شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان کرمان
ساعت: 11:25 منتشر شده در مورخ: 1399/07/03 شناسه خبر: 1650432
روایت نوجوانانی که یک شبه بزرگ شدند؛

اسارت، با ارزش ترین لحظات زندگی بزرگ مردان کوچک جنگ/ حکایت مادری انقلابی که حاج قاسم او را چریک پیر نامید

اسارت، با ارزش ترین لحظات زندگی بزرگ مردان کوچک جنگ/ حکایت مادری انقلابی که حاج قاسم او را چریک پیر نامید
با آغاز تجاوز عراق به خاک ایران همه اقشار جامعه برای دفاع در جبهه ها حاضر شدند، در این بین نوجوانان قشر گسترده ای از رزمندگان را تشکیل می‌دادند که با وجود سن اندک از عقلی سلیم برخوردار بوده و با تمام توان خود به دفاع از کشور پرداختند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از راه آرمان، مدتی پس از پیروزی انقلاب استکبار جهانی با سرکردگی صدام حسین تصمیم به راه اندازی جنگی ناعادلانه علیه ایران گرفت تا به دنبال آن انقلاب نوپای ایران را نابود کنند.

در این بین همه اقشار جامعه که سهم بزرگی در پیروزی انقلاب داشتند برای دفاع از وجب وجب خاک این سرزمین به مرزهای غربی شتافته و با خون خود به مقابله با دشمن پرداختند.

در دفاع از خاک ایران سن و سال بی معنی بود، نوجوانان قشر گسترده ای از رزمندگان بودند که با وجود سن اندک از عقلی سلیم برخوردار بوده و با تمام توان خود به دفاع از کشور پرداختند.

حسن تاجیک شیر یکی از رزمندگان نوجوان دوران دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار ما اظهار کرد: هدف ما از رفتن به جبهه تنها دفاع از اسلام بود و هیچ نیت دیگری در پس آن قرار نداشت، زمانی که امام خمینی (ره ) دستور جهاد دادند، عازم جبهه ها شدیم تا بر اساس وظیفه شرعی که دفاع از میهن بود، عمل کنیم.

صمیمیت و روحیه جهادی رزمندگان کمبود امکانات دفاعی را جبران می کرد

وی افزود: از ابتدای ورود به جبهه ها مدتی به عنوان تک تیرانداز و مدتی به عنوان تخریب چی فعالیت می کردم، در آن زمان مدتی در جبهه های شوش و دزفول مشغول مبارزه بودم، پس از مدتی به اهواز آمدم و نهایتا در جبهه اهواز اسیر شدم.

این رزمنده نوجوان دوران دفاع مقدس عنوان کرد: در آن زمان فضای معنوی بر جبهه ها حاکم بود، علاوه بر آن صمیمیت، روحیه جهادی و ایثار که در رزمندگان وجود داشت، کمبود امکانات را جبران کرده بود.

تاجیک شیر در ارتباط با چگونگی اسارت خود توضیح داد: در یک شبیخون در سال ۶۰، به دل دشمن نفوذ کردیم در همین حال زخمی شدم و نیروهای خودی پس از طی مسیری مجبور به رها کردن من در منطقه شدند.

وی یادآور شد: با وجود زخمی بودن یک روز در منطقه بودم و پس از آن عراقی ها مرا پیدا کردند و اسیر شدم، به مدت ۱۰۲ ماه در دستان رژیم بعث اسیر بودم، در این مدت بر اثر شکنجه های گاه و بی گاه ۵ بار پای من شکست.

این رزمنده نوجوان دوران دفاع مقدس ابراز کرد: در ابتدای ورود به جبهه تنها ۱۳ سال داشتم و به دلیل اینکه سن اندکی داشتم، خانواده با رفتن به جبهه مخافت کردند و من به ناچار بدون اجازه عازم جبهه شدم.

تاجیک شیر تصریح کرد: در ابتدای جنگ هنوز گردانی تشکیل نشده بود و سازو کار مشخصی وجود نداشت، دوران آموزشی افتخار آشنایی با سردار شهید حاج قاسم سلیمانی را داشتم.

پیروزی های پیاپی ایران فشار شکنجه ها را بر اسرا دو چندان کرده بود

وی ادامه داد: رژیم بعث پس از اینکه مقاومت ایران را دید و عملیات ها یکی پس از دیگری انجام شدند و پیروزی ها بیشتر شد، دشمن برای جبران شکست خود فشارها و شکنجه ها را دو چندان کرده بود.

