.

عملیات والفجر8،این افتخار را دارم که به عنوان عضو کوچکی از این سیل خروشان ملت و رزمندگان اسلام حتی به اندازه خردلی در این عملیات بزرگ شرکت کرده ام. عملیات والفجر8 یکی از بزرگترین و مهم ترین عملیات ها و خوشبختانه پیروزمند در طول دفاع مقدس بود این عملیات با تغییر تاکتیک فقط خشکی به عملیات آبی خاکی رزمندگان ما در طول دفاع مقدس با فرماندهی مشترک سپاه و ارتش انجام و با توجه به رعایت حداکثری مسائل امنیتی و حفاظتی به عنوان عملیات حفاظت اطلاعات مشهور است.

 

بطور خیلی خلاصه خصوصیات بارز این عملیات را عنوان می ­کنم.

1- عملیات آبی خاکی بود سختی و برنامه ریزی و آموزش نیروهای متخصص‌­تری را می­طلبید.

2- عبور از رودخانه اروند وحشی به عرض 1600-400 متر و طول 1000متر.

3- سرعت جزرومد رودخانه اروندبا سرعت 40 کیلومتر (درسطح و عمق متفاوت است) در عمق بیشتر است  و در سطح آرام و گول زننده است.هر 6ساعت یک جزر و مد، یعنی درطول شبانه روز 4مرتبه جزر و مد دارد.

4- مدت زمان عملیات (75روز) طول کشیدو طولانی ترین عملیات دفاع مقدس.

5- انتخاب روز و ساعات عملیات؟؟

بعد از 2سال، تحقیق و بررسی آب و هوا، جزر و مد و مقدار دبی آب، سرعت آب، جریانات جوی و آبی ده ساله از ادارات هواشناسی و بررسی موردی متخصصین مربوطه و (رزمندگان)

درساعت 22:10 روز 20 بهمن 1364 در منطقه خسروآباد تا رأس البیشه آغازگردید و درتاریخ 29/1/1365 با پیروزی نیروهای ما به پایان رسید.

غافلگیری؛ مهمترین اصل پیروزی عملیات والفجر 8

6- استفاده از اصل (غافلگیری) در جنگ،استتار نیروها، رعایت تمامی مسائل امنیتی، مرخصی­ها، مکاتبات رزمندگان، تعویض و دانش نیروها، جابه جایی نیروهای خط ژاندارمری با سپاه، استفاده از سلاح سازمانی جهت غافلگیری(ام1)،فرماندهان در لباس و شغل کشاورزی و جهاد به عنوان کارشناس مسائل
کشاورزی، نقل و انتقال نیروها با تانکرخالی آب، خارج نمودن ساکنین منطقه اروندکنار و روستاه به مناطق پشت جبهه و جایگزین نمودن نیروهای بسیجی در مناطق به عنوان کشاورز.

 

7- اقدام فریب (جابه جایی نیروها به هور در روز و تحرک در آن منطقه که دشمن فریب بخورد که اگر قرار است عملیات شود و درهور انجام می­گردد (مثلا روزها چندین کامیون از ستاد به هور حرکت می­کردند( و شبانه  برمیگشتند)، سنگرسازی در هور، گذاشتن لوله های یکجا روی سنگر در منطقه هور که دشمن در تصاویر هوایی فکر می­کردند تانک هستند.

8- رمز عملیات: بارمز مقدس یا فاطمه الزهرا (س).

9- حملات شیمیایی: در تاریخ 23/11/64 حملات شیمیایی عراق در ساعت صبح و بعد ازظهر با گازهای اعصاب و خردل و سیانید آغازگردید.طولانی ترین حملات شیمیایی در تاریخ جنگ بود 32 فروند هواپیما به صورت گروههای کوچک و هماهنگ منطقه را به مدت یک ساعت مورد بمباران شیمیایی قرارمی­دادند.

10- ضعف اطلاعاتی دشمن.

11- اتخاذ تاکتیک های ویژه خصوصاً هنگام عبور از رودخانه اروند.

 

12- موقعیت زمین منطقه که امکان مانور را از دشمن سلب می­کرد.

13- عملیات پشتیبانی، از ام­الرصاص، شلمچه، پشتیبانی بیشتر دولت و مردم، پشتیبانی پدافند
هوایی، آتش  خودی.

14- تغییر تاکتیک، روش های دفاع و جنگ تغییر زمین مانور از دشت و خشکی به هور و رودخانه اروند.

 15- ساخت بزرگترین پل با لوله های 48 اینچ توسط یگان مهندسی سپاه که بی نظیر بود، در ساخت و زمان کم.

 

هرآنچه در کلمات زیر به ذهنتان می­ رسد کوتاه بفرماید؟

امام زمان عجل اله تعالی فرج الشریف: ناجی بی منت

رهبرمعظم انقلاب: تدبر و درایت

کربلا:نماد مبارزه با ظلم

گردان:یدالله (یدالله فوق ایدیهم)

 شهید:هیبت الله ویسی( هنرمندی به تمام معنا)

راهییان نور: سفیران بیان حقایق

نسل امروز: منتقد و بلندپرواز

نسل جوان دیروز: عاشق ، بی پروا و با پشت کار

شهادت: اوج رستگاری

۳۶۰ شهید گچساران: تمام روزهای سال با شهداء

 

در پایاین ازسید یدالله افضلی این یادگار دوران دفاع مقدس که در این گفت و گو ما را یاری کردند قدردانی می کنیم.

 

انتهای پیام/

 

https://www.dana.ir/1650040
ارسال نظر
نظرات