این رزمنده نوجوان دوران دفاع مقدس اذعان کرد: اگر باز هم به دوران دفاع مقدس باز گردم قطعا دفاع از وطن را انتخاب می کنم و افتخار می کنم که توانستم در دفاع از مکتب و کشور خود نقشی داشته باشم.

تاجیک شیر گفت: اگر چه دوران اسارت سخت بود اما دستاوردهای شیرینی برای ما به همراه داشت و فرصت مناسبی برای تقویت روحیه معنوی ما فراهم کرده بود.

در ادامه مجید ضیغمی نژاد یک از آن ۲۳ رزمنده نوجوانی است که در عملیات فتح المبین به اسارت رژیم بعث در آمد، به خبرنگار ما گفت: پس از آغاز جنگ تحمیلی من در سن ۱۷ سالگی عازم جبهه ها شدم، اولین حضور من در جبهه با شرکت در عملیات فتح المبین همراه شد.

وی افزود: پس از آن توفیق شرکت در عملیات بیت المقدس را داشتم و در جریان همین عملیات به اسارت نیروهای بعثی عراق در آمدم.

آن ۲۳ نفر، شاه کلید صدام برای مخفی کردن ناکامی های عراق در برابر ایران

این رزمنده نوجوان دوران دفاع مقدس مطرح کرد: با توجه به شرایط و دانش آموز بودنم در ابتدا خانواده با حضور در جبهه مخالف بودند، با توجه به اینکه امکان داشت در جنگ شهید، مجروح و یا اسیر شویم، پذیرش آن برای خانواده سخت بود.

ضیغمی نژاد تصریح کرد: در آن زمان افراد با سن های مختلف اعم از جوان، نوجوان، میانسال ها و حتی پیرمردها در جبهه حاضر می شدند، اینگونه بود که وظیفه خود دانستیم تا از خاک و دین خود دفاع کنیم.

وی یادآور شد: در جریان عملیات بیت المقدس توسط نیروهای رژیم بعث اسیر شدیم، از آنجایی که صدام به دنبال راه اندازی یک شوی تبلیغاتی بود، افراد نوجوانی را که اسیر شده بودند و ۲۳ نفر بودیم را از سایرین جدا کرد.

این رزمنده نوجوان دوران دفاع مقدس با اشاره به تشکیل گردان ها در آن زمان بیان کرد: در عملیات فتح المبین هنوز گردان ها تشکیل نشده بودند و لشکر ۴۱ ثارالله در قالب تیپ ثارالله فعالیت می کرد.

ضیغمی نژاد تاکید کرد: ما در قالب یکی از گردان های تیپ ثارالله به جبهه های نبرد حق علیه باطل عازم شدیم، حاج قاسم در عملیات های فتح المبین و بیت المقدس فرماندهی نیروها را برعهده داشت.

وی ادامه داد: در جریان اجرای عملیات فتح المبین بنده از ناحیه دست مجروح شده و به عقب بازگشتم ، پس از استراحتی ۱۵ روزه در عملیات بیت المقدس شرکت کرده و از ناحیه پا مجروح شدم، در همین حین به اسارت رژیم بعث درآمدم.

سواستفاده رسانه ای از اسرا و انتشار اخبار کذب، سیاست شکست خورده صدام بود

این رزمنده نوجوان دوران دفاع مقدس ابراز کرد: ماجرای آن ۲۳ نفر از آنچه که بر سایر اسرا گذشته بود، تفاوت داشت و صدام با شوی تبلیغاتی که آغاز کرده بود، با جمع آوری افراد کم سن و سال در تلاش بود تا بر شکست های خود سرپوش بگذارد و اعلام کند که جمهوری اسلامی ایران نوجوانان را به زور از مدرسه به میدان جنگ می آورد.

ضیغمی نژاد تصریح کرد: ما ۲۳ نفر حدود ۵ ماه در زندان استخبارات عراق زندانی بودیم و شکنجه می شدیم، علاوه بر این در این مدت از رسانه های مختلف برای مصاحبه به زندان می آمدند و در نهایت آنچه که خود دوست داشتند مورد بهره برداری قرار می دادند.

وی افزود: در نشریاتی محلی عراق مصاحبه هایی از ما منتشر می شد که خلاف واقع بود و دروغ پراکنی می کردند، همین امر سبب شده بود تا همه از نظر روحی در شرایط بدی قرار گیرند و با اعتصاب غذای ۵ روزه دشمن از موضع خود کوتاه آمد.

این رزمنده نوجوان دوران دفاع مقدس اظهار کرد: در زمانی که ما اسیر شدیم، صدام از کمک های سرشار سایر کشورها بهره مند بود و به حدی مغرورانه به جنگ نگاه می کرد که تصوری از شکست نداشت.

ضیغمی نژاد عنوان کرد: صدام تصور می کرد ایران نیروی نظامی ندارد و به اجبار افراد کم سن و سال را برای دفاع به صف کرده است، در حالیکه این چنین نبود و سربازار عراقی بارها اعتراف کرده بودند که اگر به جنگ نروند خانواده های آن ها مورد آزار قرار می گیرند.

اعتصاب غذای ۵ روزه ۲۳ اسیر نوجوان فرماندهان عراقی را وادار به تسلیم کرد

وی یادآور شد: در جریان اعتصاب غذای ۵ روزه ما فرماندهان، مقامات ارشد در مقر وزارت دفاع که زندان استخبارات هم در آن قرار داشت، وقتی دیدند ۲۳ نوجوان اعتصاب کردند شگفت زده شدند.

این رزمنده نوجوان دوران دفاع مقدس عنوان کرد: بنده از اردیبهشت ماه سال ۶۱ به اسارت رژیم بعث درآمدم و این اسارت حدود ۸ سال و نیم به طول انجامید.

ضیغمی نژاد خاطرنشان کرد:زمانی که به پشت سر خود نگاه می کنیم، می بینیم اسارت برگ زرینی در پرونده ما است و اگر باز هم به گذشته بازگردیم دفاع از کشور را انتخاب می کنیم.

سلمان زادخوش آزاده ۸ ساله دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار ما اظهار کرد: از سال ۶۰ به جبهه ها اعزام شدم و برای اولین بار در عملیات حصر آبادان حضور پیدا کردم، در آن زمان ۱۷ سال سن داشتم.

وی افزود: مادر من به شدت انقلابی بود و اعتقاد داشتند که اگر برای دفاع از کشور نروید نانی که می خورید حلال نیست، چرا که وظیفه ما حفاظت از اسلام و انقلاب است به همین دلیل حاج قاسم لقب چریک پیر را به او داده بود.

این آزاده دوران دفاع مقدس عنوان کرد: پس از گذراندن دوره آموزشی در اصفهان، توفیق شرکت در عملیات های فتح المبین و بیت المقدس را داشتم و نهایتا در عملیات بیت المقدس اسیر شدم.

حاج قاسم مربی و فرمانده دفاع مقدس، از اولین روزهای جنگ تحمیلی تا نبرد با داعش

زادخوش بیان کرد: از اولین روزهایی که وارد پادگان قدس شدم، شهید سلیمانی مسئول آموزش رزمندگان بود، علاوه بر آن در جبهه های آبادان و فتح المبین نیزعملیات ها با فرماندهی حاج قاسم انجام شد.

وی یادآور شد: بنده در عملیات بیت المقدس به شدت مجروح شدم و این مجروحیت سبب شد تا به دست رژیم عراق اسیر شوم.

یکی از آن ۲۳ نفر تصریح کرد: رژیم بعث پس از آنکه رزمندگان زیادی را به اسارت درآورد ابتدا قصد قتل عام همه رزمندگان را داشت، در نهایت منصرف شدند و تصمیم به بهره برداری سیاسی از اسرا به ویژه نوجوانان گرفتند.

زادخوش ابراز کرد: نیروهای رژیم بعث به شدت اسرای نوجوان را که ۲۳ نفر بودند، شکنجه داد تا ما سن خود را به دروغ کمتر اعلام کنیم و بگوییم که به اجبار به جبهه آمدیم.

وی ادامه داد: ما ۲۳ نفر ۸ ماه در یک سلول زندانی بودیم، شرایط روحی و جسمی بسیار سختی داشتیم حتی اجازه نماز خواندن را از رزمندگان سلب کرده بودند.

جنگ ایران و عراق نمونه بارز نبرد ناعادلانه است

این آزاده دوران دفاع مقدس عنوان کرد: عراقی ها رحم به خودی و غیر خودی نداشتند بارها نیروهای خود را مقابل چشمان ما شکنجه می کردند.

زادخوش تاکید کرد: با وجود سختی ها و مشکلات در زمان جنگ سوریه نامه ای به سردار سلیمانی فرستادم و چندین بار خواهان اعزام به سوریه شدم که محقق نشد، اگر بار دیگری خطری کشور را تهدید کند قطعا جانمان را فدا خواهیم کرد.

وی یادآور شد: امیدوارم هیچ گاه جنگی رخ ندهد و اگر ناگزیر شدیم ناعادلانه نباشد، جنگ ایران و عراق مصداق بارز بی عدالتی و قرار گیری همه دنیا در مقابل کشوری با امکانات اندک بود.

انتهای پیام/


 
https://www.dana.ir/1650432
ارسال نظر
نظرات